« پسر عمو، تــوتــی! | Main | قهرمانی ايتاليا با طعم Quickbooks ! »

روزهای تبدار و نمدار!

هوا گرم شده. بارون‌های گاه‌ و بیگاه هم نتونسته خيلی موثر واقع بشه. كما اينكه چون آدم ميدونه اين بارون‌ها مقطعی‌يند و فردا ديگه ازشون خبری نيست نميتونه خيلی بهشون دل ببنده. كاملاً مشخص كه بارونِ هم راه گم كرده و واسه دل خودش اومده اينورا وگرنه اينجوری نبوده كه دلش واسه ما و تهرون تنگ شده باشه. هوا گرم شده و اين هوای تب‌دار، آدم رو خيلی اذّيت ميكنه. نميدونم ما ديگه پير و فرتوت شديم يا اون قبل‌تر هم هوا به همين شدّت و حدّت گرم بود و ما احساس نمی‌كرديم. پنداری آدم وقتی سر حاله، حرارت جاهای ديگه‌اش اينقدر زياد هست كه روی خورشيد رو هم كم ميكنه! پس احتمالاً یا ما دیگه سر و حال نیستیم و یا خورشید این روزها خیلی هایپر شده؟!

اين روزها آدم حال و حوصله خودش رو هم نداره. از همه سوراخ سنبه‌های آدم عرق ميچيكه. انگاری همه جات بهم چسبيده. خيس و مرطوب و نمدار و تب‌دار، چه معجون گهی ميشه اين تن و بدن آدم توی اين روزهای گرم تابستون. هر چند نه تنها فقط تن و بدنت بوی گه می‌گیره که آدم فکر میکنه تموم اون حس‌های خوبش هم بو گرفته. توی اين بَل‌بَشو اگه يه چيزی هم بهت آويزون باشه كه ديگه وامصيبتاست. اين روزها اگه می‌بينيد يكی توی خيابون داره گشاد گشاد راه ميره شك نكنيد طرف اواسط! پاش عرق‌سوز شده، وگرنه اينجوری نيست كه توی شلوارش ريده باشه پس بيخودی با كسی سر اين موضوع شرط‌بندی نكنيد!

مشكلات‌مون كم بود، اين ريش هم شده برامون قوز بالا قوز! از اين ور ميزنی از اونور در مياد، از اونور ميزنی از اينور در مياد! منهم كه آدم فعال و كوشا. صبح به صبح به زور صورتم رو ميشورم و مسواك ميزنم حالا چه برسه كه بخواهم هر روز اصلاح هم بكنم. نه ريش‌مون ريش درست و حسابی و نه اين آب و هوای بشدت حارّه تهران به آدم اين اجازه رو ميده كه آدم ريش بذاره. هوا خيلی گرمه. داغه. همه جات عرق كرده. خيلی از ماها هم که ماشالله هزارماشالله عادت داريم فقط سالی يكبار حموم بريم و اونهم فقط به مناسبت فرا رسيدن نوروز باستانِ. اُوه‌ه‌هه حالا كو تا عيد نوروز؟! بعضی‌هامون ديگه بو گرفتيم! بابا ترو خدا يه حموم بريد. يه آبی به اون سر و كله‌تون بريزيد. اون كُرك و پشم‌های اضافی‌تون رو هم اگه بزنيد، در چرخش سيارات منظومه شمسی خللی ايجاد نميشه. آخه اون همه موهای زير بغل رو نگه داشتی كه باهاش فرش ببافی يا ميخواهی اسمت بره توی كتاب رکوردها و گنيس؟! بعضی از شماها به مرتاض‌های هندی يه سور زديد. زندگی شهری كه همش موبايل نوکیا ان 80 و كيف و كفش شانل و آسانسور و ماکسیما و شومینه و باربیکیو و فست‌فود نيست. زندگی اجتماعی با مام و اسپری و عطر و ادكلن هم عجين شده. ديگه اينجوری هم نيست كه اگه يه كمی مام زير بغل‌تون و دو تا پيس ادوكلن بخودتون بزنید و يه ذره بوی خوب بدید بهتون انگ طاغوتی بزنند و بندازن‌تون گوشه زندون!

توی این روزهای گرم و داغ بعضی‌هامون بی‌خيال جماعت يا دو بند انگشتِ دست‌مون توی دماغ‌مونه و بعد از كشف و رصد محتویاتش اون رو یواشکی میمالیم به در و دیوار و یا همچين خودمون رو توی تاكسی و اتوبوس و مترو خِرچ خُروچ ميخارونيم كه بيا و ببين. تعداد آدمهايی كه بايد اين روزها غشو بشن روز به روز داره بیشتر و بیشتر میشه. آره می‌گفتم. اين اصلاح صورت و زدن ريش هميشه برام دردسر بوده. شما خانم‌ها خيلی شانس آوريد كه ريش نداريد! هر چند شما که بدبخت‌تر از ما هستيد چون هم يه سری‌هاتون ريش داريد، هم اگه يه كمی به خودتون نرسيد ماشالله سيبيل‌هاتون از من هم پُرپشت‌تر ميشه و هم دامنه اصلاحات‌تون خيلی خيلی گسترده‌تر از ما آقايونه. طول و عرضی به وسعت پیکره بدن‌تون! ما ديگه خيلی بخواهيم کلاس بذاریم و خودمون رو تحويل بگيريم ریش‌تراش رو برمیداریم و ظرف 5 دقیقه ريش‌مون رو ميزنيم و ديگه اون زير میرها معلوم نيست که چه خبره ولی مال شما سر و صورت و ابرو و سبيل و بنا گوش و پر و پاچه و دست و پا و الاماشالله! البته دارم فکر میکنم اگه ریشم رو نزنم همچین بد هم نمیشه خودم که از ته‌ریش خوشم میاد، یه جورایی شبیه جرج مایکل میشم. توی این روزهای گرم و داغ و تب‌دار و نمدار، بیچاره جرج مایکل!

Comments (33)

حمید جون:

اول

اگه شما بشي جرج مايكل، اون وقت جرج مايكل كي بشه؟

مشكل اصلي اضافه وزنه يه كمي لاغر بشيد بهتر ميشه گرما رو تحمل كرد ....

مهيار:

واقعا حرف دل منو زدي اقا كيوان !‌ من هميشه انقدر از گرما ناراحتم (‌ حتي گاهي تو پاييز و زمستون !‌ ) كه خانواده و دوستان به من مي گن اصلا تو بايد تو قطب به دنيا ميومدي !‌ خوشا به حال مردم كشورهاي سردسير مثل سوئد يا نروژ هوا تو اكثر ايام سال سرده نه مثل اين تهران خراب شده كه نه ماه سال جهنمه و فقط دو سه ماه يك ذره معتدل ميشه !‌

ليلا:

چه بامزه يکی از بسيار بسيار بسيار ... معضلات چار فصل عمدتا فصل داغ تابستون رو مطرح کردی !
توجه به اينجور مشکلات از داشتن انرژی هسته ای هم مهمتره ! ولی بدبختانه کو گوش شنوا ؟ بدبختی اينجاس که اينجور مسائل چون يکجورائی به تربيت و شخصيت فردی ادما مربوط ميشه حتی نميشه به ادمی که مجبوری مصاحبش باشی تذکر بدی معمولا در صورت امکان تنها چاره اينه که فرار رو بر قرار ترجيح بدی که متاسفانه يه جاهائی مثل محيط های کاری بسته يا باشگاه ورزشی يا استخر استفاده از اين راه حل به اين سادگی نيس . در مورد مام و اسپری و عطر و ادکلن هم زمانی دلپذيره که طرف در درجه اول بهداشت فردی رو رعايت کرده وتميز باشه وگرنه در شرايط نامطلوب استفاده از اينا معجون غير قابل تحملی ايجاد ميکنه که مصيبتش بيشتره ! طرف عينک جورج ارمانی ری بن پليس ... به چشمش زده لباس مارکدار تنشه اما تا نزديک ميشه احساس خفگی به ادم دست ميده يا از دور قيافه اش داد ميزنه که صبح علی الطلوع حداقل چار ساعتی وقتش پای اينه صرف شده اما دريغ از يه استحمام ساده و يه دوش پنج دقيقه ای !

اي بابا حالا نمي شد انقدر دقيق توصيف نمي كردي حالمون رو به هم نمي زدي؟!!

برین خدا رو شکر کنین واسه همون چیزی که بهتون آویزونه!! اگه توی این گرما پریود بشی و مجبور بشی یه متر نوار بهداشتی بچپونی لای پا! چی؟؟!! عمرن اگه شما مردها یه دقیقه هم تحمل می کردین!!

نخير مثل اينكه Open شدن نه ببخشید Open نوشتن هنوز از مد نيوفتاده ... زنده باشي استاد

گرمای هوارو کاری ندارم! خودم اینروزا تبدارم!! ولی یادمه یه شرط بندیهایی سر فوتبال کرده بودی ااا فک کنم گرمای هوا پی پی کرد تو پیش بینی هات....

اومدم به نسرین بگم که عزیزم تو این روزای گرم اگه پرید شدی از تامپون استفاده کن و حالشو ببر

Marjaneh:

صبح اول صبحي اشتهام باز شد ....

فرزانه:

آقا کیوان بعضی وقتها باید خیلی گذرا از کنار مسائل رد شد اینهمه شرح وبیان و تفصیل برای بوی گند و عرق یه خورده باعث چندش آدم میشه.بابا اینکه جدول مندلیف یا نظریه نسبیت نیست که احتیاج به اینهمه توضیح داشته باشه.

سلام.
خيلي جالبه كه با گرم شدن هوا پاچه شلوار خانوما هي آب ميره و جديدا طبق آخرين اندازه گيري ها به زير زانو رسيده...و ما حتي نميتونيم آستين كوتاه بالاي آرنج بپوشيم چون اشكال شرعي داره و همه جا بهمون گير ميدن كه اندام خودتو به معرض نمايش گذاشتي...
خب گرمه هوا...شما به روح اعتقاد داري؟
در مورد عرق سوز شدن اواسط پا هم پوشيدن شلوار خمره اي دهه 50 توصيه شده... :)

shirin:

ببينم تو يه مدت تو سالن اپيلاسيون كار نكردي احتمالا؟!

بابا تو که آخر خوش شانسی داری تو تهران زندگی می کنی .باز اونجا هوا خشکه.

اینجا توی رشت همه چیز دو برابر اون چیزیه که نوشتی . تازه بوی ترشک و لباسهای خیس از عرقی که آدمها رو منفورتر می کنه هم روش میاد داداش من.

ستاره:

ای کاش شما آقایون هم دامنه اصلاحاتتو نو گسترده میکردین! و اونکه می پریدین تو حوض واجبی و یه کمی از اونو میل میفرمودین تا واس همیشه اصلاحات کامل صورت بگیره و از دست گرما و سرما راحت میشدین!

سلام
کیوان جان؛ گفتی جورج مایکل, ناخوداگاه یاد دوستان همجنس بازمون شدم, تصور کن صبح بلند شدی و میخوای راه بیفتی بری شرکت که خیر سرت کارای engineering انجام بدی. میری سوار اتوبوس میشی(امروز روز زوجه و پلاکت فرد) توی این فکری که یه کامنت سنگین به پیمانکار بدی که یهو احساس گرمای شدیدی در قسمت پشتت کمی پایین تر از انتهای ستون فقراتت می کنی, بر می گردی ببینی که این خورشیده که اینجوری گرمه یا آتیش جهنم, میبینی یه آقای سبیل کلفت با زیر بغاهای زرد شده و دهن بو گندو و کله نیمه کچل و پشمای سینه که که با پشمای صورتش متحد و یکپارچه شدن , چسبونده اونجا یی که تا حالا آفتاب و مهتاب هم رنگش رو ندیده بودن. ای کاش لااقل زمستون بود که این گرما یا فایده ای داشت.ایشالا قسمت دوستان دیگه هم بشه, البنه خدائیش این gay ها هم عالمی دارن ها.مرسی بابت نوشته باحالت

گربه چکمه پوش جان من خودم رو نمی گم! خدا را شکر اینجا صد سال یه بار هوا گرم نمی شه که آدم بخواد یه ذره پوستش داغ بشه چه برسه به اینکه عرق بریزه!! و بعدش پریود بشه و اذیت بشه!

پی نوشت: اون دو کلمه کامنت من انگاری خیلی سکسی بوده! یه عده که فقط "لای پا" رو که دیدن هجوم آوردن وبلاگ من! ماشالله به مردان غیور ایرانی!!!

راستی گربه جان تامپون برای سلامتی خوب نیست! چون باعث رشد میکروب ها و انواع مولد سم می شه.
-------------------------------
ببخشید آقا کیوان کامنتدونی شما رو به پریود و تامپون و نواربهداشتی کشیدیم!

آقا سامان:

نسرین جون نیازی به ماشالله گفتن به غیرت مردان ایرونی نیست دلیلش لای پا خودته که خودت باهاش مشکل داری ( همون تنت می خواره سابق )

نسرین خانم جونم منم با تامپون زیاد موافق نیستم فقط این کیوان یه دفعه پست گذاشته که این بار خانمها مقصرند و از این حرفا... خواستم یکی از موارد استفاده تامپون که ایضا کیوان هم بهش اشاره کرده بود عرض کنم و الا چه با تامپون چه بی تامپون آدم پرید که میشه کلا اخلاقش گه مرغی میشه بل نسبت شما! خودمو عرض میکنم
----------------------------------
کیوان شرمنده ها! بالاخره این گپ های زنونه دونستنشم بد نیست... مخصوصا آقایون که اصلا فضول هم نیستن

وکیل عمو کیوان::

خانمها و آقايون محترم! صرفن جهت يادآوري بعضي عزيزان بگم كه ادبيات و لحن اين وبلاگ به همين سبك وسياقه. سر جدتون نياين گير بدين كه باز دوباره اين كيوان قاطي كنه! همينجوري هم كلي بدبختي كشيديم كه دوباره بياد بنويسه...مگه يادتون رفته؟

کی 1 از اون فرش بافتنت خیلی خوشم اومد .باااااااااااااابا چقد تو جیگری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نگاه:

والا ميگن: ريش گذاشتن تو چله تابستون مفيده و مانع تاثيرات نامطلوب گرما روي پوست ميشه كه با نمدار كردن اون ميشه تبدار نشد! حالا اگه ريش گذاشتي و هر روز هم دوش گرفتي و در ضمن ادكلن هم زدي و به اون زير ميرا هم رسيدگي كردي و گشاد گشاد راه نرفتي وانگشتات هم توي دماغت نكرد ي و.... باز هم نميشه نسبت به اونائي كه رنگ عوض كردن تا انگ طاغوتي نخورن متفاوت باشي. هر چند به ريشت هم رسيدگي كني باز هم نميشه متفاوت بود چون ريش هيچوقت و در هيچ فصلي وبه هيچ شكل و مدلی اصلا" چيز زيبائي نیست ! حالا اگه بخوای رنگ عوض کنی اون یه بحٍث دیگه اس.

خدایی شبیه جرج مایکلی؟بابا کشتی ما رو یه عکس بزار دیگه بااااااااااااااااااااابا

hani:

کیوان تو نوشتن مطالب چندش آور استعداد عجیبی داره.کیف کردم از خوندن جزئیات هوای تهران.در ضمن خانم ها گربه و نسرین: پلیز این بحث خونین رو ببرین یه خای دیگه آخه نه اینکه آقایون از این چیزا سر در نمیارن فضول هم نیستن!! ممکنه یه کم کسل بشن بندگان خدا!!!

امان از وقتي كه ميشيني خبرت تو تاكسيوو بقل دستي عزيزت مثل سگ عرق كرده و مثل الاغ سيگار كشيده تركيب اين دو تا بو مي تونه من رو بكشه

مهرداد:

خوب نسرين جون داشتي ميگفتي ....
نميذارن حرفش و بزنه كه ... هي دو لنگي مي پرن وسط حرفش .

asal:

سلام مایکل :))

وحید:

تمیز کردن بدن کاری داره؟
تو آسون ترین کار و ابتدایی ترین کار هم موندیم؟
چیزی که موجب محبوبیت میشه را دیگه انجام بدین

خوب مینویسی

اين نوشته بدجور بو گند مي داد ...... ببخشيد !

زهره:

افرین.اصلنم بی ادبانه نبود.اتفاقا موضوع مهمیو مطرح کردی.اگه مردم ایران یه نموره به خودشون احترام میزاشتن یه کم بیشتر حواسشون به بدنشون و بوی گند عرقشون و به لباساشون و به ریش و پشمای بدنشون بود.من نمیدونم تمدن 8000 ساله ایران کجا رفته که الان از همه دنیا چرک تر شدن؟! افسوس..وااای بر ما...ببارید ای ابر ها..بغرید ای تندر ها..

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2