اونوخ اين شمايي؟ يعني اصفهان بودي كه نمينوشتي؟ سند آوردي؟ پولكي ليمويي نياوردي؟ سر ظهر رفتي زاينده رود؟؟ چرا شب نرفتي؟ خوش گذشت؟ ....
ببين وقتي بدون شرح مينويسي، ما هم مجبوريم اينهمه سوال كنيم كه ديگه خودت با شرح و تفصيل بنويسي :)
ايول، ميبينيم كه قودومت شهرما رو گل و گلاب بارون كرده لوطي، يه نمه گرا ميدادي كه اون ورا راهيشدي ،بساط عيش و نوشي واستون راس و ريس ميكرديم كيوون پسند، جون تو، كه اصفهون و با مراماش همچين پاگيرت كنن كه دل كندن نداشته باشي كه رو كني و مام بگيم دستخوش. اصن بعدش هم قل ميخوردي ور نازي ايناو گلابتون وجماعت لوطي و با صفاي شيراز كه خاطرخاشون شدن هيچم سخت نيست به مولا، گفتن نداره، ملتفتي لابد. خود داني، از زري گفتن واس خاطر سفراي بعد، از كيوون هم تك پري و جفتك انداختن به بخت سفر لابد، بعله! اصاب مصاب ندارم،اصن زري بي زري، مام آخر هفته راهياصفهونيم، به صرف كباب و گوجه اضاف وسماق فلفلي تنگ دوغ داهات وماست پر علف+ تخته نرد و مايه تيلهش نقد و خوش برو رو بي چس ناله + پلكيدن شبونه بيخ دل زاينده رود و مستونه آواز خوندن و هرچي دل لامصب كشيد اون دم+ يه لگن چهارپاي شيتان پران پونز آبادي زريگونه صد البت با يه تشت سلكشن جادهاي و شهري و كوچهاي و منزلي و دخمهاي و تنگهاي و جنگلي و الخ( الان باس سلام كنيم خدمتتون آبجي آيدا؟ مخلصيما، نگين نگفت!) . ختم كلوم ، داستان اينطوراس. نبود؟ كسي همپياله وهم پايه نيس اين ورا؟
کیوان خسیس تمام رخ می گذاشتی عکس تو.
ولی ایول حال کردم با کامنت زری، مطمئنم این زریه یه وبلاگ نویس معروفه. بابا زری خانوم وبلاگتو بگو دیگه اینطوری که تو از نازلی و گلابتون و غیره گفتی معلومه که با سابقه هم هستی.
سلام دور از جون بعضی از این بالائی ها.... عجب جماعت خاله زنک و مشکل داری دور و بر تو جمع شدن. واقعاً همون بهتر که دیگه .... زین همرهان سست عناصر دلم گرفت* شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
وقتی یک بلاگر اونم کسی مثل کیوان از پشت یک سوم با جسارت میاد و یه عکس معمولی از خودش میذاره و بالاش می نویسه بدون شرح ! فکر می کنید منتظر اینه که نظرات خواننده هاش در مورد ریخت و قیافه و مدل لب و بینی و خط ریش و ... خودشو بدونه ؟
واقعاً متاسفم برای یک عده خصوصاً یکی که نوشته :" دیگه وبلاگت رو نمیخونم.
خوب من اصلا فکر نمیکردم این شکلی باشی.
تخیلاتم ترکید"
..دم به اون تخیلاتت ! همون بهتر که دیگه اینجا نیای
ببخشید اما بعضی ها دیگه شورشو درمیارن
فقط می خواستم آقا کیوان گل سرسبد وبلاگ نویسهای ایرونی خودتی
اینجا رو به خاطر خودت نوشته هات و طرز نگاهت دوست داریم نه به خاطر تیپ و قیافت
تا صد سال دیگم که بنویسی اگه عمری باشه می خونیم
کیوان وبلاگنویس ما؛
این دوستان که میبینی مگسانند دور شیرینی.
مایهی تاسفه که برخی از خوانندگان چنان نظرات چرت و پرتی میدهند(دیگه وبلاگت را نمیخوانم و ...)
البته خوبه که آدم گاهی دور و بریاشو رو با یه همچین پیمونههایی بسنجه.
با آرزوی موفقیت برای شما
Comments (35)
e manam esfahan budam!
Posted by sun | March 1, 2008 03:38 PM
Posted on March 01, 2008 15:38
اونوخ اين شمايي؟ يعني اصفهان بودي كه نمينوشتي؟ سند آوردي؟ پولكي ليمويي نياوردي؟ سر ظهر رفتي زاينده رود؟؟ چرا شب نرفتي؟ خوش گذشت؟ ....
ببين وقتي بدون شرح مينويسي، ما هم مجبوريم اينهمه سوال كنيم كه ديگه خودت با شرح و تفصيل بنويسي :)
Posted by فتانه | March 1, 2008 04:47 PM
Posted on March 01, 2008 16:47
بابا خوش تیپ! بابا فوتوژنیک! بابا اینکاره :)
Posted by فرناز | March 1, 2008 05:07 PM
Posted on March 01, 2008 17:07
زنده رود فقط صبحگاهان گرگ و ميش يا شامگاهان مهتاب رو !
Posted by ليلا | March 1, 2008 05:36 PM
Posted on March 01, 2008 17:36
اوه اوه....آقا مینوشتی بالای 18 ....!!
Posted by امیر | March 1, 2008 06:29 PM
Posted on March 01, 2008 18:29
اين عكس مال كي هست! پير شدي اينجا آخه
Posted by HALE | March 1, 2008 07:31 PM
Posted on March 01, 2008 19:31
اونوقت این آقاهه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟
نکنه خودتی ؟؟؟؟؟
اگه خودتی اصلا فکر نمی کردم این شکلی باشی !!!!!!!!!!!!!!!!
Posted by رها | March 1, 2008 07:38 PM
Posted on March 01, 2008 19:38
كه اينطور! اون از ولنتاين بازي، اين اصفهون گردي، ... اي داد و بيداد ... اي روزگار ... اين كامنت وظيفه اي ندارد الا ابراز خوشحالي از شادماني شما. همين.
Posted by چهار ستاره مانده به صبح | March 1, 2008 08:03 PM
Posted on March 01, 2008 20:03
واقعا شرح هم می خواستین بنویسین ؟ :)
Posted by عطیه | March 1, 2008 08:40 PM
Posted on March 01, 2008 20:40
حالا این رونمایی رو باید مدیون چی یا کی باشیم!؟ :دی
Posted by pepella | March 1, 2008 08:53 PM
Posted on March 01, 2008 20:53
یه وقت به تو بدنگذره من عذاب وجدان بگیرم !!!
Posted by mahtab | March 1, 2008 09:53 PM
Posted on March 01, 2008 21:53
میبینم که خود زنی کردی!! پسر تو هیچ فکر نکردی با انتشار این عکس چه ضربه ای به وبلاگت میزنی ?!
Posted by یک سوپر استار واقعی | March 1, 2008 11:58 PM
Posted on March 01, 2008 23:58
ببخشید قربان ولی باید اعتراف کنم که شما واقعا بی ریخت هستید....
Posted by اردشیر | March 2, 2008 12:19 AM
Posted on March 02, 2008 00:19
نه!!!!!!!!!!!!!! يعني اين تويي؟؟؟؟!!!!! چقدر پيرررررررررررر شدي!!!!!!!!!
Posted by هانیه | March 2, 2008 12:57 AM
Posted on March 02, 2008 00:57
چي چي رو پير شدي بچه رو ميترسونين. بزنم به تخته پسرم به نظر من جوونتر هم شدي به حرف حسودان گوش نكن.
Posted by فرزانه | March 2, 2008 07:56 AM
Posted on March 02, 2008 07:56
خودت بهتری
Posted by pink | March 2, 2008 08:51 AM
Posted on March 02, 2008 08:51
زاینده رود چقدر کم آب شده...
این عکس مال چه وقتیه؟
(تنها چیزی که به نظر نمیاد خوشتیپی جنابعالیه :) )
Posted by محمدرضا | March 2, 2008 10:27 AM
Posted on March 02, 2008 10:27
زیر پل منزلگه رندان بوَد هر که از پل بگذرد خندان بوَد
از قرار شما هنوز از پل نگذشتید!
Posted by یگانه | March 2, 2008 10:51 AM
Posted on March 02, 2008 10:51
دیگه وبلاگت رو نمیخونم.
خوب من اصلا فکر نمیکردم این شکلی باشی.
تخیلاتم ترکید.
Posted by هندونه | March 2, 2008 11:47 AM
Posted on March 02, 2008 11:47
ايول، ميبينيم كه قودومت شهرما رو گل و گلاب بارون كرده لوطي، يه نمه گرا ميدادي كه اون ورا راهيشدي ،بساط عيش و نوشي واستون راس و ريس ميكرديم كيوون پسند، جون تو، كه اصفهون و با مراماش همچين پاگيرت كنن كه دل كندن نداشته باشي كه رو كني و مام بگيم دستخوش. اصن بعدش هم قل ميخوردي ور نازي ايناو گلابتون وجماعت لوطي و با صفاي شيراز كه خاطرخاشون شدن هيچم سخت نيست به مولا، گفتن نداره، ملتفتي لابد. خود داني، از زري گفتن واس خاطر سفراي بعد، از كيوون هم تك پري و جفتك انداختن به بخت سفر لابد، بعله! اصاب مصاب ندارم،اصن زري بي زري، مام آخر هفته راهياصفهونيم، به صرف كباب و گوجه اضاف وسماق فلفلي تنگ دوغ داهات وماست پر علف+ تخته نرد و مايه تيلهش نقد و خوش برو رو بي چس ناله + پلكيدن شبونه بيخ دل زاينده رود و مستونه آواز خوندن و هرچي دل لامصب كشيد اون دم+ يه لگن چهارپاي شيتان پران پونز آبادي زريگونه صد البت با يه تشت سلكشن جادهاي و شهري و كوچهاي و منزلي و دخمهاي و تنگهاي و جنگلي و الخ( الان باس سلام كنيم خدمتتون آبجي آيدا؟ مخلصيما، نگين نگفت!) . ختم كلوم ، داستان اينطوراس. نبود؟ كسي همپياله وهم پايه نيس اين ورا؟
Posted by زري | March 2, 2008 12:31 PM
Posted on March 02, 2008 12:31
چقدر نگاهی که پشت اون عینکه خسته است...
Posted by مستانه | March 2, 2008 12:41 PM
Posted on March 02, 2008 12:41
کیوان خسیس تمام رخ می گذاشتی عکس تو.
ولی ایول حال کردم با کامنت زری، مطمئنم این زریه یه وبلاگ نویس معروفه. بابا زری خانوم وبلاگتو بگو دیگه اینطوری که تو از نازلی و گلابتون و غیره گفتی معلومه که با سابقه هم هستی.
Posted by گلناز | March 2, 2008 01:46 PM
Posted on March 02, 2008 13:46
زري جون من 5 خط آخر رو بنكل نفهميدم وگرنه پايه بودم !
Posted by فتانه | March 2, 2008 04:40 PM
Posted on March 02, 2008 16:40
بالاخره اصفهان و اینها! بله دیگه!
Posted by نوشا | March 2, 2008 06:05 PM
Posted on March 02, 2008 18:05
چند سال پيش يكي دو تا عكس گذاشته بودي كه زمين تا آسمون با اين عكس فرق داشت، قضيه چيه؟
Posted by خلوت ليلا | March 2, 2008 10:28 PM
Posted on March 02, 2008 22:28
سلام.
من هر روز این مسیر را پیاده میرم.شاید دیده باشمت! :)
از کنار هم میگذریم...
Posted by faezeh | March 3, 2008 08:49 AM
Posted on March 03, 2008 08:49
به به آقا کیوان گل، چشم مون به جمالتون روشن شد. همیشه به سفر و شادی برادر.
Posted by علی | March 3, 2008 10:07 AM
Posted on March 03, 2008 10:07
بيني قشنگي داري
***********************************************
k1: لطف داريد!
Posted by `پارميدا | March 3, 2008 03:38 PM
Posted on March 03, 2008 15:38
خيلي با تصورم متفاوتي.خيلي
راستي خانم همسر كجاس؟
Posted by تفلون | March 3, 2008 03:59 PM
Posted on March 03, 2008 15:59
سلام دور از جون بعضی از این بالائی ها.... عجب جماعت خاله زنک و مشکل داری دور و بر تو جمع شدن. واقعاً همون بهتر که دیگه .... زین همرهان سست عناصر دلم گرفت* شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
Posted by مونای مهماندار | March 3, 2008 07:03 PM
Posted on March 03, 2008 19:03
داداش این خودتی؟
Posted by شیخ حقگو | March 3, 2008 07:29 PM
Posted on March 03, 2008 19:29
وقتی یک بلاگر اونم کسی مثل کیوان از پشت یک سوم با جسارت میاد و یه عکس معمولی از خودش میذاره و بالاش می نویسه بدون شرح ! فکر می کنید منتظر اینه که نظرات خواننده هاش در مورد ریخت و قیافه و مدل لب و بینی و خط ریش و ... خودشو بدونه ؟
واقعاً متاسفم برای یک عده خصوصاً یکی که نوشته :" دیگه وبلاگت رو نمیخونم.
خوب من اصلا فکر نمیکردم این شکلی باشی.
تخیلاتم ترکید"
..دم به اون تخیلاتت ! همون بهتر که دیگه اینجا نیای
ببخشید اما بعضی ها دیگه شورشو درمیارن
فقط می خواستم آقا کیوان گل سرسبد وبلاگ نویسهای ایرونی خودتی
اینجا رو به خاطر خودت نوشته هات و طرز نگاهت دوست داریم نه به خاطر تیپ و قیافت
تا صد سال دیگم که بنویسی اگه عمری باشه می خونیم
Posted by بارش | March 4, 2008 09:34 PM
Posted on March 04, 2008 21:34
دمی زنده رودس اینجا پس جیگرکیش کو جاس؟ آ
Posted by خارخاسک | March 4, 2008 10:34 PM
Posted on March 04, 2008 22:34
chand sale har rooz neveshtehato mikhoonam .nazaraye badi ke dar morede ghiyafat dadan asabanim kard vali adab mane az foshdadaname .azat mamnonam.
Posted by bita | March 5, 2008 07:26 PM
Posted on March 05, 2008 19:26
کیوان وبلاگنویس ما؛
این دوستان که میبینی مگسانند دور شیرینی.
مایهی تاسفه که برخی از خوانندگان چنان نظرات چرت و پرتی میدهند(دیگه وبلاگت را نمیخوانم و ...)
البته خوبه که آدم گاهی دور و بریاشو رو با یه همچین پیمونههایی بسنجه.
با آرزوی موفقیت برای شما
Posted by mehrnia | March 13, 2008 12:30 AM
Posted on March 13, 2008 00:30