هی نگوييد ملت بزرگ، ملت نجيب ملتی كه وارد دروازههای تمدن بزرگ بشری شدهايد، ملتی كه تا ابرقدرتهای بزرگ اسم شما را میشنوند پشتشان میلرزد. آيا واقعاً اينطور است؟ صراحت داشته باشيد. بگوييد ملت بگرديد ببينيد چه كم داريم؟ چرا اينقدر درماندهايم؟ چرا با اين همه درآمد استثنايی نفتی كه طی سی سال گذشته داشتهايم تا يك دلار قيمت نفت كم میشود همه را وحشت میگيرد؟ چرا متوسط كار مفيد ايرانیها در روز به زير سی دقيقه ميرسد؟ چرا پای صنعت اتومبيلسازی ما بعد از سی سال مونتاژ هنوز اينقدر لنگ ميزند؟ چرا برای پيشبرد هر كار كوچكی بايد روزها و در بعضی مواقع ماهها و سالها وقت گذاشت و اعصاب خراب كرد؟ چرا كارمندان ادارات در اكثر مواقع پدر ارباب رجوع را در میآورند بدون آنكه فكر كنند فردا نوبت خودشان است كه در نقش ارباب رجوع ادارهی ديگر ظاهر شوند؟ چرا سن سكته در اين كشور زير چهل است؟ چرا بیاعتمادی هر روز گستردهتر میشود؟ فساد بنا به گفته بسياری از دستاندركاران از حد متعارف بالاتر میرود؟
نوشتههای بالا برگرفته از كتاب جامعهشناسی خودمانی بود كه اين روزها خوندم. كتاب بقدری خوب و جذابه كه فقط ظرف چند ساعت نميدونم خوردم يا خوندمش! البته كتاب جديدی نيست چاپ اول كتاب مربوط به سال 1380 و بعد از كتاب جامعهشناسی نخبهكشی ( يا جامعهكشی نخبهكشی، الان دقيقاً يادم نيست ) كه خيلی هم مورد استقبال جامعه واقع شد چاپ شده و اينی هم كه من خوندم مربوط به چاپ شونزدهم كتاب بود. بارها كتاب رو ديده بودم ولی اينبار بنا به توصيه دوستی اون رو خوندم و بد نديدم معرفيش كنم تا دوستداران كتاب هم حالی كنند! بنابراين مصمّم و محكم به همهتون توصيه میكنم كه حتماً كتاب رو بخونيد. همون چند خط بالا، فوقالعاده ساده و روون و واقعی و البته با دل و جرات نوشته شده. من يكی كه تخمش رو نداشتم بنويسم!
خانم خانه، كدبانوی خانه از مقدار پرتقالی كه برای بچههايش میخرد اول تعداد درشت را سوا می كند برایميهمان، كوچكها و يا بعبارتی درجه دوهايش را ميدهد به بچهها. يعنی چه؟ يعنی اينكه ميهمان بداند ما هميشه پرتقال درشت مصرف میكنيم. اين را میگويم تظاهر كه قبلاً گفتم اگر مسئله ميهماننوازی باشد بايد شامل آن پيرزن خدمتكار خانه هم بشود كه هفتهای يكی دو روز برای كمك به منزل میايد. در صورتيكه میدانيم نمیشود.
... بدون شك من هم خوب بلدم خود و ساير هموطنانم را باهوشترين، پركارترين، مهربانترين، اصيلترين و تربيت شدهترين نژاد روی زمين قلمداد كنم، ايرانيان را از نژاد آريا با تمدن شش هزار سالهاش انسانترين انسانهای روی كره زمين معرفی نمايم، خوب بلدم بگويم ما ايرانيان شجاعت شير، سخاوت خاتم و ... و ... چه داريم. ولی ميدانم كه با استقبال از " شعار " و احترام از " شعور " خود را غافل نموده و بعضیها را فريب دادهام و هم چنين ميدانم كه با گفتن و عنوان كردن معايب اخلاقیمان عده زيادی علی الخصوص آنهايی كه در ذهنشان از ايران و ايرانی بتی ساختهاند و به او عشق میورزند، ناراحت میشوند. ولی با وجود تمام اين ميدانمها ترجيح ميدم كه واقعيت را هرقدر تلخ عنوان كنم تا مصلحين به گفتار آِيند و دستاندركاران به حركت.
خب اگه كتابخون باشيد، با خوندن همين سه قسمت كوتاه از بخشهای مختلف كتاب، احتمالاً يه كمی كـِرم خوندنش افتاده توی تنبون گرم و نرمتون و اگر هم كه كتابخون نيستيد و يا از اين بخشها خوشتون نيومده كه هيچ، احتمالاً امروز از اين وبلاگ چيز دندونگيری نصيبتون نميشه. كتاب در رابطه با خصوصيات و اخلاقياتِ بد ما ايرانيهاست و اينبار برخلاف خيلی از كتابها قرار نيست ما رو به عرش ببره و هندونه بذاره زير بغلمون بلكه اينبار از ظاهرسازی، رياكاری، احساساتی بودن، دروغگو بودن، حسادت و توقع و نارضايتی دائمی ما ايرانيها، بیبرنامه بودن و پنهانكاريهامون ميگه. اينكه چرا درمانده و چرا عقبموندهايم؟! پس قطعاً بايد كتاب خوبی باشه. هرچند اين كتاب فقط مشكلات رو عيان ميكنه و هيچ راهكاری نشون نميده و ارائه طريقی نميكنه ولی همين هم در اين آشفته بازار كه شتر رو با بارش میبرند و مُرده رو با گورش میخورند! غنيمتی است. بنظرم اگر هوس خريدن كتاب زد به سرتون ترجيحاً چند تايی بيشتر بخريد چون برای هديه به دوست و رفقها ميتونه انتخاب خيلی خوبی باشه و همچنين اگر كتاب رو خوندين ممنون ميشم نظرتون رو در رابطه با كتابهايی كه معرفی ميكنم بدونم.
جامعهشناسی خودمانی، حسن نراقی، نشر اختران، چاپ شانزدهم، بهار 1385، 155 صفحه، قيمت 1750 تومان
Comments (22)
منم خيلي خوشم اومد از اين كتاب مخصوصآ از لحن صريح و روان نويسنده که براي هرکسي قابل فهمه. بهت پيشنهاد ميکنم پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني رو هم بخوني. يکجور تکمله يا دنباله همين کتابه ، با يک سري ديگه از خصوصيات زيباي ما .
***********************************************
k1: بله كتاب " پینكتههايی بر جامعه ... " هم تكميل كننده همين كتاب هستش كه سعی ميكنم بزودی اون رو هم بخونم. ممنون از پيشنهادت
Posted by سحر | April 25, 2007 12:22 PM
Posted on April 25, 2007 12:22
باز کنید چشمهایتان را و از بیداری نترسید، آنکه با فکر مهر به چشم و گوش و حسهایتان میزند، هدفش خوابیدن و گمراهی است ، از حقیقتی که در آن هستید، هدفش دوری شما از احساساتتان و چسبیدن به لغات است تا از دوست داشتنی ها فاصله بگیرید و از سرزمین به شکل آتش، تنها عذاب غرور و حسد و دروغ و کثافت آنرا بچشید. "عده ای از آن " عذاب" رهایی یافته اند. چشمهایتان را باز کنید . بترسید از روز آینده ای که نمیدانید چیست.
***********************************************
k1: و چه زيبا گفتی شما همه آنچه را كه بايد گفت در چند خط كوتاه ...
Posted by رعنا | April 25, 2007 12:24 PM
Posted on April 25, 2007 12:24
ببخشيد ولي من شرمنده شدم جاي شما بابت معرفي اين كتاب. جامعه شناسي از اين عامه پسندتر و روهواتر سراغ نداشتيد؟
Posted by آروین | April 25, 2007 02:17 PM
Posted on April 25, 2007 14:17
اون کتابی که بهش اشاره کردید "جامعه شناسی نخبه کشی" هستش از علی رضا قلی که هم در این کتاب که همانطور که اشاره کردید یکی از پرفروش ترین ها بوده و هم در کتاب دیگرش به نام "جامعه شناسی خودکامگی " به ریشه های استبداد و خودکامگی در جامعه ایران البته با دیدگاه و منظری جدید پرداخته است . در مورد کتاب "جامعه شناسی خودمانی" حسن نراقی همانطور که از عنوان کتاب مشخص هستش به زبانی ساده و روان علل بخشی از عقب ماندگی های ایران را بررسی کرده و برخلاف کلیشه رایج مبنی بر تئوری توطئه از سوی اجانب !!! یا همان نظریه دایی جان ناپلئونی معروف اقای نراقی عمده دلیل این وضعیت را در بافت تربیتی و فرهنگی و رفتاری و منش و خلق و خوی ایرانی ها مورد تعمق و بررسی قرار داده . بعبارت ساده تر : " از ماست که بر ماست " . یکی از خوش خوان ترین کتاب هایی بود که در این رابطه بهش برخوردم و معرفی شما هم از کتاب یکی از بهترین توصیه ها .
پی نوشت : در رابطه با نظر افرادی که این کتاب را عامیانه تلقی می کنند مایلم نظر خودموبنویسم : اصولا کتاب های جامعه شناسی که جنبه تخصصی تری دارند یا کتاب هایی که عموما از منظر نگاه جامعه شناسی نگاشته شده اند یا معمولا ترجمه رفرنس های غربی هستند و یا اگر هم توسط نویسندگان و اساتید فارسی زبان نوشته شده باشند بدلیل واژه ها و مفاهیم تخصصی چندان جذابیتی برای عموم مردم یا حتی علاقه مندان متفرقه به مسائل علوم اجتماعی ندارند و اتفاقا به نظر من این کتاب و امثال ان ( که تعدادش انگشت شماره ) به دلیل بهره بردن از زبانی ساده و روان و خودمانی چندین برابر بیشتر با کتاب خوان های علاقه مند به مباحث علوم اجتماعی بطور اعم و جامعه شناسی بطور اخص که حوصله و وقت چندانی برای مباحث پیچیده ندارند رابطه برقرار می کنند و در واقع شاید دریچه ای می شوند برای مطالعات در سطوح بالاتر .
***********************************************
k1: ممنون از توضیحات بسیار کامل و جامع شما و خوشحالم که تونستم کتاب خوبی رو معرفی کنم. مرسی.
Posted by لیلا | April 25, 2007 04:19 PM
Posted on April 25, 2007 16:19
من هم از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم، با حرفای خانم لیلا هم موافقم.
Posted by بهرام | April 25, 2007 10:27 PM
Posted on April 25, 2007 22:27
ما همه مون مي دونيم مشكل هست چه شماي روشنفكر اهل كتاب چه من عامي خواننده وبلاگ و... ولي همه مون مثل يه چيزي تو گل گير كرديم و نمي دونيم براي حلش چه بايد بكنيم
***********************************************
k1: نه من رو شنفكر هستم و نه شما عامی بعدش هم اونی كه تو گل گير كرده اسمش خر. اينقدر حيوون خوشگلی من كه خيلی دوستش دارم!
Posted by mahsa | April 25, 2007 10:44 PM
Posted on April 25, 2007 22:44
نوسینده با یک دل پر ..یک قلم ساده مضامین فراوان و عمیق و ساده ای را نوشته ...برای همین قلم روان است که به سادگی میتوان چسبید
**********************************************
k1: چسبيد؟! به كجا؟!
Posted by مریم بانو | April 25, 2007 11:03 PM
Posted on April 25, 2007 23:03
خوب ممنون، مي ره تو ليست نمايشگاه...
***********************************************
k1: آره فكر ميكنم بخونيش بد نباشه.
Posted by هانیه | April 25, 2007 11:23 PM
Posted on April 25, 2007 23:23
جالبه! من هم اين كتاب رو ديدم قبلا ولي... اينبار به توصيه شما مي خونمش.
***********************************************
k1: قربون شما كه اينقدر حرف گوش كن هستيد!
Posted by آرزو | April 26, 2007 09:36 AM
Posted on April 26, 2007 09:36
سلام ! به وبلاگتون در رازنو لینک دادم. ممنون میشم در صورت تمایل شما هم به این روزانه ها لینک دهید !!
***********************************************
k1: در صورت تمايل، چشم حتماً اينكار رو ميكنم.
Posted by سیامک قاسمی | April 26, 2007 10:56 AM
Posted on April 26, 2007 10:56
كرم بد چيزيه !!!
ديروز كه اين پستتو خوندم بدجوري كرم خوندن جامعه شناسي خودماني گرفتم ولي ديشب دير وقت بود نتونستم برم بخرم
امروز صبح اول وقت زدم بيرون كه بگيرمش ولي هر كتب خونه اي كه رفتم تموم كرده بودند تا آخر تونستم از يه كتابفوشي سيار بخرمش ... حساب ديفرانسيل و انتگرال تحليلي رو هم خريدم همين كه خواستم برگردم خونه ديدم حتي 10 تومن هم ندارم همه ي پولام تموم شده بود ...
10 كيلومتر پياده روي كردم ...
الان هم مي خوام شروع كنم به خوندن
حتماَ نظرمو راجع بهش ميگم
ولي حسابي به .... رفتم
***********************************************
k1: اميدوارم با اينهمه خرج و مشقتی كه متحمل شدی از كتاب خوشت بياد تا خاندان ما رو به باد ندی!
Posted by کاپیتان | April 26, 2007 11:28 AM
Posted on April 26, 2007 11:28
ممنون از معرفي كتاب.
Posted by yasaman | April 26, 2007 02:35 PM
Posted on April 26, 2007 14:35
salam K1 jan kheli hal mikonam ba neveshtehat man 7 mahe oomad ireland va ye jorayi barzakhi hastam vali neveshtehaye to komakam mikoneh kheli mokhlesam God bless you
Posted by payam | April 26, 2007 07:59 PM
Posted on April 26, 2007 19:59
راستش من اصلا قصد ندارم اینجا بساط بحث و فحص پهن کنم اما برای اینکه خدای نکرده این تصور برای خوانندگان محترم این وبلاگ وزین پیش نیاید که من آمدم یک نت مخالفی زدم و برای مزه پرانی یک چیزی گفتم و رفتم، مجملی از دلایل خودم در باب مخالفت با توصیه کتاب را عرض میکنم و مرخص میشوم تا شاید وقتی دیگر، البته قبلش این را هم بگویم که من مدتهاست خواننده این وبلاگ هستم، جهت اطلاع آقا کیوان عرض کنم که از معتقدان راسخ به افت کیفی نوشتههای اینجا در ماههای اخیر هم هستم. در وضعیت خاموشی وبلاگستان ایشان حسابی دل ما را با اینکه «یک کتاب خواندهام که چنین است و چنان» اما فعلا بمانید توی خماری تا برق بیاید و نشانتان دهم که چه شاهکاری خواندهام، خب حق بدهید به آدم که وقتی بیاید و با «جامعهشناسی خودمانی» بخورد توی ذوقش، هرچقدر هم خواننده بینام و نشانی باشد، ویرش میگیرد که عدم رضایتش از این سرکارماندهگی عظمی را به اطلاع نویسنده محترم وبلاگ برساند.
Posted by آروین | April 26, 2007 08:10 PM
Posted on April 26, 2007 20:10
خب برسیم سر فرع مطلب یعنی چرا «جامعهشناسی خودمانی» را نباید خواند.
متاسفانه اکثر دلایلی که دوستان برای خواندن این کتاب ذکر کردهاند، از دسته همان دلایلی است که برای خواندن کتابهای عامهپسند ادبیات مثل کتابهای فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی و م.مودبپور هم میشود آورد. در مورد این کتابها هم میشود گفت که « اتفاقا به نظر من این کتاب و امثال ان ( که تعدادش انگشت شماره ) به دلیل بهره بردن از زبانی ساده و روان و خودمانی چندین برابر بیشتر با کتاب خوان های علاقه مند به مباحث علوم اجتماعی بطور اعم و جامعه شناسی بطور اخص که حوصله و وقت چندانی برای مباحث پیچیده ندارند رابطه برقرار می کنند و در واقع شاید دریچه ای می شوند برای مطالعات در سطوح بالاتر » اما واقعا بیایید با خودمان روراست باشیم، کتابهای عامهپسند نهتنها دخترهای دبیرستانی را به خواندن کتاب در بزرگسالی عادت نمیدهند بلکه اتفاقا کارکردشان به کارکرد سریالهای عامهپسند تلویزیون شبیهند که در بلند مدت به (اگر اجازه داشته باشم این کلمه را بکار برم) "خرفت" شدن خواننده یا بینندهشان منجر میشوند چراکه نهتنها قدرت تفکر انتقادی و استدلال یا حتی ذوق هنری و ادبی خواننده یا بینندهشان را تقویت نمیکنند بلکه به مرور مخاطبانشان را به آدمهای سادهلوح و سادهپسندی تبدیل میکنند که از کمترین نوع هرگونه پیچیدگی روبرمیگردانند.
Posted by آروین | April 26, 2007 08:13 PM
Posted on April 26, 2007 20:13
اما چرا به نظر من «جامعهشناسی خودمانی» یک کتاب عامهپسند از نوع کتابهایی است که ذکر خصالشان رفت. جامعهشناسی ارائه شده در این کتاب پادرهوا است زیرا هر جامعهشناس اندکی جامعهشناس هم میداند که عباراتی مانند "ما ایرانیها" یا "آمریکاییها" و ...چقدر بیربط و عامیانه است. "ایرانیها"یی وجود ندارد بلکه زنان و مردان ایرانی، طبقات و اقشار مختلف ایرانی، قومیتهای مختلف ایرانی و مواردی از این قبیل وجود دارد که به هیچوجه قابل یککاسه شدن در ذیل عنوان کلی و نادقیقی مثل "ایرانیها" یا حتی "فرهنگ ایرانی" نیستند. اساسا فرهنگ یک جامعه هرگز به این یکدستی سادهلوحانهای که در این کتاب نشان داده شده است نیست. «جامعهشناسی خودمانی» یک کتاب عامهپسند است زیرا بخش عمدهای از استدلالهایش را برپایه شعور عامیانه (common sense) استوار میکند یعنی برپایه همه آن چیزهایی که ما به صورت عرفی و عامیانه قبول داریم. تا آنجایی که من خواندهام هر کتاب خوشخوان و غیرتخصصی، لازم نیست عامهپسند و نادقیق باشد برای یک مصداق هم پیشنهاد میکنم کتاب «جامعهشناسی دین» زاکرمن ترجمه خشایار دیهیمی را بخوانید تا ببینید که میشود هم کتاب خوشخوان و قابلفهم برای خوانندگان غیرمتخصص نوشت و هم سادهلوحی عامهپسندانه را ترویج نکرد.
Posted by آروین | April 26, 2007 08:14 PM
Posted on April 26, 2007 20:14
خانم اروین عزیز در نهایت احترام برای نظر شما (در حیطه ای که ا به نقد و تحلیل تان از کتاب فوق الذکر مربوط است ) قویا اعتقاد دارم توصیه خواندن کتاب جامعه شناسی خودمانی یا امثالهم بر توصیه به نخواندن و نخواندن ها به صرف فرمایش شما مبنی بر عامه پسند بودن نادقیق بودن پا در هوا بودن و و و ....... ارجحیت دارد . من از نسلی هستم که با اشتیاق در اوان نوجوانی خواننده کتاب های احتمالا به زعم شما مبتذل ر.اعتمادی و پاورقی های هفته نامه جوانان ان سال ها هم بوده ام . حال شاید با توجه به نوع استدلال شما به دلیل خواندن ان نوع کتاب ها اکنون به ادم ساده لوح و ساده پسندی تبدیل شده ام که از کتاب جامعه شناسی خودمانی لذت برده ام !!! مطمئنا شما با نگاهی تخصصی این کتاب را مورد نقد قرار داده اید . با بخشی از استدلال شما هم موافقم (اساسا فرهنگ یک جامعه هرگز به این یکدستی سادهلوحانهای که در این کتاب نشان داده شده است نیست ) گذشته از ان مطمئنا کتابی مانند جامعه شناسی دین زاکرمن هم عمده جذابیت خود را مدیون ترجمه دلنشین و روان اقای دیهیمی است . اما فکر نمی کنید خواندن ان هم در ابتدا برای علاقه مند متفرقه ای که تاکنون هیچ زمینه ای ندارد از چندان کششی برخوردار نیست ؟! تصور من این است که من نوعی به عنوان یک مخاطب عام اما علاقه مند به مباحث مورد اشاره اگر کتاب به فرمایش شما پادرهوای نراقی را بخوانم مسلما با خواندن امثال ترجمه دیهیمی برایم جرقه ای زده خواهد شد . بستری در جهت مقایسه برایم پیش خواهد امد و مطمئنا اگر از اندک علاقه و تمایل برای ادامه این مسیر برخوردار باشم بمرور زمان به حدی از خودشکوفایی فکری خواهم رسید که بتوانم سره از ناسره را تشخیص دهم . اما توصیه به نخواندن بنظرم امیخته با نگاه از بالا به پایین و تعیین تکلیف برای انسان هایی است که شاید از ابتدایی ترین اطلاعات مربوط به مبانی جامعه شناسی بی بهره باشند اما مسلما درک و شعور کافی برای انتخاب را در حیطه علائق شخصی دارند . گذشته از ان تا جایی که میدانم این وبلاگ یک وبلاگ شخصی نویس است بر مبنای روزمرگی ها و دل مشغولی های فردی و اجتماعی نویسنده و باز هم تا جایی که یادم می اید هیچگاه ادعایی در جهت مباحثات و پژوهش های جامعه شناسانه از بعد علمی یا ادعایی مبنی بر معرفی کتاب یا کتاب هایی در این زمینه یا سایر رشته های علمی نداشته است که به قول شما با مشاهده این نوشته مخاطب بخورد توی ذوقش ! بهرجهت من هم مثل شما قصد راه اندازی بساط بحث هایی از ایندست را ندارم اما چون احساس کردم بخشی از سخن شما در پاسخ به کامنت من بوده لازم دانستم برداشت شخصی خودم را بنویسم . شاد باشید .
Posted by لیلا | April 27, 2007 01:42 PM
Posted on April 27, 2007 13:42
این کتاب رو من خواندم ، فوق العاده است و به نظر من همه ما باید تو خونه داشته باشیم و کهکاهی بخوانیم که یادمون نره.
با اجازه من لینک شما رو توی وبلاگم گذاشتم .
***********************************************
k1: اجازه منهم دست شماست!
Posted by شکوه | April 27, 2007 03:54 PM
Posted on April 27, 2007 15:54
من فكر ميكنم خودت كم از اين نويسنده نيستي!!تو هم اگر چيزهاي كه مينويسي رو كتاب كني كمتر از طرف نباشه.خودت رو كم نبين.
Posted by baharak | April 27, 2007 08:53 PM
Posted on April 27, 2007 20:53
سلام. راستش من هم كم و بيش با نظر آروين موافقم. كتاب را نخوندم، ولي قسمت هايي كه در پست آوردي، به نظر سطحي مياد. مثلا ميشه سوار اتوبوس شد و در طول مسير كلي از اين حرف ها را از مسافرهاي اتوبوس يا از راننده هاي تاكسي شنيد. يا مثلا كافيه آدم براي مدتي در كشوري غير از ايران زندگي كنه تا اين ها را متوجه بشه. يعني فكر نمي كنم مطالعه و تحقيقي پشت مطالب اين كتاب باشه.
Posted by Maryam | April 28, 2007 05:25 AM
Posted on April 28, 2007 05:25
سلام
این کتاب را خریدم و باید بسیار برای معرفیش تشکر کنم ...
در بین راه شعر زیبای بهار را خواندم " از ماست که بر ماست " و بعد که به خانه رسیدم اول همان قسمتهایی را که نقل کرده بودید پیدا کردم و خواندم !
Posted by Mehdi | April 28, 2007 01:32 PM
Posted on April 28, 2007 13:32
از بچگي هندوونه هاي بزرگي رو حمل كرديم. الان فهميدم بايد بذارمشون زمين.
كتابي كه معرفي كردين به نظر جالب مياد.اميدوارم هر چه زودتر بخونمش.
Posted by اعظم | April 28, 2007 08:57 PM
Posted on April 28, 2007 20:57