چهارشنبه، ۴ بهمن ۱۳۸۵

يه چند وقتی بود كه بطور ناخواسته از كتاب و كتابخونی دور شده بودم. ذهنم هم اينقدر خسته و قاطی و پاتی بود كه حال و حوصله خوندن كتابهای سنگين و آنچنانی رو نداشتم. روز و روزگارش ذهن درست و حسابی نداشتم چه برسه به حالا! خلاصه تصميم گرفتم خوندن دوباره كتاب رو با رمان " بازی آخر بانو " كه آق بهمن توی وبلاگش معرفی كرده بود شروع كنم. در رابطه با كتاب و نویسنده‌اش بلقيس سليمانی قبلاً يه چيزهايی خونده و شنيده بودم، بهمين دليل تصميم گرفتم شروع به خوندن كتاب كنم. دو تا نكته رو می‌خواستم بگم كه اول دومين نكته رو ميگم!

این روزها چون کمتر باسن نشستن توی خونه رو دارم و خیلی هم وقت و زمان خالی ندارم، تصمیم گرفتم که کتاب رو فقط توی تاکسی و مسیرهایی که اینور اونور میرم بخونم. شاید اولش فکر می‌کردم یه کتاب نزدیک به ۳۰۰ صفحه‌ای حداقل یک ‌هفته‌ای طول بکشه تا توی تاکسی خونده بشه ولی جالبه که بگم توی کمتر از دو روز تونستم کتاب رو بخونم. این نشون میده که ما چقدر وقت پرت و خالی داریم که می‌تونیم با یه برنامه‌ریزی درست ازش استفاده بهینه بکنیم. و اما نکته اولی که می‌خواستم بگم اینکه اگر علاقه به خوندن رمان دارید توصیه می‌کنم حتماً این کتاب رو بخونید. فکر می‌کنم ازش خوشتون بیاد و از خوندنش لذت ببرید.

۱۰ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

يه پيشنهاد هر وقت حوصله خواندن كتاب رو نداشتی با خوندن مجله های حتی بعضی مواقع زرد!!!!!! شروع کنید جواب میده بعد یکی دو روز هم حوصلتون از این همه مطالب چیپ سر میره و بشدت مشتاق همون کتاب ها میشید :))

لیلا

خیلی خوبه که ادم بتونه در تاکسی یا امثالهم کتاب بخونه اما من متاسفانه یه عادت نه چندان جالبی که دارم اینه که حتی واسه خوندن رمان هم اگه دور و برم شلوغ باشه تمرکزم رو از دست میدم . وقتی هم از کتابی خوشم بیاد طاقت نمیارم در چند بخش و زمان های مختلف بخونم حتی اگه مجبور بشم شب تا صبح بیدار بمونم ! بهر حال ممنون از معرفی . در این اوضاع احوال که میزان ممیزی ها و سخت گیری ها خیلی افزایش پیدا کرده امکان خرید و خوندن کتاب خوب غنیمته .
***********************************************
k1: يكي از حسنهاي خوندن كتاب توي تاكسي ( البته اگه كسي بتونه توي ماشين كتاب بخونه ) اينه كه آدم متوجه ترافيك نميشه. سليقه شما رو نميدونم ولي حس ميكنم اگر كتاب رو بخونيد ازش خوشتون بياد.

همشهري جان!
از اينكه اين ميوه رو به همشهريهات تعارف ميكني ممنونم. اما من يه مشكل دارم.
من 28 ساله كه همين كار رو ميكنم. اما غالبا يا از مقصدم رد ميشم يا نويسنده تو نگام لت و پار ميشه...شايد تو مسيرهاي دراز مثل يه سفر يا از سر خط تا ته خط رفتن پاسخ بده اما توي مسيرهاي كوتاه بمن جواب نداده.
من شما رو به ليست همشهريهاي نديده‌ي كنار وبلاگم اضافه كردم. اونايي رو كه مي‌بينم زنده‌زنده ميخونمشون.
موفق باشين.

كتاب جالبيه. وقتي تمومش كردي اگه دلت خواست پاگرد رو بخون يا لكه هاي ته فنجان قهوه و يا ماجراي عجيب سگي در شب. خواستي اسم نويسنده و ناشراشون رو به ت مي گم.
***********************************************
k1: اتفاقاً هم پاگرد و هم لكه هاي ته فنجان قهوه رو خوندم ولي ماجراي عجيب سگي رو هنوز نخوندم. ممنون.

اگه كامنتهام رو ثبت نكني ديگه برات ننويسم؟ انشام درسته..همونطوري كه گفتم نوشتم..

من براي اكثر امتحانات اين ترم توي مترو و تاكسي درس خوندم و همه رو هم با موفقيت دادم اين هم از نكات مثبت ترافيك و تاخير هاي مترو

سلام کیوان جان خوبی ؟!؟
در مورد پست قبلیت خوب برو تو یه کافی نت خلوت بنویس !!!
در مورد این پستت هم خوش به حالت من اصلا نمی تونم تو ماشین چیزی بخونم به کتاب خونی علاقه دارم ولی متاسفانه بودجمون اجازه خرید کتاب نمی ده کتابخونه های عمومی هم که همشون یه مشت کتاب آتو آشغال جمع کردن که به درد همون دکور کتاب خونه ها می خوره !

موفق و پیروز باشی.

جاوید

هیولا از (( پل استر)) رو چی ،خوندی؟
حشاشين از تامس گيفورد؟
رازهاي نهفته ي يك زن...ترجمه ي نفيسه معتكف؟
كيميا خاتون...سعيده قدس؟
بادبادك باز ...از خالد حسيني؟
بازم بگم؟ فكر نكنم ديگه لازم باشه....
تا بعد
× چرا يه ايكون خودشيريني نداره برات بذارم اينجا ؟
***********************************************
k1: ظاهراً قصد داشتي حال من رو بگيري؟!

ye adame semej

ميكن بي ربط كامنت نذارين.توصيه خوبي بود.اگه خواستم كتاب بگيرم يادم ميمونه.
راجع به اون دكتر مچ هم از شوخي گذشته خب اگه رفتي تو رو خدا اسم كوچه و خيابونو نگاه كن.نغمه

اصلا..چرا اينطور فكر كردي؟
من فقط بهترين كتابهايي رو كهخوندم رو به ت معرفي كردم.كاري كه هميشه مي كنم. نمي تونم از كتاب يا فيلم قشنگي كه خوندم يا ديديم صرف نظر كنم و به اهلش نگم. مثلا نمي گم به ت فيلم the lake house رو ببين چون مي دونم حتما ديديش.

ارسال نظر