گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
در این زندگی از همه چیز میتوان چشم پوشید، چشم پوشیدن فریبندهترین طریقهی از دست دادن است، همه چیز مگر یک چیز. آنچه میخواهم به شما بگویم گفتهی مادربزرگم است، چند ساعتی پیش از مرگش این را به من گفت. زنی بود روستایی، تنها زن کمونیست دهکدهاش، در تمام عمر، بدبختی به سرش باریده بود. بچهای معلول، یکی دیگر که در اردوگاه کار اجباری مُرد، بیماریها و فلاکت انگار از آسمان میبارید. یک روز آن موقع دوازده سیزده سال داشتم، از او پرسیدم: مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهمتر است؟ جوابش را فراموش نکردهام، فقط یک چیز در زندگی به حساب میآید کوچولو، و آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آنرا از تو بگیرد.
متن بالا برگرفته از کتاب دیوانه بازی نوشته کریستین بوبَن ترجمه پرویز شهیدی و انتشارات چشمه هستش. شاید مادر بزرگ پیر و کمونیست راست میگفت هیچ چیزی به اندازه نشاط در زندگی مهم نیست. شاید آدم روزهایی که شاد و سر و حال نیست به این حرف مادر بزرگ پی میبره.
از قرار معلوم کتابهای معرفی شده توی پست شناخت خود درونی، کتابهای خوب و مفیدی هستند و میتونه منبع خوبی برای کسانی باشه که تصمیم دارند توی این زمینه مطالعه داشته باشند. یه لیست بلند بالا از کتابهایی رو که دوستان لطف کردند و توی کامنتها نوشتند تهیه کردم تا کمکم و به تدریج اونها رو آماده کنم و بخونم. باید این روزها یه سر به میدون انقلاب بزنم. دارم به برنامهریزی برای چند ماه آیندهام میکنم که میشه گفت تقریباً عمده زمانهای خالی رو کتاب و خوندن زبان انگلیسی پُرش میکنه. خب اولین پست هفته که با کتاب و کتابخونی شروع بشه باید هفته فرهنگی و خوبی در پیش رو باشه!
با توجه به تعطیلی روز شنبه، دو سه روزی تعطیل بودیم. بهمین خاطر با یکی از دوستان که البته ایشون با خانواده بودند به شمال و سمت نمک آبرود و متل قو رفتیم. شمال خیلی گرم و شلوغ بود. ظاهراً جماعت دیگه بیخیال بنزین شدند و همهشون تونستند با راهکارهایی یه کارت سوخت تهیه کنند، بنابراین خیلیها به مسافرت رفته بودند. گل پسر این دوست عزیزمون هم از اینجا تا شمال، تمام این چند روز توی شمال و حتی حین برگشتن از شمال ما رو بطور تمام قد نمودند از بسکه هی دریا دریا کردند. به مانند همه بچههای 5-6 ساله اگر ولش میکردی میخواست 24 ساعته توی دریا باشه و با آب و ماسه بازی کنه. جداً که بچه های این سن و سال چقدر انرژی دارند.
با توجه به این حجم بالای توریست، آدم افسوس میخوره که چرا مردم هیچ جای مناسبی برای تفریح ندارند. نمک آبرود و یا مثلاً نارنجستان ( با اون فضای کم ) جای مناسبی برای مردمی که میرن شمال تا چند روزی استراحت کنند، نیست. نارنجستان یه جای خیلی کوچیک و نمک آبرود هر چند بزرگه ولی بغیر از تله کابین، هیچ امکانات دیگهایی نداره. جنگلهایی مثل دوهزار و سه هزار و یا عباسآباد هم کثیف و بدون امکانات و وسایل تفریحی هستند. بنابراین تموم طول روز که هوا گرم و مرطوب و شرجی هست، احتمالاً اگه بچه تخس و سرتقی همراه آدم نباشه آدم ترجیح میده توی خونه یا ویلا بمونه. اگر هم قرار باشه بره کنار دریا، تموم خط ساحلی با دیوار ویلاهای ساخته شده شخصی و یا دولتی اشغال شده و جاهایی که بشه حتی دریا رو هم دید خیلی کم و نادره. زمان مناسب برای قدم زدن و بیرون اومدن از ویلا توی این فصل سال حدودای ساعت 7-8 شب هستش که عملاً هیچ جای مناسبی برای اون موقع سال وجود نداره. نه جایی برای قدم زدن، نه سینما و یا تئاتری، نه کافیشاپ و مکان مناسبی برای نشستن و گپ زدن. بهرحال من فکر میکنم با داشتن یه دید و تفکر مدیریتی و اختصاص بودجه میشه شمال کشور رو به یکی از بهترین مراکز جذب توریست تبدیل کرد. اگر من شهردار یکی از این مناطق شده بودم اون وقت میدید چه منطقهایی درست میکردم ولی حیف ... !
بي خيال شدن بنزين ! اون هفته تعطيلات هم كه ما رفتيم شمال فهميديم بابا اصلا مديريت سوخت و ... كشكه ! همه از خودمونن :p
man ke miam Iran, mirim shomale, hamishe daghdaghe kamboode emkanat ro daram, inja emkanat hast vali oon safa o samimiat nist. be omide roozi ke too mamlekate khodemoon bashim o in daghdaghe ha ro ham nadashte bashim
درمورد شمال و اينا سخن از زبان ما مي گويي
دفعه ديگه كه اومدين توصيه مي كنم عصر و دم دماي غروبتون رو به ساحل سي سنگان اختصاص بديد
هي همچين بـــــــــــــــــــــــــــــد نيست
تا شعاعي دريا و آسمون رو بدون دخالت سيمان و آهن مي بينيد
تو سفر کوتاهی که این تعطیلی داشتیم فامیلی که از بیرون امده بود و برای اولین بار بود کلاردشت رو می دید از تنفس در اون هوای لطیف و قدم زدن زیر اون اسمان کم نظیر چنان بوجد اومده بود که واسه بقیه کمی جای تعجب داشت ! به قول دوستی اگه اون طرف یک چنین طبیعتی باشه حتی واسش باند فرودگاه افتتاح می کنن و تبدیل میشه به منطقه توریستی جهانی و جماعت به خاطرش خودشونو جر(!) میدن اما این جا تا تونستن تو دل طبیعت پیشروی کردن و بدون حساب کتاب داره زمین ها خدا تومن فروش میره و ویلا سازی های بی حساب کتاب منطقه ای رو که زمانی به سوئیس ایران شهرت داشت داره از پا در میاره !
اگه شهردار هم بودی هیچ کاری نمی تونستی انجام بدی. اگه شهردار بودی لابد آدم بیسواد و ریشویی بودی که بنا به اعتقادات اسلامی و حکومتی و خوش خودمتی ها و یا نسبت داشتن با فلان آخوند حکومتی در کمال بی لیاقتی به این پست گماشته شده بودی. یعنی نمی دونی تو چه خراب شده ای زندگی می کنی؟
چند صد کیلومتر ساحل های شمال رو میشه بهشت ساخت. میشه به اندازه درآمد نفت از توریسم درآمد داشت. ولی عمداً تبدیل به زباله دونی کردند. نمیدونم ساحل فرح آباد ساری رو دیدی یا نه؟ به بهانه پیشروی دریا سنگهای بزرگی رو تو ساحل انداختند که دنیا دنیا زباله لابلای سنگ ها جمع شده. کارشون هم هیچ اساس علمی در مقابله با پیشروی آب دریا نداشته از روز اول. زیباترین قسمت های ساحل رو ارگان های بیشمار حکومتی غصب کردند و سی چهل کیلومتر از کل ساحل دریای خزر رو به صورت زباله دونی برای عموم باز گذاشتند.
ساحل های دریاهای ما مانند دیکر مکان های زندگی اجتماعی ما به آزادی، به فهم و شعور و خرد و علم نیاز داره نه به تعویض شهردار. ساحل های دریای خزر هم مثل همه جای بیرون از خانه شخصی خودمان، محل دفن زباله است. یادت باشه وقتی میری خونه کفشاتو پشت در از پا دربیاری!
ما هم این دو سه روز اونجا بودیم
هتل ها که همه پر بودن! ویلا هم تو نمک آبرود کمتر از شبی 200 تومن پیدا نمیشد lol
اگه شمال دنج و آروم و دست نخورده ميخواي "نكا" جاي معركه ايه!هم جنگلهاش هنوز بكر هم ساحل خيلي آروم و قشنگي داره كه البته اصلاً شيك و با امكانات نيست ولي تا بخواي آرامش داره! تيوريهاتون شايد به درد اين شهر كوچيك بخوره آقاي شهردار!
يه كتاب فروشي سر 16 آذر هست كه كتابهاي "هورناي" رو داره، تقريباًهمشو ،جاهاي ديگه رو بايد زياد بگردين
این شمالی که ازش میگی وضعش خیلی بدتر از این حرف هاس..... شمال فقط یه جاهایی داره که بکر بودنش قشنگه...یعنی چون هنوز کسی نیومده سرمایه گذاری کنه، مسافر زیادی هنوز هم اونجا نرفته و دست نخورده باقی مونده..... کیوان خان این بار که شمال اومدی اونجاها نرو، پاشو برو ییلاق های مسیر جاده هراز، فوق العاده است.... و اگه کمی اهل کوهنوردی باشی جاهای بکرتری می تونی بری!
خوب شد شهردار نشدی چون وقت پیدا نمیکردی وبلاگ بنویسی
ضمنا" شنیدم تو برنامه دولته که سواحل دریای گیلان رو آزاد کنه و کلی مراکز تفریحی و فرهنگی راه بندازه تازه چرا ملت تعطیلات به جای شمال سرازیر شهرای دیگه نمیشن که هم مراکز دیدنی داره و هم تفریحی رفاهی آخه شمال هم شد جا تو رو خدا با اون هوای گندش توی تابستون ؟!
خدا را شکر که دوستانی داری که مراقبت باشند مبادا.خوشحالم که یه لیست کتاب برای خوندن هم تهیه کردی.اینا همه خوب.آینکه داری فکر می کنی برای تفریح مردمان باید کاری کرد هم جالب و امیدوار کننده است.تو حال خوبی داری.قبول میکنی بری تفریح.از شیطنت های وروجک به یاد بچگی هات می افتی که پر انرزی بودی.اینا همه باعث امیدواری است که داری برنامه مطالعه و تمرین زبان آموزی میکنی ولیکن به قول یه دوستات که گفته جلسات بنیاد هم بری خوبه در عمل تحمل کردن را برنامه روزانه خود قرار دهی.اینکه ما کتاب بخونیم یه کار خوبه.ولیکن اینکه بتونیم آدمای دور و بر را با عقاید عجیب و غریب تحمل کنیم بهتره.تو فضایی مثل بنیاد و امثالهم یه اجبار قرار دادی داری که اطرافیان را با همه عجیب بودن هضم کنی. انشا الله همیشه به گل گشت
همسرم برای اولین بار بود که به ایران و اونم به شمال ایران آمده بود البته با خانواده من خلاصه یک جایی کنار رودخونه پیدا کردیم و بساط پیک نیک و کباب رو روبراه کردیم چشمتون روز بد نبینه که چقدر اونجا کثیف بود شوهر خواهرم که اینو دید سریع دست به کار شد و شروع به نظافت دو رو اطراف کرد خصوصا جلوی مهمان خارجی مایه خجالته البته برای خودمونم همینطور من نمیگم فقط برای خارجیها باید تمیز کنیم بله داشتم میگفتم لای هر درختی چند تا پوشک پی پی بچه گذاشته بودند من نمی دونم این مادرای ما زباله دانی بهتر از لای درخت برای پوشکهای کثیف بچه هاشو پیدا نکردند؟؟ و چقدر آت و اشغالهای متعدد که ما همگی بسیج شدیم و شروع به نظافت منطقه کردیم ولی خودمونیم من اصلا اون حوالی سطل زباله ندیدم رفتیم کنار دریا واییییییی که چه افتضاحی اونجا بود نون بربری با بسته خامه همینطوری لب ساحل خلاصه هر چی که دلت بخواد اونجا توی ساحل پیدا میکردی من بسیار متاسفم برای اونایی که یک ذره شعور ندارند و اینقدر حالیشون نیست احترام به حقوق دیگران بگذارند میخوام بگم که از ماست که بر ماست
دوست دارم نظرتو راجع به مطلبي كه در سايت NARGESLOVE.BLOGSKY.COM نوشتم برام بنويسي ... ممنون
کیوان جان نمیدونم چرا با وجود مدت کم آشنایی با وبلاگ شما حس نزدیکی خاصی به شما دارم. برا همین هر چی برا خودم دوا هست برا شما هم موثر میدونم ( بگو بیجا میکنی...!).
از نسخه دادن خوشم نمیاد ( گر چه به نوعی اصلا اینکاره هستم..!) ولی حس میکنم هر چی بیشتر به زبان انگلیسی وقت بذاری و حتی کمی بری تو مایه های ادبیات انگلیسی قسمتی از مسائلت حل بشه. حد اقل احساس بهتری پیدا کنی.
چه جالب دقيقا هموني كه همه براي رسيدن بهش تلاش ميكنيم تموم روز ميدوييم يا بهتره بگم تموم عمر ميدويم براي اين كه گم كرده مون يعني نشاط رو دوباره پيدا كنيم نه؟ اما در مورد شمال.. خونه پدرم تا همون نمك ابرود ده دقيقه راهه ولي باورت ميشه من تا حالا نرفتم تله كابين ... تله كابين توچال رو خيلي رفتم اما نمك ابرود اونقدر هر بار رفتيم تو تعطيلات شلوغ بوده كه قيد از خونه بيرون اومدنو زديم...
keshvare ma pour az noghate bekrie ke mishe behtarin makan ha baraye zajb tourist bashe ama ko tafakoir va sarmayeii ke be tousist tavajoh kone!!adam iran o mibine ba in hame vosat dubai ro ham mibine baghale goshemoun kochiktar az tehran ouna daran che mikonan ma darim che mikonim? ma kharab mikonim ouna daran misazan!!!chand sal dge az ma hichi nemimoune ona 8 omin ajayebe jahano be name khodeshoun sabt mikonan! in yani marg!
سلام
دارم همزمان به گزارش معرفی وبلاگت از رادیو زمانه گوش میدم...ببینم چی شده!
***********************************************
k1: من که گوش نکردم شما بگو ببینم رادیو زمانه چی از من گفته؟!
کیوان جان... چی مون درسته که تفریحاتمون بخواد باشه...
شهردار که هیچ... خدام میشدی با این مملکت و مردمش کاری نمیتونستی بکنی...
تو که جامعه شناسی خودمانی رو خوندی عزیز من!
سلام . خوشحال هستم كه با ويلاگ شما اشنا شدم . اميدوارم اجازه داشته باشم لينك كنم . متشكرم
سلام. صبح به خير. يه سوال ! يه بار گفتي كدوم ترجمه از ناطور دشت خوبه؟
***********************************************
k1: الان خاطرم نیست ولی یه سرچ توی مطالب وبلاگم کنی خودت متوجه میشی.
mikham belinkam mishe?:Db
bedone ejaze...:D?????
باید بی خیال تمام دیروزهای دنیا ، گم شد توی دل روزمرگی و به بهانه های الکی شاد بود و از لحظه لحظه زندگی لذت برد. آن وقت می بینی که خوشبختی چطور بی آن که حواست باشد خودش را جا می کند لا به لای روزهای تکراری و کشدارت .