داره بارون مياد. اين موقع سال و بارون؟! تهـران؟! تيـر؟! بـارون؟! بارونش خيلی بارونه. از اون بارون زپرتیها نيست كه يه نموره بباره تا فقط بهونهای باشه واسه بيرون اومدن رنگينكمون. از اون بارونهايی نيست كه میباره ولی خيست نمیكنه. اين يكی ميشوره و ميبره. از اون بارونهايی كه همه چی رو پاك ميكنه. از اون بارونهايی كه شيشه رو دوندون ميكنه. از اون بارونهايی كه ديگه نميشه بيرون رو ديد. يعنی ميشه ديد، ولی ديگه همه چی محو. همه چی مات. همه چی گنگ. همه چی دور. انگاری زمين و آسمون رو با يه سری نخهای نامری بهم وصل كردند. تهـران؟! تيـر؟! بـارون؟! انگاری بارونه هم راه گم كرده. يه جورايی سرگردونه. يه جورايی معلّقه. انگاری اونهم پی يه بهونه است. بارون. بارون. بارون ... اگه بری و گم بشی؟! اگه بری و پاك بشی؟! اگه بری و دوندون بشی؟! اگه بری و محو بشی؟ اگه بری و وصل بشی؟! اگه بری و مات بشی، گنگ بشی، دور بشی. بارون. بارون. بارون. دور بشی. گم بشی. محو بشی. راستی، تـو كجا؟! اينجا كجا؟!
Comments (17)
" ..آه باران باران..شيشه پنجره را باران شست..از دل من اما..چه كسي نقش تو را خواهد شست؟.."
Posted by یکی | July 3, 2006 10:21 AM
Posted on July 03, 2006 10:21
delam tang shod.....jaaie ma ro ham khaali konid :D
Posted by Ng | July 3, 2006 10:25 AM
Posted on July 03, 2006 10:25
حس غريبيه معلق بودن...نه زميني هستي نه آسموني. ولي فقط بارونه كه از آسمون به زمين ميرسه و هنوز خواستنيه...كاش بارون بوديم..
Posted by نوشا | July 3, 2006 10:34 AM
Posted on July 03, 2006 10:34
من كويرم اي خدا / با حسرت يه قطره آب / .يه عمره كه بارونو از دور ميبينم تو سراب /خدایا خدایا کویرم کویرم /بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم /اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رو لب خشک تشنم گیسوی سبز جنگل تنمو می پوشونه /پرنده رو درختها میسازه آشیونه /خدایا خدایا کویرم کویرم
بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم
خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا
Posted by ستاره | July 3, 2006 10:34 AM
Posted on July 03, 2006 10:34
بارون میباره... بارون میباره از ابرا داره آسمون میباره
Posted by گربه چکمه پوش | July 3, 2006 11:46 AM
Posted on July 03, 2006 11:46
بارون میباره... بارون میباره از ابرا داره آسمون میباره
بي نهايت اين ترانه مرضيه رو دوست دارم و ديشب همش اينو زمزمه ميكردم هرچند كه گاهي هم دلم ميخواست بخونم :
بارون بارونه زمينا تر ميشه
گل نسا جونم كارا بهتر ميشه !!!!؟؟؟
اما خوب همون ترانه مرضيه بيشتر بهم ميچسبيد :)
Posted by بهار | July 3, 2006 12:24 PM
Posted on July 03, 2006 12:24
هم اغوشی قطرات باران سرچشمه یکی شدن ... دریغا ! ابرها بعد از مرگ سرچشمه باریدند .
Posted by ليلا | July 3, 2006 01:06 PM
Posted on July 03, 2006 13:06
باران ميبارد امشب ‘ دلم غم دارد امشب ‘ آرام جان خسته ‘ ره ميسپارد امشب.
اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را از سر من.....................
اين آهنگ اميذ آخرشه به خدا ...... .
Posted by هنگامه | July 3, 2006 02:58 PM
Posted on July 03, 2006 14:58
چقدر زيبا چقدر كيف كردم با اين نوشتت پسر
Posted by روزبه | July 3, 2006 03:05 PM
Posted on July 03, 2006 15:05
آقا قربونت ، يه دستي بكش اين شيشه رو پاك كن. ببينيم چه خبره .
Posted by سينا | July 3, 2006 03:52 PM
Posted on July 03, 2006 15:52
ببار اي بارون ببار، بر کوه دشت و هامون ببار . ببار ای بارون ببار در شب های تیره همچو زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار.
Posted by احسان | July 3, 2006 05:55 PM
Posted on July 03, 2006 17:55
کاش اینجایی که من هستم هم بارون بباره تا شاید...
این پستت بدجوری به دل میشینه.ایول داداش
Posted by فرزانه | July 4, 2006 07:52 AM
Posted on July 04, 2006 07:52
خیلی باحال بود ولی دلم گرفت
Posted by سمیرا | July 4, 2006 08:31 AM
Posted on July 04, 2006 08:31
بارونه راه و گم كرده بود من با اومدن صداي پاي اون دست و پامو به كه چه زيبا ست همه چيز در زير باران و حتي جو گيري تو
Posted by نگاه | July 4, 2006 09:18 AM
Posted on July 04, 2006 09:18
ازاین شیوه نوشتنت خوشم میاد.انگارحرفهاییست برآمده ازته دل که بدون هیچ آرایش وپیرایشی می ریزی بیرون.طورخاصی دلنشینه.چندپست قبلت راجع به فوتبال بود.ازفوتبال چیزی نمی دونم ولی اینجافوتبال روازکانال مکزیکی که باآب وتاب خاصی گزارش می کنن نگاه می کنم.گزارشگرمثل مسابقات ترکمنهای خودمون مواقع حساس صداش رو میکشه.ودیگه تیم آلمان بامربی ای که من رویادسالهای دبیرستان وزلزله اون سال که تهران روهم تکون دادمیندازه.اون آهنگ ابی روهم گوش کردم ودلم گرفت.من رویادمظلومیت ملتمون درطول تاریخ انداخت.مثل همون پروانه ای که تومشت میشه راحت لهش کرد.
Posted by یک دوست | July 4, 2006 09:20 AM
Posted on July 04, 2006 09:20
چه حال و هواي عجيبي داره اين پست !
بارها خوندمش ديروز ديشب امروز و هر بار يه حس نو ! يه غم جديد ! و يه دلتنگي تازه !
Posted by ليلا | July 4, 2006 10:12 AM
Posted on July 04, 2006 10:12
جالبه .دیشب تا صبح رشت هم بارون میومد. بوی خاک و باد ملایم و خوابی که عجیب می چسبه.
شسته شدیم حسابی
Posted by جوجو | July 4, 2006 10:26 AM
Posted on July 04, 2006 10:26