« امان از اين ماهواره! | Main | برشی از يه عصر سرد زمستونی »

اگه بشه چی ميشه! لطفاً نظر بدين.

از توالت فرنگی نه كه بدم بياد ها نه، تقريباً ميتونم بگم ازش متنفرم! نميدونيد چه زجری می‌كشم وقتی جايی ميرم و توالت ايرانی در دسترس نيست. بهرحال ميدونم 99% آدمهای اين كره زمين از توالت فرنگی استفاده می‌كنند و حالش رو هم می‌برند ولی اينبار اذعان می‌كنم كه در مقام مقايسه يه لنگه توالت ايرانی رو به تموم توالت فرنگی‌های خوشگل دنيا نميدم. هر كسی مشكلی داره و منهم يكی از مشكلاتم اين عقب‌افتادگیم هست! راستش اصل مطلب چيز ديگه‌ايه بحث توالت رو بخاطر اين پيش كشيدم كه معمولاً آدميزاد خيلی از تصميمات مهم زندگيش رو توی توالت می‌گيره و ظاهراً در ميون اون همه زور و فشار و سر و صدا، فكرش بهتر كار ميكنه. شايد اگه همه امتحانهای كنكور توی توالت برگزار ميشد نتيجه خيلی بهتر بود و امروز همه دكتر مهندس بودند. بهرحال اينهم يه نظر ديگه!

چند روز پيش توی يكی از اين بگير و ببندهای توالت، وقتی داشتم به وبلاگم فكر می‌كرد به اين نتيجه رسيدم كه شايد بد نباشه بعضی از مطالب وبلاگ رو جمع و جور كنم و به شكل كتاب چاپش كنم! البته قبلاً چند نفری اين مورد رو بهم پيشنهاد داده بودند ولی خب هيچ وقت بطور جدی به اين قضيه نگاه نكرده بودم. در حال حاضر اين يه ايده اوليه و خام هستش كه اگه قرار باشه نهايی بشه يه كمی زمان ميبره. بعد از 4-5 سال وبلاگ نوشتن و اينهمه عنوان و پست بلند و كوتاه، شايد بشه پست‌های خوب رو انتخاب و نهايتاً بشكل كتاب منتشر كرد و اما می‌‌خواستم نظر شما خواننده‌ها رو بدونم.

آيا بنظر شما چاپ كتاب كار خوبی‌يه؟!
آيا خوندن دوباره مطالبی كه قبلاً خونده بودين براتون جالب و مهيج هست؟
آيا شما حاضريد برای پست‌های قبلی اين وبلاگ كه حالا بصورت يه كتاب دراومده پولی پرداخت كنيد؟
آيا حاضريد اين كتاب رو خريده و به دوستان‌تون هديه بديد؟
آيا خوندن و خريدن كتاب رو به ديگرون پيشنهاد می‌كنيد؟

بهرحال نظرات شما خيلی برام مهمه و ممنون ميشم كه اينبار هم نقطه نظرات شما رو بدونم. اگه برآيند نظرات شما مثبت باشه شايد بزودی از پشت يك سوم بصورت يه كتاب چاپ شد!

Comments (66)

من به شدت موافق این کارت هستم و تشویقت می کنم و کتابت رو چند تایی می خرم و کادو هم می دم و از خوندن چند باره نوشته هات خیلی هم لذت خواهم برد با لاخره مرام بریا همین روزها است دیگه ...تازه من پی پی تو دستشویی فرنگی را به تازگی آموخته ام و می توانم خودم را تطهیر اسلامی نموده و بی دست استبرا نمایم و بای نحو کان خلا فرنقی را توصیه می نمایم باشد که برادران مومنم بواسیر از حلقشان بیرون نزند

baharak:

سلام.من همه موارد رو مثبت میگم.
البته :به نظر من یه جایی تو هر فصل که مربوط به هر پست میشه یه جوری که به نظر خودت خوبه نظرات رو (کامنتها) دخالت بده.فکر کنم خیلی جالب بشه. منتظر چاپ هستم

هاجر:

به نظرم خوبه برای اینکه به اونهایی که اهل اینترنت نیسن مث بابای خوذم هذیه بذیم.ولی خونذن دوباره ش برای خودمون هم شاید جالب باشه

جواب هر پنج مورد مثبت است .

حالا که نظر جدي مي‌خواي بذار راستشو بگم. شايد دلم بخواد دوباره مطالب قبلي‌ت رو بخونم ولي فکر نکنم برم کتابشو بخرم... آخه انقدر کتاب نخريده دارم که فکر نمي‌کنم از پشت يک سوم برام تو اولويت قرار بگيره، چون هم يه بار خوندمش و هم اين‌که داستان و رمان نيست... ولي خوب شايد باشند کساني که ترجيح بدن کتابش رو داشته باشن... شايد کار جالب و خوبي باشه... شرمنده‌ها! من صد سال ديگه هم بنويسي وبلاگت رو خواهم خوند اما...

neda:

فكر خوبيه ...

وقتی قشنگ مینویسی و ارزش خوندن چندباره داره پس ارزخریدن هم داره؛به خصوص برای کسایی که وقت صرف اینترنت نمیکنن و عین حال دوست دارن بدونن

من بارها شده آرشیوتون را مرور کردم و هربار برایم تازگی داشته بخصوص نوشته هایی که با طنز منحصر بفرد خودتون یکی از معضلات اجتماعی را به چالش کشیدید و با تیزهوشی و ظرافت خاصی این مشکلات را بیان کردید و صادقانه بگم خواندن نوشته هات برای من یکی که همیشه جالب و مهیجه و حالا اگر کتاب بشه که خیلی بهتره و همیشه نوشته هات قابل دسترسه و اما یکی از نکات خیلی مهمی که تو چاپ کتاب موثره و خوشبختانه نوشته های شما داره اینه که عامه پسنده و به نظر من هر قشری از جامعه این نوشته های را می پسندند و با سادگی و روان بودنشون ارتباط برقرار می کند برای همین قطعاً اگر کتاب تون چاپ بشه برای هدیه دادن خیلی گزینه مناسبیه. اگر تصمیم قطعی برای چاپ کتاب داری حتماً زود زود اجراش کن که ما بی صبرانه منتظریم .

یگانه:

انسان از 3 تا سورا خ تخلیه میشه . دو تا پایین یکی بالا . و چقدر خوبه که هر سه تا ، راهش باز باشه و به موقع کار کنه. چون اگر کار نکنه ، بخارات پایین میزنه بالا و اونوقته که میگن : گند زدی پسر. شما هم از قرار هر سه کار را خوب انجام میدید.هم از پایین و هم از بالا. اما کتاب : قبلا هم اینکار شده. کار خوبی ست به شرط آنکه نظرات را هم چاپ کنید چون خواندنی تر از متن است! که در اینصورت فکر نمی کنم مجوز بگیرید. به هر حال جواب من برای هر 5 سئوال شما « بله » است.

سلام
منم کتابتون رو برای خودم نمی خرم ( به دلیل اصفهانی بودن) ولی می خورم هدیه می دم. بعد از اون کسی که بهش هدیه دادم می گیرم و می خونمش و شایدم دیگه بهش پس ندم.

ولی جدی کار جالبی میشه.

غزالي:

سلام عمو جون.
مطمئناً خيلي از نوشته هات بوده كه بارها و بارها خوندمشون و از خوندنشون لذت بردم.
من به شخصه دوست دارم كتابت را داشته باشم و هديه بدم.
هم نوشتههاي زيبات را ميشه چند باره خوند و هم اينكه نگرش و انديشه هاي اين چهار پنج سال وبلاگته.
پيشنهاد مي كنم نوشته هاي فوق العاده دلنشين ات در كاپوچينو را هم در كتابت بذاري.
شاد و پيروز باشي

وبلاگ وبلاگه . کتاب هم کتاب !

mohi:

خيلي از وقتها پستها مثل يه جرقه بودند كه يه سري چيزها رو ياد آدم مياوردند و اينطوري ميشد كه اون پست ميشد يه پست معركه واسه من خواننده . پستي كه هنوز هم وقتي بر ميگردم به عقب و ميخونمش من ياد حال و هواي اون موقع ام ميندازه . در مورد اينكه آيا به بقيه هم پيشنهاد ميديم يا نه ، فكر كنم بايد جواب اين سوال رو بعد از خوندن اون كتاب داد . در مورد چاپش هم حقيقت من فكر ميكنم پستها در حد يه پست وبلاگي خوبند اما در مورد كتاب يه كم خام اند . مطمئنا اگر يه كم روشون كار بشه كتاب خوبي از آب در مياد .

الان یه جستجوی کلی تو ذهنم انجام دادم نسبت به نوشته ایی که تو این مدت خوندم
اگه به خوای کتابش کنی بخشی از نوشته هات و مجبوری سانسور کنی!
الان خیلی ازاد می نویسی از هر جایی که بخوای و از هر موضوعی اما این ازادی تو کتاب هم هست؟
من خودم جواب سوالمو نمی دونم
اما اگه قرار باشه بخشی از قسمت هایی که به نوشتهات تم خنده و شیطنت دادن حذف بشن اون قشنگی رو که الان تو وبلاگ هست تو کتابه نیست.- البته در مورد بعضی از پستها

من که خودم دوباره نمی خونمش
ولی حتما به دوستام توصیه می کنم
یا خودم واسشون می خرم

راستش به استثناي هزينه‌هاي ناشر و چاپ و ... به نظرم شايد بعضي از اين نوشته‌ها فقط وبلاگي باشه و كسي نياد پول بده براي خريدن چنين كتابي!
البته خيلي به اين بستگي داره كه كدوم مطالب رو استفاده كني، اگه خزعبلاتي مثل مطلب قبلي باشه ... p: كه خب فاتحه‌ات خوندست!!!
كيوان معروف مي‌شود.

كيوان جان بابا به كي قسمت بدم من نميخوام مزاحمت بشم من دوست دارم بيشتر باهات آشنا شوم اونم چون يك جورايي شبيه خودمي وبلاگم رو بخون اگه خوشت اومد اگه ديدي من از اوناش نيستم بيا به من سر بزن
**********************************************
k1: از كدوم‌هاش؟!

saye birang:

کیوان جان سوال اولت خیلی کلیه !این که اصولا چاپ کتاب کار خوبیه یا نه بستگی داره به حرفایی که آدم برای گفتن داره و این که اصلا چه اهمیتی داره که ادم حرفاشو به طور مکتوب برای دیگران بذاره...اما من به طور کلی با نوشته های طنزت حتی اونایی که تلخ بودن خیلی حال می کردم و حتما کتابت رو می خروم و به کسانی که یه خورده sense of humor داشته باشن هدیه می دم چون اولا کسانی هستن که با اینترنت سروکار ندارن ولی حتما از مطالب تو لذت می برن و دوما هر چقدر هم تکنولوژی پیشرفت کنه و همه چی paperless بشه باز سرو کار داشتن با کتاب و لمس صفحاتش یه لذت دیگه داره که هیچوقت از بین نمیره...ممنون که نظر ما برات مهمه!

لیلا:

نمیدونم تا چه حد راجع به مشکلات این داستان فکر کردی ؟! چون به هر جهت اگه بخوای بازخورد مناسبی از نظر مخاطب داشته باشه کار ساده ای بنظر نمیاد . قبل از هر چیز پیدا کردن یه ناشر کاردرست لازمه . باید با ادمی که در این حیطه تخصص داره و راه و چاه رو بلده مشورت کنی . کسی که هم با فضای مجازی و نوشته های وبلاگی اشنا باشه هم با عرصه کتاب و کتاب خوانی و انتشارات . اما به هر حال اگه جوانب فوق رو بررسی کنی و باز هم تمایل و عزم راسخ و البته زمان مناسب برای این کار داشته باشی ارزشش رو داره . اخر همین ماه که بیاد بیش از دو سال میشه که خواننده پیگیر وبلاگت هستم . ارشیوت رو هم مرور کردم ( یه چیزی بیشتر از مرور !) . بارزترین نکته در مورد نوشته هات اینه که در فضای وبلاگستان و در میان انبوهی از وبلاگ های گاه شبیه و گاه از فرط شباهت بنوعی کپی شده (!) حداقل تا جایی که من خبر دارم هیچ وبلاگی شبیه از پشت یک سوم نیست و از پشت یک سوم هم شبیه هیچ وبلاگ دیگه ای نیست . نوشته هات کپی نیست و خوشبختانه بعید می دونم کسی هر چقدر هم زور بزنه بتونه مثل تو بنویسه اگه هم موردی باشه بیشتر شبیه کاریکاتور مسخره ای میشه که تقلبی بودنش مشخصه ! این نوشته ها امضای خاص کیوان نه ببخشید K1 رو داره ! فکر می کنم علیرغم تفاوت ها اما وبلاگ هم از جهاتی به کتاب شبیه هستش . راستش قبل تر ها گاهی کتابایی بوده که با زور خوندم ! چون از نخوندنش عذاب وجدان می گرفتم اما این روزا جور دیگه ای فکر می کنم : کتابی که ادم رو جذب نکنه به درد جرز دیوار می خوره ! باید از خوندنش لذت ببری اصلا هم فرقی نمی کنه که کتاب از ر.اعتمادی (!) باشه یا از کافکا ! در مورد وبلاگ هم همینطوره . اتفاقا این وبلاگ هر چند با زبان ساده و گاهی عامیانه ( و بعضی وقتا دیگه خییییی لی عامیانه ) هست اما به همین دلیل با طیف گسترده تری میتونه رابطه برقرار کنه . همه این وراجی ها رو کردم که به یه نتیجه خیلی مهم (!) برسم و بگم : به نظر من هم پاسخ هر پنج سوال مطرح شده مثبت هستش . یه چیز دیگه فکر می کنم چیزی به نام پست خوب و بد اینجا وجود نداره اما پست پرمخاطب و پر کامنت چرا . این نوشته ها در کنار هم معنا پیدا می کنه و مطمئنا با رعایت تقدم و تاخر زمانی و اگه قرار باشه پست هایی حذف بشه این کار باید با دقت و موشکافی صورت بگیره که به کلیت داستان لطمه ای وارد نشه . یعنی به تصویر کشیدن فراز و فرود در کنار هم !
پی نوشت : حتی اگه ایده ات با توجه به مشکلاتی مثل ممیزی دست و پاگیری که برای انتشار هست و ممکنه به قلع و قمع شدن نوشته ها تمام بشه نهایتا عملی هم نباشه اما طرحش بعنوان یک پست و برایند نظرات خوانندگان در قالب کامنتایی که میذارن جالب بود . گفته بودم هنوز مخت خوب کار می کنه :دی

خ÷ونی:

یه کمی باید عمیقتر فکر بشه، این وبلاگ برای ما خواننده ها ارزشمنده چون مدتهاست باهاش زندگی میکنیم، هر روز برامون یه حرف داره و زنده است، اما نمیدونم کتاب هم اینطور باشه یا نه؟؟ اگه کتابی با این عنوان چا÷ شه من هم میخرم و هم هدیه میدم .

بستگی به خودت هم داره کیوان جان
ما همه مخاطبیم و خوانندهایی که میان و میرن شاید اگه این مطلب هات رو توی یک کتاب میخوندیم خیلی کمتر تاثیر خودش رو داشت تا اینکه به عنوان یه وبلاگ نویس اونم از نوع نیمه حرفه ایش اینجا بنویسیشون ... (این نگاه یک کتاب نخون حرفه ایه)
نمیدونم البته من زیاد اینورا نیومدم و همیشه تعریفت رو شندیم...
بیشتر به نظر خودت اهمیت بده، فکر کنم خودت باید راضی باشی ;)

mobarake ?:D

فکر میکنم به شرطی که این کتابو تو امریکا چاپ کنید!!! بد نیست یه نگاه به پست قبلیتون بندازید؟ من که خیلی وقته اینجا رومیخونم از وقتی که ایران نبودید و مینوشتید.. خودتونم میدونید که 90% پست های شما مخاطب بالای 18 سال داره!!!!

سلام آقا من کاملاً با نظرات رعنا موافقم.... ولی راست میگنا... اگه بخوای مجوز نشر و چاپ بگیری بعضی از مطالب باید حذف بشه و بعضی از اون مطالب رو چون همه جا نمیشد بخونی و بشنوی خیلی جذاب و گیرا بود..... من یکی که با تمام انرژی از این کار استقبال میکنم و حمایتم رو اعلام میدارم... اصلاً اشتراک میگیرم از ناشر... ایشالله با موفقیت همراه باشه... دوستان هم بهتره یه کم انرژی مثبت بدن به کیوان جونمون... یا علی

سلام!
اولاً که بنده هم 100 درصد طرفدار توالت ایرانی خودمون هستم !
دوم جواب سئوالاتتون !
1. به طور کلی به نظرم ایده ی خوبی میاد، اما باید قیمتش خیلی کم باشه !
2. احتمالاً بدم نمیاد پست های قشنگ رو گاهی یه ورقی بزنم ( به خصوص که یه کمکی طنز معمولاً چاشنی نوشته هایت هست !)
3. بله، ولی بازم تاکید میکنم باید خیلی قیمتش کم باشه !
4. احتمالاً نه !!!!
5. احتمالش کمه ! به نظر من این کتاب به درد کسایی میخوده که خواننده طولانی مدت اینجا بودن و کتاب براشون حکم یه آرشیو از مطالب مورد علاقه (و شاید خاطره انگیز) رو داره !

حنیف:

اصلا موافق نیستم.لطف وبلاگ به اینه که توی اینترنت باشه.از اون طرف هم قشنگی کتاب به چاپ شده بودنشه.من که اصلا دلم نمیخواد مثلا یک رمان رو از توی اینترنت بخونم

فرزاد:

سلام
اين كار را نكني بهتر است احتمالا فروش نخواهد رفت و لذا افسرده خواهيد شد مزه اين حرفها به اين است كه همينگونه بماند

فتانه:

اون قسمتي كه به ما/من مربوط ميشه كه جوابش آره ست. اما فكر ميكنم قسمت اعظم حساب كتابشو خودت بايد بكني. اونم نه حساب مادي. مثلن همين سانسور كردن كه آب معدني عزيز هم بهش اشاره كرده. پيشنهاد من اينه كه يه خورده وقت بذار، پست هاي نزديك به هم رو دسته بندي كن، با در نظر گرفتن كامنتهايي كه داشتي، ببين چندتاشون رو ميتوني تبديل به داستان كوتاه بكني؟!
راستي تو كه آبجي زري رو داري ديگه ترس نداشته باش عين شير برو تو كار تيراژهاي بالا :)

فرزانه:

با كمال ميل

Behnaz:

fekr konam avalin bar bashe ke yek beloger in karo bokone... bayad khoob az ab dar biad... faghat vezarat ershade va sansoor hash ham hast. kheili az post ha age bekhad filter beshe oon vaght bi maze mishe. age bedoone sansoor chap beshe oon vaght man hazeram bekharamesh, bekhoonamesh, kado bedamesh ...

سلام. خب من هم يكي از اون چند نفری بودم كه بهتون پيشنهاد داده بودم و الان خيلي خوشحالم كه دارين جدي نگاه مي كنين به اين قضيه! اون موقع هم گفته بودم كه گاهي نوع روايتِ شما از زندگي چقدر شباهت دارد و گاهي چقدر قشنگ تر است از آن كتاب " بوي كاج، عطر سنبل " كه توي همان ليستي كه خودتان تهيه كرده ايد هم جزو يكي از محبوب ترين كتاب ها بوده است. اصولن مردم از كنجكاوي در زندگي ديگران لذت مي برند. چه برسد به اينكه متن نثر خوبي هم داشته باشد با طنز. جداي از اين، اتفاقات زندگي شما به خودي خود هم جالب است. اينقدرها هم زندگي معمولي نداشته اين. ضمن اينكه مي توانيد در بخشي از جاها اغراق كنيد يا داستان پردازي. كتاب عينِ واقعيت كه نيست. بايد داستان باشد. خيال هم لازمه اش است. پس مي توان بعضي خاطره ها را با چاشني خيال به داستاني شگفت تبديل كرد. بعد هم قرار نيست فقط خوانندگان اينجا آن كتاب را تهيه كنند. كتاب چاپ مي شود و آن وقت مي تواند دست هر كسي قرار بگيرد. قيمت آن هم بستگي به صفحه دارد. الان نرم اين است كه كتاب هاي داستانِ نويسندگانِ خيلي معاصر حدود ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان قيمت دارند. حالا تيراژ كتاب ۲۰۰۰ نسخه هم باشد شما مي توانيد از فروش همۀ آن مطمئن باشيد. دست كم همان فك و فاميلِ خودتان دوست دارند كتابي را داشته باشند كه نام نويسنده آشناي نزديك آنها باشد. حالا اگر ما را حساب نكنيد كه دلمان مي خواهد اين كتاب را و هديه هم مي دهيم و پيشنهاد هم. عينهو همين وبلاگ كه از وقتي خودمان خواننده اش شده ايم به ديگران هم توصيه مي كنيم خواندنش را هي!

آخرش اينكه؛ ما مخترع توالت را بسيار دوست مي داريم كه اگر نبود نمي دانم چه بلايي سر زندگيمان مي آمد!!!

موقع هایی که مجبور بودم از توالت فرنگی استفاده کنم واقعا سعی می کردم کمتر دستشویی برم!
چاپ کتاب خوبه.
از خوندن مجدد اون پستهایی که برام جالب بوده لذت می برم.
وقتی سه سوت از طریق وبلاگت می تونم به کل ارشیوت دسترسی داشته باشم خوب مسلماً نمی رم کتاب بخرم! ولی کتاب رو به اونایی که اهل وب خونی نیستن یا هدیه می دم یا پیشنهاد می دم.

نوشتن كتاب خيلي خوبه
از اون خوب تر خوندنشه
اما
به نظرم يك نكته اي هست اين وسط
"مسئوليت"
وقتي يك كتابي رو مي نويسيم داريم روي احساسات، طرز فكر و تلقي و حتي گاهي جهان بيني آدم ها تاثير مي گذاريم
كم يا زياد فرقي نمي كنه مهم اينه كه كاري كه انجام مي ديم بدونه شك بازخورد داره
حالا ببين با مسئوليت قلم به دست گرفتن چه مي كني

sun:

age gharar bud ke ma har chi ke mienvisim beshe ketab ke dige in weblog neveshtane be che dardi mikhord?
khob miraftim hameye chizamun ro chap mikardim khiale hama ro rahat mikardim
bazi chiza dar bazi ghaleba jazab o khundani hastan
maslan neveshte hay e shoma dar ghalebe weblog ziba mahsub mishe va khanande ro jaz b mikone vali momkene dar ghalebe ketab in halat ro nadashte bashe

لیلا:

شاید در مورد وبلاگ شما به دلیل مشکلات ناشی از ممیزی این مسئله با دشواری هایی روبرو بشه اما مطمئنا چاپ کتاب بر اساس نوشته های وبلاگ ناممکن نیست . امروز یادم اومد که در وبلاگستان فارسی چند سال قبل خانمی که نویسنده وبلاگ نوشی و جوجه هاش بود این کار رو انجام داد . من البته ان زمان کتاب رو نخوندم اما یادمه بازخورد نسبتا خوبی داشت و حتی B.B.C به مناسبت این موضوع با نویسنده مصاحبه کرد . اتفاقا نوشی هم به نوعی جذاب روزمره نویس بود . اتفاقات ساده روزانه و روابطش با دو فرزندش . این لینک هم در مورد چاپ کتابش هست . هر چند محتوای نوشته های او فارغ از روزمره نویسی با نوشته های شما تا حدی متفاوته اما می تونه برای ایده چاپ کتاب الگوی خوبی باشه :
http://www.nooshi.ir/archives/001396.html

کلی نطق کردم همش پاک شد.
شروع خوبی میتونه باشه اگه با بازاریابی و تبلیغ درست انجام شه. شاید شروعی باشه برای نوشتن یه داستان طنز طولانی. موفق و معید و پیروز باشید:)

خوبه. به شرطی که بتونی که بتونی تیغ جرح و تعدیل و سانسور رو روی نوشته‌هات تحمل کنی. اگر زیاد گرون نباشه ما می‌خرییییم:)

Arezou:

با اجازه ی بزرگترا...بععععععععععلللللللللههههههه(چون چن تا سوال رو با هم جواب دادم اینجوری کشدار شد)

کیوان عزیز؛
به نظر من کار بدی نیست! یعنی ایدهء بدی نیست. من شخصاً دوباره خوندن مطالبی که برام جالب بوده رو دوست دارم. فکر کنم خیلی ها اینطوری باشند. تا حالا نشده یه کتاب رو چند بار بخونی؟ نوشته های وبلاگ ه روا هم همینطور.
من نه تنها کتابت رو میخرم که به دوستانم هم سفارش میکنم که بخرند و اگر شد اون رو هدیه هم میدم ولی همهء اینا به این مسالهء مهم بستگی داره که کتابی که قراره چاپ بشه واقعاً خوب چاپ میشه یا نه!
این از جواب سوالهایی که پرسیدی.
ولی دوست دارم یه چیزی رو هم بهت بگم که ربطی به سوالاتت نداره و به عنوان یه دوست به خودم این اجازه رو میدم که سعی کنم یه زاویه ای از نگاهم رو برات روشن کنم.
مطلب مهم تو شیوهء وبلاگنویسی ما، نوع محاوره ای نوشتنه و یکی از دهها موردی که این وبلاگ رو به یکی از محبوب ترین و پرخواننده ترین وبلاگها تبدیل کرده همین خودمونی بودن و روون بودنشه. همین سادگی و روراستیشه. البته تکرار میکنم: این فقط یکی از اون چند موردیه که باعث موفقیت این وبلاگ (دست کم از دید من) شده. به نظر من اگر تو این شیوهء نوشتاریت بخوای تغییری بدی کتابی که درمیاد خیلی نمیتونه موفق و جذاب باشه هرچند بالاخره یه سری از جمله بندی ها و مسائل دستوری و ... هست که زیر نظر ویراستار درست میشه ولی بهت پیشنهاد میکنم روح نوشته ها رو به قیمت چاپ شدن کتاب از بین نبر.
این مساله شاید خیلی پیش پا افتاده به نظر بیاد ولی میتونه مبنای تغییرات زیادی بشه. شاید همین سبک نوشتاریِ خاص وبلاگهایی مثل از پشت یک سوم چندسال بعد نمونه ای بشه برای محققان ادبی. البته اینا همه اش یه سری ایده و نظره.
نه اینکه نویسنده ای نبوده که به این شیوه ننوشته باشه! خیلی ها بودند که برای نزدیک تر شدن به فضای واقعیت گرایانه تو "مکالمه ها" از این شیوه خیلی استفاده کردند ولی اینکه این سبک که کلاً تو این چند سال اخیر بین وبلاگ نویسها جا افتاده رو آدم حالا بیاد و از طریق کتاب بتونه جا بندازه یا حداقل سعی کنه که به یه نحوی تئوریزه کنه قدم خیلی بزرگیه.
این رو هم بدون که درسته که خیلی از اینترنت باز ها اینجا رو میخونند ولی خیلی ها هستند که متاسفانه این امکان رو ندارند و چاپ کتاب میتونه ایدهء خوبی باشه! نمونه اش مادر و پدر خودم که کلاً اهل اینترنت نیستند (طبیعتاً) ولی کتابخونند و خیلی از نوشته های تو میتونه براشون جالب باشه.
در ضمن خودت هم میدونی که کتاب رو تو دست گرفتن و ورق زدن لذتی داره که ....فکر کنم بهتر باشه ادامه ندم.
به هر حال برات آرزوی موفقیت میکنم و چه تصمیم به چاپ کردن بگیری و چه نگیری همیشه خوانندهء وبلاگت هستیم و خواهیم بود.
----------
بسیار بسیار بی ربط: چیزی که تو پست قبل نوشته بودی رو من اینجا هر شنبه شب به صورت لایو و زنده تجربه میکنم. البته تصویر نه...فقط صدا...اونم از طبقهء بالا!!!! شاید یه پست راجع بهش نوشتم!!!


شاد باشی، امیر

من خودم اگه کتاب چاپ بشه می خرمش ، چون چندساله نوشته هاتونو می خونم و مرور دوباره شون واسم جالبه . ولی موضوع اینه که مخاطبی که تا حالا اینجا رو نخونده و هیچ آشنایی ای با وبلاگ شما و سبک نوشتنتون نداره هم از کتاب استقبال می کنه ؟ این سوالیه که چندان مطمئن نیستم پاسخش مثبت باشه . ولی من که به شخصه همیشه از نوشته های طنزآمیز و صمیمی شما خوشم اومده و حداقل همیشه با یه لبخند وبلاگتونو بستم ، خوشحال می شم اگه پست های منتخبتون به صورت کتاب چاپ بشه . راستی ، با این وضع سانسور کتاب ، واقعا امیدی دارید که اجازه بدن چاپ بشه ؟

امیدوارم این دفعه کامنتم با موفقیت ارسال شه !
بار 8 امه .
ببین با اینکه واقعا همه مطالبت و طرز نوشتنت رو دوس دارم و میشه گفت تا الان همه نوشته هات رو خوندم ، حالا شاید 90% مواقع هم کامنت نذاشتم ، اما اگه بی تعارف نظر منو بخوای ، وبلاگت رو بیشتر دوس دارم و کتابت رو نه میخرم و نه به کسی کادو میدم و نه به کسی پیشنهاد میدم !
احساس میکنم کیوان یه وبلاگه نه یه کتاب.

mh:

خواندن این پست در همین رابطه توصیه می شود !
http://mtchannel.blogfa.com/post-71.aspx

nazanin:

سلام کیوان خان
منم مثل شما از توالت ایرانی خوشم میاد همه ما ایرانیها اینجوری تربیت شدیم دیگهْ

باید بهتون بگم من همیشه نوشته هاتون رو میخونم مایه طنز دارن دلنشین و صادقانه هستن و ساده و صمیمی با مخاطب می نویسی

جواب همه سوالات فوق مثبت است بهتره کتابتو هرچه زودتر چاپ کنی
من کسی هستم که عاشق کتابم و به همه دوستانم نیز کتاب هدیه میدم

موفق باشید

محبوبه:

به نظر من كه خيلي خوبه....بايد انتخاب كني از بين پستهات،من كه خوشحال شدم و شديدا استقبال مي كنم.حالا نوشته ها يكطرف،به نظرم بازخوردش بين خواننده هات اونم مهمه.....(حالا نه فكر كني چون اينجا Comment مي ذارم اينو ميگم و دوست دارم توي يه كتاب نظراتم چاپ بشه، كه Honestly دارم....و آخرين دليل خوشحاليم هم همين بود (; .. ) اينكه اونها هم در نظر گرفته بشه و نوشته بشه.اينجوري كسي كه كتابو ميخونه يه جورايي بيشتر درگير كتاب،نوشته ها،نويسنده و خواننده هايي مثل خودش ميشه.

saba:

جواب هرپنج مورد مثبت.

avin:

rastesh man kheili vaght nist ke injaro mikhoonam vali mikhoonam hamaro baad migam faghat ye chizi ghablesh begam inke harkasi khodesh behtaraz harkas midoone ke harfash cheghad arzesh dare va cheghadr porbar bode.
age hes mikoni ke bayad chap koni labod be chizaee ke giftid etemad darid dige pas chap konid.:)

سلام کیوان جان
1.کار مهیجیه چون تو ایران مجوز چاپ نمیگیره و کلی هیجان و معروفیت داره!
2. اگر یک نسخش رو با دست خط خودت امضا کنی برام بفرستی خوندنش رو به دوستهای بالای 18 سالم توصیه میکنم.

پ ن
فکر نمیکنم 90% مردم توالت فرنگی استفاده کنند چون چینی ها و خیلی از مالزی هایی ها تواتشون عین ما ایرانی هاست

زري:

ما موخالفيم، آره جونم. ناشي بازيه.

موافقم
البته اگر مجوز بگیری که خوبه...تو این وا نفسای سانسور و ...

Amir mohsen:

میخوام باهات پی پرده حرف بزنم شاید که مقبول بی افتد. شنیدی میگن: " توهم فانتزی " ? یحتمل بهش دچاری. پاشوکاری کن فکر چاره باش!! آخه مرد مومن مسجد ندیده تو واسه پستهای که از شلوار لی مارک ' گپ ' و تی شرت ها و کفش مخملی به دست دزد به سرقت رفته خودت که تو اکثر پستهات ازشون مینوشتیی یا اون کاراکتر خیالی اسی یا علی قلمبه یا داستان خیالی سفر به ینگه یا خوردن یه پیراشکی تو میدون انقلاب یا خوردن یه ایس پک تو خیابون ولیعصر . یا همین پست یکی مونده به آخری . چه کتابی میتونی ازش دربیاری?!
کمی زبون تلخی کردم ولی در میان کامنتهای پر از به به و چه چه این تلخی از واجبات بود شاید که....... !!!! فراموش نکن !! من دوست تو هستم نه دشمنت !! اگه دوست داشتی بازم در آینده برات کامنت میزارم.

نگاه:

مواردو خوندم . یادم باشه وقتی از توالت برگشتم نطرمو در اینخصوص بدم چون لازم شد راجع به این موضوع فکر کنم !

pink:

كيوان عزيز من خيلي دوست داشتم كه ارشيوت رو شخم مي زدم و دونه دونه پيدا مي كردم موضوعاتي كه به نظر جالبتر بودن ولي متاسفانه سرعت اينترنت من افتضاااااااحه و نتونستم ...خيلي دوست داشتم كه يه كامنت درست برات بذارم :(
ولي جنرالي با هر چي كه ليلا مي گه كلن موافقم !!!
منم اگه كتابت چاپ شه به مي خرمش چون خودم ازش كلي خاطره دارم پس به خاطر خودم اينكارو مي كنم :دي:دي و در ضمن حتمن به همه رفقام هديه مي دم
پ.ن: ببين اين رفقا جمع مكسر رفيقه تو هميشه مي نويسي رفقها و اين كاملن غلطه جانم ...اخيش راحت شدم چند سال بود اين رفقها (!!) تو دلم مونده بود

زري:

پس واس چي كامنت ما اين ميون پيداش نيست داآش من؟! اينطورياس لوطي؟ كلوم ما به هيكل اينجا خيلي سنگيني مي كرد كه زدي پوكونديش؟؟

به چه نتیجه ای رسیدی آقا کیوان؟
***********************************************
k1: دارم فكر می‌كنم.

فتانه:

اين آقاهه چرا همه چي رو خيالي ميدونه؟ بخدا دنبال جواب نيستم ها. بي‌خيال. فقط از خودم پرسيدم :)
زري جون سللااام D:

کیوان جان
من نوشته هاتو خیلی دوست دارم
اگه چاپش کنی حتماً می خرم به دوستامم هدیه می دم و میگم من خواننده ثابت وبلاگش بودم ولی یه چیزی هست : اون قدیم ترها که شادتر می نوشتی هر موقع نوشته هاتو می خوندم و می خندیدم با خودم می گفتم کاش میشد چاپش کرد ولی تو همیشه از یه تیکه هایی استفاده می کنی که امکان چاپ نوشتتو نزدیک به صفر می کنه. و جالب ترین قسمت نوشته هات همون تیکه پرونی هاست . مثلاً اینکه تو عادت داری در توصیف ابعاد و نحوه حرکت خیلی از چیز ها اون رو به یک عضو بدن رستم دستان یا صنف شریف پنبه زنان نسبت بدی. اونم با شرح کامل جزئیات. فکر می کنی بدون حذف اینها می شه چاپش کرد؟ اگه تونستی مطمئن باش ظرف یکماه رکورد پرفروشترین کتاب سال رو میزنی. راستی یه نگاه به پست قبلیت هم بنداز.
حالا برای اینکه بدونی چقدر نوشته هاتو دوست دارم چند تا از تیکه هاتو که دوستشون دارم و تو این مدت واسه خودم یادداشت کردم می نویسم :
-قسمتو ببین چه ها کنه کی وا کنه کی جا کنه ؟
-ارگاسم روحی
- به سبک سیکیم خیاری و بزن دررویی
- تن و بدنمون عینهو معامله پنبه زنها می لرزه.
- عینهو بز اخوش سر تکون می دن
-تو این مملکت اول می کشن بعداً می شمرن
-خر عیسی گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد
- ذهن بیمار و کثیف بعضی از شما ها :)
-
یارو با یه دست پس میزنه با یه دست و دو پاش پیش می کشه
- خلد آشیان و جنت مکان
-انگار تخم هر چی ... رو ملخ خورده
- فلانی نقش کارتونک رو اجرا می کرد
-ادبیاتش مختص خیابونای اعدام و شوش و دروازه غاره
- هرچی گاو و گوسفند داشتیم تو میدون اعدام و هرچی سیب زمینی پیاز داشتیم تو میدون شوش فروختیم
( حالا فکر می کنی ساکنین عزیز میدون اعدام و شوش پس از چاپ کتاب زنده می گذارنت ؟؟)
- نوکی هم به اونا بزنیم
- گه خوردن رو واسه همین روزا گذاشتن
- این ره که میروی به قبرستان است
- آره حال ما خوبه ولی تو باور نکن
-بزن اون دست قشنگه رو
چاپش کن واسه ویرایشش هم می تونی رو من حساب کنی ;)

foroogh:

salam keyvan khan man kheli etefaghi veblage shomaro didam raste ke migan haranche az del barayad bar del neshinad va inghadr ghalame shoma ghashang bood ke arshivetoono ta 83 khoondam vaghti tooye belog sky mineveshtid hala hesab konid zamanike hame daran khodeshoono vase emtehane fogh mikoshan man daram arshive shomaro mikhoonam cheshmam babaghoori shod age ravanshenasim khoob bashe intori dasgiram shod ke ta ghabl az ezdevag sharo shooretoon bishtar bood dalilesh am bemache vali dige neveshtehatoono az das nemidam ketabam age montasher shod avalin moshtarish khodamam movafagh bashid

foroogh:

salam keyvan khan man kheli etefaghi veblage shomaro didam raste ke migan haranche az del barayad bar del neshinad va inghadr ghalame shoma ghashang bood ke arshivetoono ta 83 khoondam vaghti tooye belog sky mineveshtid hala hesab konid zamanike hame daran khodeshoono vase emtehane fogh mikoshan man daram arshive shomaro mikhoonam cheshmam babaghoori shod age ravanshenasim khoob bashe intori dasgiram shod ke ta ghabl az ezdevag sharo shooretoon bishtar bood dalilesh am bemache vali dige neveshtehatoono az das nemidam ketabam age montasher shod avalin moshtarish khodamam movafagh bashid

اگه یکی کتاب ت رو برد توالت فرنگی استفاده کرد چی؟

فکر نم خوب باشه... حداقل با این سرعت اینترنت که در ایران هست...خوندن کتابت خیلی به نفعه اعصابه...
ببببببببللللللللللهههههههههههههههههههه....
هر 5 مورد بلهههههههههههههههه....

می مونه اسم کتاب که اگر از پشت یک سوم باشه... اونوقت ن باید یه فصلی از کتابم رو تغییر بدم احتمالا... :)

niloofar:

sallam.5 ta BALE mohkam o motmaeen, baraye chap e matalebi ke barha o barha khondaneshoon ,shirinie bar e avval ro dare ,hatta age entekhabi bashe.Be omid e roozi ke khanandehaye inja yeki ye noskheye emza shode dasteshoon bashe.movafag bashid.