دوشنبه، ۲۵ دي ۱۳۸۵

روزهای بی‌موبایلی، بی‌ماشینی، بی‌خونه و سرپناهی و آلاخونه وآلاخونه‌ای رو دارم تجربه می‌کنم! در کنار تمام این مواردِ ریز و درشت، بی‌اینترنتی هم اضافه شده که برای من معتاد، شرایط رو خیلی سخت کرده. بهرحال شاید که نه، حتماً همه اینها تجربه‌ایه که قطعاً یه روزی از روزهای خوب خدا اگه به درد خودمون هم نخوره به درد یه بنده خداهای دیگه‌ای خواهد خورد.

بعد از سالها، یه کارت تلفن دو هزار تومنی خریدم که وقتی توی خیابون هستم و قراره به کسی زنگ بزنم، لَنگ دو زاری و پنج زاری و پول خرد نباشم. کما اینکه دیگه این روزها همه موبایل دارند و ظاهراً با اون تلفن سکه‌ای‌ها نمیشه با کسی ارتباط برقرار کرد. راستش آدم فکر میکنه خیلی عجیب غریب باشه که این روزها کسی موبایل نداشته باشه و بخواد با کارت تلفن صحبت کنه. همیشه فکر میکردم اونهایی که پای باجه‌های تلفن هستند آدمهای چیپ و آقا جواد و یا افغانی و یا سربازهای شهرستانی هستند! خلاصه که نمردیم و توی زندگی‌مون این یه مورد رو هم تجربه کردیم. بعد از ۶-۷ سال موبایل داشتن حالا نداشتنش یه جوراییه که قابل وصف نیست. موقعی که داشتم میرفتم آمریکا، موبایلم رو فروختم و خوشبختانه و یا متاسفانه تموم شماره‌های دوستان اینترنتی رو پاک کردم بنابراین در حال حاضر شماره هیچ کدوم از شما عزیزان رو ندارم. ( لطفاً اگه دوستاني كه من قبلاً شماره تماس‌شون رو داشتم مایل بودند كه مجدداً شماره‌شون رو داشته باشم اون رو برام ایمیل کنند). عمدتاً این روزها، اینور اونور رفتن رو با تاکسی گز می‌کنم. پیاده‌روی رو هم خیلی دوست دارم که اگه مسیر کوتاه باشه حتماً اینکارو می‌کنم. هرازگاهی که دیروقت باشه و جایی مهمون باشیم و چُسان فسانی کرده باشم به آژانس زنگ میزنم. بهرحال بعد از اینکه باسن مبارک آدمی مدتی به صندلی ماشین شخصی عادت کرده باشه حالا بدون وسیله نقیله شخصی بودن کار سخت و طاقت‌فرساییه که خب شکرخدا این یکی رو هم دارم تجربه می‌کنم.

پریروز بعد از اینکه در منزل یکی از دوستان فیلم " غریزه اصلی " رو تماشا کردم دقیقاً پشت بندش و بفاصله پنج دقیقه دیدم تلویزیون داره فیلم " شعله " رو پخش میکنه. فکر می‌کنم برای اولین بار بود که نشستم جلوی تی‌وی و یه فیلم هندی رو با بازی آمیتا باچان تا آخر تماشا کردم! با اون فیلم شعله‌ای که اوایل انقلاب و در سینما دیده بودم خیلی متفاوت بود. هزاز ماشالله " بسنتی " چقدر خانم و نجیب شده بود در تمام طول فیلم نه شعری خوند و نه قری و قمیشی داد در حالیکه یادم هست اون قدیم‌ها کلی جلوی جبارسینگ رقصید و آواز خوند. با اون زیرنویس فارسی که شعر " هی دوسیتی " رو هم ترجمه کرد خیلی حال کردم. جداً که بعد از دیدن فیلم سنگین و نفس‌گیر غریزه اصلی، دیدن شعله، لذتی دو چندان داره!

۳۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

كيوان اتفاقا من هم شعله رو ديديم و كلي لذت بردم با اين تفاوت كه من قبلش سالو رو ديده بودم و تحت توهمات اون فيلم هنوز منتظر تجاوزي مدفوع خواريي شكنجه اي چيزي بودم كه ديديم تلويزيون خودمون اون شيشيهه كه تو پاي دختره ميره رو هم سانسور كرد
*************************************************
k1: روزبه جان خوندم كه رفتي 400-500 تا فيلم خريدي! ببينم اين فيلمهات رو اجاره هم ميدي؟!

نمیخندی اگه بگم من هنوز این فیلم غریزهه اصلی رو ندیدم؟
**************************************************
k1: نميخندم ولي توصيه ميكنم ببنش. هر چند فكر مبكنم مال 40-50 سال پيش باشه!

این رفتن و برگشتنت اینقدر برام عجیب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و هیچی نگم!
**************************************************
k1: مرسي!

mitra

بر خلاف سابق همه فعلها مفرده، دليلي داره احتمالا ، آره؟
**************************************************
k1: اگه يه كم خوب نگاه كنيد فعل جمع هم مي‌بينيد!

سلام كيوان. هميشه تعريفت رو از خانومم مي شنيدم. حالا وضعت مثل پارسال ماست. براي موبايل يه تاليا بگيري بد نيست. همه چيز دوباره از نو شروع مي شه. فقط تجربه اي بود كه براي آينده واقعن به دردت خواهد خورد. الان ديدت 180 درجه فرق كرده ولي معني اش اين نيست كه ديگه به رفتن فكر نكني. بعد از چند وقت بازهم هوايي مي شي. مثل من! همه اونهايي رو كه گفتي من خيلي سخت تر تجربه كردم: بي ماشيني و بي موبايلي و بي خانگي و بي...بي... ولي تجربه عجيب و غريبي نصيبم شد. شاد باشي جوون. مراقب خودت باش و بيشتر بنويس.
**************************************************
k1: ممنون.

احه بگو نونت نبود آبت نبود خارج رفتنت چی بود حالا رفتی ، پس برگشتنت چی بود

آویزون نمبینمت
**************************************************
k1: بعضي‌ها انگار دوست دارند توي هر كاري دخالت كنند. دوست عزيز فكر نمي‌كنم من از شما در رابطه با رفتن و برگشتنم نظرخواهي كرده باشم. بد نيست آدم ميخواد كامنت بذاره يه نگاه به قد و بالا و گليم زير پاش بكنه.

غريزه اصلي 1 يا 2؟؟ 2 رو هنوز نديدم!!
**************************************************
k1: منهم همون فيلم 1 رو ديدم.

با سلام:
من همین امروزبا سایت شما آشنا شدم واز سبک نوشته هاتون خوشم اومد اصلا از این که برگشتی نگران نباش.من هم مدت 5سال درکانادازندگی کردم ولی درپی یک تصمیم قاطع 6ماه پیش به ایران برگشتم والان هم ازتصمیمی که گرفتم کاملا راضیم.از
آشناییتون خوشبختم
**************************************************
k1: من هم همين طور .

يعني شغلت روهم از دست دادي؟پس خيلي شجاعت داشتي كه برگشتي !ازدست حرف مردم چي كار كردي ؟اين يكي از بيكاري وبي موبايلي و.. هم بدتره.من يكي كه كم ميارم.
**************************************************
k1: من كجا گفتم شغلم رو از دست دادم؟!

در این دوران انقلابی همه چیز عوض می شود... از بستنی بگیر تا آقایان دولتی... رندگی در این مرز پر گهر سخت شده... باید رنگ عوض کنی و ...

لیلا

من یه عادتی دارم شاید کمی عجیب باشه اما گاهی قید مظاهر تکنولوژی رو میزنم یا بهتره بگم امکاناتی رو که تکنولوژی و صنعت بصورت خصوصی و استفاده شخصی در اختیارم قرار داده . مثلا بجای اتومبیل شخصی یا اژانس از تاکسی و حتی اتوبوس واحد استفاده میکنم یا پیاده گز میکنم بعضی روزها که ضرورت چندانی از نظر کاری نداره موبایل رو با خودم نمیبرم و حتی اگه مجبور بشم از تلفن عمومی استفاده میکنم . فکر میکنم گاهی لازمه با اختیار و بدون اجبار وابستگی به چیزایی از ایندست رو قطع کنیم تا در شرایط اضطراری کمتر خماری بکشیم . مثل الان که چون اینترنتم قطعه اومدم کافی نت ! جدی میگما . اعتیاد رو حال کردی ؟! ولی خداییش گاهی با هر چیز عمومی مثل تلفن عمومی اتوبوس و تاکسی و کافی نت بیشتر حال میکنم حس خوبی بهم میده بودن در میان جمع .
**************************************************
k1: همونحور كه عرض كردم منهم دارم تجربه ميكنم. بقول معروف قمار باز اگه نگه به تخ ..... كه فايده اي نداره!

آره آقا دستور بده تقديم مي كنم .ليستش رو تو وبلاگم نوشتم بگو هر كدوم رو مي خواي برات رايت مي كنم ...حتما بگو اينكه نوشتم
اصلا تعارف نيست
**************************************************
k1: آقا ممنون از لطفت. اول از همه ببينيمت. دوم به خانم سلام برسون. سوم اگه فرصت شد حتماً مزاحم ميشم و فيلم‌ها رو ميگيرم.

خوبه آدم یه مدتی هم اینجور زندگی رو تجربه کنه . باید حس جالبی باشه نه ؟ ولی اعتراف میکنم که من اصلآ شجاعت تجربه کردنشو ندارم .
**************************************************
k1: فكر ميكنم ارزش تجربه كردن رو داشته باشه.

Ali

Yallah k1 jan,
Khoshal ke dobare neveshti, narahat nasho va fekr ham nakon dadashi. ta cheshm beham bezani dobare hame chi ro roberah kardi. dobare ham mashin mikhari ham mobile va etc. Injori nemigham ke fagat begi are arvahe ammat,khodet midoni ke man ham sharayete toro yejorhaie daram vali mohita fargh mikone, man ham hame chi ro ke dashtam dadam raft, omadam inja daram hamon chizhaiero ke dashtam va andakhtam biroon (hala to bazam kheili chizaro ghozashti pishe familat vasayele khone manzoram ) man daram az aval mikharam. ziad fekr nakon, man to post ghabli ham neveshtam alan ham migham man toro tahsin mikonam. hala naneveshti ke chera berghasti, ehtiaji ham nist ke begi vali man khodam injori migham aghe man inja nemiomadam va khodam injaro emtehan nemikardam fekr konam ta akhare omram be khodam mighoftam ke AGHE AGHE, fekr konam motavaje bashi chi daram migham. Hala to omadi inja, mondi didi , badesh tasmim gherefti ke barghardi. hala mitoni ghateh tar bashi to tasmimhaie dighei ke mighiri choon ke TRY kardi.
dandoon ro jigar bezar, va sabr dashte bash behet ghole sharaf midam sale dighe ino mighi vaghti ke be in etefagh ha fekr mikoni ke chera injori delhore dashte va va va. dar har hal movazebe khodet bash. ta poste badi ya hagg!
///Ali
**************************************************
k1: mamnoon az lotfet ali jan. khoda ro che didi ye moghe didi baz dobareh man ro onja didi!

گفتم پولات تموم شده از آمریکا بیرونت کردن !!! بازم شوخی نیای بزنی البته خیالم راحته تو نه طرف وبلاگ من می آی نه طرف ای دیم راستی تلفن منم داشتی ها !!!
**************************************************
k1: شكرخدا تلفن تو يكي رو نداشتم.

کیارش

آقا کیوان منم با این حرفت کاملا موافقم که چرا دیگران فکر میکنم باید نظرشون و به دیگران تحمیل کنن آقا تا ما تصمیم گرفتیم که برگدیم ایران از آسمون و زمین دارن همه میگن بمون خره آمریکا بهشته یکی نیست به این جماعت بگه بابا جون انسانها معیارشون با هم فرق میکنه اون که واسه تو بهشته ( تازه به شرط این که دیده باشی ) واسه من نیست پس تو رو خدا ای جماعت ایرانی انقدر خودمونو صاحب فکر و زندگی دیگران ندونیم بزاریم آدما خودشون
تصمیم بگیرن حتی اگه غلط باشه به خودشون مربوطه
**************************************************
k1: بهرحال كيارش جان اين هم يكي از اون چيزهاي بد ايراني جماعته كه دوست داره در رابطه با هر چيزي نظر بده.

مطمئن باش كه حكمتي تو كاره، جدي ميگم. تنها بحث قمارباز و آلات مباركش نيست. بعدشم، تو كه باخت ندادي.
**************************************************
k1: قربون آدم چيز فهم!

سلام.
يعني واقعا موبايل نداري الان؟
با اون تصويري كه تو براي ما از زندگي توي اون ممالك خارجه رسم كردي اصلا نميتونم تصور كنم كه داري تو باجه تلفن با يكي سر اينكه يه ساعته تو باجه وايساده بحث ميكني :)
يه كم درد غير مرفهين دردناك رو بچش ... خوبه برات ...

خدا صبرت بده...ببين اينا اوشين رو بعد از سانسور به خود چينيها
فروختن...يادت نيست؟
**************************************************
k1: پشمالو هم اسم قشنگيه ها.

راستش برا اولين بار بود بلاگتو ديدم ولي خوب چيزايي كه گفتي خيلي سخت بود اخييي نازي!!!!

naghmeh

سلام كيوان جان.رسيدنت واقعا به خير و خوشي.من هم تعجب كردم كه برگشتي ولي خوب خوش باشي.كيوان جاااان من قبلا از شما يه شماره دكتر مچ گرفته بودم جواب نميده.مي دونم كه حوالي
انقلابه ميشه لطفا آدرس دقيقشو برام بنويسي؟
**************************************************
k1: والله آدرسش رو نميدونم مگر اينكه يه روز بيايي دوتايي با هم بريم چون من هم هنوز مچم درد ميكنه!

رسيدن به خير... هم عادت مي كني !!! هم دوباره همه چيز بر مي گرده سر جاي اولش!!!؟

katayoon

كيوان جان مطمنم كه به خوبي فكر كردي و تصميم گرفتي.در هر شرايطي برات ارزوي موفقيت و سربلندي دارم. دوستدار قلمت كتايون.

خوب بابا مگه اون جا بودي موبايل و ماشين و خونه زندگي داشتي؟!

بهار کوچولو

سلام
آقا كيوان تجربه خيلي خوبه ولي به شرطي كه آمدم ازش استفاده بكنه و تجربه هايه بد رو تكرار نكنه.

اقا يه شماره اي چيزي از خودت برام ليميل كن بتونم باهات تماس بگيرم
***********************************************
k1: شما دعا كنيد من يه موبايل بخرم. چشم قربان.

تجربه جالبیه حداقل از نظز من که فقط میخونم و توش قرار ندارم. اما جدا شجاعت میخواد اینکار و واقعا قابل تحسین

سلام كيوان خان! خيلي لطف كردين كه در اين شرايط سخت بي اينترنتي به ما سر زدين. من هم كه معتاد اينترنتي هستم مي دونم كه شما الآن چي مي كشين. اميدوارم به زودي اوضاع روبراه بشه.

آخر كار خودتو كردي؟
***********************************************
k1: شرمندم! ولی تا حدودی.

قشنگی ایران و تهران به همیناشه!!!

چه آدم جالبي هستيد شما:) تصميمات قاطع ،درست یا غلطش فرق نمی کند،همیشه به انسان انرژی میدهد،از انرژی ای که به من دادید متشکرم.

یه چیزی بگم؟؟؟ میدونم دخالته ولی همچین گیر کرده توی گلوم که اگه نگم خفم میکنه..... میخوام بگم که به نظرم خانوم خوبی داری ... ( هول نکنی هااااا، پسر نیستم.) این وسط اینقدر همه حواس ها رفته به وضعیت جدید شما که کسی دیگه دقت نمیکنه که این خانومت هم که یه طرفه تصمیم برگشتت با اون بوده باید خیلی دوسست داشته باشه که با نظرت موافقت کرده...من خودم خیلی مورد شنیدم که وقتی از ایران رفتن و باز خواستن برگردن، خانومه خواسته بمونه و واسه همین مجبور شدن جدا بشن.....
آخیششششش... راحت شدم.. حرفم و زدم... آخه این وسط داشت به خانومت ظلم میشد که نادیده گرفته میشد.. منم که از طرف سازمان حمایت از حقوق زنان اومدم....

من که خواننده ی صرف این جام و شما رو ملاقات نکردم تا حالا ولی بهت چند تا توصیه می کنم. اول این که اگه طاقت داری و می خوای بمونی ایران فعلا یه تالیا یا اگه پول بیشتر داری یه ایرانسل بخر چون پول دور ریختنه. دوم این که اگه می خوای بدبخت نشی تو این ترافیک ماشین نخر. سوم هم این که ارتباطت رو با آمریکا داشته باش چون مطمینم لازم می شه برگردی. همین.

ارسال نظر