شنبه، ۱۰ شهريور ۱۳۸۶

تعطیلات چند روزه شهریور ماه هم تموم شد. بدون هیچ حرکت خاص و مهیجی. همانند تمام روزهای تعطیل و غیر تعطیل قبلی. بدون هیچ شاتل و سفینه هوا کردنی. خشک و یبس و بی‌خاصیت! اول قرار بود با دو سه تا از دوستان به شمال بریم ولی وقتی عصر سه‌شنبه، اتوبان تهران _ کرج و خیل جمعیت مشتاق و اون راهبندان طولانی رو دیدیم از رفتن به هر چی شمال و جنوب و شرق و غرب بود منصرف شدیم. عمده کاری که توی این سه روزه انجام دادم خواب بود و خواب بود و خواب. کم‌کم داشتم به مرض بستر دچار میشدم. یه سری جاهای متحرکم تار عنکبوت بسته بود از بسکه مفاصلم، ثابت و بی‌حرکت مونده بود. والله دیدم توی این چند روزه از شما خواننده‌ها، بخاری درنمیاد و توی این مدت هیچ کدوم‌تون آدم رو به یه سینمایی، تئاتری، کوهی، قهوه‌ایی، چایی، عرق بیدمشکی، قراری، گپی، بومادرانی، لبویی، کاهو و سکنجبینی، خاکشیری، خونه خالی! دعوت نمی‌کنید بنابراین منهم از سر بیکاری اجباراً به یکی دو تا از دوستان سری زدم و از اونجا که تا دیر وقت اونجا بودم، شب منزل اونها بیتوته کردم.

حال و هوای هنری تهران این روزها چندان مساعد نیست. ما هم که اهل دل و اهل هنر! ماتم عظما گرفتیم. فیلم به دردبخور و قابل دیدنی وجود نداره. دو سه سالی هم هست که دیگه عادت کردیم دور کنسرتها رو خط بکشیم و سطح توقع‌مون رو به پایین‌ترین سطح ممکن کاهش بدیم. ظاهراً حالا حالاها هم قرار نیست دو تا خواننده درست حسابی مثل عصار و اصفهانی کنسرت بذارند. گویا باید یه " یادش بخیر " بلند بالا برای اون روزها که میرفتیم سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی بگیم. بازار تئاتر هم خیلی داغ نیست و چیزی که آدم رو وسوسه بکنه که برای دیدنش زحمت تئاتر رفتن رو بجون بخره وجود نداره. فکر کنم توی این بازار کساد فقط میمونه سینما، تئاتر گلریز که این روزها یه تئاتر کمدی بنام " امیر ارسلان در کافی شاپ " رو داره. اتفاقاً هفته پیش به دیدن این تئاتر رفتم. نمایش بدی نیست و توی این شرایط باعث میشه لحظاتی نیش آدمیزاد باز بشه. تقریبا یه چیزی تو مایه‌های قهوه‌خانه زری خانم هستش. که البته گروه بهزاد محمدی حرفه‌ای‌تر بودند. والله هر چی صبر کردم دیدم از شما خواننده‌ها که بخاری درنمیاد و توی این مدت هیچ کدوم‌تون همت نکردید آدم رو به یه سینمایی، تئاتری، قهوه‌ایی، چایی، یه پیاله آش رشته‌ایی‌ دعوت کنید تا آدم توی این روزهای دراز و بلند تابستون همپا و همراه‌تون بشه هر چند گویا این جمله رو دو خط بالاتر هم نوشته بودم، حالا ببینم برای آخر این هفته کسی پیدا میشه چراغ اول رو روشن کنه یا باز هم باید آخر هفته رو به کسالت و خواب و خمیازه بگذرونم.

۳۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
فتانه

ببخشيدا ولي مثل اينكه شما هم بدشانسي آوردي و به كاهدون زدي با اين خوانندهات. من كه با كلي ذوق از دو هفته پيش زنگ زدم براي كنسرت شمس كه قرار بود همراه با مراسم سماع برگزار بشه جا رزرو كردم اما اونقدر هفته گذشته ماشاال... خوش خبري بود كه حال نكردم از جام تكون بخورم.
***********************************************
k1: فکر کنم منهم از کنسرت شمس بدم نیاد!

امیر ارسلان

سلام چطوری کیوان؟ ما خونمون درست تو کوچه ی روبروی تئاتر گلریزه. کاش بعد از تئاتر میومدی یه سر میزدی یه کم با هم صحبت میکردیم.
***********************************************
k1: آقا تئاتر ساعت 11 تموم میشه من اون موقع دیگه کجا بیام؟!

تئاتر شهر معلوم نیست تا چه زمانی بسته شده. بنده این رو بعد از بلند شدن بخار و اینها و به شدت بور شدن جلوی دوستی فهمیدم... فرهنگ؟ هنر؟؟؟ چه حرفا، توقعاتی دارین شما ها!
***********************************************
k1: آره ظاهراً حق با شماست.

زری

داش کیوان، همچین یه جورایی خیلی مخلصیما ، نبینم خنس و پنسیت رو، شوما فقط لب تر کن آبجی می برتت تا ته دنیا و هر جا که شوما خواستی . می دونم لوتی الان تو مخت داره بندری می لرزه که این دخیه هی چاخان بلغور می کنه؟ نه دااش من اینو به شرط چاقو می گیما. باس بگم ما اهل باسواد بازی و سینما و تئاتر نیستیم اما دلمون قیلی ویلی می ره واسه کاهو سنکنجبین، آش رشته ایی، قلیونیو و پنج سیریو کباب تنگشو و هی تخته نرد و جر زنی و از این صوبتها. خلاصه اش بگم انگاری اردنگی می زنی به ما وقتی می گی از شوما خوننده ها بخاری در نمی آید. حساب آبجی رو از خوننده های دیگه سوا کن. شوما فقط کافیه بگی کجا اونوقت آبجی هر جور شده راس و و ریس می کنه و می برتت هر جایی که ساز نفست و هوست بود.
اصلاً برای این که مطمئن بشی آبجی چاخان پاخان تو کارش نیست، همین پنجشنبه جاده امامزاده داوود چطوره؟ خیلی باصفاست می ریم باهام کبابی می زنیم و قلیونی چاق می کنیم و از صوبت های داش کیوون لذت می بریم. خلاصه اش اگه مارو قابل بدونین کافی یه سوتی بزنین یا تو این صفحه باحالتون اعلام کنین.
***********************************************
k1: نخیر پنداری این آبجی قرار نیست دست از سر ما برداره. ایهالناس کمک!

فتانه

فكر نميكردم از سماع خوشت بياد وگرنه لااقل خبر ميدادم كه همچين كنسرتي هست. دروغ چرا منم اگر يكي بود كه يه ذره تشويق ميكرد ميرفتم بليطها رو ميگرفتم. اينبار خبر ميدم. راستيييي يادم افتاد كه در عوض هفته پيش دو تا بعد از ظهر رفتم نمايشگاه فرش و لذت بردم و لذت بردم و ... :)

آزاده

والله ما هم از بی حوصلگی مردیم تو این چند روز. در ضمن پیشنهاد زری هم برای آخر هفته بد نیست ها. (خیلی کامنت های باحالی می زاری زری خانوم).

chera in ruza hamamun por shodim az khab o bihoodegi?

ma ke dastemoon kootaahe!!!
***********************************************
k1: پس من شانس آوردم!

آخه چقدر هم تو پایه ای !!!
***********************************************
k1: والله چه عرض کنم!

گلناز

سینماها که فیلم های خوبی نداره، ولی من عاشق پیاده روی و بام تهرانم اگه پایه ای خوشحال می شم با من و دوستام هم قدم بشی. این تیکه هم مال زری. لطفاً با ریتم بخونین:
بابا زری تو دیگه کی هستی.
دست شیطونو بستی.
***********************************************
k1: شما و دوستانتون چند نفرید؟!

آرزو

اَه، مرده شوره این تعطیلات گندو بزنن. خیلی حال به هم زن بود.

pink

من یکی میام به شرطی که زری بیاد ...
بابا شما حالتون خوبه؟!! تو متن همه رو کتک می زنی که چرا بی معرفتن ولی اینجا تا بهت می گن بیا می گی دست از سر من بردارین و والله چه عرض کنم ...
زری .........
***********************************************
k1: شماها اگه بیاید منهم میام ولی من از این زری میترسم. میترسم یه موقع یه مرد سیبیل کلفت باشه! من که شانس درست حسابی ندارم!

زری

دااش کیوون داشتیم یعنی هر کی دم از لوتی بودن و معرفت زد حتماً باید سیبیل کلفت باشه. نه دااش من دست کم گرفتی آبجی رو. آبجی حاضره بخاطر معرفت زندگیشو بده. خلاصه اش بگم چه شوما آبجی تحویل بگیری بیای و چه تحویل نگیری و از دستش پناه ببری به خدا آبجی عاشق مرام و نوشته های شوماست و هر روز چشم باز نکرده چهار نعل می یاد اینجا. عزت زیاد
***********************************************
k1: فکر کنم این تا ترتیب من رو نده ول کن ماجرا نباشه!

فتانه

تو رو خدا ببينين چقدر از پيشنهاد زري استقبال شد شما سنگ ميندازي. من كه از هركي با زري بره بيرون و به من خبر نده نميگذرم. مخصوصا اگر تخته هم بازي كنن. گفته باشم.
***********************************************
k1: میخواهی یه قرار با زری جور کنم همه با هم بریم پیش زری؟!

اقبال

بابا من اگه جای تو بودم با این زری قرار می گذاشتم به ریسکش که می ارزه به نظر من چه مرد باشه چه زن خیلی آدم باحالیه.
***********************************************
k1: نخیر انگار مشتری زری زیاد شده. بابا یه فکری به حال من کنید!

pink

زری خانوم آدرس ایمیلتو بده ما یه کاریش می کنیم :)
چی می شه قرار دست جمعی باشه ؟ کی واااان خان
***********************************************
k1: اصلاً اگه اینجوری شیر تو شیر باشه من بازی نمی کنم. قرار باید فـُرادا باشه همین و بس!

رسول

آقا دست ما رو هم به زری برسون!
به زری:آبجی جون خودمون پایه تیم تا تهش.
با داش کیوون یا بی داش کیوون.سبیل کلفت داشتن هم مهم نیست.اصل مرامه که الا ماشااله...
***********************************************
k1: ای بابا!

امیر ارسلان

کیوان! من میگم یه قرار همگانی بذاریم و زری هم بیاد که اگه یه مرد سیبیل کلفت بود نتونه کاری بکنه. چطوره؟
ولی کلا پایه نیستی یه قراری بذاریم هر کی تونست بیاد همه با هم آشنا بشیم؟
***********************************************
k1: حالا که اینجوری شد کی موافق یه قرار دسته جمعی هست؟!

pink

چه بی ذوق !! پس وای به حالت یه بار دیگه بیای بگی شماها بی معرفتین و فلانین و بیسارین ...یعنی این دفه بیای ما رو متهم کنیاااا اول زری رو پیدا می کنم بعدم پا برهنه میام تا خونه گوزنهایی که همسایه تونن !!
بعدم می بریمت به زور امامزاده تا شفا بگیری و دیگه ما رو به بی مرامی متهم نکنی :دی
***********************************************
k1: تو چرا اینقدر عصبی شدی؟! بابا اصلاً زری مال تو ... خوب شد؟!

امیر ارسلان

من هستم. اول.

لیلا

کامنتدونی این پست که شده "زری جونم اینا و ... " :دی . اون قدیم ندیما یه دبیرستان شبانه روبروی مدرسه مون بود یه دانش اموز داشت تابلو !! خوشگل و فوق العاده خوش هیکل و قدبلند . بهش می گفتن زری شاسی بلند ! اما عجیبه که هم تن صداش کلفت و مردونه بود هم لاتی حرف می زد. از روز اولی که این داش زری (!) این جا کامنت میذاره من همش به یاد اون میفتم ! حالا اگه شانست بزنه و اون زری همین زری باشه !! بلیطتت برنده شده :دی شاید هم این زری نوه نتیجه اون یکی باشه !
***********************************************
k1: با توجه به سن و سال و قدمت و کسوت شما! فکر کنم این زری همون نوه نتیجه اون زری باشه!

چندگانه

من که فکر می کنم زری خانوم نه تنها سیبیل کلفت نیستند بلکه یه خانوم خیلی ظریف و کوچک اندام هستند. باور کنید.
قراره جمعی رو منهم هستم... . برای سنجش میزان بخار شما بیشتر...

mahsa

قرار دست جمعی باشه یا تکی فرق نداره یه جرثقیل باید بیاد کیوان و تکون بده

بهار

سلام آقا کیوان
من تقریباً تمام نوشته های شما رو خوندم اما چون بین خواننده های شما تازه واردم کامنت نذاشتم
راستش منم چند وقته حوصلم سر رفته
اگه قرار گذاشتین من هم هستم البته اگه ما رو راه بدین !

زري

آبجي ليلا از شوما كه به نظر مي ياد خوننده با كمالات و با سابقه اين وبلاگي اينجوري نظر دادن بعيده!!!
آبجي فكر مي كرد ديگه همه خوننده هاي دائمي اينجا فضاي طنز و به تصوير كشيدن مشكلات اجتماعي بوسيله دااش كيوون رو همراه با چاشني طنز شناخته باشن. اما زهي خيال باطل!! يا به قول دااااش كيوون "پنداري " افرادجامعه ما هنوز درگير همون تفكيك جنسيتيند و آدم ها رو اول زن و مرد مي بينن بعد آدم .بابا آبجي خانوم آخه ماهم آدميم و بعد از اين همه مدت لذت بردن و باسواد شدن بانوشته هاي دااش مون گفتيم ما كه كاري از دست مون براش بر نمي يادحالا كه همچين كه يكم ناراحته يه چند دقيقه اي خنده رو لباش بياريم ديگه نمي دونستيم كه به لطف شوما زري شاسي بلند و تابلو مي شيم. نه آبجي خانوم اين زري نه اون زريه نه نوه و نتيجه اش بلكه فقط بعنوان يه آبجي كه از نوشته هاي دااش كيوون لذت مي بره دوست داشت براش كامنت بذاره ديگه نمي دونست كه شوما اينجوري راجع بهش مي نويسين!
شايد بهتر باشه آبجي مثل قديم ها بي وراجي اينجا سرك بكشه و سه سوته بزنه به چاك.
"مي مخور با همه كس تا نخورم خون جگر
سر مكش تا نكشت سر به فلك فريادم."

دااش كيوون شرمنده كه كامنتدوني شوما را بي اجازه اشغال كرديم.

سلام آقا کیوان گل.
والله من که پایه ی قرار دسته جمعی هستم البته اگه سعادت نصیبمون بشه و سر کار نباشم.
تازه من جای سه نفر میام. یکی خودم. یکی امیر یکی هم نفسم.

خلاصه اینکه ما به این وظیفه ی ملی میهنی جامه ی عمل پوشوندیم. کوتاهی از خودت بود.

آقا ما رو از خودت بی خبر نذار.
بای بای

گلناز

من فکر می کنم این زری اصلاً بی سواد نیست بلکه به نظر من با این کامنت آخرش خیلی هم سرش می شه. بابا زری خانوم مشتاق شدیم شما را ببینیم.

امیر ارسلان

کیوان! میبینی که بچه ها پایه اند واسه یه قرار دسته جمعی. پس دیگه معطلش نکن. واسه همین آخر هفته خوبه یه قرار توی یه پارکی یا جای دیگه ای بذاریم؟
میخوای من شمارمو واست off بذارم با هم در موردش صحبت کنیم؟
فقط یه مسأله ای هست اونم اینه که اونایی که تا حالا گفتن موافقن فکر کنم همشون خانم بودن! یعنی پسرا اینقدر بی حالن؟

امیر ارسلان

به آبجی زری:
زری خانم ناراحت نشو. لیلا خانم فقط یه خاطره تعریف کرد. منظورش که شما نبود. آخه چون که ادبیاتی که شما باهاش حرف میزنی واسه همه ماها یه خورده تعجب برانگیزه هر کسی یه تصوری از شما داره. ما الان هر پستی که اینجا میخونیم دیگه عادت کردیم یه کامنت باحالم پشت بندش از شما بخونیم.

آزاده

بابا کیوان من جای تو باشم یه قرار دسته جمعی می گذارم همه این آبجی زری رو ببینیم. منم مثل چندگانه فکر می کنم پشت این نوشته ها یه دختر ظریف و مهربون هست. زری قهر نکن دیگه بابا ما مثل نوشته های کیوان به کامنت هات عادت کردیم.

میترا

آقا کیوان من همیشه مطالب و کامنتاتونو می خونم و لذت میبرم اما راستش هیچوقت کامنت نگذاشتم اما باید بگم منم مثل بقیه بعد از خوندن پستها تون به کامنت های زری عادت کرده بودم و الان که دیدم دلخوره گفتم بگم زری خانوم درسته که ما فقط بخاطر نوشته های کیوان می یام اینجا اما کامنت های شما باعث می شه دل ما واشه.
راستی منم قرار دسته جمعی رو هستم.

بچه محل

بچه محل:
سلام. آقا كيوان. شايد از كنار هم رد شده باشيم، شايد نگاههامون به هم گره خورده .
بچه محل يعني همين ديگه. من از كودكي ام به مدت 12 سال تو قصر فيروزه بودم . الان ديگه اونجا نيستم. شما كي اونجا بوديد؟
برات يه كامنت گذاشتم. تو مطلب قبليت.
‹‹دلم از غربت سنجاقک پر››
يادت نره بخونيش.
قربانت/ بچه محل

تو چرا غر به جون خواننده هات می زنی؟ خب خودت سوال می کردی کسی دوست داره باهات ددر بره یا نه والله
بعدش هم میشه مرام و معرفت داشت و نرمال حرف زد این لاتی حرف زدن به نظر من لوس و بی مزه است و به قول تو همون حس سبیل کلفتی رو القا می کنه (البته نظر شخصیه من بود به تریش قبای کسی برنخوره لطفا)

لیلا

فقط بخاطر تو ! : برای زری جون که خیلی هم زود رنجه !
ای داد بیداد . اگه من فکر می کردم با کامنتم با حال ترین کامنت گذار اینجا ازم دلخور میشه که عمرا اون کامنت رو نمی ذاشتم . به جون زری من نمی خواستم شما یا به قول خودت شوما (خیلی مخلصیم ) رو ناراحت کنم . در ضمن تابلو هم می تونه در مورد اون هایی که زیبایی های چشمگیر دارن به کار بره حالا چرا شما دچار سوبرداشت شدی شاید از کلام ناقص من بوده . شاسی بلند هم تا جایی که می دونم یا لااقل در فرهنگ لغات من مفهوم توهین امیزی نداره . من خودم عاشق شاسی بلند ها هستم ! از ادم بگیر تا ماشین :دی به جان خودم . به هر حال کامنتای بانمک شوما (!) خیلی به اینجا صفا میده . مخصوصا بعضی تیکه هاش خیلی باحاله لوتی . البته می دونم ادمای باصفا مثل خودت و خودم (:دی ) دلشون خیلی نازکه . اگه چیزی تو کامنت قبلیم بوده که حالتو گرفته شرمنده . به قول خودت فضای اینجا طنز گونه هستش و اگه قرار باشه با کمترین سربسر گذاشتنی از هم دل خور بشیم که دیگه هیچی ... ! همیشه شاد باشی و می دونم خیلی ها دوس دارن کامنتای با حالت رو همیشه این جا ببینند :
قامتش را سر گفتم سر کشید از من بخشم دوستان از راست می رنجد نگارم چون کنم
نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار عشوه ای فرمای تا من طبع را موزون کنم

mohi

زندگي كسالت بار نيست ، كسالت فقط يك انتخاب ِ

شيرين

چه حيف كه نرفتي شمال چون ترافيك فقط تا همون اتوبان كرج بود و بعد از پيچيدن به سمت چالوس خلوت بود. من 7.5 راه افتادم و 12.5 رسيدم كلي هم توي راه از هواي خنك و سكوت شب لذت بردم. حيف شد نرفتي

مهسا اصل کلامو گفت . عزیزم تو تنبلی . جرثقیل لازمه تو رو تکون بده ! وگرنه سیبیلهای زری بهونه ست

baharak

به زری:اگر الناز شاکر نمیدونم چی بدونه که چقدر قشنگ اداشو در آوردی حال میکنه.(فیلم بی وفا)
بابا شما که تهران هستین نرفتین کنسرت ملی آلمان؟
1 ماه پیش هم که من اونجا بودم کنسرت گرون نور بود که خیلی خوش گذشت.تلفیقی از موسیقی سنتی ایرانی و اروپائی قرون وسطا.جای همه اهل هنر خالی.اتفاقا اونجا یاد شما آقا کیوان افتادم ولی فکر کردم ایران نیستین.بی خبر اومدن همین ایراد هارو هم داره.

زری

آبجی لیلا مرامت رو عشق است. اگه بدونی آبجی وقتی صب طبق معمول چهار نعل اومداینجا و کامنت با صفای شوما رو دید چه قندی تو دلش آب شد. آخه تا حالا چه ضعیفه اش چه سیبیل کلفتش به ما اینقدر محبت نداشته آره آبجی این روزا عشق و انسونیت دچار مشکل اساسی شده. آخه یه قل دو قل که نیست عشق و مرام، بلدی می خواد.
آره داشتم می گفتم شاکی ام آبجی، از این روزگار لا مروت شاکی ام که بد مستیش مال ماست و سینه چاک دادنش واس از ما بهترون!
شوما باید ببخشی آبجی زری دلش خیلی نازکه و اشکش دم مشکشه اونروزم اعصابش تعطیل بود و اومد اینجا تا یکم راست و ریش بشه وقتی کامنت شوما را دید به خودش گرفت.
خلاصه اش باید بگم ما بد مدل خاطر خواه مرام داااش کیوون و نوشته هاش و خوننده هاش هستیم.
روحمون اينجا حبسه باسه همین هی اراجيف پاس می دیم سي دااش کیوون و خوننده هاش...
ختم کلوم اینکه آبجی لیلا باید ما رو ببخشی که یکم تلخی کردیم و به خودمون گرفتیم. عزت زیاد آجی با بامرام.

ارسال نظر