« تونلـی برای همه فصول! | Main | زنـدگـی‌هـای غيـر رسمـی _ 1 »

آلبالو و زرشك و طبل و سنبل‌الطيب!

:: اون مشكل شاش‌بند واژه كماكان بقّوت خودش باقيه بنابراين فكر نكنم اين روزها بتونم شاتلی هوا كنم. همينجوری مِن‌باب اظهار وجود گفتم يه چيزكی بنويسم. اينجور نوشتن شايد يه جور حس خودخواهی باشه، يه جور زوركی موندن و بودن باشه، يه جور الكی وراجی كردنه كه شايد به دل هيچ كسی هم نشينه. شديم عينهو يه پيرزن غُرغرو كه حوصله همه رو سر ميبره. خلاصه كه حس خوبی نيست اينجوری از در و ديوار نوشتن!

:: بعد از اينكه دو سه تا از دوستان خبر دادند نصفه‌شب و سر صلاة ظهر و وسط روز يعنی مواقعی كه من هيچ وقت ياهو مسنجرم باز نيست، چراغ مسنجر روشنه و ظاهراً با بعضی از دوستان حال و احوالی هم ميكنه اينبار كامنت‌های وبلاگ هم مرخص شد. پنداری ديگه داريم توی محيط وب و دنيای IT عينهو دايناسورها منقرض و مضمحل ميشيم. اين چند روزه نه تلاشی كردم كه ببينم اون كيه كه ظاهراً لطف داره و با پَست‌ورد من ميتونه بچته و نه سعی كردم كامنتها رو درست كنم. يعنی اگر هم می‌خواستم درست كنم بلد نبودم كاری انجام بدم. قبلاً به كرات گفته بودم آدم دست و پا چُلفتی هستم بنابراين فكر نمی‌كنم نياز به يادآوری باشه. وبلاگی هم كه كامنت نداشته باشه خيلی به دل و دماغ آدم نمی‌چسبه. شايد هم يه چند وقتی اينجوری باشه خودش خود‌به‌خود درست شه.

:: دلخوشی‌های اين شبهای گرم، خوردن ميوه‌های خوشمزه تابستونیه. آلبالو و زردآلو و چند تا چيز ديگه‌ای كه اونها هم همه‌شون ختم به لو ميشه و بخصوص شليل، رفيق شفيق شبهای گرم تابستونی من هستند. تن و بدن درست حسابی هم كه نداريم. با يه كشمش گرمی‌مون ميكنه و با يه غوره سردی! يارو به خوردن ميوفته تا يه باغ دو هكتاری رو شخم نزنه و همه ميوه‌ها رو نخوره دست نمی‌كشه، اونوقت من با دو متر قد و نود كيلو وزن، صد گرم آلبالو می‌خورم دلتون نخواد بايد لحاف تشكم رو ببرم وسط توالت پهن كنم. منهم كه دَلـه اگه شب به شب آلبالو نخورم بچه‌ام ميوفته. خلاصه كه اين روزها مصرف نبات‌مون هم رفته بالا. يارو بعد از چه چيزهايی چای نبات ميخوره اونوقت من بی‌جنبه بعد چی؟! آلبالو ....... زرشك!

:: چند ماهی است كه سينما نرفتم. ظاهراً همه عوامل سينما با هم، متفق‌القول تصميم گرفتند هر چی فيلم مضحك و مسخره و مثلاً طنز و كمدی هستش رو با هم اكران كنند. اونهايی هم كه كمدی نيست بازیهای درخشان قبلی هنرپيشه‌هاش اونقدر تصنعی بوده كه هيچ انگيزه‌ای واسه ديدن فيلم جديدشون باقی نذاشته ولو اينكه پُرفروشترين بوده باشند. خيلی وقته فيلم خوب ( البته خوب از ديد من ) اكران نشده ولی حس ميكنم هنوز نديده طبل بزرگ زير پای چپ رو دوست داشته باشم! من عاشق بازيهای فرخ‌نژاد هستم ( هر چند خيلی وقتها هی داره خودش رو تكرار ميكنه ) بنابراين ميرم و فيلم رو می‌بينم ولو اينكه تك و تنها باشم. كلاً تنهايی زياد رفتم سينما. خب لزومی هم نداره فيلمی رو كه من دوست دارم ببينم بقيه هم دوست داشته باشند و برای ديدن يه فيلم، لشگر سلم و تور راه بندازيم. فقط بديش كه چه عرض كنم تخمی‌ترين چيز ممكن اينه كه باز بايد رفت سينما فرهنگ و اونجا فيلم رو ديد. اونجا هم كه رزرو حضوری انجام ميده. سال 1385 باشی و برای ديدن يه فيلم حضوراً به جلوی سينما مراجعه كنی تا اون آقاهه كه توی گيشه نشسته رنگ و رُخت رو ببينه و اونوقت واسه دو روز بعد برات جا رزرو كنه ديگه از اون حرفهاست. ميگم شما كه قرار گذاشتين ما تا دم در سينما بيايم، خوب بود تاكيد می‌كردين آقايون موهاشون رو هم با نمره 4 زده باشند و خانمها هم ناخن‌هاشون رو گرفته باشند و حتماً هم گواهی پزشك مبنی بر داشتن سلامت تن و بدن و روح و روان همراه‌مون باشه. يعنی در سالی كه ديگه موزامبيك هم شاتل فرستاده كره مريخ، تلفن و اينترنت واسه رزرو يه بليط به معنای واقعی يعنی پشم! بابا روتون رو برم اينقدری كه ما اين سينما فرهنگ رو مسخره كرديم هر كس ديگه‌ای بود تا حالا يه فكری بحالش كرده بود البته ميدونم يه سيستم كارت اعتباری گذاشتن ولی تهيه اونهم سخت‌تر از قبلی. ميگم خوب شد شاش‌بند واژه شده بودم و حرفی واسه گفتن نداشتم!

پ‍ـی‌نـوشـت: گفتم كامنتها رو تحويل نگيرم خوب ميشه پنداری خودش خود‌به‌خود خوب شده. بقولی وقتی بودی نفهميديم كی هستی حالا كه رفتی فهميديم چی هستی يا يه چيز تو همين مايه‌ها!

Comments (13)

آدم! وقتي يه شيشه تميز ميبينه كه داره برق ميزنه هوس ميكنه دماغ چربشو بچسبونه بهش تا جاش بمونه و لك بشه. اووخ از كنارش كه رد ميشه دور و برش رو نگاه ميكنه ببينه كسي فميده كار كي بوده يا نه؟ كامنت نداشين به ظاهر خواستيم جفتكي جسارتن انداخته باشيم. سينما هم تكي نرفتم تو عمرم.

اگه بدوني من يكي چقققدر از ادبياتت خوشم مياد:)

sun:

فعلا اون دزد اي دي ات رو ول كن و به همون هكتارها و زمين ها و ميوه هاي تابسوني و اتيشي بچسب! با اون فيلمهاي در پيت سينما!
اين بهترين كاريه كه به جاي قرقر كردن ميشه انجام داد!
***************************************************************
k1:پنداری همين جوری كه شما ميگيد!

نوشا:

حالا اون صد گرم آلبالو رو قبل از يك كيلو شليل و زردآلو ميخوري يا بعدش؟!
***************************************************************
k1: يا بعدش!

الی:

اصولاً بعضي مسائل با تحويل نگرفتنشون خود به خود حل ميشن.
***************************************************************
k1: مثلا؟!

مي خواستم بنويسم خوبه كه نوشتنت نمياد :) که دیدم....خودت به این موضوع اشاره کردی...
من دپرس باشم..بیام اینجا رو بخونم...یه خنده تا بناگوش باز میشه...وقتی ام سر کارم..خیلی باید خودمو کنترل کنم..که بقیه نگن خل شده داره با خودش می خنده...
***************************************************************
k1: جداً؟! يعنی اين نوشته‌ها اينقدر خنده‌داره؟!

مي توني كارت عضويت سينما فرهنگ رو بگيري و تلفني جا رزرو كني :)
***************************************************************
k1: آره اين رو ميدونستم ولی فكر نمی‌كنم اينكاری كه مسئولان سينما كردند كار درست و عقلايی باشه ولی ظاهراً كار ديگه‌ای نميشه كرد و بايد اينبار به ساز سينما فرهنگ‌يان برقصيم!

من كه هر دفعه رفتم بليط گرفتم نيم ساعت بعدم تو سالن سينما بودم.سينما فرهنگ خوب است...پاپ كورن دارد، اب پرتغال طبيعي دارد...پسرهاي خوشتيپ دارد گاهي...دو نقطه دييي... براي شما هم دختر مانتو چين چيني دارد.
***************************************************************
k1: دختر مانتو چين چينی دارد ..... من رو بفكر فرو بردی! پس حتماً ميروم. من رفتم ميروم جايز نيست من رفتتتتتتتتممممممممم!

mina:

منم مي خوام برم طبلو ولي هيچچچكي باهام نمياد ! يعني كسي خوصله جنگو و فيلماي جنگيو نداره ولي يه حسي بهم مي گه كه برم!!!!
***************************************************************
k1: يه جوری صجه ناله كردی كه دلم كباب شد. كاشكی ميشد تو رو هم با خودم ببرم!

لیلا:

امیدوارم در اولین فرصت بتونم فیلم رو ببینم . دلم واسه یه فیلم خوب لک زده !
***************************************************************
k1: ظاهراً دل همه واسه ديدن اين فيلم خونه. ميگم كاشكی يه قراری بذاريم همگی با هم دسته جمعی بريم!

سلام.
دوستي دارم كه هر وقت دلش بخواد ميتونه توي سينما فرهنگ جا رزرو كنه...اونم تلفني.
راستش خيلي كنجكاو نشدم ببينم چي كار كرده ولي انگار يه كارت عضويت داره كه هر وقت دوست داشته باشه ميتونه تلفني جا بگيره...نميدونم اون كارت همين كارت اعتباريه كه شما ميگي يا نه ولي اگه دوست داشته باشي برات ميپرسم.
يه پيشنهاد هم برات دارم درباره آلبالو...يه مقدار آلبالو بگير و توي ظرف دربسته بذار داخل فريزر...تا 1 سال بعد ميتوني ازش استفاده كني مخصوصا وقتايي كه ديگه آلبالو موجود نيست و هوس كردي :)
**************************************************************
k1:همونجوری كه پرگلك هم گفته سينما فرهنگ يه سری كارتهای اعتباری داره كه شما ميتونيد اون كارتها رو تهيه كنيد و با توجه به اون كارتها رزرو رو انجام بدين كه بنظرم يه جورايی بی‌احترامی به آدمهاست.
اون قسمت روش حفظ و ذخيره سازی آلبالو! رو اتفاقاً خودم انجام ميدم. اينجوری آلبالو ( و يا حتی ) گيلاس خيلی هم خوب و خوشمزه باقی ميمونه ولی بهرحال ممنون.

shabnevis:

اي بابا يعني كامنتم اينقدر بد بود. يا اينقدر آدم بديم! زندگي هم شده واسه ما دردسر. سر سبزو داديم به باد. بابا كينه اي نباش.

با این موضوع که خیلی وقته فیلم خوب اکران نشده من هم موافقم ضمن اینکه من هم این سوال رو دارم که چرا یه دفعه هرچی فیلم فکاهی و جینگولی ساخته شده با هم اکران شده؟ می خواهی یه نامه تهیه کنیم همه زیرش رو امضا کنیم و از مسئولین دلیلش رو بپرسیم. البته الان یه چیزی یادم افتاد فکر کنم به خاطر تابستونه و جماعت هم می دونن که بچه ها در فصل تابستان بیشتر می تونن خانواده هاشون رو واسه رفتن به سینما متقاعد کنن به طوریکه هر چی فیلم دلقکی تر باشه اصرار بچه ها هم بیشتر. پس ولش کن نمی خواد نامه تهیه کنیم دلیلش مشخص شد.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2