سه شنبه، ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶

آدمی و آدميزاد بر خلاف اونی كه ميگه، ذاتاً پند و اندرز و موعظه و خطابه رو دوست نداره و باهاش حال نميكنه. معمولاً دوست داره همه چيز رو خودش لمس و تجربه كنه و تَه و توش رو در بياره، كما اينكه بعضی چيزها اصلاً تَه نداره و هر چی بری و بتازونی به اونه تَه‌ته‌اش نميرسی كه اين رو نه تنها من بلكه با تجربه‌ها و بزرگان و انديشمندان بسياری گفته‌اند! حالا بعضی‌هاتون هم زياد خوشحال نشيد كه اصلاً تصميم ندارم در رابطه با اون چيز بی‌سر و ته بگم هر چند در اون رابطه ميشه دنيايی حرف زد ولی خب فعلاً خوبيت نداره و اينجا خونواده رد ميشه!

بخدا دلم نمياد يه كتاب خوب بخونم و بهتون معرفی نكنم. ميدونم شايد با اينكه بخواهم بخش‌هايی از كتاب رو اينجا بنويسم خيلی حال نكنيد ولی والله بخدا من هر چقدر هم بخواهم خوب و قشنگ و خوشگل و ملوس بنويسم نمی‌تونم اندازه همين دو سه تا پاراگراف كه از توی كتاب انتخاب كردم بهتون اطلاعات بدم. ميخوام خودتون بريد بخونيد و عمق فاجعه رو بسنجيد. خداوكيلی ما كجای اين دنيا داريم نفس می‌كشيم؟!

اين پست رو بنويسم قول ميدم ديگه در رابطه با اين دو تا كتاب صحبتی نكنم چون به اندازه كافی و شايد هم بيشتر در رابطه‌اش صحبت كرديم. پی‌نكته‌هايی بر جامعه‌شناسی خودمانی* رو هم خوندم و اتفاقاً اون رو هم پسنديدم. اگه كتاب قبلی نراقی رو خوندين اين يكی رو هم توصيه می‌كنم حتماً بخونيد. آقای نراقی، شير مادر حلالت كه با يه زبون ساده و روون و عاميانه‌پسند و بدور از اون لغات و اصطلاحات تخصصی و قلمبه سُلمبه تونستی حداقل من يكی رو مجاب كنی دو تا كتاب در رابطه با جامعه‌شناسی بخونم!

fog-k1.bmp

ببينيد! تا حدود 70 سال پيش ذغال سنگ در ايجاد تعادل قوا بين كشورهای مطرح آنروز نقش بسيار تعيين‌كننده‌ايی داشت اما ديديم كه اين معيار طی حدود 20-25 سال درهم فرو ريخت و نوبت نفت شد، بطوری كه تمامی سالهای دهه‌ی هفتم و هشتم قرن گذشته رويدادهای بزرگش تابعی از جريانات نفت بود. يعنی اقتدار ذغال سنگ به نفت واگذار شد. قدرت نيروهای نظامی بزرگ هم در ارتباط مستقيم با در دست داشتن اين ماده‌ی حياتی سنجيده ميشد. مخصوصاً در كشورهای نفت‌خيز خاورميانه كه كليه حوادث ريز و درشت سياسی يهرحال يه سرش به چاه‌های نفت ختم ميشد.

دلمون خوشه كه از بزرگترين كشورهای نفت‌خيز دنيا هستيم. ( اشتباه نكنيد اينها رو من دارم ميگم نه آقای نراقی! ) فكر می‌كرديم با نصف درآمد نفتی‌مون می‌تونيم تموم دنيا رو بخريم و آزاد كنيم ولی با اين اعداد و ارقامی كه پايين نوشته شده، می‌بينيم نه بابا اينجوريا هم كه تصّور می‌كرديم نيست و اوضاع ناجورتر از اين حرفهاست. اين آمار شايد يه كمی به نفع دولت هم باشه و سطح توقع ما رو از دولت كمتر كنه. بابا با اين درآمد كه نميشه شق‌القمر كرد! ( البته اينها رو گفتم كه كسی كاری به كارم نداشته باشه! ) ولی جداً درامد نفتی خودمون رو با فروش مك دونالد مقايسه كنيد. آدم يه جورايی غيرتی ميشه و دوست داره ديگه اون ساندويچ‌های خوشمزه مك دونالد رو كه البته پشت سرش هم خيلی حرف و حديث هست و ميگن چاق كننده است و فلان و بيساره رو ديگه نخوره!

... در بهترين حالت معدل فروش نفت ايران در چند سال گذشته سالانه حدود هفده تا بيست مليارد دلار بود. از اين مبلغ بهرحال درصد قابل توجه آن بايد صرف استخراج، حمل، كميسيون فروش و ... و ... و خود تشكيلات پرهزينه وزارت نفت بشود. در حاليكه رقم صادرات آلمان يك هزار ميليارد و يا بودجه نظامی آمريكا 398 ميليارد و يا فروش ساليانه رستورانهای مك‌دونالد 44 ميليارد دلار می‌باشد. كارخانه نه چندان بزرگ اتومبيل سازی كرايسلر فقط برای بودجه‌ی تحقيقاتی خودش امسال 6 ميليارد دلار هزينه كرده است يعنی رقمی برابر تقريباً يك سوم كل فروش نفت ايران!

و يا در رابطه با مهاجرت آدمهايی كه ميتونستند به اين كشور خدمت كنند ولی بواسطه دلايلی كاملاً منطقی رفتند و البته خيلی‌هاشون هم ديگه پشت سرشون رو هم نگاه نكردند، مطالبی نوشته كه فقط وجود همين يه آمار جای كلی تفكر و تامل داره. البته اين تفكر و تامل رو ما نبايد انجام بديم چون واقعاً كاری از دست‌مون بر نمياد، در ضمن همه ماها وقتی هم قرار باشه به چيزی فكر كنيم به راه‌ها و روشهای مهاجرت فكر می‌كنيم نه نرفتنش! بنابراين اين مسئولين و تصميم‌گيرنده‌های مملكت هستند كه بايد يه فكر اساسی كنند كه چيكار كنند اين نيروی تحصيلكرده اينچنين راهی خارج و بلاد كفر نشن.

و بعد ادامه ميدهد بحث المپياد در كشور ما از سال 1363 در دستور كار قرار گرفت كه تاكنون منجر به عضويت 365 نفر در تيم‌های المپيادی كشور شده است و از اين تعداد تاكنون 101 نفر از جانب كشورهای خارجی جذب شده‌اند.

* پی‌نكته‌هايی بر جامعه‌شناسی خودمانی / نوشته حسن نراقی / نشر اختران / 2500 تومان
** عكس رو بی‌اجازه صاحبش از وبلاگ ديوونه كش رفتم!

۱۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

آقا از اهم واجبات شد كه اين كتابها رو بخونم، خودم ميخرم نيازي زحمت بكشي و قرضشون بدي.

انقد گفتي تا آخر رفتيم اين كتابو خريديم..!! خدا بيامرزدت 2500 تومن!!!

پی نکته هایش را با همان نکته هایش خریداری کردیم چون می دانستیم بالاخره روزی چنین اتفاقی می افتد و مشمول گیر جنابعالی راجع به خواندن این کتاب خواهیم شد. البته هنوز اولی را تمام نکرده ام و طبعا سراغ دومی نرفته ام.

علي

البته شايد بشه به آقاي نراقي اين سخناني رو كه درباره مهاجرت فرمودند رو بخشيد و به ايشون خرده نگرفت ولي از شما انصافا بعيده
شما مگه ديروز بيانات گهربار رياست محترم جمهوررو در جمع پر شور ايرانيان مقيم امارت نشنيديد كه گفتند ما چيزي به عنوان فرار مغزها نداريم
و آباداني امارات آباداني ايرانه!!!!!!!!!!!!!!!1
خوب پس هر جاي ديگه اي هم كه اين مغزهاي نازنين برند و اونجا رو آباد كنند ما فكر ميكنيم ايران آباد شده
ولي به نظر من جامعه اي كه چنين رييس جمهوري رو انتخاب بكنه هيچ نيازي به كتب جامعه شناسي نداره چون نميشه چيزي درباره اونها گفت
***********************************************
k1: آقا جون مادرتون كامنت سياسی نذاريد ما حال و حوصله دردسر نداريم.

جامعه شناسي خودموني رو من خوندم...خيلي جالب بود ولي خيلي به نظرم اومد فله اي حرف زده...

بنظر كتاب خوبي ميرسه ...ولي از جامعه شناسي خوشم مياد ولي مي ترسم چون مي خواد خيلي خودموني حرف بزنه غير علمي هم حرف زده باشه!!

من كي گفتم حاليم مي شه؟؟؟ گفتم بعضي ها شايد بفهمن! يا همون حالي شون شه. در ضمن تو ترازوي حال و احوال بقيه كه نيستي. هستي؟ اصلنم ناراحت نشدم. فقط اينجا بودي خرخره تو مي جويدم!!
***********************************************
k1: اگه عصبی شدی بذارش توی آب خنك تا از عصبانيتت فروكش كنه!

لیلا

نوشته های اقای نراقی عامه پسند است نه برخلاف تصور بعضی ها عوام پسند . متاسفانه گاهی این واژه با تحقیر بیان شده در حالیکه دو واژه عامه و عوام علیرغم شباهت ظاهری از لحاظ معنا متفاوته . عامه پسند بودن هم یک امتیازه . ظاهرا بیشترین مخاطبان این دو کتاب هم نسل جدید و جوان ها هستند و البته برداشت شخصی من این بود که علیرغم کم لطفی بعضی دوستان این دو کتاب هم در بین خواص طرفدار داره هم غیر خواص . شاید برخلاف انچه در ابتدا بنظر میرسه اما معتقدم اقای نراقی نسبت به تحلیل مسائل نگاه خاکستری داره و سیاه بین و سفید بین مطلق نیست و جالبه علیرغم نگاه از نظر من واقع بینانه ای که نسبت به مسائل ایران داره اما درگفتگویی بیان کرده :
« درباره وطن باورم این است که بیش از آن که او به من نیاز داشته باشد من به او نیازمندم و به همین دلیل در فاصله ی پنج هجرت کوتاه و بلندم هر بار به سویش مشتاقانه پر گشودم...»

كيوان عزيز من هم اين كتاب رو قبلا خونده بودم و واقعا لذت بردم. اگر خواستي در همين زمينه كتاب سه سال در آسيا اثر كنت دو گوبينو ترجمه دكتر هوشنگ مهدوي رو حتما حتما بخون. عاليست //

ببخشيد كجا رو بايد بزارن تو آب خنك منم شايد لازمم بشه؟؟؟
***********************************************
k1: نه به درد تو نمیخوره!

baharak

من كه هنوز اولي رو هم نتونستم پيدا كنم كه بخرم.

نگاه

يه كتاب "جامعه خر تو خر شناسي "معرفي كن كه بدرد بخوره !

سارا

دوست عزيز بهت توصيه مي كنم ساعت 7/30 صبح روزاي چهارشنبه كانال 2 سخنان دكتر شهرام يزداني رو گوش بدي قطعا خوشت مي آيد اونم يه جورايي خيلي منطقي مشكلات سياسي كشورمون رو توضيح ميده
***********************************************
k1: ممنون از پیشنهاداتون ولی من معمولا اون موقع سر کار هستم.

ببخشيد شهرادري كار ميكنيد،؟؟ خيلي زود ميري سر كار آخه

heyf ke iran nistam ke betonam ketabo bekharam va bekhonam o bishtar be jamie kasani ke daran mikhorano mibarano mibal'an fosh bedam.
mani ke az iran kharej shodam, va daram be hezar badbakhti o ghorbat zendegi mikonam shayad be jayi beresam, barha shode be in fekr kardam ke keshvare man, bara mane noui hich kari nakard.
keshvari ke alan hastam va san'ate aslish ro touriste, tahsil ta dabirestan majanie . amma iran shahriyehaye mahde kodak sar be falak mikesheh.
mikham 100 sal e siah toye irani nabasham ke bara vorod be vatane khodam khake khodam ham bayad pool berizam to jibe in arazel ke ejaze bedan 1 mah dar iran basham.
kashki mishod PDF in ketabo peyda kard o khond.
merc keyvan jan babate poste ghashanget

ارسال نظر