گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
پست قبلی باعث شد توی این چند روزه، دو سه تا از دوستانی که وبلاگ من رو میخونند، بهم زنگ بزنند تا پس از مدتی هم چاق سلامتی کرده باشیم و هم برنامه یه قراری رو سِت کنیم تا دور هم جمع بشیم و دیدارها دوباره تازه بشه. ظاهراً ما هم دور و برمون آدم حسابی کم نداریم خودمون خبر نداشتیم! کوروش یکی از رفقهای قدیم ( آقا کوروش خیلی مخلصیم ) تماس گرفت و نیم ساعت، بیست دقیقهایی با هم گپ زدیم. از اینور اونور گفتیم. از دغدغهها. خاطرات. دورها و نزدیکیها. از کوه و دشت و دَمن و این روزها و لحظاتی که چون برق و باد در گذره. از اینکه آدم باید سعی کنه قسمت عمده زندگی رو به تخمهاش حواله بده و توی خیلی از شبانه روز مسایل مهم و غیر مهم رو روی تخمهاش دایورت کنه، صحبت کردیم ولی خب به این نتیجه رسیدیم که رسیدن به چنین مرحلهایی هم سخته و هم آدم باید ریاضت بکشه تا بتونه با خیلی از مسایل ریز و درشت زندگی براحتی کنار بیاد. باید بزرگ باشی تا بتونی حتی از مشکلات کوچیک زندگی هم بگذری. بنظر من خیلی مهم نیست که بتونی برخلافِ جریان آب رودخونه شنا کنی، همینکه بتونی همراه و در مسیر آب باشی و با آرامش و نشاط شنا کنی خودش بزرگی میخواد و شایستگی. در مسیر رودخونه شنا کنیم و غرق نشیم، دست و پا زدن مخالفش پیشکشمون! بعد از کوروش باز هم با اقصی نقاط دنیا تماس تلفنی داشتم ولی اینکه کی بود و از کجا بود و قرار مدارها نهایتاً به کجاها منتهی شد بماند به فصلش!
روزها از پی هم میگذرند و این عطسههای صبحگاهی من، همه حاکی از اونه که پاییز داره نمور نمور از راه میرسه. بواسطه آلرژیی که نسبت به این فصل سال دارم اگه دروغ نگم، هر روز باید بیشتر از 40-50 تا عطسه خرکی بکنم. خرکی که میگم خرکییه ها. جوری که چهار ستون بدن و تموم تیر و تختههای ساختمون میلرزه. دلتون نخواد آب دماغم عینهو آب فلکه، جاری میشه و تا یه بسته دستمال کاغذی خرجش نکنم از جریان و از تب و تاب نمیوفته. شدم عینهو بچه دماغوها که همش باید فینفین کنم و اگر دیر بجنبم آب دماغم میچیکه روی سر و کله و لباس خلقالله. خلاصه که روزهای تماشایی داریم توی این روزهای آخر تابستون.
چند روز قبل برای اولین بار، کیف پولم رو گم کردم که البته فرداش پیدا شد ولی خب از پول و تراول چکها چیزی باقی نمونده بود. تموم مدارک و کارتها و گواهینامه و عابربانک سر جاش بود ولی گویا یابنده علاقه خاصی به پول نقد داشت. از بدشانسی، یکبار هم که من پول همراهم بود اون روز باید کیفم گم میشد و 160 هزار تومن پول بیزبون رفت اونجایی که نادر رفت. از اونجایی که من آدم لوطی و جنتلمنی نیستم که بگم نوش جون یابنده و حتماً پول رو لازم داشته که اون رو برداشته، الان دقیقاً یک هفته است که دستها رو، رو به آسمون بلند کرده و هر چی نفرین و ناله بلد بودم نثار یابنده کردم که الهی کوفتش بشه. الهی سرطان بگیره. الهی درد بیدرمون بگیره. الهی همه پولها، خرج دوا و دکترش بشه. خلاصه که بیحوصلهگی کم بود بیپولی هم مزید بر علت شد تا این روزها، سگ بشم و پاچه بگیرم.
k1 vase atsehat ye modati ye ghors giahi hast be esm ALTADIN ono bokhor.. mekidanie vali ab ro atishe montaha chon giahie nabayd entezar dahste bashi 2-3 mahe khob beshi;)
***********************************************
k1: کاشکی یه کمی اطلاعات بیشتر در رابطه با این قرص آلتادین میدادی.
salam haj keyvan, dadash ye dasti be in linkaye khoshgele kenarit bekeshi mamnoon misham, hamishe site haye jalebio entekhab mikoni chand haftei hast ke to kafima, maro az kaf dar biar :D
چرا ابروهای گره کردتو میندازی گردن بی پولی ؟ D:
حالا با رفیق قدیمی حرف زدی قراری چیزی جور شد ؟ خبر بده مام بیایم !
داااش کیوون " پنداری" آبجی معتاد نوشته های شوما شده و روح و روانش تو این چهار دیواری حبس شده. فك نكني حواس آبجي زري به شوما نيست و حالتو بيل مي رم! نه جون زري، آبجی لاف نمي ياد و تموم نوشته های شوما رو حفظه بنظرم شوما بهتره برای رفع مشکل آب دماغتون بقول خودتون آق دایی رو هم بکشین و سینوزیتون رو عمل کنین و بی خودی تنبلی خودتو گردن پائیز و آلرژی نندازین. آخه لوطی چار روز دیگه که زمستون بیاد اگه زبونم لال روم به دیفال شوما سرما بخوری کی اینجارو آپ کنه و زری رو با سواد کنه (قافیه رو داشتی). دااااش کیوون خیلی حالمون گرفته شد که گفتی پول هاتو یه از خدا بی خبر بر داشته اما عیب نداره اونم بذارین به حساب صدقه سری خودتونو و قلم قشنگتون. خلاصه اش که آبجی دعا می کنه خدا یه حواس جمع به شوما بده تا دیگه چیزی رو گم نکنین. در آخرم اینکه آبجی و اکثر خوننده های این وبلاگ خیلی وقته به این نتیجه رسیدن که شوما خیلی بزرگین که با وجود همه فراز و نشیب هایی که ممکنه تو زندگی هر انسونی پیش بیاد هنوز چراغ این چار دیواری رو روشن نگه داشتینو و براتون ما خوننده ها مهمیم.
سلام کیوان
امیدوارم الان که داری این کامنتای با صفا ( به قول زری جون ) رو می خونی مشغول عطسه زدن نباشی اتفاقاً منم مشکل عطسه و حساسیت رو چند ساله که داشتم ولی دیگه امسال همت کردمو 2 هفته پیش عمل کردم البته الان یکم صورتم کبوده ولی دیگه امسال از شر دستمال کاغذی راحت می شم به نظر منم زری راست میگه زری خانوم علاوه بر اینکه با حاله و با فرهنگه دستی هم در طبابت داره
زری خانوم --> خیلی مخلصیم
***********************************************
k1: ببخشید شما کجاتون رو عمل کردین؟! سینوزیت رو؟!
امیدوارم که این روزها ی کسل کننده و ابری و حساسیت آور زود بگذرند.
فکر کنم این حس و حال را همه دارند چون این روزا از هر کی بپرسی حالت چطوره جز این چیزی نمیگه.
آقا کیوان منم امیدوارم هر چه زودتر حالتون بهتر بشه. ( آبجی جون مرسی که کامنت می زاری و دل مارو شاد می کنی).
آره پس کجامو ؟
یهو دیدی الکی الکی این خواننده هات فرستادنت زیر تیغ
قضیه شهر قصه است و اون فیله که آخرش خرطومشو عمل کردنو اسمشو گذاشتن منوچهر
شبی یک عدد قرص انتی هیستامین رو قبل از خواب امتحان کن . همینطور یک قطره بتامتازون در دو سوراخ دماغ مبارک !
از ترسم اسم رو ننوشتم ولی تا اونجا که ما یادمون میاد شما همیشه همین جوری بودی
ما که قید پاچه رو می زنیم میایم اینجا
دست به نقد تا بری زیر عمل میتونی یه کرم ویتامین آ 25000 از داروخونه بگیری و صبح به صبح و یا هر وقت که آلرژی برگشت تو بینیت بزنی.اینطوری بو رو حس نمیکنی و عطسه هم از بین میره .ضمنا چون دوامش از کرم های مرطوب کننده و دست بیشتره ،بهتره فقط از همین روش استفاده کنی و از جایگزینی اون با کرمهای دیگه پرهیز کنی.عزت زیاد
سلام
کیوان خان حساسیت فصلی معمولا در بهار پیش میاد.ولی تعداد کمی از افراد اونو در پاییز تجربه می کنند من هم پارسال و سال قبل از اون به طرز وحشتناکی عطسه می کردم طوریکه توی اداره نمی تونستم بمونم تا اینکه یه دوست پزشکم قرص APO-CETIRIZINE رو بهم پیشنهاد داد.عطسه وآبریزش رو برطرف می کنه ولی شدیدا خواب آوره . درمورد عوارض جانبی احتمالیش هم چیزی نمیدونم .من که حاضر بودم هر زهرماری رو بخورم فقط عطسه نکنم.در ضمن فکر نمکنم آلرژی فصلی باعمل سینوزیت ارتباطی داشته باشه.
حالا قرار چی شد؟نوشتین ست کردین اما ننوشتین کی،کجا وعمومی یا خصوصی؟
ALTADIN ye ghors giahie ke aslanam nayab nist kafie ke har 2 ya 3 saat bastegi be shedat hasasiatet yekisho bezari to dahanet va mic bezani. zede eltehab mokhat dahan va galoe ... amma nokte injast ke bayad saboor bashi man o mani harkodum salha fasl be fasl az in ghorsa masraf kardim ta khob shodim... behar hal avarez nadare. masrafe ziadish hich karit nemikone
سلام به روی ماهت آقا کیوان.
آقا، خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟
آقا، سرت سلامت، عطسه چیزی نیست که! والله!
ایشالله به وقتش درستت می کنیم!!!!!
منظورم اینه که یه قرار دسته جمعی بذاریم و دور و برت شلوغ شه، حالت خوب میشه.
تا بعد... .
migozarand
hameye in kesalatha
bad epaeezi dar rahe
negaran nabash
کیوان جان منو حسابی شرمنده کردی ما مخلصیم بیشتر
***********************************************
k1: مخلصیم.
خیلی از نوشته هایت یه خاصیتی داره که من خیییلی دوست دارم، اونم اینه که میشه یه پست رو قاطی پاطی خوند، اول پاراگراف وسطی بعد آخری، آخر از همه هم اولی !
نادر كجا رفت ؟؟؟