سه شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۸۵

سه روز بود که داشت بارون میومد. در اینکه یه جای آسمون پاره شده بود دیگه هیچ شک و شبهه‌ای نداشتم. خوبی بارون اینه که این یکی، دیگه همه جای دنیا یه شکل و قیافه است. رنگ و بو و طعم آشنایی داره که یهویی پرتت میکنه اون سر دنیا. هر چند، فکر کنم واسه دور شدن و پرت شدن، حالاها حالاها خیلی زود باشه! این روزها بیشتر سعی می‌کنم ببینم. با این زبان انگلیسی افتضاحی که با شجاعت و صداقت میتونم بگم تقریباً هیچی نمی‌فهمم، خیلی سخت و شاید ترس‌آور باشه که آدم بخواد خودش به تنهایی و به همین زودی وارد سیستم زندگی این آدمهایی بشه که خب خیلی چیزهاشون با شکل و شمایل زندگی ماها فرق داره. هنوز توی حال و هوای تهرانم. ساعت بیولوژیکی بدنم که همون روز اول، سِت شد. فکر می‌کردم چند روزی با خوابیدن مشکل داشته باشم ولی ظاهراً این قر و قمیش‌ها و عقب و جلو رفتن ساعت بیولوژیکی بدن، واسه آدم حسابی‌هاست که خب پنداری من با دنیا اونها خیلی فاصله دارم!

از آلمان حدودای ساعت ۹ صبح به وقت محلی راه افتادیم و تقریباً ۱۱ ساعت تا دالاس توی هواپیما بودیم و جالب اینکه تموم اون یازده ساعت رو توی روشنایی روز طی کردیم و وقتی به اینجا رسیدیم که ساعت ۵/۱ ظهر همون روزی بود که از آلمان حرکت کرده بودیم، جل الخالق! با این شرایط یعنی یه جورایی ۱۰-۱۲ ساعت از عمرمون رو سیو کرده بودیم. از لحاظ زمانی، تهران دقیقاً ۵/۸ ساعت جلوتر از دالاس هست. فکر می‌کنم این جلو بودن زمان یکی از معدود چیزهایی که ما میتونیم افتخار کنیم از این آمریکایی‌ها جلوتر هستیم!

داشتم میگفتم هنوز توی حال و هوای ایران هستم. صبحها که بلند میشم هی ساعت رو عقب جلو میکنم ببینم الان اونجا ساعت چنده. بچه ها دارند چیکار می‌کنند. سر کار هستند یا روز تعطیلیه. قیمتها رو هی باید ضربدر ۹۲۰ تومن کنم. بعضی‌هاش به پول ایران خیلی گرون و خب بعضی‌ها هم ارزونتر از اون چیزی که فکر می‌کردم. وقت کنم، شبکه خبر رو می‌بینم. حال و حوصله اخبار سیاسی رو ندارم به هیچ عنوان، فقط اخبار ورزشی رو می‌بینم. هنوز هم توی حال و هوای ماه رمضون هستم. تنوع محصول اینجا بیداد میکنه. توی هر فروشگاهی که میری سرگیجه میگیری اینقدر جنس‌های مختلف می‌بینی. لامصب‌ها ۲۰ نوع کاهو دارند، حالا دیگه خودرو و لباس و خوردنی‌های دیگه‌اش بماند. باید عادت کنم که دیگه جمعه‌ها تعطیل نیست و شنبه، یک‌شنبه بقول اینها ویکینده و همه اینها یه کمی زمانبره ولی خب دارم کم‌کم یاد میگیرم و بهشون عادت می‌کنم!

۲۳ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

kheli ba in neveshtehat keyf mikonam ,,,,, kheli ziad chon manam mibare be hal va havaye iran va on rozhaye avali ke omade bodam inja va hanoz gij va mang bodam ,,,,,

يواش يواش عادت مي كني . بعد يواش يواش فراموش مي كني و بعد يه موقع هايي (خيلي كم) هوم سيك مي شي.
دواي هر سه حالت هم فقط نوشتن است و بس:)

ما داريم مي آييم

اى آقا! من یکی که انقدر آدم ناحسابی بودم، توی دو سه هفته‌ی اول نه تنها مشکل خواب پیدا نکردم، بلکه خیلی هم بهتر و راحت‌تر می‌خوابیدم!
این تنوع محصول هم دقیقا از چیزاییه که توجه ما رو که از ایران میاییم خیلی جلب می‌کنه، چون تفاوت کاملا فاحشی داره. 50 جور سس سالاد توی قفسه است، حالا بیا یکی یکی بخون ببین چیه و از چه موادی تشکیل شده... تا انتخاب کنی شده فردا صبح!

آقا خوش باشي و عادت كني، ولي اينجا بام تهران بدون تو اصلاً مزه نداره.

فحش و محش رو چه میکنی؟ آدم پشت فرمون تو تهران..حتی زیر لب فحشهای چاله میدونی به این و اون نده که حال نمیده. با این مشکل چطور کنار اومدی؟

ياد اون شعر معروف افتادم كه ميگه:
خوشا به حالت.. اي روستايي..

سلام. آره عادت مي كني. خيلي زود. همه سختي هاش مي ارزه.

سلام كيوان جان .... اميدوارم دركنار همسر نازنينت همه چيز بر وفق مراد پيش بره ..... اين مملكت با تمام وسعتش ديگه داره براي آدمايي كه فكراي بزرگ دارن تنگ ميشه.... از كجا معلوم شايد اين مام وطن حتي دلش هم براي جووناش تنگ ميشه و به روي خودش نمياره .....

haleh

migam hala ke rafty ooonja mishe begi chand vaght 2nbale karat booodio che jooori toonesty berio che sharayety bayad dashte bashi ta rahattar bery

ظاهرا اوضاع داره خوب پش میره .
البته زمان زیادی طول نمیکشه که برای خودمون دلت بسوزه و گاهی به تمام دنیای که برای خودمون درست کردی بخندی خیلی طول نمیکشه تمام ایده های و نگاهت بیندازی تو زباله دونی
فعلا که وسط زمین و آسمونی این وبلاگ میتونه برات جداب باشه ولی وقتی متعلق به اونجا شدی همون رو ول میکنی.ولی من ارشیو نوشته هات کامل دارم .برای ما همان کیوان باقی بمان

کیوان
حالا که رفتی اونجا و همه چیز برات جدیده برامون بنویس چه چیزایی از نظرت متفاوته و یا تعجب می نی و یا پیش بینی می کردی. فقط لطفا زیاد تو عمقش نرو که متنت طولانی بشه.

من آمریکا نبودم و می خوام بدونم مثلا چه تفاوتهایی با سوئد داره.

شاد باشی و بی خودی هم به ایران فکر نکن. همیشه وقت داری به ایران وقت کنی. همیشه و جز اعصاب خوردی هیچ چیزی برات نداره البته خاطرات خوش قضیه اش جداست.

کیوان زبادتر بنویس... اینجا داره بارون میاد چه بارونی

ghorbat neshin

Be ghorbat khosh amadi. bar khalafe zeyton mikham begam na adat mikoni va na faramosh va moshkel ham hamin jast. Baraye hamin nemidani ke parehaye ghalbat ra dar kodam vatan jam koni, be har hal khosh amadi

اموروز داره از صبح بارون مياد ازون هواهايي مه دوست داشتي از صبح تو فكرتم . به همه چيز عادت مي كني و همه چيز را فراموش

سلام
برای فارسی نوشتن این بدردت میخوره خیلی.
یه کپی پیست باید بکنی تو وبلاگت اخرش فقط http://www.dodoost.com/aryanevis/

lida

اگه فکر میکنید نیاز به پیشرفت در زبان انگلیسی دارین یه سر به این لینک بزنید.شاید کمکی بود
http://cyberend.com/onlineteacher/

لیلا

به ياد اون نوشته ات افتادم که ميخواستی زبان انگليسيت رو تقويت کنی ولی سرانجام زبان که چه عرض کنم زبونت هم تقويت نشد ! معلم محترمه هم داشت از دستت خل ميشد :دی . اونموقع بايد فکر همچين روزی رو ميکردی ! از شوخی گذشته اگه به مشکل برخوردی از زبان اشاره استفاده کن فقط مواظب باش واسه خودت با اشارات غلط دردسر درست نکنی :دی
يه چيز ديگه بگم حمل بر فضولی نشه : در مورد اون همه تنوع محصولات بالاخص از نوع غذايی مواظب باش اضافه وزن پيدا نکنی معضلی که تعداد زيادی از عزيزان دور از وطن عزيز اسلامی در بلاد خارجه مخصوصا ايالات استکبار جهانی جهانخوار بعد از مدتی باهاش دست به گريبان ميشن . من جای شما بودم پيشنهاد علی اقای تگزاسی ( در کامنت پست قبلی ) رو واسه واليبال قبول ميکردم . واایییییییییییی چقدر من فضولم :دی
************************************************************
k1: آره والله!

Marjaneh

منم مي خوام
**************************************************************
k1: چی؟!

نگاه

درسته واس تو همون حال و هواس ولی با این نوشته هات خوب ما رو میبری تو حال و هوای دالاس ضمنا بیا واس اینکه هم مشکل فارسی تایپ کردنت رفع بشه و هم زبان انگلیست قویتر بشه از این به بعد به زبان و ادبيات انگلیسی بنویس
**************************************************************
k1: آره والله فقط همین یک کارم مونده بود!

کیوان خان ، هنوز هیچی نشده این همه لغت انگلیسی توی پستت هست ، فکر کنم یه 3-2 ماه دیگه باید وبلاگتو به نگلیسی بخونیم . حالا دالاس خوش میگذره ؟
************************************************************
k1: آره والله جای تک تک شما خالی‌یه!

سلام
خوبی خوشی آقا کیوان اشکال نداره یواش یواش فارسی نویسی یادت می ره عادت می کنی !!!
از صبح تا حالا هی دارم فکر می کنم بیام بهت سر بزنم اونقدر کار داشتم هی یادم می رفت تا الان صدای بارون تو شمال منو یاد وبلاگت انداختو منو کشوند به اینجا بد مصب اونقدر شدید می اد که آب از لوله بخاری خونم می اومد تو می ریخت تو بخاری من دیدم این آتیش بخاری قاط زده نگو آب داره می آد توش !!خوبه از بیرون دودکشش در پوش داره !
حالا بگذریم از وقتی رفتی ما هم جو گیر می شیم اینجا که می آیم کلی از خودمون نظر می دیم !
فکر کنم مشکل فارسی نویسیتم تا الان حل کردی اگرم حل نشده بگو شدیدا می تونم راهنماییت کنم !
بر خلاف خیلی از دوستان که تو نظرات وبلاگت ظاهرا خیلی دوست دارن جای تو باشن من اصلا یه همچین علاقه ای ندارم فقط من دلم می خواست سرعت اینترنت هامون با هم جا به جا می شد!!!! البته اگه اونجا دی اس ال داری ....
اینجا که نیستی ولی تازگی ها جهت پیشرفت کشور یه قانون تصویب کردن که سرعت اینترنت برای کاربران خانگی نباید بیشتر از 128 باشه !! و به تمام ای اس پی ها هم ابلاغ شده .
بازم جو گیر شدم زیاد نوشتم شما به بزرگی خودتون ببخشید الانم اینجا ساعت یازده شبه که دارم می نویسم ..
راستی یه سوال تا حالا فکر کردی با این زمان از عمرت که سیو شده می خوای چیکار کنی ؟؟؟؟

من بعد از 5 سال هنوز به خیلی چیزها عادت نکردم .تو این مدت کوتاه عادت کردی؟ گمون نکنم اینجور وقتها از همون مثل بدنت گرمه حالیت نیست باید استفاده کرد.باآرزوی موفقیت وسلامتی

ارسال نظر