سه شنبه، ۸ خرداد ۱۳۸۶

جام تو شركت عوض شده و از اون تشكيلات و برو بيای عظيم و جايگاه معزّز و ايست خبردارهای صبحگاهی و دَبدَبه و كَبكَبه‌ی قبل از مسافرت به ينگه دنيا خبری نيست. يعنی بنده خدا، مسئولين شركت می‌خواستند برام يه حركت‌های مثبتی انجام بدند ولی بنا به دلايلی كه دونستنش به هيچ كدوم از شما‌ها ربطی نداره خودم قبول نكردم و الان عينهو راهبه‌ها، تك و تنها گوشه ديـر افتادم و فعلاً كسی كاری به كارم نداره. توی اين اطاق اگه يه موقع زبونم لال، حالم بد بشه و از هوش برم و رو به قبله هم بشم هيچ كسی خبردار نميشه مهندس جوونی كه روزی به تنهايی چرخ‌های عظيم و زنگ‌زده صنعت رو به تنهايی به دوش می‌كشوند و می‌چرخوند، الان زرتش قـَمصور شده و دراز به دراز رو به موت و با عزرائيل داره دست و پنجه نرم ميكنه. روزگاره ديگه، مال ما كه هميشه، گهی زين به پشت بوده و پنداری هيچ وقتی قرار نيست خر مراد رو سوار شيم و چند صباحی پشت به زين باشيم. هر چند خدا رو چه ديدی شايد زمون تركتازی ما هم فرا رسيد و بليط‌مون برنده شد!

توی كامپيوتر اين رئيس قبلی كه يه شبه تاج و تختش واژگون شد و الان من بجاش جلوس كردم، هر چی ميگردم هيچ چيز دندون‌گيری پيدا نمی‌كنم. نه عكسی، نه فايلی، نه فيلمی، نه نوشته و مطلب به دردبخوری هر چند حتماً اون هم هر چی داشته از روی كامپيوترش پاك كرده و از خودش ردی بجا نذاشته كه ارواح عمه‌اش مثلاً بگه كه به هيچ سايتی گريزی نميزده و همش سرش بكارهای خودش مشغول بوده. هر چند مگه خود من فايل‌های موجود روی دستگاه كامپيوترم رو گذاشتم برای نفر بعدی كه ديگران چنين كنند با خودشون و با ما؟!

الان ديگه چون مثل قبلاً‌ها چيز رستم رو نمی‌شكونم و هر روز شاتل هوا نمی‌كنم بنابراين درايوهای كامپيوتر رو می‌گردم و چشمم به جمال يه فولدر بنام حسام‌الدين سراج روشن ميشه. توی اين بازار كساد و توی اطاقی كه فقط صدای جيرجيرك مياد، باز كاچی بعض هيچيه و تو‍ شهر كورها آدم يه چشم خودش خلبانه! هر چند هميشه سراج رو دوست داشتم ولی الان خيلی تو مُودش نيستم و دپرسم ميكنه ولی خب چه كنم كه اين مكان ديگه جای گوزيدن نيست و اينبار شهرام، بهرام نداريم و توی اين اطاق در حال حاضر نمی‌خورم و نمی‌خوابم و دوست ندارم و نميدم جاييی نداره!Media Player رو باز می‌كنم و بعد از بيست دقيقه كه تار و سه تار و سنتور و كمونچه همه با هم متفق‌القول می‌نوازند و ديگه كم‌كم دارم نااميد ميشم كه اين هم فقط گوشه‌ايی از موسيقی سنتی رو بصورت بی‌كلام و لايت نشون ميده و هيچ خبری از خواننده نيست، يهويی سراج با يه چهچه از اون دور دورا سر و كله‌اش پيدا ميشه و ميزنه زير آواز و دِبرو كه رفتيم. حالا نرو كی برو؟! خيلی حال و روز خوبی داشتيم حسام‌الدين هم ذهن‌مون رو بال و پر ميده و ذهن هم عينهو كبوترهای تخمه سگ واسه خودش هی بال بال ميزنه و ميره اينور اونور.

فايل‌ها و آهنگ‌هايی هم كه تویMP3 Player‌م هست همچين دست كمی از فولدر سراج نداره. البته موسيقی سنتی توش نريختم ولی يه سری آهنگ هست كه جون ميده واسه مراسم ختم و عزاداری! بی‌مداح و روضه‌خون همه رو به گريه ميندازه. فولدر ايرانیش كه همه درد و رنج و غم غصه است. ستار، ابی، گوگوش، شهريار قنبری، سياوش قميشی، فرهاد، مرجان، فريدون فروغی و سه چهار تا آهنگِ درام و جنازه‌كِشی از رضا صادقی و فرزاد فرزين و يه چند تا آهنگ از اين جَك و جونورهای هم‌وطن خودمونی و گروه‌های زير زمينی كه شنيدنش دل آدم رو ريش‌ريش ميكنه. ديگه زدم به سيم آخر و هر چی آهنگ درام و عزا و نوحه و ماتم هستش رو انتخاب كردم و ريختم روی ام‌پی‌تری پليرم! يه آهنگ هم از زيبا شيرازی دارم كه فوق‌العاده است. اين خواننده شايد همه‌ی آهنگهاش قشنگ و دلنشين و جوون‌پسند نباشه و يه كمی پيرمردی و پيرزنی باشه ولی خب اين يه دونه آهنگش كه خيلی قشنگه. نميدونم اسم آهنگ چيه ولی اين شعرها توشه كه خيلی به تن و بدون و روح و روان آدم می‌چسبه.

بی‌منّت از خاكم بكن / از هوسم پاكم بكن / غرق امواجم بكن / فكر سرانجامم بكن / از خواب بيدارم بكن.
با تو من در شب خيالی ديگری دارم به سر / همچو شبگردی مرا از خواب بيدارم بكن

يه فولدر هم دارم از خواننده‌های تُركی كه همچين سوز و گداز داره كه دل آدم كه هيچی تا اون بيخ و بن باسن آدم رو هم ميسوزنه. من كه تركی بيلميرم ولی‌ اين ابراهيم تاتليس و ماحصُون و اِمراح همچين ضجه و ناله ميزنند كه آی دَدَم ياندِر. فولدر با كلاس و آدم حسابی‌وار خارجی هم با خواننده‌هايی چون جرج مايكل، ويتنی هوستون، سلين ديون و چند تا خواننده ديگه كه نمی‌شناسم‌شون تنها آهنگهايی هستند كه هر كسی كه برای تست، MP3 رو ازم ميگيره تا صداش رو چك كنه، من بهش توصيه می‌كنم اونها رو گوش كنه تا از حال نره! بقيه همه‌شون آدم رو بحالت افسردگی‌ مزمن و جنون ادواری واميدارند و آدم هی حالی به حالی ميشه و هوس ميكنه بره و دل رو بزنه به دريا و از بالای برج ميلاد خودش رو به زمين بيافكنه!

۱۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

همه چي رو ول كن، بچسب به اون بيافكنه! بعد از اون همه ناله كردن، حسابي آدم رو دپرس ميكنه.
***********************************************
k1: اون " بيافكنه " بخاطر اين بود كه می‌خواستم متن رو بصورت ادبی به پايان ببرم!

این ترانه رو دانلود کن مطمئنم خوشت می یاد
http://bi4u.blogfa.com/post-73.aspx

زري

جوون داش كيوون بد دمغم و همچي سر راست و اسهالي ريده شده تو اصاب ما واس خاطر اين فوتبال، كه تا تمرگيديم اينجا پشت ميز، چهار نعل اومديم اينجا تا يخده حالمون راست و ريست شه و مث كفتر تير خورده خودمونو پهن نكنيم، آخ بيخ دل و چشم ارباب رجوع اونم از قماش جنس نر و سگ سيبيلش خوبيت نداره واس زري ! تا يهو ديديم از پشت يه سوم يه تير اما مشقي! خورد تو كاسه چشمون كه آهنگهاي افسرده كننده!!!! اما جا نزديم، رفتيم تا ته ! ختم كلوم اينكه هنور قاطي مونديم و از بد بياري همين امشبم يه جلسه ته قر و قميش روشنفكر بازي و با سوات بازي دعوتيم و باس حتمي بريم كه
با اصاب گوزيده و كوبيده الان مام، اگه هر كسي زيادي ور بزنه و هي سم بكوبه رو مخ ما اونجا، با يه كاليكو ام 960 ميرم تو كار نفله مردن بچه فوفولا و بيخيل گفتمان و نقد و واي زري واس تو بده!!!!
و اكشني بسازم كه.... خلاصه اينكه صفحه حوادث روزنومه هاي فردا رو از دس ندين و .... مام باس بگيم واس زتدوون آبميوه و اينا دوس نداريم ...اگ خواستين دس به جيب شين، ندا بدين خودم ميگم چي راه دست و حلقمه و مي خوام و..... چاكريم ديگه، همين!

آخه چرا یه حرفی رو نصفه می زنی؟ نمی گی اونایی که تو دیفالتشون فضولی تعریف شده کل سیستمشون به هم می ریزه؟ من تازگیا گل ابریشمی سیاوش رو دانلود کردم روزی 1000 بار گوش می دم بعد خودم که دیگه خسته شدم به دوستام زنگ می زنم واسشون پلی می کنم حال کنن. هی روزگار....چه دورانی بود...
(شدیدا احساس می کنم این زری خانم رو می شناسم)
***********************************************
k1: والله نميدونم اين زری خانم چند وقته سر و كله‌اش از كجا پيدا شده؟! مثل اينكه اعصاب مصاب درست حسابی هم نداره. حالا شما فكر می‌كنيد كجا ديدينش؟ برای منهم جالبه بدونم كيه.

سلام! بالاخره يه اكانت پيدا كردم كه وبلاگ تو رو باز كنه و فيلتر نباشه!... من نمي دونم براي چي ف ي ل ت ر شدي و چيكار بايد بكني ولي خوب من از تهران، از همون بغل هاي خونه ي خودتون با اكانت كاوش به نت سر مي زنم كه بلاگ تو فيلتره...
***********************************************
k1: احتمالاً الان ديگه ف . ي. ل. ت. ر نيست و با همه ميتونی بازش كنی. يه تست ديگه بكن.

از آهنگهاي افسرده كننده نوشتي...والله از شما چه پنهون ما هم اين آهنگ ترنج محسن نامجو رو كه گوش ميديم يه جورايي مو بر تنمون سيخ ميشه و گوشه چشم همچين يه خورده نمدار ميشه..ولي هي باز گوش ميديدم به گمونم..خود آزاري داريم.
راجع به پست قبلي هم خواستيم كامنت بذاريم..بعد ديديم اصلاَ مطلب رو خطاب به خانمها نوشتي و اصلاَ مخاطبت آقايون نيستند چون نوشتي.."اصلاً چی ميشد يه سری از اين تشكيلاتی كه به ما آقايون آويزونه، مثل شما خانم‌ها، ..." يعني دوم شخص جمع به كار بردي و مطلبت مال اونهاست...پس ما هم كامنت نذاشتيم...
كرتيم داداش!!
***********************************************
k1: نوكريم آقا لطف كردی كه كامنت گذاشتی!

هنگامه

سلام ، چطوری دوست جون. فهمیدی تازگیا مثل این پیرزن های بلا گرفته خیلی غرغر می کنی؟
***********************************************
K1: آره حق با شماست تازگی‌ها زياد غر ميزنم.

به دليل تاخير در پاسخ، من خودم لينك كردم!! اجازه دادي ندادي به ما چه ديگه!! بايد ظرفيت ميداشتي همون دفه ي اول ميگفتي خواهش ميكنم!! حالا ديگه با خواهش و التماسم لينكتو برنميدارم!! :دی
***********************************************
k1: دوست داری بذار دوست هم نداری بردار. در رابطه با لينك هر كسی مختاره هر غلطی ميخواد بكنه!

نیلو

اي ول خيلي خوشمان آمد از اين زري خانم.

منم وبلاگم ف ي ل ت ر بود بچه ها يه ادرسي دادن مال مخابراته بهشون ايميل كردم واونا هم ديروز زنگ زدن خونه گفتن كه فيلترينگ باز شده

لیلا

لینک مربوط به سرمقاله قوچانی در روزنامه هم میهن عالی بود . ای کاش لینکدونی اینجا ارشیو داشت .

*** عمو سپنتا ***

درود !
تعریف نامه (1) : این قسمت لینکدونیت حرف نداره . واقعا ممنون .
انتقاد نامه : آدم عمیق ، با معلومات و ادب دوستی مثل تو حیف نیست با این لحن چیپ ، لمپن مآبانه و زننده تو + استفاده از لغات دور از شان و خارج از ادب ، وبلاگشو می نویسه ؟ ( این مهمترین سوال و دغدغه ی من وقتی میام برای ویزیت وبلاگت هست ! )
تعریف نامه (2) : طنز واقعا با مزه ای در نوشته هات همیشه دیده می شه !
نظر راجع به این پست : با اینا زمستونو سر بکن ! با اینا خسته گیتو در بکن !
فعلا بدرود ...

هوم! ... چقدر بد! مدام مصيبت است كه مي بارد بر شما، از تنگي نا به هنگام شلوار جين تا ... همين!

مهندس سلام: ما نفهميديم، سراج رو دوست داري؟ كاچيه؟ دپرس مي كنه؟ افسرده ميكنه؟ خوشت مياد؟ ... خدائيش خودت يكبار مطلبي كه مينويسي بخون ببين منظور خودتو درك ميكني؟!! مواظب باش بخاطر كميت، كيفيت رو پخ پخ نكني!.. چندروز ننويسي بهتره تا چندچيز بنويسي!.. من كه نفهميدم كاچي بعض هيچي چه ربطي به دوست داشتن داره!؟ بيشتر به كيفيت فكر كن مهندس.. فقط چون نوشته هاتو دوست دارم و عاشق سراج هستم خواستم كامنت بذارم..

وب لاگ خوبیه خوب درست کردی دستت درد نکنه کمکم کردی واسه یک اهنگ

ارسال نظر