جمعه، ۱۰ آذر ۱۳۸۵

اینها رو هیچ وقت هیچ کدوم از فک و فامیلی که همیشه با ۴-۵ تا چمدون پُر و پیمون وارد فرودگاه مهرآباد میشدند به من نگفتند. نمیدونم، شاید هم گفتند و من یادم نیست. شاید هم یکی از همون شبهایی که همه فامیل به افتخار مهمون تازه از راه رسیده، دور هم جمع بودیم و گُل می‌گفتیم و گُل می‌شنوفتیم و با حسرت و افسوس به عکس‌های کوه و جنگل و ساختمونهای بلند و دخترهای لختی لب دریا نگاه می‌کردیم، لا‌به‌لای تموم اون بغض‌ها و خنده‌ها، گفت و من، بی‌خیالِ همه اون حرفها فقط دل به سوغاتی‌ها و لباسهای رنگ‌‌وارنگ توی چمدون بسته بودم. یادم نیست، ولی خب اگر هم گفت، حتماً توی دلم به حرف اون مسافر خوشبختی که اینجور که خودش می‌گفت دلش لَک زده بود برای تموم کوچه پس‌کوچه‌های آشتی‌کنون خندیدم و گفتم، اینهایی رو که این فامیل‌مون میگه زندگی خارج از ایران سخته الکی میگه، زر مفت میزنه، اینها رو میگه چون فکر میکنه اگه یه روزی دری به تخته‌ای خورد و ما رفتیم اون ور آب میخواهیم بریم پیش اون و وبال گردنش بشیم!

گذشت و گذشت و اتفاقاً دری به تخته‌ای خورد و ما خودمون شدیم مسافر خوشبخت ساکن اون ور آب. اگه بخواهم همچین رُک و راست و بی‌حاشیه بگم باید بگم که تجربه دو ماهه من از زندگی در آمریکا، جاییکه بنا به تعریف بسیاری آخر دنیاست و شاید هم واقعاً حق با اونهاست، اینه که مهاجرت کار بسیار، بسیار، بسیار مشکل و سختیه. بحث سفر به آمریکا و اروپا و استرالیا و یا خلیچ گینه نیست. بحث، بحث دور شدن از فرهنگ و رسم و رسوم و زبان و علایق و وابستگی‌ها و تمامی رسم و رسوم دیرینه و اُخت و آشنا شدن با یه فرهنگ جدیده. میدونم خیلی از شماهایی که این مورد رو تجربه نکردید، مثل همون شبی که من داشتم به یه سیب قرمز گاز میزدم و منتظر بودم ببینم اون مسافر خوشبخت برام چه سوغاتی از توی چمدونش درمیاره الان دارید توی دل‌تون میخندید و میگید این کیوان هم الکی زر مفت میزنه و حالا که پاش به آمریکا رسیده برامون قصه حسین‌کرد‌ شبستری سر داده. شاید اینجور باشه ولی مطمن باشید من هم به کرات به حرف کسانیکه این ( اراجیف، البته اون موقع از دید خودم ) رو میزدنند می‌خندیدیم. وقتی اسم آمریکا میومد فکر می‌کردم همه دارند با قایق تفریحی‌شون توی فلوریدا ماهیگیری می‌کنند و عصرها میرن اسب سواری و صبح‌ها هم با هلیکپوتر میرن چتربازی! نخیر، اصلاً و ابداً اینجور نیست ولی با تمام این توضیحات به نظرم:

۱) همیشه و در همه حال مهاجرت بقصد زندگی بهتر و صدالبته با یک هدف مشخص و واضح، از اَهم واجبات است و در صورتیکه کسی امکان اینکار رو داشته باشه و از این شرایط استفاده نکنه با کمال شرمندگی و بدون هیچگونه شک و تردیدی، باید خودش رو به یه دامپزشک نشون بده چون یقین بدونید چهارپایی بیش نیست!

۲) مهاجرت نباید فقط به صرف حرف دختر عمه و پسر عمو و خاله پریسا و دایی یدالله باشه. اینکه پسر همسایه بغلی همش داره عکس واسه مادرش میفرسته و دایماً با این دختر و اون دختر لب ساحل، از خجالت هم درمیان نمیتونه دلایل و مدارک خوبی برای جمع و جور کردن چمدون‌ها و خریدن سه چهار جفت مایو و دور شدن از ایران باشه.

۳) هدف و انگیزهایی که شما رو از ایران جدا میکنه باید بقدری براتون ارزشمند و والا باشه که بتونه جای خیلی از اون عزیزانی که ازشون جدا شدین رو پُر بکنه. این عزیزان فقط و فقط محدود به خواهر و مادر و پدر و دوست و رفیق که خب همینها هم کم نیستند، نمیشه. بخدا خیلی زود، خیلی زودتر از اونی که فکر کنید، دل‌تون واسه سوپور محل‌تون هم تنگ میشه. دلتون واسه حسن‌آقا بقال بداخلاق و گرون‌فروش محل‌تون هم تنگ میشه. دل‌تون واسه همون ترافیک سرسآم‌آور همت و مدرس هم تنگ میشه. دل‌تون واسه همه اون انگشت‌هایی که توی بازارچه تجریش همه سوراخ سنبه‌های تن و بدن‌تون رو لمس میکرد تنگ میشه. تاکسی‌ها، تافتون‌ها، دود، ترافیک، داد و بیداد، فحش خواهر مادر، صف، شلوغی، آدم دلش واسه همه اینها تنگ میشه. مگه نه اینکه زندگی هم چیزی جز همین خرده‌پاها نیست؟! اگه ننه بزرگی نباشه. آش رشته‌ای نباشه. سفره هفت‌سینی نباشه. گردوفروش و باقالی فروش و گدا و اسفند دود‌کنی و موتورسواری توی پیاده‌رو نباشه. اگه مُحرمی نباشه و بوی قیمه نذری نباشه. اگه عیدی نباشه و ماهی قرمزی و سیر و سماقی و ربنایی، شاید که نه، مطمن باش، مطمن که نه، باور داشته باش حتی توی این آخر دنیا، نه فقط یه چیزی که شاید اینبار همه زندگی رو کم داشته باشی!

خیلی وقت نیست که نوشتم، عصر یک شنبه‌های اینجا شاید مثل غروب‌های جمعه تهران دلگیر نباشه ولی شاید اگه هدف و انگیزه درستی نداشته باشی شاید خیلی زود، خیلی زودتر از اونی که خودت فکرش رو بکنی عصر یک‌شنبه‌ها برات عینهو جهنم میشه. یادمون باشه آدم مهاجر، همیشه یه آدم برزخی و بلاتکلیفِ که دیگه نه متعلق به دنیای ایرانه و نه متعلق به اون کشوری که داره توش زندگی میکنه....... بنابراین مهاجرت سخته، خیلی سخت.

۳۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

آقاي كيوان
خوشحالم كه اينقدر صادقانه, واقعيت را بازگو كردين. راستش همه ما همون تصور شما رو از يك مسافر بخت برگشته اونور آب داريم. ميگيم كه زندگي شون رو اونور ميكنن و غرغر غربت رو اينور براي ماها نشون ميدن.
اما فكر كنم قضيه هويت چيزي نباشه كه به سادگي بشه ازش گذشت. شاد باشين.

من با اینکه مشکلاتم چند برابر دیگرونه، با همه ی مشکلات و سختی هام حتی یک دقیقه از تصمیمم پشیمون نشدم. همه اش فقط می تونم در انگیزه قوی ام و استفامتم خلاصه کنم. همت والا می خواد به اضافه اراده و تلاش به شرط نا امید نشدن. اینکه بدونین چرا از اونجا میایین بیرون هم خیلی مهمه. من وقتی که از اونجا میومدم بیرون، اونجا به معنای واقعی برام جهنم شده بود و این باعث شده بود که تمام مشکلات اینجا رو به جون بخرم. بازم می گم که پشیمون نیستم و هرروز خوشحال تر از دیروز هستم.

Pink

كيوان جون كاري ندارم به مفيد بودن اين پستت البته ما هنوز داريم سيب قرمز گاز مي زنيم و مي خونيم.......بايد اعتراف كنم برخلاف هميشه كه مي مردم از خنده وقتي ميومدم اينجا اين اولين باري بود كه با بغض خوندمش تازه رو بدن اشك هم مي ريزم ...

yaSsii

Khob Fek mikonam hich vaght oon roozaYe avalii ke tako tanhaa Resiidam inja ro yadam naRe!!!
ghabl az safaram , khanevadam migooftan, che joooRi ye dokhtare 19 saale ke ye pashe ham oon sare donyaa nadare mikhaad tako tanha zendegii kone?!
Valii shoD.... sakhtii keshiidam, ghorbato ba hameye voojoodam lams kardam, kheilii shaba be yaaade kooche pas kooche haaye mahalamoon ashk riikhtamo tahamol kardam!!
nemiigam hala kheiliii rahatam ya hame moshkelaat hall shode!!
ammaa hadafiii ke be khateresh in sakhtiiya ro tahamol mikonam kheilii por rang tar az darde ghorbate!!
Motmaennam ke ye roooz ba labkhand be in dore az zendegiiit negaah mikoniii

سوسک سبز

يه بار بري ايران و برگردي همه اين احساسات درست ميشه. خودتم كه ميدوني كه آدم بايد بدونه برا چي اومده . بعدشم اينجا هم خيلي خيلي خيلي چيزهاي خوبي داره كه آدم بايد استفاده كنه. آدم همش يه بار زنده است.چي بهتر از تجربه هاي جديد؟؟ مطمین باش بهترین جا امدی (لا اقل فعلا)

غر نزن اين قدر. آسو ن تر بگير... مي گذره. سال ديگه اين موقع همه چيز بهتر شده. قول مي دم.

خيلي با احساس و خالصانه مي نويسي.... آرزو مي كنم خيلي زود بتوني از اين برزخ خارج بشي.

دارم سيب سرخ گاز مي زنم اما حرفات رو باور دارم . هنوز يك هفته نگذشته از شبي كه بهترين دوستانم رو بدرقه كردم . حالا ديگه فقط من موندم ...


سلام کیوان جان
خوشحالم پس از چند صباحی که با آمریکازدگی دست به گریبان بودی اوضاعت ظاهراً بهتر شده و انشاا... بهتر هم می‌شه. قبلاً می‌خواستم واست کلی نسخه بپیچم ولی دیدم شاید بهتر باشه چیزی ننویسم،... بگذریم.
دیدم در کنار تعریف و تمجیدی که در چند تا پست قبلیت از آمریکا کردی، یک روی دیگه سکه رو هم نشون دادی. چون بقول معروف شما تنوری هستی و تازه رفتی می‌تونی اطلاعات خیلی خوب و دسته اولی رو در باب مهاجرت و خوب و بدش و... بنویسی. پس راجع بهش فکر کن. فکر کنم خیلی از بچه‌هایی که می‌یان به وبلاگت سر می‌زنن دوست دارند تا بیشتر تو این حوزه هم راهنماییشون کنی، خصوصاً که سبک نوشتنت هم ملال‌آور نیست.
البته رئیس شمایی و این تنها یک پیشنهاد بود.
در ضمن هوم‌سیک رو هم بی‌خیال شو، چون تنها تو ذهنت هست و تنها کسی که می‌تونه بهت کمکت کنه خودت هستی.
موفق باشید.
ارادتمند کوروش.

سلام.
اميدوارم اينا پيش زمينه نوشتن واسه شب يلدا نباشه...چون اونموقع اين حساي "شب جمعه اي" چندين برابر ميشه و ...
اميدوارم لذتش كوفتت نشه...

لیلا

با اينکه می دونم کلمات اين وبلاگ معمولا توام با لحن طنز گونه هستش و پياز داغ نعنا داغش رو زياد می کنی اما از خوندن بعضی عبارات اين پست کمی تعجب کردم ! واقعا راجع به امريکا اينجوری فکر می کردی :
فکر می‌کردم همه دارند با قایق تفریحی‌شون توی فلوریدا ماهیگیری می‌کنند و عصرها میرن اسب سواری و صبح‌ها هم با هلی کوپتر میرن چتربازی ؟!!!
راستی بند شماره سه بطرز فاحشی بند شماره يک رو نقض ميکنه ! بگذرييييييييييييييييييييييييي م ! اون انگيزه ها رو عشقه . اميدوارم حالت روزبروز بهتر بشه . بقول اونوريا : تيک ايت ايزی !

قشنگ و جالب بود ولی بعضی واقتا آدم اون تلاشی که می رونجا و انجام می ده رو اینجا هم بکنه فکر کنم بتونه خوش باشه

اینجا همه چی داره کیوان فقط یه چیز نداره اون هم شوق زندگی هستش. خنده داره نه؟ که این ملت و مملکت شوق زندگی نداره. یه جور مرده متحرکه. من که میرم ایران حس میکنم شور زندگی هست با اینکه مردم همه عصبانی هستن و همه چی قاطیه ولی باز شوق زندگی رو میبینی. اینجا اون کمه. بعدشم تا روزی که اینجا زندگی کنی همیشه حس خواهی کرد که چمدونهات بسته دم در نشسته برای روزی که برگردی. این موضوع شدیدا مغز آدم رو خسته میکنه و آدم رو عصبی میکنه. یعنی یه پات میاد اینور آب و یه پات میمونه اونور آب.

dondiego

hey pesar kaaret daram .ye kalaki mitoonam yaadet bedam hame chi dorost beshe (injoori nigaam nakon be mola javab mide !)aslanam kalakam metaphysicio ravanshenaasio in mozakhrafat nist .kheiliam physicie az ghazaa.fekre bad badam nakon.

Javad Ghorbati

Baba Mishee Shoma Hamee Chizo Omomiyat Nadin va Hadeaghal 6 mah dar kharj az keshvar zendegi konid bad Natijee begirid? Mamnon

mn

Khosham miaad rokko raast ehsaaseto migi o eine oon yaaroo keh khord zamin taa khoonash sinekhiz raft keh khit nasheh, alaki bah bah chah chah nemikoni. eyval ! zendeh baad. poste ghablito keh khoondam tanam moor moor shod. Manam taa 6,7 maah chamedoonam haminjoori basteh o aamaadeh oon goosheh bood .va har chi mikhaastam az toosh barmidaashtam o dobaareh mizaashtam hamoontoo! taa yeki do saal hesse "movaghati boodan" azam jodaa nemishod va ehsaase ta'allogh nemikardam(hanoozam kaamelan in ehsaaso nadaaram vali behtaram). manam taa ghable inkeh biaam tamaame in tarze fekraa ro keh migi daashtam.
Az tahlilet dar morede mohaajerat kheili lezzat bordam. kaash mishod hameh in posteto bekhoonan, makhsoosan bachehaayee keh hanooz too marze porgoharan

asghar

سلام
با اين حرفات دلمو خون كردي ونا اميد.حرفاي قشنگتر بزن!

من چند ساله كه نوشته هاتو مي خونم ولي كمتر برات نوشتم نگاه كن به نوشته هاي قبليت تو خيلي عوض شدي از چيزاي بدي كه اينجا گاهي اذيتت مي كرد و به طنز مي كشونديش تا بهتر بتوني تحملش كني ديگه نمي نويسي اين يعني يه اتفاق خوب فكر كن به اون روزايي كه تو مملكت خودت كه حالا دلت واسش تنگ شده حتي به چشم يه آدم هم نگاهت نمي كردن و اگه مثل غريبه ها نگاهت مي كردن بايد كلاهتو مي انداختي آسمون
به نظر من چون خودم وقتي هيچ جوري حالم خوب نمي شه از شنا كمك مي گيرم حتماَ اينكارو بكن اونجوري كه تو آب به خلسه مي ره آدم انگار همه ناراحتي هاشو فراموش مي كنه
مي دونم كه زود خوب مي شي چون سرشت تو يه چيز ديگه است و با اين افسردگيها جور در ني ياد.

اولين باره ازيه اونور ابي اين حرفارو ميشنوم ماكه هر وبلاگ اونور آبي ميخونيم همه راضيند وبه به چه چه ميكنن ..ميگم شايد به خاطر هوم سيك باشه .يه كم تحمل كن شايد نظرت برگرده و ...

saeed14

baba ye tori benevis baraye ma ye angizeei bemune base umadan be unja.

نه من اصلاَ نمي گم كه داري بيخود مي گي چون قبلاَ اينا رو از كساي ديگه هم شنيدم، خيلي هم بيشترش رو... دقيقاَ همونطور كه خودت گفتي فقط هدفه كه همه چيز رو تا حدي مي تونه عوض كنه، همين و همين

baharak

دقيقا بر عكس اون كه ميگي من وقتي مسافري مياد مي بينم كه چقدر به نداشته هاي ما حسوي ميكننه.برادرم خيلي دوست داشت حتي اگر شده فرار كنه ولي بره اونور آب ولي 1 ماه رفت انگليس,برگشت گفت براي تفريح خوبه و اگر بشه از اينجا با اونها تجارت كرد ولي....نه زندگي.همون انگيزه كه ميگي كم چيزي نيست كه آدم بخواد از همه چيز بزنه و بره تو غربت.

در هر حال روزگار به كام داش كيوان..!

برین مدرسه هارو ببینید بچه ها رو ببینید چه انگیزه ای بهتر از این که بچه های احتمالی آینده زیر سیستم مزخرف آموزشی ایران خورد نشند

کیارش

سلام آقا کیوان من مدت ها بود که سایت شما را می خوندم ولی 2 ماهی بود که دقیقا مثل شما اومدم تو این خراب شده امروز بعد از 2 ماه فرصت کردم دوباره بیام اینجا چه قد نظراتمون شبیه همه نمیدونم شاید ما که تازه اومدیم این جوری هستیم .
جالبیش اینه که همه میگن عادت میکنی عادت میکن خوب معلومه که آدم عادت میکنه ولی بارها پیش خودم میگم اصلا ارزششو داشت اومدن میون این آدمایی بی احساس و سرد نمیدونم

خيلي جالبه برام همه از ايران ميرن. فرقي نمي کنه کدوم کشور.. همه ناراضي هستند. همه مينالند. ولي کسي بر نمي گرده.. همچنان ماندگار مي شوند..

pooya

من از وقتي كه رفتي با بلاگت آشنا شدم.خودمم دنبال پذيرش بودم كه وثيقه ها 15 ميليوني شد.ما هم بيخيال شديم تا بعد سربازي.با خودم فكر مي كردم كه اونور رفتن فقط يه مشكل داره اونم رفتنشه ام مث اينكه من خيلي چيزا كه تو گفتي رو در نظر نگرفته بودم.
پيشنهادم اينه كه خودت با يه موضوع خاص در حد مرگ سرگرم كني شايد الان زبان يا يه تخصص تو رشته تحصيليت خوب باشه
به هر حال ممنون

سلام کیوان جان چند نکته:

1- آدمی که مهاجرت می کنه البته در حالت معمول و نه شرایط استثنائی چیزی بین 6 ماه تا 2 دو سال طول می کشه تا از مرحله سرگیجی در بیاد.(این البته تجربه شخصی منه با بسیاری از دوستانی که سرتاسر دنیا باهاشون حرف زدم) توی این مرحله سرگیجی خیلی بلاها سر آدم میاد و کلی پارادوکس هایی که تو اینجا می نویسی کم و بیش می تونه برای بقیه هم پیش بیاد. مهمش اینه که حالا تو داری مکتوبش می کنی و مطمئن باش بعد از گذروندن این دوران، راحت تر خواهی شد.

2- این که نوشتی آدم مهاجر وقتی مهاجرت می کنه نه به کشورش تعلق داره نه به کشور مقصد نادرسته. دلیلش رو نمی نویسم اینجا که از حوصله این کامنت خارجه.

3- مهاجرت به یه کشور خارجی باید وقتی صورت بگیره که هدف داشته باشی. وقتی بی هدف باشی ممکنه خیلی از همین افکار سالهای سال و یا حتی تا آخر عمرت باهات باشه چون از جایی کندی که کلی خاطره از همه چیزش داری.. مثال واضحش بسیاری از ایرانی هایی هستند که بیست، بیست پنج سال پیش اومدن کشوری که من هستم. اون موقع مثل آب خوردن ویزا گرفتن و اینا اکثرا هدف خاصی نداشتن(به خصوص پناهنده های اجتماعی) واسه همین این مدت خوردن و خوابیدن و هیچ چی نشدن. نه تحصیلاتی کردن نه زندگی درست و حسابی با توجه به امکانات اینجا ساختن.

تو هم با خودت رو راست باش. اگه دری به تخته خورد و رفتی آمریکا و هدفی نداری، به قول خودت باید بری دامپزشک. چون اون همه امکانات به دردت نمی خوره و فقط بساط کباب خورونت رو توی آمریکا پهن کردی. اگر هدف داری باید برای دنبال هدفهات. حالا هر چی که می خواد باشه.

civil

كيوان جان،
سلام، منم 5 ماه و 23 روزه كه اومدم اينجا، دقيقا روزهاي تو رو گذروندم و دارم مي گذرونم، حتما بهم ايميل بزن، اميدوارم بتونم بهت كمك كنم، اين منو و حتما تو رو خوشحال مي كنه(اينجوري نوشتن واسم خيلي وقت گيره با اين ويندوز!)

كاملا باهات موافقم . چي فكر مي كرديم چي شد !
منم نزديك 2 ماهه كه اومدم . خيلي سخته و خيلي
موفق باشي همدرد غريب

man 3 maahe ke oumadam, taze osoulan na vatan parast boudam, na sange vatan ro be sine mizadam, avalin baram ham naboud ke miyoumadam farang vaalaa!!! vali nemidounam daghighan chishe ke daare aazaram mide!!!!! fekr konam agar ba jaye in hame pizzayi 4 ta dizi sangi , chelokabaabe bazare farshforoushaaye tehran ro inja dashtanaa, delam kamtar tang mishod! dar zemn delam mikhad vaghti mariz misham beram Dr. be farsi begam : aaaaaayyyyyyyy, mordam, cheshmaam gij mire, saram soo soo mizane, tabam daaghe , tanam baalaast!!! doctro ham befahme ke chi goftam!!!

ارسال نظر