ديروز تهران نبودم. خيلی هم دور از تهران نبودم. توی دور و بر حاشيه همين اَبرشهر دوستداشتنی بودم. رفته بودم سر قبر بابام. ديگه روزهای آخره. كی به كيه، توی اين شهری كه معروفترين كوچهش كوچه علی چپه، شما هم فكر كنيد منظورم اينه كه روزهای آخر بهاره! دَمدمای ظهر و هوا گرم بود و پنداری توی اين گرما لطف و صفای اون امامزاده كمتر ميشه. شايد هم جاذبه و گيرايش عصر پنجشنبهها خيلی بيشتره. سر صلاة ظهری هيچ جنبندهايی نبود. يه دوری زدم و يه كمی سبك شدم. نه بخاطر اونها كه قطعاً اونها ديگه نيازی به حال و احوالپرسی ما ندارند بلكه فقط بخاطر خودم بود كه رفته بودم. عصرش رضا بهم زنگ زد و خبر از اومدن زلزله داد. زلزله؟! توی كسری از ثانيه يه چيز زبر و ضخيم و كلفتی چسبيد زير گلوم و شاشبند شدم. يهويی سرم تير كشيد. انگاری ميگرن گرفتم. به خيلیها فكر كردم. همه دوست و آشناها و رفقها و همه فك و فاميلی كه دوستشون دارم و حتی اونهايی كه نمیخواهم سر به تنشون باشه از جلوی چشمم رژه رفتند و يهويی يادم افتاد من چقدر آدم دور و نزديك رو دوست دارم. يادم افتاد چقدر به همه اونهايی هم كه نمیخواهم سر به تنشون باشه علاقه دارم. البته اينها رو توی اون موقع حساس كه نه بلكه بعداً بهش فكر كردم و يادم افتاد!
نميدونم كی قراره تقدير رقم بخوره و يه بلای طبيعی نازل بشه و توی تهران زلزله بياد ولی واقعيتش اينه كه شايد اين زلزله رو هم مثل خيلی از چيزهای ديگه يه تابوش كرديم و گذاشتيم يه گوشهايی و اصلاً نمیخواهيم بهش فكر كنيم و فقط قراره با انشالله و ماشالله رفع بلا كنيم. فقط اميدواريم هيچ وقتی تهران رنگ زلزله رو بخودش نگيره وگرنه توی اين مدتی كه خدا به من يكی عمر داده، نديدم هيچ سازمان و ارگان و نهادی كار چندان مفيدی در اين رابطه كنه. قطعاً باز كه مدارس باز بشه توی مدرسهها يه مانور زلزله راه ميندازند و تلويزيون بچهها رو نشون ميده كه كتاب و دفتر رو ول كردند و رفتند زير ميز و معلمشون هم توی چارچوب در وايستاده و والسلام. اين شد نهايت آنچه كه قراره در رابطه با زلزله گفته و اطلاعرسانی بشه. اين شد همه آموزش و مقابله با زلزله. اتفاقاً دوستانم هم كه مهندس عمران هستند ميگن فقط بايد دعا كنيم هيچ وقت تهران زلزله نياد وگرنه با اين ساخت و سازهای آبكی كه به چس وصل و به گوز پيونده، با اين لولهكشیها گاز، با اين كوچههای تنگ و باريك عملاً ديگه نميشه هيچ كاری كرد. فقط بايد دعا كنيم. يكبار ديگه هم زنگ خطر بصدا دراومد و يه لرزش 3 ريشتری ترسی همانند ديروز به تن و بدن مردم پايتختنشين انداخت ديگه وای بحال يه لرزش 6 ريشتری و بيشتر كه تصورش هم فاجعه است. بواسطه سوءمديريت چند ده ساله شهر تهران بجايی رسيده كه در مقابله با زلزله كاملاً آسيبپذير هستش پس فقط بايد رو به قبله بشنيم و دعا كنيم، فقط دعا!
Comments (19)
با دعا اون گسلی که روشین و دلش میخواد خمیازه بکشه خوابش می بره ؟
Posted by مریم بانو | June 19, 2007 08:33 AM
Posted on June 19, 2007 08:33
من یه چیزی میگم ولی شما نشنیده بگیر و اون هم اینکه یکی از کابوس های من اینه که زبونم لال، روم به دیوار، هفت قرآن درمیون... اگه یه روز تهران زلزله بیاد من از این سر دنیا چطوری خودمو می رسونم اونجا و اینکه احتمالا توی فرودگاه حاضرم هر کاری بکنم تا یه بلیط بگیرم برسم ایران و برم به همه سر بزنم ببینم خوب و سلامت هستن، همه و همه به قول خودت حتی اونایی که میخوای سر به تنشون نباشه، و خدا نیاره اون روزو که همین الان با همین فکرا هم اعصابم خورد میشه
***********************************************
k1: احتمالاً اگه اونجوری بشه ديگه فرودگاهی هم نيست تا هواپيما بخواد بشينه. احتمالاً بايد تركيه بشينه بقيه راه رو پياده بيايی!
Posted by پرستو | June 19, 2007 08:46 AM
Posted on June 19, 2007 08:46
من دعا میکنم زلزله هر چی زودتر دوباره بیاد 6 ریشتری به بالا هم بیاد چون هرچی میکشیم به خاطر این پایتخت نشینها میکشیم و 20 کیلومتری شمال منطقه کهک!
Posted by ستاره | June 19, 2007 08:58 AM
Posted on June 19, 2007 08:58
من میدونم ما میمیریم !!!
Posted by کرم دندون | June 19, 2007 09:10 AM
Posted on June 19, 2007 09:10
ما باید بشینیم دعا کنیم که هر چی از این زلزله های سه ریشتری هست بریزه توی سرمون. اگر اون گندهه بیاد که بدبختیم. راستی این قدر هم بدبین نباشیم. مگه ما ساختمون های ضد زلزله ای که رو که توی همه ی خیابونا ساختن به عنوان پناهگاه ندیدی؟البته خیلی هم امیدوار کننده نیست چون عملن چیز مزخرفیه!
Posted by عاطفه | June 19, 2007 09:19 AM
Posted on June 19, 2007 09:19
الان يه اس ام اس بانمك در مورد علت وقوع زلزله ديروز در حوالي قم برام اومد حيف كه نوشتنش خطر فيل- تر شدن رو بهمراه داره :دي در مورد دعا هم اگر قرار بود دعا مانع بلاياي طبيعي و بدتر از اون بلاياي بشري (!) باشه ... هيچي همان سه نقطه كذايي !!!
Posted by ليلا | June 19, 2007 10:13 AM
Posted on June 19, 2007 10:13
من نمی خوام بمیرم
***********************************************
k1: باشه زلزله اومد ميگيم به تو كاری نداشته باشه.
Posted by آرزو | June 19, 2007 10:16 AM
Posted on June 19, 2007 10:16
قراره به زودی از ایران بری دوباره؟؟
یا خدای نکرده بری اون دنیا؟!!خودکشی؟!
من کوچه علی چپ رو پیدا نکردم!!کجاست؟
Posted by holmes | June 19, 2007 10:37 AM
Posted on June 19, 2007 10:37
کار تهران از این حرفها گذشته.شهرسازیش از پایه خراب و متاسفانه همه سعی کردن صورت مسئله رو پاک کنن.نمیدونم تو جریان مناقصه قرار دادن تهران هستین یا نه .ولی اون موقع که تهران یه مناقصه گذاشت برای اقدامات بعد از زلزله یه شرکت خارجی طرحی که دادن برای از بین بردن اجساد این بود که از آلان چندتا کوره آدم سوزی اطراف تهران بسازن اما خوب رد شد چون اینطوری مثلا ما مسلمون نمی مردیم.ایهم یکی از طرحهایی بود که رد شد. من بجای دعا که نیاد و چیزی نشه دعا میکنم اگرم قراره چیزی بشه یا من بمیرم یا همه خانوادم با من بمیرن.
Posted by mohi | June 19, 2007 10:46 AM
Posted on June 19, 2007 10:46
والا من ديروز تو اتوبان مدرس بودم هيچي نفهميدم ولي يه حرفي زدم واسه يكي از دوستام بعد ديدم اس ام اس اومد از همون حرف من كلي خنديدم.
احتمالاَ مي دونيد كدوم اس ام اس مي گم...
;)
Posted by دفتر نارنجي | June 19, 2007 11:56 AM
Posted on June 19, 2007 11:56
جدن دعا کردن موثره ؟!
Posted by مهتاب | June 19, 2007 12:46 PM
Posted on June 19, 2007 12:46
من واقعا می ترسم...خیلی...
Posted by لیلا | June 19, 2007 01:36 PM
Posted on June 19, 2007 13:36
کی میری آقا کیوان؟!
Posted by هانیه | June 19, 2007 02:45 PM
Posted on June 19, 2007 14:45
اختفاي زهره پشت ماه رو ديدين؟ و بعد فاصله گرفتنشون از هم رو؟ فوق العاده بود.
Posted by فتانه | June 19, 2007 05:24 PM
Posted on June 19, 2007 17:24
فیلم مستند تهران، چند درجۀ ریشتر؟ را دیده اید؟
آنقدر آرام و راحت درباره ی زلزله ی تهران حرف می زند که مو بر تن بیننده راست می شود. آنقدر آرام و راحت از طرح ژاپنی ها برای سوزاندن مرده های زلزله ی تهران حرف می زند که ...
آخر سر هم می گوید همه می دانیم که زلزله تهران را تهدید می کند اما همین جا نشسته ایم و هیچ جا نمی رویم. منتظریم که بیاید.
راستی چرا ده سال قبل که ساخت و سازها در تهران اینقدر رونق نگرفته بود به فکر مقاوم سازی ساختمانهایمان نبودیم؟ حالا که فاجعه دیگر خیلی نزدیکمان است هیچ کاری نمی شود کرد. شاید فقط باید شعار بدهیم و منتظر بمانیم.
Posted by مسعود | June 19, 2007 05:48 PM
Posted on June 19, 2007 17:48
باز می خوای بری؟:( آره؟:(
Posted by سمیه | June 19, 2007 06:44 PM
Posted on June 19, 2007 18:44
ميخوام يك كامنت طولاني بزارم.
آقا من زمان زلزله ي منجيل تو يكي از پادگانهاي تهرون سرباز بودم.وقتي زلزله اومد من نگهبان بودم سر پست يه جاي تو مايه هاي باغ مانند....نزديكهاي صبح بود...يهو ديدم تمام كلاغها از رو درخت ها بلند شدند و غار غار كننان د فرار...پشت بندش ديدم كيوسك نگهباني داره تكون ميخوره...گفتم شايد سر پست خوابم برده..افسر نگهبان داره با لگد ميزنه به كيوسك كه منو بيدار كنه.. نگو...زلزله اومده..فرداشم مرخصي ها همه لغو رفتيم تا يه ماه تو منجيل در حال جابجاي و كمك و فلان و بيسار بوديم..خدائي زلزله بد چيزيه.الانم كه هفت هشت سال ژاپنم.اينجا زياد زلزله مياد.ولي شما بگو من ميترسم..اصلا و ابدا..يعني وقتي خوابم زلزله مياد خونه اينه ننوي بچه اينور انور ميره...ولي لامصب خرابي تو كارش نيست.خدائي خونه هاي ژاپن ضد ضربه اند....بگذريم.همين ديروز كه خبر فوري رو تو ايسنا خوندم كه تهرون و قم زلزله اومده...دست و پام اينهو بيد مجنون ميلرزيد...گفتم خدايا خودت رحم كن..خونه هاي ايران جلوي زلزله مقاوم كه نيستن هيچ...مديريت بحران هم يه چيز تو مايه هاي تعطيل !.خلاصه كه بخير گذشت.آقا ما رفتيم بخوابيم شرمنده سرت و درد آوردم.راستي خدا بيامرزه پدرت رو و بقاي عمر شما...سفرت هم بي خطر. ايشالا كه هر جا ميري موفق و مويد باشي..آسمون عشقت پر ستاره...باي
Posted by masoud | June 19, 2007 09:42 PM
Posted on June 19, 2007 21:42
hala aghe shoma nazar dar mored zelzeleh nadid nemishe.allafha... on vaght migan chera mamlekate ma jahane sevome .baraye alafhaie mesle shoma ke hanoz farghe beine .....o ba ...... tashkhis nemidid va az zelzeleh ham harf mizanid. K1 be khoda aghe sansor koni ko....mo....p....ha
***********************************************
k1: آقا اسی بفرمائيد سانسورش نكردم.
Posted by agha esi | June 19, 2007 10:24 PM
Posted on June 19, 2007 22:24
کسی اطلاع داره زمان وقع زلزله حدودا چه موقع است ؟ یعنی 1 سال دیگه یا10 سال دیگه یا 200 سال دیگه ؟؟؟؟
Posted by shadi | October 17, 2007 01:49 AM
Posted on October 17, 2007 01:49