شنبه، ۲۴ تير ۱۳۸۵

همه اینهایی رو که قراره امروز بنویسم يه جورايی تکرار مکررّات. بارها و بارها و بارها و بارها و بارها گفته شده. گفته می‌شود و گفته خواهد شد. احتمالاً، هم خودم و هم همه شماها دیگه حالتون بهم خورده از اینهمه گفتن و شنیدن‌های مستمر ولی خب چه کنیم که گریزی نیست از اين مجمل! شاید بد نباشه که اینها دوباره تکرار بشه چون احتمالاً هر روز كه ميگذره يه سری دوستان جديد به جرگه وبلاگ‌خونها و وبلاگ‌نويسها وارد ميشن و يا هنوز خیلی‌هامون هم توی یه سری مسایل ابتدایی گیر داریم. اصلاً میگم چطوره که هفته‌ای یکبار بیاییم و این مطالب رو واسه هم مرور کنیم تا کاملاً مشخص بشه ما کجای این دنیای لایتنهای وايستادیم؟!

فکر کنم بعد از سه چهار سال وبلاگ نوشتن اینی که الان من بیام بگم " اینجا وبلاگ من و دوست دارم هر چی میخواهم توش بنویسم، بنابراین هر کسی دوست داره بخونه و هر کسی هم که دوست نداره میتونه نخونه و راهش رو بکشه و بره! " کار درست و بنوعی حرفه‌ای نباشه. یعنی اگه چهار سال پیش بود شک نکنید جمله بالا اولین چیزی بود که امروز سر صبحی روبروی دماغتون میدیدید! ولی خب کم‌کم به این نتیجه رسیدم که درستِ اینجا وبلاگ منه ولی دلیل نمیشه هر چی رو که خواستم بنویسم. دلیل نمیشه به کسی توهین کنم. دلیل نمیشه همه اون چیزهایی رو که توی ذهنم میگذره ثبت و ضبط کنم و خب متقابلاً دلیل هم نمیشه هر کسی هر چی رو که خواست بیاد و بگه. دلیل نمیشه چون کامنتها باز هست، دوستان به من و یا بقیه خواننده‌ها توهین كنند. دلیل نمیشه اگه کسی میخواد انتقادی کنی همراه با فحش خواهر مادر باشه. دلیل نمیشه بعضی‌ها که تازه به سن بلوغ رسیدند و احساسات جنسی‌شون رو نمیتونند کنترل کنند اینجا رو بخونند و ... الله‌اكبر!

من ميام و دو خط می‌نويسم. قطعاً اين دو خط ميتونه برخلاف عقيده خيلی‌ها باشه. من اين دو خط رو واسه دل خودم نوشتم. از منظر خودم به قضيه نگاه كردم. با سن و سال و موقعيت اجتماعی و جنسيت خودم مسئله رو عنوان كردم بنابراين اگر اين قضيه برخلاف نظر بعضی‌ها بود كه ديگه نبايد بابت دو خط نوشته خون و خونريزی راه بندازيم. پيشنهاد دادن و انتقاد كردن هم راه و روش و اسلوب ( اسلوب يعنی همون راه و روش! ) داره من نميدونم چرا بعضی‌ها هر چيزی كه می‌نويسند پای تشكيلات تناسلی‌شون رو هم ميارن وسط. هدف من به شخصه از اينهمه نوشتن و هزينه كردن اينه كه يه كمی به معلومات نداشته‌ خودم اضافه كنم كه خب انصافاً هم از توی اين وبلاگها خيلی چيزها ياد گرفتم. دوست دارم اگر چيزی می‌نويسم نقد بشم ولی به شكل و شمايل درستش. خيلی وقتها واسه دوستانی كه برام كامنت گذاشتند و يا سوالی داشتند ايميل زدم و در رابطه با اون موضوع باهاشون صحبت كردم. احتمالاً حتی اگر قراره انتقادی هم بشه و يا پيشنهادی داده بشه در برخی موارد كاربرد ايميل خيلی موثرتره. ميدونم ايميل زدن يه كمی سخته ولی يه جاهايی آق‌دايی رو هم كشيدن ميتونه مفيد واقع باشه. اتفاقاً اينبار هم برای بعضی از دوستان كه از موضوع قبل ايراد گرفته بودند، ايميل زدم البته دوستانی كه به شكل درست انتقاد كرده بودند بعضی‌ها كه پنداری بجای مدرسه و پشت نيمكت توی طويله و آغل درس خوندند!

سركار خانم آزاده نامی در يكی از كامنت‌ها‌شون مطابق با بند نمی‌دونم چند قانون مدنی گفته بودند كه ميتونند از دست من حتی شكايت كنند و اين جرم ( ظاهراً توهين به خواننده‌ها ) ميتونه تا شش ماه هم برام حبس داشته باشه. كامنت ايشون، ديروز موقعيكه داشتم اسپم‌ها كه ديگه اعصاب و روان‌مون رو هم خرد كرده رو پاك ميكردم متاسفانه پاك شد. ايشون در كامنت دوم‌شون اعلام كردند كه بنده آدم كم‌ظرفيتی هستم. باز همينكه ايشون من رو آدم خطاب كردند جای شكرش باقيه! سركار خانم آزاده خانم، بنده برای شما ايميل زدم و در رابطه با نوشته قبل توضيح دادم ولی متاسفانه آدرس ميلی كه شما نوشته بوديد ايراد داشت و ايميل برگشت خورد. گفتم شايد بد نباشه در جريان باشيد. بعدش هم ترو خدا اينقدر قضيه رو جدی نگيريد بخدا من از زندان و حبس اينجور چيزها ميترسم. من جنبه اينجور چيزها رو ندارم. من تا حالا حتی كلانتری هم نرفتم. اصلاً غلط كردم. گـــــُ ...... خوردم!

همه كسانيكه اين محيط رو واسه نوشتن دغدغه‌هاشون انتخاب كردند دوست دارند يه رابطه دو طرفه با خواننده‌هاشون داشته باشند. يه وقتهايی حس‌ها و وابستگی‌ به آدمهايی كه هيچ وقت نديدی‌شون اينقدر زياد ميشه كه اگه روی يه مطلبت نظر ندند، نگران حال‌شون ميشی. حس قشنگ‌يه اينكه تو بنويسی و يه سری بيان و بخونند و نقدت كنند و بهت راهكار نشون بدند. اينی كه آدم بخواد قسمت نظرات رو ببنده اصلاً چيز خوب و قشنگ و پسنديده‌ای نيست. منهم هيچ وقت اينكارو نمی‌كنم ولی خب اين MT حداقل اين امكان رو به آدم ميده كه مثل بعضی از دوستان ديگه بلاگر، نظرات شما عزيزان قبل از اينكه به نمايش عموم دربياد خودم ببينمش و تعديلش كنم و اگه دوست داشت و صلاح دونستم اون رو به معرض نمايش بذارم كه بنظرم اينهم نمی‌تونه خيلی جالب باشه. درست و منطقيش اينه، هر آنچه كه من می‌خواهم ( در حد متعادل ) بنويسم و شما هم اين امكان رو داشته باشيد كه هر آنچه كه دوست داريد ( باز هم در حالت متعادل ) در قسمت نظرات بنويسيد. ولی خب اگه قرار باشه كامنت گذاشتن و نظرات بگونه‌ای ديگه‌ای باشه، شايد منهم مجبور شدم نظرات رو فيلتر كنم. بهرحال بايد ياد بگيريم تمرين دموكراسی رو و خب شايد هم بد نباشه اون رو از همين جاهای كوچيك شروع كنيم.

۲۷ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
وحید

برادر . من با نوشته هات حال ميكنه . درسته گاهي اوقات تند ميري .
و از اينكه در سليقه ها شباهت بسياري داريم جاي مسرته كه كسايي مثل من هستند كه وقتي ايبراهيم تاتليسس گوش ميدن ميسوزن و معلومه كه آدم خودساخته و باتجربه و سختي ديده اي هستي و روح انساني داري
ما هم مثل خودت سختي ديده ايم

بعضي از چيزها ارزش اين كه ح تي بخواي درموردش يه كلمه بنويسي رو واقعا نداره
ادماي مريض همه جا هستن
به خصوص از نوع ايراني!

آقا كيوان عزيز ... اگه قرار باشه به خاطر حرف و نظر يكي ديگه (حالا هر كسي) اينجوري باسن خودمونو جر بدبم كه سنگ رو سنگ بند نميشه داداش من !
تو حالا بيا هي بگو اينجا مال منه و حرف دل منه و نظر منه و ميتونيد مخالفش باشيد ... باز يكي پيدا ميشه بگه كه طبق قانون چيزي كه نوشته ميشه هم حق خواننده است هم نويسنده ... تو كه تجربه داري ... 4 ساله بلاگري ... پس دليل نداره واسه خاطر 2تا كامتن فزرتي بياي اعصاب و روان خودتو قهوه اي كني كه دادا !
در هر حال ... اينجا مال توه ... سر سال داري پولشو ميدي ... هركي هم خوشش نمياد نخونه ...

مهرانا

1
2
3
تست مي كنيم ؟؟؟
ببينم كار مي كنه يا نه
چون مي خوام واست كامنت بزارم , الكي نباشه كه كلي بنويسم و دست خودم رو به درد بيارم , راستي كيوان جان دستت چطوره ؟؟؟ خب ايشالا كه بهتر شده باشه . آها داشتم مي گفتم دستم رو به درد بيارم كلي مطلب واسه اين پستت بنويسم و بعدش ببينمممممممم اي دل غافل نظر من واسه گذاشتن تاييد نشده و الكي بوده . پس واسه همين تست ميكنم !

اي بابا.. بي خيال.. از قاضي مرتضوي ترسيدي؟ :دي

من یک چند روزی نبودم این ورا. جدا خوشحالم از اینکه این همه مورد توجه و عنایتی! جدا خوش به حالت. آقا به ما هم یاد بده چه کار می کنی!
جالبه که بعد از چهر سال تو به این نتیجه رسیدی دیگه نباید بگی اینجا مال منه هر چی می خوام توش بنویسم اما اون رفقامون )شاید هم هنوز نفهمیدن که دوران کامنت بی نام و نشون توهین آمیز گذشته!

سلام . در مورد نرم افزاري كه نوشته بودين ممكنه بتونم كمكتون كنم . اگه مشكلتون حل نشده منتظر ايميلتون مي مونم .

سلام استاد، واقعاً که نمی دونم چی بگم. ولی به قول افلاطون بوده یا ارسطو هیچ 2 نفری تعریف مشخصی از تعادل ندارن. گاهی هم تازه وارد ها میآن اینجا و از سیاق نوشتن شما خبر ندارن بهشون بر می خوره و حالا بیا برو کلانتری ..../

نوشا

متاسفانه بيشتر ما عادت كرديم از كاه كوه بسازيم. بعضي ها انقدر تو اين كار پيشرفت كردند كه حتي از يك كاه فرضي هم سلسله جبال در بيارند, و از اين شلوغ كردن الكي و جنجال سازي لذت ببرند! ظاهراً هنوز خيلي از گفتگوي مسالمت آميز و بحث سازنده و نقد درست و احترام به شخصيت و نظرات ديگران فاصله داريم. خدا كنه بتونيم اين فاصله رو قدم به قدم كم كنيم.

وقتی بازدید کنندگان وبلاگت روزانه سه چهار نفرن که از طریق سرچ کردن عبارت بی ربط بهت سر میزن اگه یکی کامنت بذاره کلی خوشحال میشی حتی اگه کامنت اسپم باشه دلت نمیاد پاکش کنی میگی بذار باشه به جایی که ضرر نمیزنه اما زمانی که برای هر نوشته حداقل 30-40 تا کامنت اومد این ایده به ذهن میرسه بهتره نظرات دیگران اول بررسی بشه بعدا پابلبیش بشه.
امیدوارم فیلم زنده بار زاپاتا رو دیده باشید تا از این نوشته یه نتیجه منطقی بگیرید.

فرزانه

آخه این دعوا و جر و بحث کی تموم میشه.بابا یه صلوات و ختم غائله

بچه معروفییه و هزار دردسر. یه عزیزی بهم میگفت همیشه هر مخالفتی هم از سر خیر خواهی نیست. هر انتقادی هم ممکنه ریشه در یه سری حسادتهای ابلهانه داشته باشه. موسیو جان خدای تبارک و تعالی دو عدد ت...م به شما ارزانی داشته واسه همین روزا دیگه....اگه بلد باشی حوله کنی دیگه نقدی حساب نمیکنی. تو کل وبلاگستان رو نمودی از بس گفتی 4 دیواری اختیاری. بالام جان تو کار خودتو بکن. تازه واسه این جور آدمها بی تفاوتی مثل مرگ میمونه... اون میاد یه چی بگه که اعصابتو بریزه بهم. تو هم اعصابت میریزه بهم. اونوقته که دیگه این بازی رو اون برده. من فقط برام سواله که تو چرا اهمیت میدی به اینکه یه آدم غیر فهمیده حس کنه که تو آدم فهمیده ای هستی؟ واقعاً فکر میکنی خوب بودن یا بد بودن تو رو اگه اینجور آدمها هم درک کنن مهمه؟
کیوان واقعا مهمه؟ حالا باز فردا بیا قهر کن بازم ما هی بیام نازتو بکشیم.
تو اصلا هورمونهای زنونه ات زیادی فعال شده. اینطوری پیش بری دیگه حامله میشی. ببین من کی گفتم بهت

به نظر من ایرادهای غیر منطقی رو درست همون کسایی انجام می دن که تازه واردن.از اینترنت و وبلاگ و حال و هواش چیزی نمی دونن.شما که حرفه ای هستی ناراحت نشو. گاهی همین چیزها رو بنویس و ملتفتشون کن.

بعضي ها واسه اينكه بچه معروف بشن حاضرن كه با گنده تر از خودشون در بيفتن و بعد هم هزار تا ادعاي نشُسته كنن. مراقب باش كه ناخواسته امثال آزاده خانوم! از قِبَل شما، سري تو سرها در نيارن.

ليلا

هر چند شکستن حريم ادما اينروزا در دنيای باصطلاح واقعی ( هر چند بنظرم همون دنيای واقعی هم با اون همه ادمای نقاب زده ! يکجورائی مجازيه ) هم کم نيس و خيلی وقتا حتی از نظر اماری به اپيدمی تبديل شده اما کاش لااقل افرادی که در قياس با اکثريت مردم در ايران از امکان دسترسی به اينترنت برخوردارند و بطور معمول قشر جوانتر و نسل جديد و ناسلامتی ! تحصيل کرده هستن در اين فضا احترام بيشتری واسه خودشون و حرمت بيشتری واسه بقيه قائل باشن و حداقل اين تشخيص رو بدن که کامنتدونی بلاگرا با سکس روم و درتی چتای چت رومای ياهو و امثالهم مفهومی کاملا متفاوت داره

آزاده

به نام خدا :
1 - در ابتدا لازم است بگویم که من هیچ نیازی به پاسخ دادن به کامنت های بالا نمی بینم چون به نظر هر شخص نهایت احترام را قائلم حتی اگر توهین باشد و مصداق شعری پر محتوی از فرهنگ غنی ایرانی است :
از کوزه همان برون تراود که در اوست

2 - اما (آقا کیوان عزیز) شما انساني با استعدادهاي متعالي هستيد و مایلم در جریان باشید بنده کارشناس حقوق قضائی با گرایش جرائم اینترنتی هستم و منظورم از اون کامنت فقط اطلاع رسانی به شخص جنابعالی بود ولاغیر
3 - لاپلاس، رياضي دان بلندآوازه فرانسوي مي گفت؛ اگر شخصي پشت به خورشيد در يك كوير حركت كند، سايه خود را همواره پيش روي خواهد داشت و نبايد تصور كند با دويدن تندتر و سرعت گرفتن بيشتر مي تواند از سايه خويش سبقت بگيرد، چرا كه طبيعت اينگونه حركت -يعني پشت به خورشيد دويدن- پيش روي داشتن سايه خويش است و چاره آن است كه جهت حركت خود را تغيير دهد.

ببین بعضیها از انگولک کردن بقیه و صداشونو درآوردن لذت می برن، حالا بهرشکلی که باشه حتی به شکل کامنت مسخره و بی محتوا و چرت و پرت گذاشتن، تنها راهش هم از نظر من اینه که به فلانت هم حساب نکنی چون وقتی عکس العمل نشون بدی میشه همون چیزی که اونها خواستن، کامنتهای حرف رکیک دار هم باید درجا پاک کرد البته این نظر شخصی بنده است

سلام.
خيلي خوبه كه ميشه اينجوري سرگرم بود نه؟
چيه قضيه؟...يه جورايي من نميتونم با اين مسئله كنار بيام كه شما هر چي كه به مذاق يكي خوش نمياد و مياد يه چيزايي مينويسه رو جواب بدي و بخواي لفظ غلط كردم و گ.... رو بكار ببري...
پس يه چيزي هست...اگه نيست پس چرا جواب ميدي؟
اگه اينجا نوشتن واسه دل خودته پس چرا بايد به ملت جواب بدي و اي ميل بزني؟؟
عصبي شدم ازخوندن اين نوشته...حس بدي بهم دست داد وقتي ديدم ميگي از زندان و حبس و اين جور چيزا ميترسي...
خب شايد به مسخره گفتن اين جملات خيلي بد نباشه ولي نميشه از روي نوشته لحن رو فهميد...
خوش باشي...

شاید مهمترین چیزی که ما باید یاد بگیریم اینه که همه انسان ها مغز دارند و توانائی فکر کردن.اگه بتونیم اینو به عنوان حق مسلم همه آدما بپذیریم دیگه به خودمون اجازه نمی دیم تو همچین فضای دوستانه ای حرف از جرائم اینترنتی بزنیم .
کیوان جان شما هم خیلی سخت نگیر دیگه این همه خانم و آقای محترم میان میگن قربونت بشم فدات بشم تکی قلمت محشره ...( اینا همش از زبون خانما بود) بذار یکی هم اینجوری بگه واسه چشم و نظر

شراب نجوشیده به آزاده نامی

آقا کیوان این آزاده نامی با گرایش فلان و بهمان واسه چی باید به تو یه نفر اطلاع رسانی کند؟ این زنک دیوانه است ولش کن خوشش میاد کرم بریزه خانم جون جنم که حقوق خوندی که چی؟ بیای وبلاگی ملتو بخونی بزنی برینی تو حال و احوالشون؟ با این مشغله های روزانه دلخوشی بعضی مثل ماها خوندن وبلاگ کیوانه.جمع کن جل و پلاستو بیزحمت. تو اگه حقوق خوندی باید بری مرجع و رفرنس مطالعه کنی نه که بیای اینجا. خانم جون بقول گربه چکمه پوش این یه گله جا مارو راحت بذارین. واسه زنده و مرده ات هم فاتحه میفرستم کیوان هم قول میده واسشون هر شب جمعه حلوا درست کنه. دست از سر کچل اینجا وردار برو یه جای دیگه سفره لیسانستو پهن کن. آفرین دخترخوب

شراب نجوشیده

کیوان خان از قول خواننده های پروپا قرص اینجا به خانمت روزشو تبریک بگو. این چیزا رو هم به .......ت حساب نیار. ولشون کن بابا یه سری ملت گزافه گو که جز بافتن خزعبلات هیچی یاد نگرفتن. مثل آزاده نامی و محمدرضا. ضمنا به نامی ربطی نداره تو مسیرتو عوض کنی یا نکنی همینجوری ادامه بده. یه لینکهای قوی دارم که میتونن پدر این نامی رو درآرن کاری نداره یه کد کارشناسی و پیگیری و عین سگ میکننش تو گونی میبرنش گم و گورش میکنن. حالا خود داند.

Marjaneh

دست از سر كيوان بردارين

soolmaz

اصلا چه معنی میده تا کسی چیزی میگه,تو سریع بر میگردی میگی من گ...اینجا یه محیط شخصیه,با اینکه نقد شدن خوبه اما درست و بجاش و البته مودبانه.نهایتش اگه کسی واقعا آزار می بینه خوب نخونه این وبلاگو,کسی مجبورتون نکرده که حتما بیاین و بخونین و بعد هم هزار جور تهدید و بد و بیراه.حفظ حرمت هم خوب چیزیه ...

soolmaz

ضمنا روز زن رو به همسر محترمت تبریک میگم.

هنگامه

سلام كيوان جان. و سلام به اين آزاده خانم يا آقا . ببين آزاده خانم آدم انقد پز نميده كه من حقوق خوندم حالا خوندي به ما چه به اين كيئان بنده خدا چه ربطي داره؟ اين همه وبلاگ ‘ تشريف ببريد به وبلاگ هاي ديگه اطلاع رساني كنيد. در ضمن اگه حقوق خوندي با گرايش جرائم اينترنتي ‘ قربون دستت پاشو برو ببين چرا انقد اين وب سايت هارو فيلتر ميكنن ؟ اينجوري اولا همه دوستت دارن دوما ما ميفهميم تو حقوق خوندي ‘ سوما سرت يه جائي گرم ميشه انقد به ما گير نميدي

هنگامه

راستي ! ما از آزاده حمايت ميكنيم .

انجمن حمايت از ديوانگان و ..... خلان شهر

ای بابا !......چرا عصبی میشی به خاطر 4 تا کامنت آب دوغ خیاری ؟؟
اگر خودت اعتقاد داری که اینجا مال توه و هر چی دوست داری می نویسی پس دیگه نباید اینقده نازک نارنجی باشی و فوری بیای یه متن گنده پست گنی و خودت رو دوباره توجیه کنی.......من که به اندازه شما تجربه ندارم اما تا حدودی می دونم چی می کشی.....کار من که به جاهای باریم کشید و یکی دو تا وبلاگ رو به باد دادیم !....هه هه
بماند.........به هر حال کمی پوستت رو کلفت کن و به رو خودت هم نیار کی چی میگه تو کامنت دونیت !.....

عزت زیاد !

ارسال نظر