گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
اینجور که بوش میاد این وبلاگ یه جورایی شده منبع خبر برای یه سری از آشناهای خیلی نزدیک. بنابراین باید یه کمی محتاطتر و دست به عصاتر بنویسم. بهرحال از یه مهندس تحصیلکرده که الان تجربه یه ماه زندگی در فرنگ رو هم به دوش میکشه، خیلی زشت و قبیح که بخواد از یه سری واژههای سخفیف و ناپسند استفاده کنه. خلاصه که فقط همین مونده بود که داداش کوچیکه اینجا رو کشف کنه و بعد از اومدنمون از ایران، این نوشتها رو پرینت بگیره و ببره خدمت مادر جان!
توی هفته گذشته، دو سه باری که یه کمی احساس دلتنگی کردم و همچین اسمی از ایران و دِهمون و همولایتیها آوردم و یواش یواش و در لفافه گفتم، خب بله آدمیزاد دل داره و یحتمل بعد از یه ماه، غم غربت بهش مستولی میشه و همچین بفهمی نفهمی دلش تنگِ دیار و آبادی میشه و دوست داره یه جورایی مادر و قوم و خویش و دوست و رفقهای قدیمی رو ببینه و ..... آقا چشمتون روز بد نبینه! این اسی و همسر گرامی چنان فریادی زدند سرم که دیگه بعید بدونم بعد از این جرات کنم جلوی اینها هویت خودم رو فاش و اسمی از ایران بیارم. مرد گنده تو از اون قد و بالا و لنگهای درازت خجالت نمیکشی؟! نیومده دلت تنگ شده؟! توی ایران مگه گوزیدن برات!!! بشین سر جات و الکی حرف اضافی نزن! حالا حالاها باید بمونی و فعلاً به ایران فکر نکنی و یه سری توپ و تشرهای دیگه، حرفهایی بود که از جانب اسی، پسر خاله گرامی به سمت و سوی من پرتاب شد. منهم الان دو سه روزه دیگه غلط بکنم از ایران چیزی بگم. هر کسی هم ازم میپرسه کجایی هستی چون بَر و روی خیلی خوشگلی دارم میگم ایتالیایی!
جالب اینکه چند روز پیش توی یکی از فروشگاهها وقتی داشتیم خرید میکردیم اسی به فروشنده مغازه که هی داشت از من سوال میکرد گفت، پسر خاله من انگلیسی صحبت نمیکنه. فروشنده ملیت من رو سوال کرد و از اونجایی که این اسی قسم خورده همیشه جماعت رو سرکار بذاره، گفت، ایشون ایتالیایی هستند و یهویی فروشنده که یه قیافه کاملاً آسیایی داشت شروع کرد عینهو بلبل، ایتالیایی صحبت کردند. غلط نکنم یارو یا خونهشون توی خیابون برج پیزا بود یا توی ونیز قایق و پدالو کرایه میداد و یا خواهرزاده دل پیرو بود. بنده خدا وقتی دید من مات و مبهوت دارم نگاهش میکنم فهمید سر کارش گذاشتیم و بلند بلند شروع به خندیدن کرد و گفت، اینکه ایتالیایی هم بلد نیست. اسی هم گفت، آره بابا باهات شوخی کردم این پسر مال روسیه است و اینبار شانس آوردیم یارو دیگه روسی بلد نبود. البته نمیدونم، شاید هم بلد بود و فهمید سرکارش گذاشتیم!
يكي از همين هايي كه داوطلب شدن همسرش بشن رو براش بگيري اين قسم ها يادش ميره!!
***********************************************
k1: دنبال یه آدم حاضر جواب میگرده. رو تو حساب کنیم؟!
سلام
خوشحال مي شم هر بار كه مي بينم وبلاگتو بروز كردي مهندس!!!
اي ايتاليايي،اي آمريكا نشين، اي خوش تيپ... برو حال كن با اين پسرخاله باحالت چون ميتونست به جاي ايتاليا و روسيه بگه اهل افغانستان يا پاكستان هستي ؛)
***********************************************
k1: اتفاقاْ همون روز توی یه مغازه دیگهای گفت که من اهل اوگاندا هستم!
من خیلی دلم می خواست اونجا بودم. آی می خندیدیم :دی . از ایتالیایی به روسی . آخرش به کجا قراره برسی؟
ما رفتيم خوابگاه دلمون تنگ نشد با نيم ساعت اختلاف ساعت!شما رفتي همين بغل دلت تنگ شده؟بابا بيخيال.
ياده سر كار گذاشتن چنتا جوون اسكل هموطن افتادم كه شيفته ي تاتو هاي پسر خالم شده بودن و اون مثلا ايتاليايي حرف ميزد و من ترجمه مي كرديم.چقد خنديديم.
وقتي داشت مي رفت به همه فحش ايراني مي داد.با لهجه.
ببخشيد من قدري نوستالزيكم.
ايشالا دلت پر باشه هيچوقت تنگ نشه.
خیلی عین خودمی خوش تیپ.کدوم خزون خوش آواز تو رو صدا کرد و برد به وادی کفر؟اینقد اونجا دست به اسی(عصا)نباش.محجوبیتت خیلیا رو اینجا کشته.حالا که دستت نمیرسه حواله کن واسه ما.خیرت از اونجا هم برسه به برادران جا مانده از قافله.
كيوان. اينو مي گم كه بعدا" بتونم ادعا كنم كه گفتم. فكر كنم خودت هم در همين يك ماه متوجه شده باشي که چقدر از چيزهايی که می بينی مصنوعی هستند و فقط به ظاهر خوب و پيشرفته هستند. نمی خوام برات موعظه سوسیالسیم و از این کسر شعرها بخونم.
اما برات يک توصيه واقع بينانه دارم. می دونم که پسرخاله ات تگزاسه و از اين حرفها، اما من خودم سه سال تگزاس زندگی کردم و جدی جدی بهت می گم که سعيت رو بکن که اونجا پايگير نشی. سعی کن اگر هم پول کنار می گذاری برای خونه خريدن و از اين حرف ها، توی تگزاس نخری. در آخر توصيه من اينه که اصلا" امريکا نمونی، اما اگر هم می مونی سعی کن از تگزاس بزنی بيرون. از آدم های ديگه ای هم که اونجا بوده اند اگر دلت خواست بپرس، اما مواظب باش.
خدايي آدم اوگاندايي باشه ولي سوتي تابلو نده :))
ولايت شما طرفاي كوير و احيانا يزد نيست؟نمي دونم چرا همش فكر مي كنم با هم همشهري هستيم!!
اوه ميبينم كه شما اونور آب هم ايراني بازي در اوردين و بدجور ايراني جماعت رو مفتخر به وجودتون كردين.
:-) بازم از اين شيرين كاريها انجام بدين.
کیوانف روسی که میگن پس شمایی :))
سلام داداش بزرگه . خوبي آقاي ايتاليايي ؟ من كجا پرينت گرفتم ؟ حالا گرفته باشمم بايد ابرو ريزي كني به همه بگي ؟ من اين شايعه رو رد مي كنم . كذب محض :((
حواست باشه كه اگه ايتاليايي شدي و خواستي كله بخوري، به خواهر طرف فحش بدي! ترجيحاً فرانسوي ها چون سابقه دارن، بهتره!
ای بابا کاری نداره که،یه دو تا سی-سی می گفتین و می زدین بیرون! معمولن سوال هایی می پرسن که جوابشون همون سیه!
شهرک و تو زمستون و پاییز یادت بیار. خداییش محشره نه . این و گفتم که فقط من به تو حسودیم نشه یه ذره هم تو حسودیت بشه
خوش بر ورو خوش تیپ صادق عاشق پیشه و مهربون . شما رو عرض نکردم قربان ! ایتالیائی الاصل ها رو گفتم :دي
چقدر شوت بوده يارو كيوان. آخه كجاي قيافه ي زاغارت تو به ايتاليايي ها مي خوره؟
به پسر خالت بگو دروغ گو دشمن خداست . يادت نره ها !!
حالا که جرات نمیکنی اسمی از ایران بیاری بگودلم واس ایتالیاوده مون و هم ولایتی ها تنگ شده؟راستی خیلیها هم دلشون واس اسی جون تنگ شده ها!زودتر تیپاکسش کن ایتالیا
كيوان جان اولا اميدوارم كه هميشه شاد باشي و بخندي چون واقعا نوشته هات شادن و برامون خنده و شادي ميارن.بعد هم من با خداداد كاملا موافقم نه چون تگزاس زندگي كردم ولي از تجربه هاي كساني كه تگزاس زندگي كردن خيلي شنيدم از جمله خود خداداد و مادر نازنينش.به هر حال هر جا كه هستي شاد و سلامت باشي و روزگار به كامت باشه. دوستدار قلمت كتي.
والا من غريبه و آشنا سرم نمي شه با مهمون حال نمي كنم. حالا اگه خوشي زده زير دلت بگو.
خيلي حال كردم.خدا حفظ تون كنه,اول صبحي كلي خنديدم.هر كجائي هستي باش ولي هميشه همين طوري خوش باش.
توي پاييز طهرون يادم تو رو فراموش
من هنوز خواهر كوچيكم من مي تونم هر مجلهاي رو كه دلت خواست برات ابونه بشم كه بتوني بخوني دلت وا بشه ديگه اينكه من اونجا تو ولايت غربتي كه تو هستي كلي خاله و دايي دارم اگه كاري بود تعارف نكن مي دوني كه من اهل تعارف و اين حرفها نيستم آبونه شدن مجله رو هم من خودم انجام مي دم لطفا تعاذف نكن به خانومت كلي سلام برسون هر جا هستي موتظب خودت باش نهنگ.
بابا ايتاليايي ايراني دالاسي همزمان
سلام.
الان چه احساسي داري كه مليت خودتو به پشيزي فروختي؟؟؟ :)
اينجا داره هوا سرد ميشه...سوز پاييزي شروع شده و برگهاي درختها كه نارنجي و سرخ و سبزن دارن پياده روها رو فرش ميكنن...نميخوام دلتو بسوزونم ولي گفتم شايد يه كم برات تعريف كنم كمتر دلت تنگ بشه...
خوش باشي ...
تو خجالت نمي كشي هر جا مي ري عين يه بچه ساكت واميستي؟! خوب يه هلو كه مي توني بگي!! حالا يه ذره ايتاليايي حرف بزن ببينيم!:دي... مي گم يعني خانومت اصلاَ دلش تنگ نشده؟!
كيوان جان يادت باشه كه خيلي ها آرزوي اينو دارن كه جاي تو بودن ولي نيستن پس بهترين استفاده رو ببر . نگران نباش همه ايراني ها تو خارج ايتاليايي ميشن ... پسر خاله هم خوب ميدونه
سلام آقای ایتالیایی
پسر تو اونجاهم دست از شیطنت برنداشتی.خدا به داد اون بیچاره ها برسه.