ماهيهاي كوچيك رو دوست دارم چون با تمام كوچيكيشون مغبون بزرگي دريا نميشن. از رفتن باز نميمونن. راهشونو گم نميكنن. تا اونجا كه چشمشون كار ميكنه از زيباييهاش لذت ميبرن. (و خوب البته يه روزم كوسه ميخوردشون :) )
چقدر دلم میخواست به اندازه اون ماهی کوچولو عزت داشتم واسه مامانم اینا.مادر دریا باید به مامانای ما درس بده که حتی ماهی کوچولو را هم در آغوش با محبت خود نوازش میکنه.هیچگاه طعم محبت را نتوانستم بچشم چون گفتند میون اینهمه صنم تو چی میگی؟گل صنم؟و یا ناز کم کن که درین باغ بسی چون تو شکفت.آیا واقعا چون منی هست؟من یکتابم همانند اون ماهی کوچولو
Comments (18)
اما به قول سهراب :
" دچار یعنی
عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچار ابی دریای بی کران باشد ... "
Posted by لیلا | September 25, 2007 11:39 AM
Posted on September 25, 2007 11:39
تا حالا اينجوري به دريا نگاه نكرده بودم .
Posted by خلوت ليلا | September 25, 2007 11:45 AM
Posted on September 25, 2007 11:45
ماهيهاي كوچيك رو دوست دارم چون با تمام كوچيكيشون مغبون بزرگي دريا نميشن. از رفتن باز نميمونن. راهشونو گم نميكنن. تا اونجا كه چشمشون كار ميكنه از زيباييهاش لذت ميبرن. (و خوب البته يه روزم كوسه ميخوردشون :) )
Posted by فتانه | September 25, 2007 12:20 PM
Posted on September 25, 2007 12:20
به نظر تو اون ماهيهاي کوچيک بزرگي دريا رو ميفهمن؟
Posted by هانیه | September 25, 2007 01:01 PM
Posted on September 25, 2007 13:01
سلام
تصميم گرفتم
بزرگ شدم پترس فداكار بشم!!!!1
Posted by آرش خراط | September 25, 2007 01:29 PM
Posted on September 25, 2007 13:29
ما همانند دوتا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی!
Posted by هیچکس | September 25, 2007 02:02 PM
Posted on September 25, 2007 14:02
دقیقن به خاطر همین بزرگ بودنشه ...اگه بزرگ نبود که...
Posted by goli | September 25, 2007 03:56 PM
Posted on September 25, 2007 15:56
...و ماهي هاي كوچيك رو دوست دارم من چون دريا رو ترك نمي كنن مگر اينكه دريا اونا رو بندازه بيرون..
Posted by هليا | September 25, 2007 04:37 PM
Posted on September 25, 2007 16:37
وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد که در آن آينه صاحبنظران حيرانند
Posted by ikarus | September 25, 2007 06:01 PM
Posted on September 25, 2007 18:01
الهي ...چه باحال
Posted by pink | September 25, 2007 07:06 PM
Posted on September 25, 2007 19:06
سلام! ببخشيد، اين لينكهاي كنار صفحه دكورن يا مشكل از طرف منه؟
***********************************************
k1: دكورند!
Posted by ليلي | September 25, 2007 11:00 PM
Posted on September 25, 2007 23:00
این ترانه رو شنیدی:
اینقد تو رو دوس دارم
که دریاهای بزرگ
ماهیها رو دوس دارن
ماهیها رو دوس دارن
اینقد تو رو دوس دارم
که جنگلای سرسبز
درختا رو دوس دارن
درختا رو دوس دارن
اینقد تو رو دوس دارم ...
Posted by امیر ارسلان | September 25, 2007 11:34 PM
Posted on September 25, 2007 23:34
من هم دریا رو دوست دارم..اما بعضی وقتها یه جورایی ترسناک میشه..
اما واقعا فکر میکنید فراموش نمیکنه؟
Posted by ساسوشا | September 26, 2007 01:41 AM
Posted on September 26, 2007 01:41
ماهی های کوچیک هم دریا رو با همه عظمتش درک می کنند...
Posted by کفشدوزک | September 26, 2007 10:31 AM
Posted on September 26, 2007 10:31
تشكر ميكنم واقعا:)
Posted by ليلي | September 26, 2007 12:38 PM
Posted on September 26, 2007 12:38
دریا ماهی رو دوس داره؟
تو از کجا می دونی مگه تو دریا بودی؟
دریا دلش برای ماهی ها نمی سوزه وگرنه این همه ماهی چرا می میرند و دریا به ساحل هجوم می آره؟
Posted by اوهام | September 26, 2007 05:12 PM
Posted on September 26, 2007 17:12
چقدر دلم میخواست به اندازه اون ماهی کوچولو عزت داشتم واسه مامانم اینا.مادر دریا باید به مامانای ما درس بده که حتی ماهی کوچولو را هم در آغوش با محبت خود نوازش میکنه.هیچگاه طعم محبت را نتوانستم بچشم چون گفتند میون اینهمه صنم تو چی میگی؟گل صنم؟و یا ناز کم کن که درین باغ بسی چون تو شکفت.آیا واقعا چون منی هست؟من یکتابم همانند اون ماهی کوچولو
Posted by behesht | September 27, 2007 02:38 AM
Posted on September 27, 2007 02:38
دریا واقعا همیشه اینجوری نیست که فراموش بکنه.چون بعضی وقتا آدما رو که دل بهش سپردن رو می بلعه و فکر میکنه که اونا هم یه جور ماهی هستند.
Posted by mohsen | September 28, 2007 03:07 PM
Posted on September 28, 2007 15:07