« هزار خورشيد درخشان | Main | امروز و ديروز رو هزار بار هَـروله كردم »

...

زنـــده‌ام ... همين و بس.

Comments (32)

نگاه:

چه بد.......!

جولاي:

خدا رو شكر!!
پس چرا آپ نميكني .مي دوني روزي چند بار اينجا رو باز مي كنم؟؟؟
پس آپ كن كه خداوند آپ كنندگان را دوست مي دارد!!!!

فتانه:

"همين" كه جاي شكرش باقيه... اما از "بس" بودنش مطمئن نيستم.
پس چي شد آثار مثبت فيلم راز و كتاب 4 اثر فلان و ... ؟ پا شو يك كاري بكن. يك كاري كه دوست داري. يك كاري كه خيلي وقته پشت گوش انداختي. پاشو خوب؟ :) ما هم منتظر ميمونيم تا توي فاصله اين سه نقطه كه گذاشتي كلي اتفاقات و حس‌هاي خوب رو تجربه كني و يه ذرشم برامون بنويسي.

ديگه داشتيم نگرانت ميشديم رفيق!

pink:

بازم بیاین از این ورا ...خوشحال می شیم :دی

Behnaz:

ey baba in ke az naneveshtan badtar bood ke...

سلام کیوان جون.

زنده ای همین و بس....؟؟؟؟؟؟

بچه! بالاخره این بنزین خر شیطون هم سهمیه بندی میشه مجبوری بیای پائین ازشا.
از ما گفتن.
حالا خود دانی.

هميشه زنده باشي و سلامت .

خدا را شکر عزیز که زنده ای.هستی.حتی اگر نمی نویسی.وقتی مینویسی به ما فکر می کنی و وقتی نمی نویسی به خودت.کدام بهتره؟بنظر من به خودت بیشتر اهمیت بده.انش الله همیشه شاد با نشاط و مصمم باشی.تو نازنینی حتی اگر برای ما ننویسی.تفکر کردنت،زندگی کردنت،نفس کشیدنت همه برکت است.شاد زی

آرزو:

کیوان عزیز! بعید می دونم تو این شرایط کاری از دستم بر بیاد به جز غصه خوردن و البته آرزوی خوب کردن.
تو اینجا همیشه از جریان زندگی نوشتی، همونی که هممون توش شناوریم و غوطه ور و ما گاه و بیگاه، خواه و ناخواه یادت افتادیم، یاد اون شادی ها و شر و شورت و یاد اون غمی که هرگز ازش صحبت نکردی اما ما سایه ی سنگین و بلندش رو زیارت کردیم و ...حالا با این "زنده ام، همین و بس" ما رو به نظاره ی پنهان شدن حقیقت شادی زیر سایه ی غم دعوت کردی. برای تویی که فی الحال فقط زنده ای شاید این حرف ها اعصاب خرد کن باشد، اما آنچه گفتنی است رو باید گفت.
سایه ها را می توان به بازی گرفت و می توان بازی بازی محوشان کرد.

امیدوارم بعد از این غیبت عجیب غریب خبرهای خوبی بشنویم. احتمال میدم تو هم گاها مثل من میری تو کمای روحی! من گاها تو این کماها خوابهای عجیبی میبینم و کارهای عجیب و غریب و دیونه بازی های مخصوص رو ردیف میکنم. بعد که خبرش درمیاد خودمم باورم نمیشه...
نکنه باز هم داری...
اینجوری باشه که من یکی خوشحالم

بهارك:

سلام کیوان .خوبی به حمد اله؟هستن که هستی و این رو همه میدونیم. اما کجا؟

در پس کوهی از ابهامات و حرفهای نگفته.یا در حال رفتن ؟ قبلا ها وقتی ناراحت هم بودی حرفت رو میزدی حالا که هیچی نمیگی دیگه واقعا همه رو نگران کردی.یه وقتی فکر های خطرناک نکنی ها من نمیخوم برات اتفاق خطرناکی بیفته.خلاصه ما همه جوره دوست داریم چه اینور آب چه اونور و دوست نداریم که خدای نکرده غمی داشته باشی.همه چی حل میشه و وقتی چند سال دیگه به این شرایط فکر میکنی انگار یه یاد یه کابوس در یه خواب بعد از ظهر تابستانی گرم اوفتادی که کسی بیدارت نمیکنه ولی بالاخره بیدار میشی.خوش باشی و خندان در هر کجای دنیا

لیلا:

دیرگاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است .
بانگی از دور مرا می خواند
لیک پاهایم در قیر شب است
رخنه ای نیست در این تاریکی :
در و دیوار بهم پیوسته .
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است زبندی رسته .
نفس ادم ها سر بسر افسرده است .
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است .
دست جادویی شب
در به روی من و غم می بندد .
می کنم هر چه تلاش
او به من می خندد .
نقش هایی که کشیدم در روز
شب زراه امد و با دود اندود .
طرح هایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنبه زدود .
دیر گاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است .
جنبشی نیست در این خاموشی :
دست ها پاها در قیر شب است .

دلمون هزار راه رفت . . .

دستت درد نکنه!!

چقدر دلم می خواست حالت خوب بود ...

منم همین‌طور...

پرستو:

جالبه این خواننده های وبلاگ شما هیچ کدوم فکر نمی کنن شاید شما حالتون خوبه و یا مثلا سرگرم یه کاری یا یه چیزی هستین که خبری ازتون نیست!!!! با توجه به مسائل اخیری که براتون رخ داده همه به طور حتم نگرانتون هستن!!! حالا من می گم بابا یه کسی که توی تقریبا دو ماه گذشته طبق گفته خودش یه بند کتابهای روان شناسی و خود شناسی خونده، خب شاید مثلا یه کم وقت میخواد که اون چیزایی رو که خونده پراسس کنه و در مورد خودش و موقعیتش فکر کنه و تصمیم بگیره، چرا همه بد فکر میکنن و فقط نفوس بد می زنن؟؟؟ من که گمونم شما حالتون خوبه و سور و مور گنده (!) دارید زندگیتونو می کنید و هیچ خبر بدی هم نیست....

رسول:

کمی از فراخنای دریچه ...به ازدحام کوچه خوشبخت بنگر و...
شاید این یکشنبه بیاید....

barbod:

haminam kafiye

bazam jaye shokr dare be khoda ke khodeto ghatie zendeha midoooni :P

چه قدر خوبه آدم برای اعلام زنده بودنش این همه کامنت داشته باشه:)

این روزا هیچکی نوشتنش نمیاد
امیدوارم یه موج غول آسای شادی و حس و حال و انرژی و ... ( هرچی دوست داری جاش بذار) بیاد با شدت برخورد کنه به زندگیت و از این رو به اون روت کنه

سلام
نگرانت شدیم آقا کیوان...
یه خبر از وضعیت خودت بده...

كاش خوب باشي

ghazal:

یعنی فکرمی کنی همین،بسه؟

دلم برای نوشته هات تنگ شده،بنویس لطفا.

reza:

...pas zande bash ta bebinimet, hamin

خوب خدا رُ شكر

چرا آپ نمی کنی؟ منتظریم.
کم کم داشتیم نگران می شدیم؟

yasamin:

hame chi az yad adam mire mage yadesh ke hamishe yadeshe

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2