گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
خب، الان دیگه شک ندارم که اگه یه روزی ازم بپرسند گندترین روزهای عمرت کی بوده، بدون هیچ شک و تردیدی ده روز قبل رو بگم. یه سری چیزها دست خود آدم نیست و این خلق و خوی سگی هم نمیدونم ارث و میراث کی بوده که توی تن و بدن ما به ودیعه جا مونده. هر چند ( بنا به توصیه دکتر ) دومین باری که توی هفته قبل پیشش رفتم بهم گفت، این حالت اصلاً ربطی به خودت نداره و یقه خیلیها رو که مهاجر میشن رو میگیره و میتونه یه آدم ۵۰۰ پوندی رو هم ناکاوت کنه. محض اطلاع عرض کنم که بنده فقط ۱۹۰ پوند و بعبارتی ۹۰ کیلو هستم. خلاصه هر چی که بود نمیدونم وجود داروهای دکتر بود و یا تصمیم به مسافرت جدیدی که در پیش داریم که مجموعاً باعث شد، شکرخدا حالم نسبت به روزهای قبل بهتر بشه.
آخر این هفته Thanksgiving هست و چند روزی تعطیل. باز هم خدمت دوستانی که نگران بیکاری بنده بودند عرض کنم که من از همون هفته اول مشغول به کار شدم. شاید کارم رو دوست نداشته باشم ولی بهرحال سرگرم هستم. آره ظاهراً این Thanksgiving از جمله تعطیلیهایی هستش که توی این مملکتِ بیتعطیلی کیمیاست و همه سعی میکنند ازش به بهترین نحو ممکن استفاده کنند. اینجور هم که من دستگیرم شد تقریباً همه میرن پیش کس و کار و فک و فامیل خودشون. تقریباً پروازهای هواپیمایی حتی از کریسمس هم شلوغتر میشه. از دو سه هفته پیش تصمیم گرفته بودیم که این چند روز تعطیلی رو بریم کالیفرنیا، پیش علی قلمبه. علی از دوستهای ۱۰-۱۵ سالهایی که یه جورایی خیلی خیلی بیشتر از یه دوست برام عزیز و بهم نزدیکه. ۵/۱ ماه پیش موقعیکه از ایران هم اومده بودم، همراره با خانم گلش به هوای دیدن ما اومده بودند دالاس و توی همون روزهای اول چند روزی با هم بودیم و حالا اگه خدا بخواد قراره این هفته بریم کالیفرنیا ( سانفراسیسکو ) که بنا به گفته خیلیها یکی از بهترین و زیباترین شهرهای آمریکاست. قرار و صحبت قبلیمون فقط در حد یه مسافرت چند روزه بود که بریم و اون دوروبر رو ببینیم ولی الان بخاطر شرایط روحی و روانی من که خب یه کمی جدی هم هست و شاید اگه بهش اهمیت ندم باید یه جورایی برام زنجیر بخرند و آخر عمری دیووونه زنجیری بشم و ببندنم به درخت! بنا به توصیه چند نفری از باتجربهها، بد نیست کالیفرنیا رو هم ببینم تا اگه شرایط مساعد باشه قید این دالاس خشک و لمیزرع رو بزنیم و برای زندگی به حول و حوش سانفرانسیسکو بریم و به قول اینوریها Move کنیم.
اینی که هزینه زندگی توی سانفرانسیسکو خیلی گرونتر از بقیه نقاط آمریکاست و قیمت اجاره مسکن فوقالعاده گرونه و باید یه آپارتمان خیلی کوچیک رو به قیمت گزاف اجاره کرد و باید خیلی بیشتر از بقیه جاها کار کرد و ...... تقریبا همه اینها رو میدونم ولی در حال حاضر فکر میکنم چیزی که برام مهمتر از همه اینهاست اینه که امیدوارم از اونجا خوشم بیاد و آب و هوا و مناطق بشدت زیبا و دیدنی اونجا بتونه آرومم کنه تا این مرحله پرتنش و استرسزا را بگذرونم تا مثلاً بعد از شیش ماه یه تصمیم منطقی بگیرم. بهرحال به قول دکتر، من مثل یه درخت ۳۰ ساله بودم که از جای اصلیم جدا شدم و توی یه نقطه دیگه کاشته شدم که ریشه دادن و اُخت گرفتن با شرایط جدید برام خیلی سخته بنابراین جای خوش آب و هوایی مثل سنحوزه میتونه تحمل این مرحله رو راحتتر از جایی مثل دالاس بکنه. البته میدونم دالاس توی این قضیه خیلی موثر نبوده و بهرحال جاهای خیلی قشنگی هم داشته و داره ولی حس میکنم این حالت تشویش و دلهره و استرسی که من دچارش میشم یه خاطره خیلی بد برام از این شهر باقی گذاشته جوریکه اگه به یه شهر دیگه برم و حال و هوام خوب بشه، بعید بدونم دیگه اسمی از این شهر ببرم و بخواهم به این شهر دوباره برگردم!
بهرحال چند روز دیگه یه مسافرت در پیش داریم که امیدوارم توی بهبودی حالم موثر واقع بشه. خوشحال میشم در صورت ممکن دوستان ایرانی رو که اون دورو برا هستند ببینم. تصمیم داریم توی همون چند روز شرایط کار و زندگی رو هم بررسی کنیم تا اگه خدا بخواد کارهامون رو راست و ریست کنیم و تا چندی دیگه برای ادامه زندگی به اون سمت بریم.
خوش بگذره موفق باشی
بالاخره داري مياي.اميدوارم كه خيلي زياد به خودت و خانمت خوش بگذره اينقدر كه ديگه براي اوردن بقيه وسايلت هم به دالاس نري و بگي برات پستشون كنن.كيوان جان حتما دوستت هم بهت گفته كه خود شهر سانفرانسيسكو خيلي شهر گرونيه و خيلي هم شلوغ و پر ازدحام .من فكر كنم اگه بتوني تو يكي از شهرهاي اطراف سانفرانسيسكو مستقر بشي هم ارزونتر از سانفرانسيسكو هست و هم شلوغي اونجا رو نداره.تقريبا همه جاي bay area(شهرهاي اطراف خليج) قشنگن و خوبن براي زندگي.اميدوارم كه دوستت بتونه خيلي خوب اطلاعات مفيد در اختيارت بذاره و تصميم گيري رو برات اسون كنه.يادت نره كه گلدن گيت رو حتما ببيني و اينجا هم راجع بهش بنويس كه ما با خوندن وصف تو از گلدن گيت بتونيم اونجا رو براي چندمين بار ببينيم البته از ديد تو. اميدوارم خيلي بهت خوش بگذره و بتوني يه تصميم درست براي اينده زندگي در اينجا بگيري.شاد و موفق باشي. كتايون
آقا این فرح خانم من را کچل کرد...مادرم را می گويم.
هر روز گير می دهد که این کيوان حالش خوب نيست با او يک تماسی بگير...می گم بابا کدوم کيوان؟ من که خوب نمی شناسمش....
می گه بچه گناه دارد آمده است ديار غربت يک تماسی بگير بگو این قرص مرص ها را نخورد يا اسم قرص ها را بگير بده من به خاله ات بدهم ببينيم این دکتر ها يک وقت بلايی سر بچه نياورند.
خلاصه قربانت گردم يک شماره ای چيزی بده من زنگ بزنم حالت را بپرسم که این فرح خانم دست از سر ما بر دارد. حالا شايد هم از صنم گرفتم در ديار غربت سورپيريزت کردم.
مخلص شما
***********************************************
k1: باز هم دم فرح خانم گرم.
اهه!پس اسي چي؟ فروختيش به علي شلمبه؟
آرزو مي كنم هر چه زودتر خوب بشي و از زندگي جديد و شرايط تازه كه خيلي ها آرزو شو دارن لذت ببري.
اقا خوش بگذره
ارزو مي كنم حالت بهتر بشه
بسياری از ماها در برهه هايی از زندگيمون دوره هايی از افسردگی های شديد رو تجربه کرديم . مهم اينه که با صبوری بسلامت از اين مرحله عبور کنيم . شايد دارو به تنهايی کافی نباشه اما گاهی به کمک مصرف دارو ميشه سرعت بهبود رو شتاب بخشيد . سفر هم در اين شرايط خيلی مثمر ثمره . سانفرانسيسکو هم نامبر وان ! نزديک به دو سال از بهترين دوران سرخوشی اوايل نوجوونيم رو ( البته صرفنظر از مشکلات ... ! ) در اونجا زندگی کردم و خاطرات دلپذيری ازش دارم : در انتهای يه بزرگراه پر پيچ و خم با درختای خيلی بزرگ در دو طرف يه خونه يه طبقه با نمای خاکستری محو و پشت بوم مسطح و شبايی که از ميون يه پنجره بزرگ قدی سوسوی چراغای دور خليج به درون می تابيد . خود شهر هم يه کلان شهر واقعيه شلوغيش هم با حال و هوای ما ايرونيا جور در مياد . راستی اگه فرصت کردی و حالشو داشتی به Alcatraz هم برو . همون جزيره با زندان قديمی که تبديلش کردن به موزه حبس با اعمال شاقه ! ديدنش خيلی باحاله ادمو ياد اون فيلم سينمايی های قديمی راجع به زندونيای الکاتراز ميندازه و پرتابت می کنه به گذشته ! راجع به هزينه ها هم فعلا بی خيال !!! خدا رو چه ديدی ؟! شايد بليطت برنده بشه .اونوقت می تونی يه اپارتمان مدرن با چشم اندازی از پل گلدن گيت بگيری . لم ميدی رو کاناپه پاهاتو دراز میکنی بطرف اقيانوس ارام و با يه گيلاس شامپانی حال منظره رو می بری :دی سفر خوش و بی خطر .
والله ما كه به چشم خودمان سانفراسيسكو رو نديديم ولي تو فيلم دائي جان ناپلئون شنيدم كه سانفرانسيسكو دواي هر درديه.
چي بگم ؟
:-)
سلام كيوان .
خوش بگذره . واسه اينكه دلت بسوزه مي گم : ما هم آخر هفته همگي مي خواهيم بريم ملارد .
جاتو خالي مي كنيم
باي
سفر خوش بگذره . جاي ما رو هم اصلآ لازم نيست خالي کنيد . اميدوارم شهر جديد اين پتانسيل رو داشته باشه که بتونه حال و روز دوست عزبز مارو خوب کنه . اگه گفتم دوست عزيز تعارف نکردم خيلي وقته اينجا رو ميخونم و به همين خاطر اين جسارت رو کردم که بگم " دوست عزيز "
از اون طرفا میری یه سری هم به صفا بزن، بچه باحالیه ظاهراً، دلت وا میشه! :))
كيوان جان سلام. اميدوارم بهتر باشي.
سانفرانسيسكو اونقدر قشنگ هست كه من رسما هر دفعه - تو بخون هر هفته كه به اونجا ميرم و برميگردم- بايد تو راه بغض كنم كه چرا ما اونجا زندگي نميكنيم. اما خوب .. خيلي دست خود آدم نيست. گرونه لعنتي . گرون. حالا اميدوارم تو وضعت اونقدي خوب باشه كه بتوني از پسش بر بيايي.
در ضمن ما از چهارشنبه تعطيليم و اين چهار روزه برنامه خاصي نداريم. شماره رو كه داري. اگه خواستي اين طرفها بيايي يا حتي واسه برف بازي خواستي بري تاهو, خبرم كن.
اميدوارم سانفرانسيسكو هواش بازي در نياره و خوب باشه. ديروز كه عالي بود.
***********************************************
k1: لوا جان ممنون از لطفت. حتما مزاحمت میشم. قربانت.
Ya allah k-1 jan,
Omidvaram ke khobe khob bashi. khodet midoni ke az tarafdarhaie sar sakhte site to hastam va hamishe khoshal misham vaghti ke update mikoni. Hozoret arz konam ke man ham hafteye dighe miaam be Dallas, yani move mikonam onja. Aghe yadet bashe 2-3 bar baham to yahoo harf zadim va on moghe ghoftam ke soed hastam. Albate man az tarafe karam miam onja (khodamo montaghel kardam onja) vali mikhastam begam ke in ehsasi ke to alan dari assan rabti be Iran nadare. Man khodam az 15 saleghi on ham tanha omadam soed alan bade 20 sal ke mikham beram , ba inke bade in hame moddat inja hich risheye to in keshvar nadaram va mano behesh band nemikone, del kandan sakhte. Hamin pari rooz ke dashtam in vasayelamo joda mikardam ke berizam door, haminjori halam bad mishood, na bekhatere inke arzeshe maddish na, bekhatere inke ro ina fekr kardam kharidam va inaro doost daram, va alan biroon andakhtaneshon yejorhaie halam ro bad mikard. Ino ham begam, ba inke man moshkele zaban nadaram (5 ta zabon harf mizanam) ba inke moshekele kari nadaram vali hamin inke be on chizi ke adam adat dare va midonam ke daram az dast midam va nemidonam ke che chizi dar entezare, hamin baes mishe ke shaba natonam bekhabam. Man ta July to US bodam az tarafe karam ke behem ghoftan aghe doost dashte basham mitonam transfer konam khodamo onja, az roozi ke ghoftam are miam, bavar kon shaba ke mikhastam bekhabam be khodam mighoftam ajab ghalati kardam man, akhe pesar abet kam bood , nonet kam bod AMRIKA omadanet chi bod. beshin sare jat va noono masteto bekhor. Vali vaghti ke sob bidar mishodam be khodam mighoftan na, bayad raft. va be khodam migham ke tasmimam doorost bode, choon ke 2 halat bishtar nist, ya movafagh misham, ya movafagh nemisham. Aghe Movafagh shodam ke fabahaaaa, aghe ham nashodam dighe laaghal be khodam nemigham ke Ey kash miraftam, aghe miraftan felan mishod behman mishod. Ino midonam ke in chizhaie ke man neveshtam to khodet ham ghable omadanet 1000 bar neshasti fekr kardi , Ba inke Iran kare khob dashti , zendeghi khob dashti vali on chizi nabode ke to donbalesh bodi, alan ke omadi fagat jeloo ro negah kon, bekhodet begoo man sayamo mikonam aghe nashod ,nashod miram iran dobare, aghalan man ham try kardam ham talash kardam vali nashood, ino midonam ke mishi :) . ziad neveshtam omidvaram ke betoni bekhonish, dar har sorat man ke az hafteye dighe onja hastam, behet mail midam, aghe doost dashti mitonim ye ghahvaie ba ham bekhorim va az nazdik ham digharo bebinim, man ke khoshal misham va delam ham mikhad. Movazebe khodet bashi, ziad fekr nakon, on chizi ke bekhad etefagh biofte miofte, fagat say kon ke fekrat mosbat bashe ke roozegar ro vase khodet messe man siah nakoni. hame chi dorost mishe ino motmaen bash.
Ya Hagg
///Ali
***********************************************
k1: ALI jon commnetet ro khondam. mamnoon az lotfet. omidvaram betoonam bebeinamet.
خوب با اين توصيفاتي كه كردي ديگه ما هم جدي جدي داريم نگرانت مي شيم... اميدوارم اين مسافرت همونطور كه مي خواي باشه چون ما با همون يه كوچولو كه تو رو مي شناسيم مي دونيم كه اين حالت اعصابت رو شديد به هم مي ريزه... چقدر خوبه كه وبلاگ داري...
به به كيوان آمريكايي !!!
ببين اگه مي خواي حالت بهتر بشه همواره به آسمان نگاه كن چون همه جاي دنيا آسمون همين رنگيه !
اون درخته رو كه گفتي تازه فهميدم چي داري مي گي ! چون قبلا زياد درك نمي كردم و تا حالا همچين احساسي نداشتم. ولي مطمئنم بري سانفرانسيسكو حالت بهتر مي شه اينو حس ششم بهم مي گه...!
ايشالا سفر بهت خوش بگذره و از اين حالت گه مرغي در بياي
بینم دکترت تجویز کرده یه سفر بری سانفرانسیسکو؟ تو هم جدی گرفتی؟ ببین منم یه تجویز کوچولو دارم برات. گوش بگیر ببین چی میگم. اون اولها که آدم میاد اینجا هر جای جدید که بره حس میکنه از اون جای اول بهتره. ولی تو یک ماهه تگزاس بودی و از حق نگذر که وقتی بری کالیفرنیا هم حس میکنی اون غریبی از سر شروع شده و هم ممکنه حس کنی از تگزاس که تو رو از ایران جدا کرده در بدع ورود دور شدی. پس حسهای عجیب غریب ممکنه داشته باشی که خودت هم در موردش یه اشاره کرده بودی توی متن. نسخه من اینه کیوان که با مشق و تکلیف قبلی نرو سفر. سفر رو برو فقط به خاطر تفریح و تعطیلات و نه با مسئولیت قبلی برای انتخاب محل زندگی بعدی. این کار رو بکنی باز حالت بدتر میشه. من به جای تو باشم این چند روز رو اصلا فکر اینکه ممکنه من بخوام بیام اینجا و کالیفرنیا زندگی کنم رو از سر بیرون میکنم میرم حال میکنم بچه ها رو میبینم و تفریحم رو میکنم. اینجوری تکلیف نداری همه چی رو مو به مو بررسی کنی و واقعا اعصابت یه ذره وقت خواهد داشت که آروم تفریح کنه. بعد بر میگردم تگزاس و سعی میکنم بعد از چند روز آروم آروم چیزهای مثبت و منفی اونجا رو یادم بیارم و مواری که برای محل زندگی مهمه رو بالا و پایین کنم. دارم میگم اگر بری اونجا به جای تفریح شروع به بالا و پایین کردم و تصمیمهای کوچولو کوچولو گرفتن توی مغزت کنی کاملا به هم میریزی. اینکه اگر دیدی منظره خوبه بگی خوب اینش برای زندگی خویه و ترافیک رو ببینی و بگی اینش بده و مغازه ایرانی ببینی بگی اینش خوبه و غیره. اینها تصمیمهای کوچیک و مقطعی هستش و مغزت رو داغون میکنه و اعصابت رو به هم میریزه. برو تفریح کن و دوستها رو ببین و برگرد. بع مغزت خودش بغت میگه چیکار کنی. بنده هم 4 روز تعطیلم. هنوز برنامه خاصی در کار نیست جز رفتن به خانه چند تا از دوستان. امیدوارم که خوش بگذره. میدونم برگردی ریپورت میدی پس منتظرم.
كيوان جان اميدوارم بهتر شده باشي. پست قبلي ات رو كه خوندم نگرانت شدم. ديدم ديگران راهنمايي هاي خوبي كردن. ديدم شايد من به اندازه ي اونا دركت نكنم .
فكر مي كنم زمان بايد بگذره تا به محيط اونجا عادت كني.
من اولين باري كه به يه كشور همسايه كه فاصله اي به ايران نداره رفتم. همون روز اول گريه كردم و دوست داشتم برگردم.
حتما براي خودت تفريح و سرگرمي و شوخي و خنده با دوستان بگذار. رقص هم خيلي خوبه.
من لیسانس کامپیوتر هستم و قصد ادامه تحصیل دارم میشه در آنجا تحصیل کنم ؟ با تشکر
به امید بهبودی هر چه سریعر حالت دوست من
میتونی به من بگی گرونترین جای کالیفرنیا کجاست
؟ممنون میشم
خدا را شکر که حالتون بهتره . من سه سال پیش رفتم سانفرانسیسکو و انقدر از گلدن گیت خوشم امد که هرگز فراموشش نخواهم کرد و به نظرم از زیباترین خلاقیت های ادمی است . من و همسرم هم برای تنکزگیوینگ می ریم مسافرت که حال و هوامون عوض بشه امیدوارم به همه مون خوش بگذره . متشکرم در این پستت اسم من هم به نوعی اورده شد :))) براتون ارزوی موفقیت می کنم .