يكشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۵

از اونجايی كه پنج‌شنبه عصر كار خاصی نداشتم، يهويی دلم هوس ميدون انقلاب رو كرد و باز هم از اونجايی كه اين روزها تنهاتر از قبل هستم و هيچ رفيق بامرامی هم دور و برم نيست و شكرخدا همه عاقبت بخير شدند و رفتند سوی زندگی خودشون بعد از كار، تك و تنها رفتم انقلاب و جلوی دانشگاه و راسته كتابفروش‌ها. نهار شركت ما يه چيزی در حد فاجعه و تراژدی هستش و هم اينكه اين همه سال اون رو خورديم و تا الان زنده مونديم نشونه لطف و عنايت خداوندگار هستش. من كه هر روز فقط چهار لقمه می‌خورم تا نميرم و به يه ده و آبادی برسم و بتونم اونجا خودم رو سير كنم. در همون بدو ورود به ميدون ديدم خيلی گرسنه هستم. هر چی دو دوتا چهارتا كردم، ديدم اونجا هم هر چی بخورم خونم گردن خودمم و بعيده كه مثلاً يه ساندويچ توی ميدون انقلاب بخورم و نوروز امسال رو هم ببينم! بنابراين مثل دفعات گذشته رفتم اون نون خامه‌فروشی كه زير پل هوايی هستش ( ضلع جنوب شرقی ) و عينهو افاغنه محترم يه دونه از اون نون خامه‌ايی بزرگها ابتياع كرده و در حاليكه خامه‌اش به لب و اوچه و نوك دماغم آويزون بود نوش جون كرده و بعدش تمام خامه‌های حوالی لب و دهن رو هم با زبون درازم به داخل معده فرو فرستاده و سپس شب جمعه‌ای به جون صاحب مغازه و تمام اموات و رفتگان و گذشته‌گانش صلوات فرستادم. اين مغازه خيلی قديمی هست و از خيلی وقت پيشها اونجا بوده و انصافاً هم نون خامه‌يی‌هاش خيلی خوشمزه است، توصيه می‌كنم حتماً امتحان كنيد. بعد از سير شدن يادم افتاد واسه كار فرهنگی اومدم بنابراين رفتم دنبال كتابهايی كه می‌خواستم و چند تا كتاب خريدم. از اونجا هم قدم زنون رفتم تا جلوی سينما عصرجديد چون برای بعدازظهر بليط رزرو كرده بودم.

پنج‌شنبه پس از هفت هشت ده ماه كه از آخرين سينمايی كه رفته بودم گذشته بود شال و كلاه كرده و همراه تعدادی از ekhrajiiha.jpgدوستان كه فقط منتظر بودند زحمت تهيه بليط و رزرو و صف رو من بكشم و آنگاه مثل شاخ شمشاد سر ساعت مقرّر حضور بهم رسانند، به سينما عصر جديد برای ديدن فيلم اخراجی‌ها رفتيم. اگر از همون اول با كارگردان فيلم مشكل نداشته باشيد و در مقابل اسم مسعود ده‌نمكی جبهه نگيريد، فكر كنم كه از فيلم خوش‌تون بياد. اخراجی ها رو ديدم و از ديدنش لذت بردم. داستان، يك موضوع تابو‌شكن هستش هر چند كمال تبريزی و پرويز پرستويی قبلاً در ليلی با من است قبول زحمت كرده و اينكارو كرده بودند ولی خب اينبار هم ده‌نمكی نشون داد كه ميشه جبهه و جنگ و بچه‌های مخلص جبهه رو كه من انصافاً خيلی دوست‌شون دارم رو از يه زاويه ديگه، ديد و بررسی كرد. هنرپيشه اول و جوون عاشق و هيچی‌ندار فيلم، كامبيز ديرباز هست كه بنظرم اصلاً نتونست خوب ايفای نقش كنه. بنظرم بايد اين نقش رو به امين حيايی می‌سپردند و دست و پاش رو توی فيلم اونجوری نمی‌بستند. بازی بقيه هنرپيشه‌ها هم خيلی خوب و بجا بود كه فكر كنم اين فيلم ميتونه بازگشت دوباره ارژنگ اميرفضلی باشه. ترانه آخر اصفهانی هم خيلی قشنگ بود ولی توی سينمايی كه هنوز دو دققيه مونده به آخرش برق سالن روشن ميشه و مردم هنوز تيتراژ پايانی فيلم نيومده انگاری عزرائيل دنبال‌شون گذاشته و سينما رو ترك می‌كنند اگر قراره فيلم موسيقی و ترانه‌ای داشته باشه بايد اون رو حين پخش فيلم قرار بدند. اون آخر فيلم جز سر و صدا و همهمه و صحبت‌های عاشقونه اونهايی كه جفت جفت اومدند هيچ چيزی ديگه‌ای بگوش نميرسه.

بهرحال من كه بدون هيچ پيشداوری در رابطه با كارگردان، به سينما رفته و از اخراجی‌ها هم خوشم اومد. حتی علاقمند شدم و ديروز رفتم فيلم مستند كدام استقلال، كدام پيروزی ده‌نمكی رو هم ديدم. توصيه می‌كنم توی اين روزهای اخر سال يه سری به سينما بزنيد و زودتر اخراجی‌ها رو ببينيد چون قراره فيلم‌ها خوب ديگه‌ای هم اكران بشه.

۲۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

کیوان دلم بدجوری هوای میدون انقلاب رو کرده... راه رفتن تو شلوغی جمعیت...نگاه به ویترین مغازه ها با کنابهای مختلف...هک !!! کرک ! زبان در 10 جلسه!!!
***********************************************
K1: البته از انگشتهای گاه و بيگاه هم نبايد غافل شد!

خوش به حالت ...يا چاق نيستي ...يا استعداد چاقي نداري...آخرين باري كه شيريني تر خوردم يادم نيست كي بوده...واي به حال نون خامه اي اونم از نوع ميدون انقلاب...جاي ماهم بازم بخور...
***********************************************
k1: چاق كه نيستم ولی غفلت كنم جلو و عقب زده بيرون! اگه اجازه بدين هر كسی مال خودش رو بخوره، فكر كنم اينجوری بهتره!

دوست دارم اخراجي ها رو ببينم منتها تنهايي كه نمي شه بعدشم بچه ها يه سريشون با خود فيلم مشكل دارن يه سريشون با سينماهايي كه اين فيلم رو روي پرده داره. موندم سفير و سرگردون.
***********************************************
k1: من نه با فيلم مشكل دارم و نه با سينماها بدم هم نمياد بخاطر مصارف عام‌المنفعه دوباره ببينمش .... چيه چرا چپ‌چپ نگاه می كنيد؟! به شماها چه ربطی داره؟!

فیلم جالبی است من هم اهواز اون رو نگاه می کنم.
می خوام طلسم 8 ساله سینما نرفته ام رو بشکنم
***********************************************
k1: 8 سال؟! جدی ميگی؟! فكر كنم آخرين فيلمی رو كه ديدی كانی‌مانگا بوده؟!

دو در شده

نون خامه اي تنها تنها ديگه؟! ای بترکی!
***********************************************
k1: ببخشيد شما؟!

بدم نمياد اين فيلم پوپوليستي عوام گرا را ببينم مخصوصا اون مرتيكه گرو فشاري زنجير به دست ديكتاتور توتاليتر كارگردانش بوده من فقط پاراجانف و كيشلوفسكي و مخصوصا فيلم هاي داستايوفسكي و نوام چامسكي و كلا كليه افسكي ها رو مي بينم در ضمن كافي شاپ هم رفتم و قهوه ام خوردم راسيت گفتن قهوه احوال مادر روشن فكر نماهاي ايراني هم همه خوبه . آها تا يادن نرفته بگم ديشو جات خالي بود .
***********************************************
k1: اوه اوه اين روزبه امروز چقدر عصبيه! بعدش هم دوستان جای ما.

از اون نون خامه اي گنده هه بيشتر ميگفتي... حال ميده جلوي چشم خيره’ ملت شهيد پرور نون خامه اي گنده رو گاز بزني و خامه ش بماله به سر و صورت و دماغت؟ :)
يه مقدار از ميدون انقلاب كه بري به سمت ولي عصر كه قنادي هست به نام "فرانسه" كه ميشه بري توش وايسي و يه قهوه و شيريني بخوري...شيريني خامه ايش رو بهت توصيه ميكنم كه حتما يه بار امتحان كني... (البته اگه تا الان امتحان نكرده باشي)...
راستش خيلي حوصله و حال و هواي خاصي ميخواد كه آدم بره تنهايي فيلم ببينه ... من هيچ وقت بدون يه همراه نتونستم برم سينما و از فيلم لذت ببرم ...
از كتابهايي كه خريدي كه حرفي نزدي... راستش يه پيشنهاد تو ذهنم بود كه ميخواستم بهت بگم...توي هر پستي كه مينويسي يه قسمت رو هم به يه كتاب اختصاص بده...توي چند تا از پست هاي قبليت اين كار رو كرده بودي... ما خوشحال ميشيم از اينكه ميبينيم هنوز ملتي هستند كه كتاب ميخونن :)
***********************************************
k1: بله مستر محمدرضا ميدونم " فرانسه " كجاست معمولاً ميشه تيپهای دانشجويی رو اونجا ديد. چشم باز هم از كتاب و نون خامه‌ايی می‌نويسم!

كتاب جديد چي خريدي؟كتابهاتو كرايه هم مي دي؟
***********************************************
k1: ترجيح ميدم وقتی كتابی رو ميخونم و ازش خوشم اومد بيام و بنويسم. بله اگه كتابی لازم داريد بهتون امانت ميدم.

لیلا

میدونی داستان لذت بردن از نون خامه ای تا حدی هم به این مربوط میشه که بعضی چیزا ! در بعضی جاها ! به ادم مزه میده ! . مثلا من از کلوچه چندان خوشم نمیاد اما هر وقت گذرم به همون میدون انقلاب شما ! افتاده و بعد از اینکه چشم و دلم از بلعیدن کتابا پر شده اول کارگر (بالای ضلع شمال شرقی ) :دی بوی کلوچه های تازه و داغ اون کلوچه پزه هوش از سرم می بره و حتی شده هنوز از مغازه هه بیرون نیومده ترتیبش رو دادم !
در مورد اخراجی ها هم هنوز ندیدم اما مطمئنا کرم سینما ! باعث میشه در اولین فرصت ببینمش . در جایی خوندم ده نمکی گفته : افکارم تغییر نکرده فقط ابزارم تغییر کرده ! خدا بخیر بگذرونه :دی هر چند نام ده نمکی منو یاد نشریه شلمچه و ... و.... و....... میندازه وجنس تفکرات او و امثال او برام .................... بگذریم . مدتیه سعی می کنم اثر یه نویسنده یه شاعر یه کارگردان یه فیلم نامه نویس یه طنز پرداز و ........... رو فارغ از شخصیت و تفکرات پشت پرده اون ادم ببینم .
***********************************************
k1: راستش با اجازه شما ما يه مدت كه ميدون انقلاب‌مون رو فروختيم الان ديگه مال همه است. اميدوارم كه از فيلم خوش‌تون بياد و بعدش هم يه دعايی من رو بكنيد

یاد قیافه بیشرفش که میوفتم یاد اون کتک ها که تو جشنواره دانشجویی ازش همه خوردن یاد قمه به دستاش یاد اون سربندهای قرمز که میوفتم حس سینما رفتن از درون خشک و بی انگیزه می شه برام.....

pink

كيوان بگه خوبه حتما" خوبه ديگه ...

هوممم. اون هفته منم دل گرفته بودم بعد از دانشكده زدم به انقلاب. همونطور كه ذكر كردي بي رفيق با مرام

اون انقلاب آب و نون ماست آقا
كار فرهنگيتون زياده ها !

فتانه

يه پيشنهاد: ميشه لطفا لينكهاي توي لينكدوني رو هم مثل لينكهاي دوستان در يك پنجره مجزا باز كنيد. مرسي
***********************************************
k1: شما ميتونيد كليك راست كنيد و گزينه open in new window رو بزنيد تا توی يه صفحه مجزا براتون باز بشه

فتانه

اون كه بله, مرسي. ولي حواستون كه نباشه طبق عادت دبل كليك ميكنيد. شايد كنترل قالب اينجا براي شما راحت تر باشه. ولي بازم مرسي :)
***********************************************
k1: بايد آدم سعی كنه حواسش باشه چونكه اگه حواسش نباشه امكان داره خيلی اتفاقها بيفته!

پرستو

ا این ملاقلی پور کی مرد؟
***********************************************
k1: شما خودت رو زياد ناراحت نكن!

فتانه

اصلا كي بود پيشنهاد داد؟ بيجا كرد :)

خيلي بي مرامي! حالا ما رفيق مجازي هستيم نمي شه بريم سينما؟ راستي تو چماق ده نمكي تو سرت نخورده. پس حق داري پيشداوري نكني. خوشحالم كه ده نمكي چماق رو كنار گذاشته ولي تا 10 سال آينده هيچ كدوم از فيلمهاش رو نخواهم ديد. هنوز جوجه سينماست و حق نداشت تو مراسم اختتاميه گنده گوزي كنه.

من چون خيلي حرف گوش كن هستم همين امروز صبح رفتم عصر جديد و اخراجي ها را ديدم،نظرم را هم در خیاط خانه ام نوشتم اما یه 180 درجه ای با نظر شما فرق می کنه!

خوب همين كه از اول در برابر اسم كارگردانش موضع نگيري يه كم سخته!... ولي سعي مي كنم سعيم رو بكنم!

البته اخراجي ها همچين آش دهن سوزي هم نيست كه انقدر تعريف كردي.

همه اخراجي ها رو ديدن بجز من ...
بنظرت تنهايي حال ميده برم سينما ؟
نميدونم حسش نيست ... بري سينما ببيني هركس دست يه نفرو گرفته بعد ببيني خودت دستت تو جيبته حالت گرفته ميشه نه ؟

ارسال نظر