« آپارتمان یا کشتی نوح؟! | Main | من و جی. دی. سلينجر »

...

اديسـون سعـی نكـرد عملكـرد شمـع رو بهبـود ببخشـه.

Comments (25)

به اين ميگن يه جمله نغز...

اين كارو كرد عزيز دل !
اما موفقيتش چنان چشمگير بود كه منجر به تغير ماهيت شمع شد!

با همين سعي نكردنش تونست كاري كنه كه تو پست نيم خطي هم داشته باشي! كار كمي نبوده :)

:))
ما هم سعي كنيم روش هاي قديمي رو با ايده هاي بهتر جايگزين كنيم ! هر روشي ارزش بهبود بخشيدن رو نداره. reengineering نياز امروز ماست !

1- شعار دادن مزه ميده !
2- با شانه پسر خيلي موافقم ! پست نيم خطي !!!!

MED:

خدا رفتگان شما رو هم بيامرزه .

1001rozaneh:

معركه بود

نوشا:

احياناً اين نوشته شما مخاطب خاصي نداشته؟
*************************************************************
k1: چند وقت پيش اين نوشته كه تقريباً شعار يكی از شركتهای تبليغاتی كه اصلاً هم يادم نيست چه شركتی بود و توی چه زمينه‌ای فعاليت می‌كرد رو ديدم كه از اين شعار خيلی خوشم اومد. فكر كردم شايد به دردمون بخوره بنابراين بدون هيچ توضيح و تفسير اضافی اينجا نوشتم تا هر كسی از ظن خودش يار ما بشه. بنابراين نه والله! اين نوشته هيچ مخاطب خاص و عامی نداره اگر هم داشته باشه شما رو ارجاع ميدم به مطلب ( طعم تلخ قهوه ) بعضی چيزها همينجوری يهويی مياد توی اون مطلب كه نوشته بودم. بنابراين فكر می‌كنم زياد هم نبايد سخت گرفت.

الی:

اگه همه توي زندگي به همين روش عمل ميكردند, هر چيزي - يا هر كسي- رو همونطور كه هست ميپذيرفتند و ايدآل هاشون رو خودشون ميساختند دنيا جور ديگه اي بود

من هميشه حس مي كردم پست نيم خطي يعني: من توضيح نميدهم پس هستم! نگو آدم ميتواند در كامنت هاش توضيح بدهد و باشد!!
*****************************************************************
k1: فكر می‌كنم خيلی دوست داشتی يه توضيحی در رابطه با اين كامنتت بدم ولی هيچی نميگم تا يه جات بسوزه!

اگه میخواست هم احتمالا بعد از عمری کار روی سیم و باطری دیگه نمیتونست.

جانا سخن از زبان ما میگویی. انگار که این جمله ته حلقم گیر کرده بود و نمیدونست چطوری بیرون بیاد.
*************************************************************
k1: باز چقدر خوبه که این جمله ته حلقت گیر کرده بود وگرنه اوضاع از اینی هم که هست بدتر میشد!

واي كيوان! تو بازم دست منو خوندي, واقعاً چطور مي توني اينقدر تيز باشي؟!
**************************************************************
k1: آخه من یه نسبت دورادوری با سوزن دارم!

لیلا:

بعد از يه روز پر تنش ! برداشت ذهن ناقصم ! از اين جمله رو می نويسم :
سختگيرانه به اون چيزی که هست نچسبيم اگه هدف معنا داری داشته باشيم و به جای تقلای بيهوده با ذهنی باز برخورد کنيم شايد نتيجه ای که در انتها عايدمون ميشه بمراتب فراتر از اونی باشه که انتظارش رو داشتيم .
اين بود انشای من راجع به پست امروز ! بقول خودت هر کسی از ظن خود شد ...

لیلا:

يه چيز کمی بی ربط هم بگم تا نمردم ! اون لينکائی که واسه از ما بهتران ! ميذاری و دل مارو اب ميکنی خيلی حال ميده !!! مثل اون لينک مربوط به استار باکس ها که شکر خدا در ايران شعبه نداره و ما ( و البته نه شما ) در عالم خيال اون فضا رو تجسم و بوی خوش کافی رو استشمام ميکنيم يا بجاش ميريم کافه حسن !!! همون بهتر که وقتی دست ما کوتاه و خرما بر نخيل هستش بی بی سی هم واسمون فيلتر باشه !
*************************************************************
k1: اگه بدونم عدم دسترسی شما به بی‌بی‌سی یه جورایی اذیت‌تون میکنه دیگه لینکهای بی‌بی‌سی رو نمیذارم! این کافه‌ که شما گفتین کجاست ما هم یه سر بیایم اونجا؟!

mitra:

فوق العاده بود...

سخن نو آر كه نو را حلاوتي دگر است !

اینشتین هم سعی نکرد به قوانین نیوتنی چیزی اضافه کنه و قوانین کوانتومی رو رشد داد

پست قبليتون در مورد همسايه ها واقعا جالب بود ! كلي خنديدم نصفه شبي !

اون بنده خدا كارهاي ديگه رو انجام داد. چه توقعي دارين كه همشو اون انجام بده! خوب يكيشو شما گردن بگير،به جايي بر نمي خوره!

لیلا:

اختيار داريد قربان . بنده کوچکتر از اونم که شما واسه خوشايند من لينکای سايت دايی جان ناپلئون ! رو حذف بفرمائيد . اتفاقا گاهی وقتا حال گيری هم لازمه قرار نيس که ما از همه جا خبر داشته باشيم . گذشته از اون بسياری از خوانندگان محترم وبلاگ شما بهش دسترسی دارن و حيفه که از اون لينکا محروم بشن . ما هم بلاخره خدايی داريم ! در مورد کافه حسن هم هرچند به شوخی سوال کردی اما عرضم به حضور مبارکتون : اون وقتا که ما جوون بوديم در يکی از کوچه های خيابون چارباغ اصفهان پشت يه باصطلاح گاراژ قديمی يه چايخونه در پيت و فکسنی بود که صاحبش يه حسن اقا نامی بود با يه قيافه خشن و بقول بچه های امروز اند خفن !!! اصطلاح کافه حسن به شوخی بين دوستان باب شده بود که هر وقت ميخواستن سر به سر هم بذارن واسه قرارای عشقولانه ! کافه حسن رو پيشنهاد ميکردن
حالا اينکه ما از چه کانالی پي بوجود چنين مکان باحالی ! برده بوديم بماند ! خيلی وقته اون طرف نرفتم و فکر هم نکنم ديگه اثری از اون مکان کذائی وجود داشته باشه .
**************************************************************
K1: ای جداً شما اصفهان تشريف داريد؟! اين جايی كه آدرس داديد پنداری همچين جای درست حسابی هم نيست و يه جورايی خفنه اتفاقاً ميخواستم ازتون سوال كنم شما چه جوری اونجا رو كشف كردين كه فرمودين در اين باب سوالی نكنم، چشم ما هم چشم‌مون رو درويش می‌كنيم و چيزی نمی‌بينيم و نمی‌پرسيم ولی خودمونيم اصفهانی‌ها هم چه جاهای خطرناكی قرار عاشقانه ميذاشتند. شانس آورديم ما تا حالا با يه اصفهونی قرار مدار نذاشتيم!

لیلا:

در اين که شما ادم خوش شانسی هستيد که شکی نيس اما خدائيش توصيفم از کافه حسن شما رو ياد فيلم های مسعود کيميائی نميندازه ؟!!!
جمله مربوط به عملكرد جناب اديسون سر از فيلماي كيميايي دراورد !!!
*************************************************************
k1: ظاهراً این " نوستالیژهای کافه های اصفهونی " باعث میشه پای خیلی از کارگردانان و هنر پیشه های سینما بیاد وسط بنابراین آبجی من اصلاً از خیر کافه های اصفهان گذشتم!

nasim:

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عملكرد نور رو كه بهبود بخشيد !!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2