گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
پریروز سر صلاه ظهر و در حالیکه هنوز نیم ساعت از پست مطلب قبلی نگذشته بود که روزبه SMS زد که عصر به اتفاق بریم نمایشگاه کتاب. از اونجایی که هنوز مُرکًب مطلبی که گفته بودم شاید امسال به نمایشگاه نرم خشک نشده بود و از اونجایی که با روزبه راحتم و باهاش تعارف ندارم ( آقا روزبه خیلی مخلصیم. به عیال سلام زیاد برسون ) ضمن اعتراف به گشادی باسن و ضمن پوزش از این سرور گرامی، موندن در خونه رو به رفتن به نمایشگاه کتاب ترجیح دادم.
جمعه کـَک نمایشگاه همچین بدجوری افتاد توی تنبونم و نتونستم بیش از این جلوی خودم رو بگیرم ضمن اینکه اینبار این روزبه نبود که ازم میخواست به اتفاقش بریم نمایشگاه، بلکه اینبار یکی از معروفترین بلاگرهایی که سراغ داشتم خواسته بود به اتفاق سری به نمایشگاه کتاب بزنیم و اون کسی نبود جز ... اسمش رو نمیگم تا حس کنجکاویتون تحریک بشه، بنابراین این مورد رو به مسابقه میذارم تا ببینم کی میتونه حدس بزنه من دیروز با کدوم یک از بلاگرهای معروف که لینکش هم این کنار هست به نمایشگاه کتاب رفتم!
همونجوری که حدس میزدم بیستمین نمایشگاه کتاب اصلاً حال و هوای نمایشگاههای هر ساله اردیبهشت ماه کتاب تهران رو نداشت. من که اصلاً ازش خوشم نیومد. چیدمان و لیاوت غرفهها خیلی بد و نامنظم بود. اطلاعات خیلی کم و کیمیاست. اصلاً مشخص نیست ماشینها رو باید کجا پارک کرد. من که از در خیابان خرمشهر وارد نمایشگاه شدم، هيچ کیوسک و قسمت اطلاعاتی ندیدم و بعد از اینکه پنج دقیقه دنبال یکی از نقشههایی که روی زمین پخش و پلا بود دویدم چون همراه باد داشت اینور و اونور میرفت و بعد که یقهاش رو گرفتم تازه متوجه شدم سالن انتشارات فارسی کجاست! تهویه سالن بسیار بد و نامطبوع بود. حداقل توی نمایشگاههای قبلی وقتی توی سالن بودی گرما رو حس نمیکردی ولی امسال هُرم گرما و بوی جوراب! دوستان بوضوح میره توی سلولهای بویاییت. خلاصه كه توی اين آشفته بازار شتر با بارش گم ميشه. امسال به بخش کتب لاتین هم نرفتم چون نه سوادش رو دارم و نه احتیاجی به کتب خارجی داشتم. در بخش داخلی دوری زدم و ضمن خرید چند کتاب فارسی، محل مورد نظر رو سریعاً ترک کردم.
با تموم مشکلات و دردسرهای موجود در نمایشگاه دیدن دوستان اهل کتاب، آدم رو خوشحال و سرمست و خستگی آدم رو در میکنه. دیروز خیلی از چهرهها، نشان از دوستانی میداد که احتمالاً از شهرستان اومده بودند. گروههای دانشجویی که احتمالاً توی این رفت و اومد خیلی هم بهشون خوش میگذره. پوشش و حجاب خانمها هم خیلی خوب و مناسب و حسنه بود و من هم اصلاً موردهای ناجور و ناخوشایند و مانکنیسم و اونجوری ندیدم. گویا تمام انتشاراتی هم که قبل از برپایی نمایشگاه اعلام کرده بودند در نمایشگاه شرکت نمیکنند از تصمیم خودشون منصرف شده بودند چون تموم انتشاراتی معروفی که من سراغ داشتم توی نمایشگاه وجود داشتند. فقط بدنبال کتاب ناتور دشت ترجمه نجفی، انتشارات نیلا بودم که هر چه گشتم این انتشاراتی رو پیدا نکردم و امسال از دیدن چهره موجه آقای امجد محروم شدم.
یکی از زیباییهای نمایشگاه کتاب امسال سقف سالن مصلاست که به زیبایی هر چه تمامتر گچبری شده و گوشهای از هنر ایرانی رو نشون میده. آدم یاد امکان دیدنی و مساجد اصفهان میوفته. بنابراین اگه گذرتون به نمایشگاه افتاد بجای اینکه همش کتاب و خلقالله رو دید بزنید سرتون رو بالا بگریید و یه کمی هم از زیبایی بالای سرتون حض و لذت ببرید. از اتفاقات جالب دیروز، پسر جوون ۲۳-۲۴ سالهای بود که توی نمایشگاه از این عینک چینیهای دو سه هزار تومنی میفروخت و وقتی من رو دید که عینک بصورت دارم اومد جلو و گفت: آقا از همین عینکهایی که زدی خارجیش رو هم دارم! یعنی توی روز روشن، علناً رید توی عینک ایتالیایی من که چندی پیش ۱۵۰ هزار تومن بابتش پول داده بودم!
سلام! شرمنده که این رو می گم ولی سقف مصلی ربطی به مسجدهای اصفهان و ایرانی نداره. اینبار ما نه که خودمون خیلی توی معماری عقبیم و هیچ الگوی خوبی نداریم هر کار عربها بکنند قشنگ تره، سقف مصلی رو مثل مسجد پیامبر در عربستان درست کردند.
***********************************************
k1: ممنون از توضيحتون ولی اگر چنين چيزی هم باشه بنظرم باز از قشنگی اون كم نميكنه.
تمام خستگی یک سفر جنگی (!) نصفه نیمه بر تنم مونده و الان که خسته از بی خوابی روبروی مانیتور ولو شدم علیرغم صد !!! کتابی که دور و برم پخش و پلا و ویلون هستش و به هر کدام یه نوکی (!) زدم اما بجرات و تحقیقا افتضاح ترین نمایشگاه کتابی بود که در طی سال های گذشته رفتم . بیشتر از خستگی جسمی عصبی هستم از نمایشگاهی به این بی برنامگی و بی نظمی ...
***********************************************
k1: اينجور كه نوشتين ظاهراً شما هم نمايشگاه كتاب تشريف داشتين. شانس آورديم شما بلاگر نيستين وگرنه واسه ما حرف درمياوردند كه با شما رفتيم!
ببينم اين بلاگری که گفتی، کیوان ِ از پشت یک سوم نیست؟
***********************************************
k1: نه.
تنها لینک معروف اون بغل من ام! که من هم نبودم. حالا مهم نیست با کی رفتی دیگه : دی
حالا عینک خارجی خریدی؟ ها ها. دیکشنری چی؟ اونم دو جلد!
***********************************************
k1: ديگه بجای نمايشگاه با تو بايد بريم آبشار نياگارا! امسال يه ديكشنری گرفتم ولی اينبار تك جلدی گرفتم انگار من نذری دارم هر سال ديكشنری بگيرم!
حالا من رو می فروشی به یه بلاگر معروف ...حواله ات می دم به حضرت بیضت البیضام ..اون جریان عینک هم عالی بود عالی
***********************************************
k1: آقا انشالله قسمت بشه با شما هم ميريم! آره بیوجدان ريد توی عينكمون رفت پی كارش!
حالا جدي 150000 تومان پول واسه يه عينك دادي؟؟؟؟ بابا تو ديگه كي هستي....بهمين مناسبن بهت لينك دادم
***********************************************
k1: عينك و چشم چيزيه كه بايد بهش بهای زيادی داد. برای پزش ندادم چون عينك خوشگل دو هزار تومنی هم زياده!
میگما میشه اون کک رو بفرستی بیاد یه راست بیفته تو تنبونم یه جوری که نتونم جلو خودمو بگیرم تا بلكه ما هم سری به نمایشگاه بزنیم و بريم سقف ببينيم؟!
***********************************************
k1: استغفرالله!
الان يه ربعه كه نيشم بازه و كركر دارم مي خندم! تو هم با اون عينكت! ( از اون نيشخنداي توي ياهو) ولي راستي! منم در به در دنبال ناتوردشت مي گردم تمام نسخه هاش فروش رفت انگار اينام كه تجديد چاپ نمي كنن....
***********************************************
k1: كتاب تاتور دشت ترجمه كريمی موجود بود ولی من دنبال ترجمه نجفی بودم. اون رو نتونستم پيدا كنم.
سلام، یه نکته ای که در مورد مصلا حتما باید بگم اینه که دیدی چند سال پیش بساط \"کارواش رضا\" رو به بهونه اینکه زمینش مال مصلاست جمع کردند؟ من کلی دلم گرفت اون موقع کلی کارواش بود واسه خودش...در مورد عینکت هم خیلی اون پسره با حال بوده احتمالا فهمیده عینکت اصله خواسته سر به سرت بزاره
***********************************************
k1: والله ما نه اون موقع و نه اين موقع ماشين داشتيم و داريم كه میخواستيم و بخواهيم كه به كارواش رضا سر بزنيم. اينكارا مال قشر مرفهين بی درد هست!
يه ديكشنري خوب نصب كنين كه ديگه هرسال ديكشنري نخرين. گرچه كتاب ورق زدن حتي اگر ديكشنري باشه حاله ديگه اي داره تا رو مونيتور خوندنش.
***********************************************
k1: اتفاقا دنبال يه برنامه خوب ديكشنری هستم.
حالا خوبه مثل بقیه به درد گرسنگی و ارشاد و این حرفها دچار نشدی! کلک خودت پول عینک رو دادی یا هدیه بودش؟؟؟
***********************************************
k1: خودم كه از اين عرضهها ندارم، هديه بودش كلك!
یه کتاب فروشی میشناسم که اگر بهش سفارش بدم میاره آخه خودم چند ماه پیش برای نجفی رو سفارش داده بودم برام آورد.خواستی آدرسش رو میدم.
***********************************************
k1: ممنون از لطفت. پيدا نكردم مزاحم ميشم.
اين يه آدرس بدون فيلتر بود از بي بي سي. اميدو ارم همچنان فيلتر نباشه خودم نميتونم چك کنم شايد به دردت بخوره براي اون لينک هايي که از بي بي سي ميگذاري .
http://212.58.226.232/persian/
من پارسال از نمايشگاه يه ديكشنري oxfordگرفتم همراهش يك سي دي ديكشنري داشت با تلفظ و ...همه چي. خيلي خوب و كامله. فقط متاسفانه حجمش بيشتر از اينه كه بشه ميلش كرد. اگر بخواين بايد براتون پيك كنم
***********************************************
k1: ممنون از لطفتون. حتماً يه نوك پا برم ميدون انقلاب و بازارچه كتاب پيداش ميكنم. مرسی.
از آخر ميام اول
اول مشكل ما ايراني ها اسنه كه هر عينكي رو كه ميبينيم ميگيم 1000 تومنه حالا اون بد بخت حقوق دوماهشو تمام و كمال داده عينك .
دوم اينكه وقتي نمايشگاه مصلا باشه از اين بهتر نميشه .
سوم دست بروبچ نيرو انتظامي گرم كه باعث شدن پسراي مردم درست كتابايي رو كه ميخوان بخرن تا اينكه بخاطر پز گرفتن چند تا كتاب تو دستشون جلوي مانكنيسم ها برن تو خرج
حالا که عصبانیتم بابت نمایشگاه شش در چهار امسال فروکش کرد عشقم کشید در مسابقه !!! شرکت کنم . هرچند ظاهرا تا حالا جز یکی دو نفر هیچکس در قرعه کشی (!) شرکت نکرده . چه می دونم والله ؟! شاید با عرض معذرت حدس می زنند پرسشتون سرکاری باشه :دی تازه وقتی جایزه ای در کار نیست انگیزه جماعت از بین میره . اما از شوخی گذشته اولا سوالتون ابهام داره . معروفیت از چه نظر ؟! بلاخره از لینکای این کنار بعضی ها پیش کسوت تر از بقیه هستند .... بعضی ها .... تعدادی که غربت نشین هستند بنابراین از دور مسابقه خارج میشن . تعداد زیادی شون هم که فیلتر هستن . تعدادی هم هستند که با نهایت احترام برای نظر و سلیقه شما و البته با نهایت احترام برای ان ها اما گاهی که نوشته هاشون رو می خونم بنظرم میاداحتمالا صرفا بدلیل رفاقت و فامیلی بهشون لینک دادین . انگار قدیم ها در لینک گذاری وسواس بیشتری داشتید . بهر جهت فضولی منو ببخشید . چاردیواری و اختیاری . این همه وراجی کردم :دی که فقط در مسابقه شرکت کنم . حدس من با ضریب البته پنجاه ! امشاسپندان هستش . هر چند یحتمل هم هست اشتباه کرده باشم چون اگه اشتباه نکنم قبلا در لینک دامپش دیدم که لینک تحریم نمایشگاه رو که مربوط به گروهی از ناشران بود گذاشته بود . بغیر از فرناز شاید هم بلاگر مورد نظر سی و پنج درجه بوده . ابچینوس یا ارش عاشوری یا پرستو ؟!!! نه دیگه پررویی نمی کنم :دییییییییییی همان امشاسپندان . راستی این عنوان پست امروز کمی خطرناکه . زبانم لال مورد غضب قرار نگیری ؟!
***********************************************
k1: در رابطه با گذاشتن لينكها حق با شماست. چند نفری هستند كه توی رودربايسی باهاشون قرار گرفتم وگرنه مطلب كه چه عرض كنم هيچی واسه ارائه ندارند! و اما نخير حدس شما اشتباه بود سركار امشاسپندان نبودند. شما باز هم وقت داريد جواب بدين!
چي كار كنم بالاخره؟!برم نمايشگاه يا نرنم؟؟؟
***********************************************
k1: والله من چه عرض كنم؟! با تموم بیبرنامگی و شلوغی و .... رفتنش بهتر از نرفتنش هست.
يه راهنمايي مي كنم اون بلاگر معروف من نيستم (يك شوخي به شدت قديمي). در ضمن من الان در حال بررسي قضيه باخت منچستر هستم. مي خوام اطمينان حاصل كنم كه تباني بين كيوان و الكس فرگوسن صورت نگرفته چون يه جورايي مشكوكم به نتيجه 3-0 بازي.
***********************************************
k1: ممنون كه خودتون گفتيد كه شما در نمايشگاه با من نبوديد. و فكر كنم با توجه به نتيجه بازی كمكم به من ايمان بياريد.
ببخشید وقتی اون پسره داشت کارشو میکرد، عینک به چشمت بود یا... ؟
***********************************************
k1: بله به چشمم بود!
يه ديكشنري هست به اسم نارسيس. كه واقعا هيچي كم نداره. هم انگليسي به فارسي و هم انگليسي به انگليسي و هم فارسي به انگليسي. دو مدل تلفظ امريكايي و انگليسي داره. كلي اصطلاح داره و يكي از بهترين جنبه هاش اينه كه اگر يه متن انگيسي رو بخواي تو كامپيوتر بخوني كافيه روي كلمه موس رو قرار بدي هم تلفظ و هم معني شو مي ده. قيمت شم 11 يا 12 هزار تومانه.
***********************************************
k1: بله نارسيس رو هم ديدم. مرسی از معرفیتون.
سلام.
ناتور دشت رو فقط با ترجمه نجفي بخون (نشر نيلا)...البته معلوم نيست پيدا كني...
كتاب 11 دقيقه كوئليو رو هم فقط با ترجمه آرش حجازي (كه البته توقيفه) بخونش...اون يكي ترجمه ش مفت نميارزه...
ميشه بگي از اين عينك هاي 150 هزار تومني كه دو هزار تومنيش هم هست كجا پيدا ميشه؟ :)
چرا نگفتي چه كتابايي خريدي؟ مي خواستم تقلب كنم!... منم اصلاَ اصلاَ از نمايشگاه امسال خوشم نيومد... خدا كنه همين يه سال تجربه ش براشون بس باشه... منم الآن چند ساله كه دارم دنبال ناتوردشت مي گردم!!!!... پاراگراف آخر خيلي باحال بود...
***********************************************
k1: من پارسال ناتور دشت ترجمه نجفی رو خوندم. كتاب فوقالهاده زيباست و اما كتابهايی كه من خريدم به درد معرفی نميخورد!
واقعا این بی نظمی غرفه ها وحشتناک بود. با یکی از فروشنده های غرفۀ ویستار که صحبت می کردم می گفت خود ما که از سالن میریم بیرون وقتی برمی گردیم نمی تونیم غرفه مون رو پیدا کنیم انقدر که چیدمان غرفه ها بی نظمه.. در ضمن من هم هر چقدر گشتم غرفۀ نشر نیلا رو پیدا نکردم از چند نفری هم که پرسیدم اطلاع نداشتند...
***********************************************
k1: من خيلی دنبال نشر نيلا گشتم احتمالاً امسال شركت نكردند.
آقا کیوان میشه راجع به سومین عنوان تو ي لینکدو نیت اون بالاسمت چپ توضیح بدی !آخه یعنی چی؟
***********************************************
k1: اگه منظورتون عنوان " دوباره نگاه كن " هستش كه اسم نمايشگاهی هست كه رضا كيانيان برگزار كرده. كارهايی از چوب كه ايشون درست كرده.
ما هم ديروز رفتيم،یه چند باری به سقف نگاه کردیم به لطف پست شما!ولی خیلی هم بد نبود نسبت به نمایشگاه بین المللی کمتر پیاده راه رفتیم،متمرکز تر بود!البته غرفه ها در هم بر هم شده بود...
چرا فید وبلاگات را به طور کامل منتشر نکردی!
باب، الان اکثر وبلاگهای پربیننده فارسی فید وبلاگشان را به صورت کامل منتشر میکنند!
***********************************************
k1: والله اين فيد وبلاگ من نميدونم اصلاً چی چی هست؟! بايد چيكارش كنم؟!
الو سلام ، میخواستم تو مسابقتون شرکت کنم. من فکر می کنم یعنی حدس میزنم که مظنون استاد احسان صاحب وبلاگ :weblog.ehsanix.com باشه!
از شما و دست اندرکاران این برنامه هم تشکر می کنم!
***********************************************
k1: نخير شما هم اشتباه كردين.
من از ديروز صبح تا حالا هركدوم از اين لينكهاي كناري كه آپ كردن خوندمشون شايد يكي بگه اونم جمعه نمايشگاه رفته!! كسي چيزي ننوشت. الان خواستم خبر بدم كه من يكي تو مسابقه شركت نميكنم از من توقعي نداشته باشين :)
***********************************************
k1: قرار نيست هر كسي هر كاری رو كرده توی بوق و كرنا كنه و زرتی توی وبلاگش بنويسه!
سلام..
من مطمئنم كه شما تنهاي تنها رفتين نمايشگاه..
***********************************************
k1: اينهم حرفيه كه ميشه روش فكر كرد!
حالا که موضوع روکم کنی و حیثیتی !!!!!!!!!!! شده من باز هم در مسابقه شرکت می کنم ! ببین برادر جان معروف ترین های این کنار در دنیای وبلاگستان بغیر از عزیزان مهاجر و اون چند نفری که در کامنت قبلی نام بردم عبارتند از : پرگلک . زیتون . علاقه بند(تا حدودی) .الناز . شراگیم . عامه پسند . مسیح . عطا صادقی (تا حدودی ) . احسان . خسرو نقیبی . نیما . لولیان (شاید زیاد معروف نباشه اما چون خیلی دوسش دارم پارتی بازی کردم :دی ) . سهیل وبلاگ دلقک (تا حدودی ) . الیزه و مارمولک . اگر غیر از اینا باشه در کد دادن واسه سوال جماعت رو سر کار گذاشتی اگه هم یکی از افراد نامبرده هستش بی زحمت جایزه رو مشخص کن !!! در ضمن نویسنده وبلاگ از پشت یک سوم هم هست اما اگه منظورت اون بوده ضریب انحراف !!! طرح سوال خیلی شیبش زیاده ! و در این صورت این مسابقه نامردیه !!! :دیییییییییییی
***********************************************
k1: جهت راهنمايی:مورد مسابقه نويسنده وبلاگ از پشت يك سوم نبوده. بعدش هم شما اسم 20 نفر رو رديف كردی توقع داری من بگم شما برنده شديد؟! تازه شايد هيچ كدوم از اين افرادی رو هم كه گفتين نباشه!
با سلام مجدد
لینک تنظیم خروجی فید برای نشان دادن کامل پستها را در قسمت آدرس سایت این نظر گذاشتم (به فارسی است)
***********************************************
k1: والله من از اين چيزها سر در نميارم ولی باز هم ممنون اميدوارم چيز خوبی باشه!
من فکر می کنم یا پرستو بوده یا حمیدرضا! البته لینک هات روالان نمیبینم اما تا اونجایی که یادم اینا تو لینکات بودن!!
***********************************************
k1: داری نزدیک میشی ولی این عزیزان نبودند.
منم شنيدم نمايشگاه امسال خر تو خره. يادمه اون موقع كه از ايران رفتي منو چند تا از دوستام تصميم گرفتيم به جاي تو كه پارسال فرت و فرت مي رفتي نمايشگاه فرت و فرت بريم نمايشگاه :دي
***********************************************
k1: شما و دوستات چقدر مهربون هستید!
نه بابا چه توقعی ؟! بیشتر از برنده شدن هیجان شرکت در مسابقه لذت بخشه ! اما در این مورد انگار جز یکی دو نفر هیچکس اشتیاقی واسه اینجور هیجانات !!! نداره . بدون رقابت هم مزه نمیده ! پس بهتره ما دو سه نفر شرکت کننده ! هم بی خیال بشیم و به انتظار پاسخ جواب مسابقه در شماره های بعدی (!) سماق بمکیم :دی
***********************************************
k1: ظاهراً شما هم کم آوردین. عیبی نداره ما عادت داریم به این کم آوردنها!
حالا چرا اينقدر گير داري به اين عمل مهم كه مربوط به مستراحه.اگر كسي ندونه ميگه با خودت درگيري داري.
***********************************************
k1: بعضی از شماها انگار خوشتون میاد الکی یه چیزی بگید و بی دلیل و غیرمنطقی حرف بزنید. دوست ندارید میتونید اینجا رو نخونید.
شايد اصلن نمايشگاه نرفته باشيد...توهمي چيزي بوده...
***********************************************
k1: شما هم میتونید اینجوری فکر کنید.
ميدونم كه به اين پستت ربطي نداره ولي يه عكس خيلي جالب گرفتم كه تو وبلاگمه ببين و اگه شد يه نظر بده. http://mardook.blogspot.com
حق با شماست ! بلاخره گاهی ادم کم میاره . در این مورد هم دیگه عقلم به جایی نمی رسه ! مسابقه اسان پیچیده ای (!!!)بود .
من فكر ميكنم كه جواب كيوان ه 35 درجه است!
***********************************************
k1: نخير ايشون هم نبودند.
فکر کنم منظورت با خودت بوده
***********************************************
k1: قبول نيست تو ديدی!