سه شنبه، ۷ فروردين ۱۳۸۶

غربتی‌ها برگشتند به ده و آبادی خودشون و این روزها تهران داره یه نفسی میکشه! بارونِ این دو سه روزه یادمون آورد که این شهر بی‌در و پیکر توی تموم طول سال یه چیزی کم داره و اونهم بارش بارونه که این موقع سال یه عطر و بوی دیگه‌ای داره. یه طعم و مزه‌ایی که سرشار از خاطره است. احتمالاً توی این روزها که هوا خیلی مطبوع و روحبخش شده اینکه من از کجا تا کجا پیاده‌روی میکنم براتون خیلی مهم نیست ولی خب قرار هم هست که من چیزهایی رو بنویسم که برای خودم مهمه، پس میگم که پریشب برعکس پس پریشب، از چهارراه پارک‌وی تا تجریش پیاده برگشتم. قبل‌ترش هم از خیابون طالقانی تا سر تخت‌طاووس پیاده اومده بودم. هرچند تموم پام تاول زده بود! ولی این پیاده‌روی‌های شبانگاهی، روح و روان آدم رو تازه میکنه. تهرانه و همین چند روز خلوتی و آرومی و بارونی و عاشقونگی.


اگه اشتباه نکنم اصطلاح " خون‌ بازی " به مواقعی اطلاق میشه که یه معتاد تزریقی بدلیل عدم دسترسی به مواد مخدر مجبور میشه خون خودش رو بکشه توی سرنگ و مجدداً به خودش تزریق کنه. شکر خدا دوست و رفیق معتاد ندارم که از این چیزهای بدِ بد سر در بیارم، ماشالله هر کی دور و برم هستش دکتر مهندس و فارغ‌التحصیل دانشگاه برکلی و آکسفورد هست و هیکل داره این هوا، بقول ترکها بُوجُور! پریشب خون بازی رو دیدم. یه داستان سیاه و سفیدِ دو نفره که نه تعداد کم بازیگرها و نه سیاه و سفید بودن فیلم، اذیت‌تون میکنه. یه داستان قشنگ و پرکشش با هنرمندی بیتا فرهی و باران کوثری که باران نشون داد کسب عنوان بهترین هنرپیشه زن در جشنواره امسال بی‌دلیل نبوده، هرچند بیتا فرهی هم به زیبایی از پس نقشش براومد. از داستان چیزی نمیگم چون توصیه این روزهای من به شما اینه که حتماً خون بازی رو ببینید.

آقا، جون مادرتون تلفظ اسم این رفیق شفیق ما رو یاد بگیرید و اینقدر توی کوچه و خیابون و اتوبوس از علت نامگذاری اون نپرسید. ما قدیم‌ها یه رفیق داشتیم به اسم علی که الان ساکن کالیفرنیا و سن حوزه است. دل‌تون نخواد، ایشون باسنش یه کمی بزرگتر از حد استاندارد بود بنابراین در یک مراسم ویژه و ضمن رعایت کلیه شئونات اخلاقی ما اسمش رو گذاشتیم علی قُلمبه، بخاطر اینکه این دو تا علی‌ اشتباه نشن و بخاطر اینکه دوست هم نداشتیم روشون داغ بزنیم! اسم اون یکی که الان ساکن تهران هست و من چند روز پیش مجبور بودم برم ماهی‌هاشون رو هی آب بدم! و در حال حاضر هم کامپیوتر معیوبش خونه ماست رو علی شِلمبه ( Shelembeh ) گذاشتیم، دوستان عزیز حالا ملتفت شدید؟! این داش علی شلمبه قراره فردا پس فردا بره شمال و گیر سه پیچه هم داده که اِلا و بلا منهم همراه‌شون برم بنابراین اگه دیدید چند روز از اینجا سر و صدایی در نیومد بدونید زورش بهم چربیده و من رو خِرکش‌کنان برده شمال. قبلاً گفته بودم این پسر اگه گیر بده به یه چیزی، آدم رو آبستن میکنه، احتمالاً منهم چند روز برم شمال بهتر از اینه که بعد از یه عمر آبروداری و توی این سن و سال بخواهم از اون آبستن بشم!

۱۹ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

خدارو شکر با توجه به نظرم قبلی انگاری من درست تشخیص دادم علی هارو !

meli

ghorbatiha!!yadet basheh khodet ham ke bery amrika mishi ye ghorbati

ریسیزم بازی در نیار! غربتی کدومه؟ خیلی ها که میان تهران چون مجبورن بیان . مثلا همه دانشگاها جمع شده تهران، هر جی کتابه تو تهرانه و همچنین کار. راستی فیلم 300 رو هم ببین به نظر خیلی ملایم تر از اون میاد که براش تبلیغ شده

Maryam

"غربتی‌ها برگشتند به ده و آبادی خودشون و این روزها تهران داره یه نفسی میکشه!" اگر امريكايي هايي كه چشم به مهمان نوازيشان داري هم همين طرز فكر را داشته باشند، آقاي كيوان، زندگي مهاجران ايراني واويلا است. همه ي ما "غربتي ها" بايد برگرديم به جهان سوم خودمان. لطفا اين طرز فكر را درست كن قبل از آمدن به امريكا. يا ياد بگير كه پيش خودت نگهش داري.

عامه‌پسند

واقعاً فیلم عالی‌ای بود... مخصوصاً بازی‌ها.
اما سیاه و سفید نبود که... یه‌جورایی می‌شه گفت‌ "کمرنگ" بود.

شايد هم آقاي علي شلمبه چون ترسيدند ماهي هاشون از آب خوردن زيادي دل درد بگيرند دارند شما رو با خودشون ميبرند! :))

parastoo

"غربتی‌ها برگشتند به ده و آبادی خودشون و این روزها تهران داره یه نفسی میکشه!" به نظر تو تقصير غربتي هاست كه اومدن تهران براي زندگي بهتر؟ يا اينكه نبودن امكانات و شرايط مناسب اونا رو مجبور مي كنه بيان؟
***********************************************
k1: نمیدونم!

لفظت در مورد غربتی ها زیاد جالب نبود!

خب بابا جون لوازم پیشگیری رو واسه همین مواقع ساختند دیگه!!!
***********************************************
k1: این علی اگه قرار باشه آبستن بکنه دیگه کاری به این حرفها نداره همچین درست و حسابی میکنه!

parastoo

"غربتی‌ها برگشتند به ده و آبادی خودشون و این روزها تهران داره یه نفسی میکشه! " اين جمله بو ميده به نظرم! به نظرت تقصير شرايط نيست كه يه دفه يه عده اي ميشن غربتي؟ فكر نمي كني اگه شرايط و امكانات داشتن از شهرشون نمي يو مدن تهران؟
***********************************************
k1: باز هم نمیدونم! من یه کلمه گفتم جامعه شناس و مصلح اجتماعی که نیستم.

mohi

میبینم که این سری موفق بودید و ماهی زنده موندن.!!

- پاهات خيلي مهندسي تاول مي زنن مهندس !
- در حالت نسخي با همه چيز بازي مي كنن.حتي خون.
- ارادت مند.

سر صبحي اين خون و خون ريزي چيه راه انداختي اينجا؟ خانم ها و آقايان كارشناس مسائل اجتماعي فرهنگي! خوب اونايي كه الان به شهر و ديار خودشون برگشتن مسلما در تهران در غربت به سر مي برند ديگه. اينطور نيست؟ البته خوب درسته كه لفظ غربتي بار معنايي منفي داره تا حدي ولي از اين منظر مي شه بهش نگاه كرد.

تو اگه عيد نري شمال كه سالت سال نميشه! خوش بگذره و مباركه :)

برو شمال هم ابروداري كن هم حالشو ببر..

حمیدرضا

5000 تومان مي گيرم تاريخ رو فارسي مي كنم . ام تيه از موويل تايپ استفاده كره

baharak

خوب حالا كه شما هم رفتي از تهران و به جمع غربتي ها پيوستي شمال خوش بگذره.راستي شبكه 2 يه نام پدر رو گذاشت.

بازي ها فوق العاده قوي بود و واقعي ! اما اگه ميخواهي خيلي واقعي تر ببيني ميشه به يه خانواده اي با مشكل مشابه سر زد !!! فيلم بايد به جز بازي قوي يه فايده اي هم داشته باشه ! مثلاَ فرح بخش باشه ! به نظر من كه فيلم اصلاَ ارزش نداشت ! حس گند دست و پا زدن تو لجن رو به آدم ميداد ! حس درماندگي مادر سارا اذيت ميكرد، باهاش من هم احساس درموندگي ميكردم ! وقتي فيلم تموم شد به شدت احساس ميكردم چقدر خوشبختم ! اگه كسي براي سرگرمي ميخواهد فيلم ببينه شايد خون بازي آخرين فيلمي باشه كه من بهش توصيه كنم !!!

غربتی

غربتی عمه ته.....لابد مجبورن که میان بین شماها زندگی کنن.....خودت اصل و نسبت کجاییه جونم؟ اصل شمیرانات؟

ارسال نظر