گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
میگم کاشکی از خدا یه چیزه دیگهای میخواستم! توی پست قبلی از بارش عاشقونه بارون توی این روزهای بهاری در شهر تهران نوشه بودم الان دیگه تهران نگو، بگو رشت، بگو لندن، فکر کنم بارون یه روز دیگه ادامه داشته باشه شهر میشه ونیز و باید با شورت و مایو و قایق و پدالو عید دیدنی بریم. پنداری با فرا رسیدن نوروز، باسن آسمون هم دولا پهنا از وسط متلاشی شده و یه ریز داره شُرشُر بارون میاد.
چهارشنبه یه دو دوتا چهارتا کردم دیدم اگر با دوستان برم شمال احتمالاً نه به من خیلی خوش میگذره و نه به اون جمع شیش هفت نفره، چونکه اونها علاقه خاصی به مشروبات و مسکرات دارند و این چند روز میخواهن هی بخورند و هی قر بدند و بزنند و برقصند و برعکس اونها من هیچ علاقهای به لعب و لهو و حرکات موزون ندارم، بنابراین در یک اقدام انقلابی و با صدای بلند اعلام کردم، دست از سرم بردارید من به شمال نمیام تا خیال اونها رو هم راحت کرده باشم. بنابراین قسمت نشد تا من هم برم و پشت جادههای بسته چالوس و هراز و فیروزکوه بمونم و به جرگه غربتیهای تَرک تهرون کرده بپیوندم، امسال عینهو مرد توی همین تهرون دوستداشتنی موندم تا کون بعضیها که دوست داشتند من رو هم جزء غربتیها قرار بدند تا بیخ و بن بسوزه.
هم برنامههای تلویزیونی که قبل از عید بابتش خیلی تبلیغ کرده بودند مزخرفه و هم تموم ویژهنامههای چاپ شده روزنامهها. هفت هشت ده تا ویژهنامه توی خونه است ولی یه مطلب خوب و مناسب هنوز نخوندم. توی تموم روزنامهها شاید بشه گفت ویژهنامه همشهری از بقیه اِی یه کمی بهتره. بابا مُردیم اینقدر مطلب سیاسی و اقتصادی خوندیم. باز هم صد رحمت به مجله نسیم. این روزها جای خالی ویژهنامه شرق بدجوری احساس میشه.
كتاب چي؟؟
***********************************************
k1: فعلاً از کتاب هبچ خبری نیست!
همينه ديگه ... ظرفيت كه نباشه همينه ... ااگه يه روز درست و حسابي بارون بياد سيل ميشه و هرچي سنگه مال پاي لنگه ديگه مصداق ما جماعت بدبخت و فقير و بيچاره هستش..
پس بعضي غربتي ها هم موندن تهرون... :(
والله چه عرض كنم؟ من كه ديگه جدي جدي غربتي شدم رفت! و بهمين خاطر شديدا تلاش كردم كه برم شمال و صدالبته كه مثل خيلي هاي ديگه بخاطر شرايط آب و هوايي بد برگشتم.اما واقعا تهرون رو بايد تو ايام عيد ديد حالا بي بارون يا با بارون در هرحال قشنگه!
SalaM
Khoshbakhty dare galbe mano zad manzooram ineke be zoor kashtam ,,, badesh baham khialy khosh boodim yany dashtam ,,, kam monde bood beresam behesh vali bar nadashtam ... feshare khoonam zade bala joonam marg shodam raft ... http://Somayehf17.blogfa.com
خويه كه خودت نگفته ميدوني چي مي خوام بگم.داشتي ميشدي غربتي كه از سرت گذشت.ضمنا اون فيلم هايي كه شما تو سينما ديدين و به رخمون كشيدين رو پخش ميكنند.حالا شدند بد؟
بطالت عيد رو با اين چيز ها هم نميشه كم كرد!بشين زبان انگليسي رو بخون كه همون برات ميمونه!
با پاراگراف آخر شديداً موافقم، همينكه غربتي نشدين كلي مي ارزه، تهران خودمان دوست داشتني تره
"نشت نشا" ي "رضا اميرخاني" رو خوندي كيوان؟
***********************************************
k1: نه والله!
بخونش جالبه.
كيوان جان سلام
غصه ايرانيهاي غربت نشين رو نخور چون از صدقه سر IRIB2 ما هم اين سريال ترش و شيرين رو هر شب ميبنيم ولي انگار يكي دو شب از ايران عقب تريم ما.
قربانت
علي از واشنگتن
***********************************************
k1: به به چه سعادتی. علی جان سریال رو ببین و ببین شخصیت کثیف ولی دوست داشتنی ناصر چگونه است.
خوب شمال ديده تو نرفتي خودش اومده اينجا بالاخره اين عشق و علاقه دو طرفه است ديگه. راس مي گي ويژه نامه همشهري از بقيه بهتر بود.