« سرزمين مادری! | Main | پسر عمو، تــوتــی! »

...

Rain00.bmp

داره بارون مياد. اين موقع سال و بارون؟! تهـران؟! تيـر؟! بـارون؟! بارونش خيلی بارونه. از اون بارون زپرتی‌ها نيست كه يه نموره بباره تا فقط بهونه‌ای باشه واسه بيرون اومدن رنگين‌كمون. از اون بارون‌هايی نيست كه میباره ولی خيست نمی‌كنه. اين يكی ميشوره و ميبره. از اون بارون‌هايی كه همه چی رو پاك ميكنه. از اون بارون‌هايی كه شيشه رو دون‌دون ميكنه. از اون بارو‌ن‌هايی كه ديگه نميشه بيرون رو ديد. يعنی ميشه ديد، ولی ديگه همه چی محو. همه چی مات. همه چی گنگ. همه چی دور. انگاری زمين و آسمون رو با يه سری نخهای نامری بهم وصل كردند. تهـران؟! تيـر؟! بـارون؟! انگاری بارونه هم راه گم كرده. يه جورايی سرگردونه. يه جورايی معلّقه. انگاری اونهم پی يه بهونه است. بارون. بارون. بارون ... اگه بری و گم بشی؟! اگه بری و پاك بشی؟! اگه بری و دون‌دون بشی؟! اگه بری و محو بشی؟ اگه بری و وصل بشی؟! اگه بری و مات بشی، گنگ بشی، دور بشی. بارون. بارون. بارون. دور بشی. گم بشی. محو بشی. راستی، تـو كجا؟! اينجا كجا؟!

Comments (17)

یکی:

" ..آه باران باران..شيشه پنجره را باران شست..از دل من اما..چه كسي نقش تو را خواهد شست؟.."

Ng:

delam tang shod.....jaaie ma ro ham khaali konid :D

نوشا:

حس غريبيه معلق بودن...نه زميني هستي نه آسموني. ولي فقط بارونه كه از آسمون به زمين ميرسه و هنوز خواستنيه...كاش بارون بوديم..

ستاره:

من كويرم اي خدا / با حسرت يه قطره آب / .يه عمره كه بارونو از دور ميبينم تو سراب /خدایا خدایا کویرم کویرم /بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم /اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رو لب خشک تشنم گیسوی سبز جنگل تنمو می پوشونه /پرنده رو درختها میسازه آشیونه /خدایا خدایا کویرم کویرم
بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم
خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا

بارون میباره... بارون میباره از ابرا داره آسمون میباره

بارون میباره... بارون میباره از ابرا داره آسمون میباره

بي نهايت اين ترانه مرضيه رو دوست دارم و ديشب همش اينو زمزمه ميكردم هرچند كه گاهي هم دلم ميخواست بخونم :
بارون بارونه زمينا تر ميشه
گل نسا جونم كارا بهتر ميشه !!!!؟؟؟
اما خوب همون ترانه مرضيه بيشتر بهم ميچسبيد :)

ليلا:

هم اغوشی قطرات باران سرچشمه یکی شدن ... دریغا ! ابرها بعد از مرگ سرچشمه باریدند .

هنگامه:

باران ميبارد امشب ‘ دلم غم دارد امشب ‘ آرام جان خسته ‘ ره ميسپارد امشب.
اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را از سر من.....................

اين آهنگ اميذ آخرشه به خدا ...... .

روزبه:

چقدر زيبا چقدر كيف كردم با اين نوشتت پسر

آقا قربونت ، يه دستي بكش اين شيشه رو پاك كن. ببينيم چه خبره .

ببار اي بارون ببار، بر کوه دشت و هامون ببار . ببار ای بارون ببار در شب های تیره همچو زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار.

فرزانه:

کاش اینجایی که من هستم هم بارون بباره تا شاید...
این پستت بدجوری به دل میشینه.ایول داداش

سمیرا:

خیلی باحال بود ولی دلم گرفت

نگاه:

بارونه راه و گم كرده بود من با اومدن صداي پاي اون دست و پامو به كه چه زيبا ست همه چيز در زير باران و حتي جو گيري تو

یک دوست:

ازاین شیوه نوشتنت خوشم میاد.انگارحرفهاییست برآمده ازته دل که بدون هیچ آرایش وپیرایشی می ریزی بیرون.طورخاصی دلنشینه.چندپست قبلت راجع به فوتبال بود.ازفوتبال چیزی نمی دونم ولی اینجافوتبال روازکانال مکزیکی که باآب وتاب خاصی گزارش می کنن نگاه می کنم.گزارشگرمثل مسابقات ترکمنهای خودمون مواقع حساس صداش رو میکشه.ودیگه تیم آلمان بامربی ای که من رویادسالهای دبیرستان وزلزله اون سال که تهران روهم تکون دادمیندازه.اون آهنگ ابی روهم گوش کردم ودلم گرفت.من رویادمظلومیت ملتمون درطول تاریخ انداخت.مثل همون پروانه ای که تومشت میشه راحت لهش کرد.

ليلا:

چه حال و هواي عجيبي داره اين پست !
بارها خوندمش ديروز ديشب امروز و هر بار يه حس نو ! يه غم جديد ! و يه دلتنگي تازه !

جالبه .دیشب تا صبح رشت هم بارون میومد. بوی خاک و باد ملایم و خوابی که عجیب می چسبه.

شسته شدیم حسابی

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2