« 666! | Main | ... »

سرزمين مادری!

بعد از اينكه گفتم تيم آرژانتين رو دوست دارم ( و خب دو روز بعدش هم به سلامتی و دلِ خوش تيم در عين شايستگی از دور مسابقات حذف شد! ) و خودم حس می‌كنم يه رگ و ريشه‌های سرخپوستی دارم، ظاهراً يكی از خواننده‌ها كه احتمالاً توی قبايل سرخپوستان زندگی می‌كنه و با شاهين سفيد و ماديون اَبلق حشر و نشری داره، سندی تاريخی رو كرده مبنی بر اينكه گويا شواهدی يافته كه حس و علاقه من به سرخپوستان و كاكتوس و بوفالو همچين بی‌دليل نبوده. پس از كلی تحقيق و تفحص ايشون تونسته علايمی از دوران طفوليت بنده، روی علفزارهای قبيله ماُوو ‌ماُوو كه پدربزرگ‌ محترم‌شون هم رئيس قبيله اونجاست، پيدا كنه كه خب البته الان ديگه اين علايم خيلی سفت و عينهو سنگ شده!

اين خواننده خوش ذوق و قريحه كه گويا سوای قرابت و نزديكی با سرخپوستان از طرف خونواده پدری، رگ و ريشه‌اش به ونسان ونگوگ هم ميرسه نقاشی از محل زندگی فعلی خود كشيده و برای بنده فرستاده كه با ديدنش اشك توی چشمام حلقه زد و تموم اون حس‌های نوستالژیم دوباره گوله گوله و متورم شد! ظاهراً ايشون از خواننده‌های خيلی قديمی اينجاست كه از بلاگ اسكای مطالب اينجا رو دنبال ميكنه و اينجور كه خودش نوشته اينجا رو هم خيلی دوست داره ( لطفاً پايين رو نگاه نكنيد منظورم وبلاگه! ) پس از بررسی‌های بعمل اومده توسط مورخين، مشخص شده اون چادر، جايی بوده كه من دوران مهد‌كودكم رو توش گذروندم و اونجا نقطه شروعی برای ورود من به اجتماع بوده. وسط روز و با اون آفتاب تموز هم آتيش واسه اين روشنه چون اون موقعها كه مثل الان كبريت و فندك نبود هر موقع خواستند آتيش روشن كنند بنابراين وقتی يه آتيشی بوسيله سنگ چخماق روشن ميشد اين آتيش بايد همينجور زمستون و تابستون روشن ميموند چون اگه خاموش ميشد ديگه وامصيبت‌ها بود و بواسطه سرما نسل سرخپوستها عينهو ماموت‌ها منقرض ميشد. از قرار معلوم اون موقع هم كه ما اونجا بوديم بوفالو‌ها هنوز نيومده بودند، البته اينها رو رئيس قبيله گفته بوده كه نوه‌شون هم از طريق ايميل به بنده اطلاع دادند. بنابراين اگه توی نقاشی بوفالو نمی‌بينيد اصلاً فكر نكنيد نقاش، بلد نبوده بوفالو بكشه! بلكه زمان وقوع حادثه هيچگونه بوفالويی در منطقه ديده نشده.


020.bmp

بهرحال اين نقاشی رو به سه دليل گذاشتم توی وبلاگم:
1) بدين وسيله تشكری كرده باشم از اين دوست عزيزمون كه اسمش هم همانند سرخپوستان عجيب غريبه و ما آخرش هم نفهميديم كه ايشون خانم سرخپوست هستند يا آقای سرخپوست و يا شايد هم يه سرخپوست دو جنسيتی!
2) اينكه نشون بدم اون حس‌های كاكتوسی من كه هر سال موقع برگزاری جام‌جهانی به هوای تيم آرژانتين يهويی سيخ ميشه همچين بی‌دليل و مدرك نيست.
3) اينكار انگيزه‌ای بشه واسه اين سرخپوست عزيز كه يه كلاس نقاشی هم بره و يه كمی نقاشی رو اصولی‌تر و حرفه‌تر ياد بگيره تا بجز خورشيد و چادر و كاكتوس بتونه يه بوفالو هم بكشه تا الكی و به دروغ از قول رئيس قبيله‌شون نگه اون موقع‌ها بوفالو نبود!

Comments (21)

خدا رو شکر که شما سیاه پوست از آب در نیومدید وگرنه کوکلوس کلانها میریختند و شما رو شکنجه می کردند :-)
البته من فکر می کنم شما در زندگی گذشته تون باید جادوگر یا پیشگوی قبیله سرخپوستها می بودید چون تا حالا هرچی پیشگویی کردید درست از آب در اومد.
میشه بگید فینال کدوم دوتیم مسابق میدند ؟ نتیجه چند چند میشه ؟ کی برنده جام میشه؟
***************************************************************
K1:من از كوكلوس كلانها خيلی می‌ترسم! اصلاً اينهايی كه گفتی كی هستند؟!

به نظر من كه روحيه شما بيشتر به گل شمعداني ميخوره تا كاكتوس!!!!
***************************************************************
K1: اگه دوست داری شما هم دست به كار شو و حالت گل شعمدونيش رو بكش!

ببين كيوان! برزيل هم كه حذف كردي! مي شه از اين به بعد فرانسه رو دوست داشته باشي جون من؟؟!! ببين پرتغال و ايتاليا خيلي تيم هاي بدي ان!!! اصلاَ يه وقت دوستشون نداشته باشي ها!!!

نه اون موقعها بوفالو بوده. آبگوشت بوفالو هم از اغذیه مورد علاقه سرخپوستاست. نقاشی هم خیلی قشنگه. هیچم احتیاج به کلاس نقاشی نیس...

ضمن اينكه پرتغال قهرمان ميشه...
خدا ميدونه كه حقشه...
ديريم ريديم ديم ديم ديريم ديديديم

ميگم شايد تو زندگي قبليت سرخپوست بودي. يه چند جلسه هيپنوتراپي بري شايد معلوم بشه. اگه بشه من ميخوام برم 3 ماه تو يه قبيله سرخپوستي زندگي كنم. فعلا دارم پرس و جو ميكنم ببينم ميشع يا نه. اگه رفتم جاتو خالي ميكنم.
*****************************************************************
K1: بی‌زحمت يه سوالی بكن ببين من هم ميتونم بيام! همچين بدم نمياد منهم چند وقتی لا‌به‌لای سرخپوستان زندگی كنم.

غزال:

دیدی آقا کیوان ! با اون سفره ی دلت ! برزیلم که حذف شد!! حالا نمی شد چیزی نمی گفتی ؟؟ بابا ایوالله! سق سیاه!

بابا دست مريزاد!!!
ميشه يه نمه همچيني از آلمانم تعريف كني؟!
*****************************************************************
K1: اگه بخواهی يه پولی ميگيرم و از آلمان هم تعريف ميكنم!

نوشا:

با اين سق سياه و چشم شوري كه تو از خودت رو كردي آقا كيوان اون نقاش بدبخت احتمالن الان جوري شل و پل و كور و چلاق شده كه ديگه بوفالو جاي خود خط صاف هم نتونه بكشه!!
*****************************************************************
K1:قسمت بشه چيزهای خوب ديگه‌ام رو كه هنوز رو نكردم ببينيد! اون موقع ديگه عمراً نميشه حتی يه نقطه هم روی كاغذ گذاشت!

ليلا:

فکر کنم دليل اينکه تو اين نقاشی بوفالويی ديده نميشه عدم مهارت نقاش نيس دليلش احتمالا ميتونه اين باشه که : مثل خيلی چيزا ! سرخپوستم سرخپوستای قديم ! سرخپوستای اين دوره زمونه ديگه جرات مقابله با بوفالوها رو ندارن ميرن يه جاهای پرت و پلا که از دسترس بوفالو ها بدور باشن . شجاعت سرخپوستی هم ديگه شده افسانه . دور از جون تو که رگ و ريشه ات به اون دلاوران و شيرمردان و .... ! سرخپوست ميرسه و دور از جون اين نقاش با ذوق ولی شنيدی ميگن که : سرخپوست خوب سرخپوست مرده ا س ؟! خدا لعنت کنه باعث و بانيش استکبار جهانی رو !
ولی جدی مطلب پست امروزت با اون نقاشی با نمک و رنگای چشم نوازش خيلی فان داره . اون چادر و اون اتيش ادمو ياد فيلمای وسترن و کارتونای قديمی ميندازه . کودک درون به شيطنت و ورجه وورجه !!! ميفته .
*****************************************************************
K1: آره احتمال هم داره بوفالو رو توی چادر قايم كرده باشند كه آدم گول بخوره و بره تو چادر و ...... اونوقت رئيس قبليه و ...... بعدش كه ديگه كار تموم شد و ...... !!!

آقا می گم نقاش شانس آورد عاشق آدم خوارها نشدی و گرنه کارش خیلی سخت می شد..!! در ضمن احتمالا قهرمانی از آن پرتغال (شایدم پرتقال!!) هست و بس.
سلام...
*****************************************************************
K1: مثلاً من اگه عاشق آدم‌خوارها ميشدم چرا كار نقاش سخت‌تر ميشد؟!
عليك‌السلام .....

من از طرف تيم آرژانتين مراتب قدرداني شون ر وبه استحضار شما مي رسانم و عاجزانه تقاضا مند مي باشم كه بابا بي خياله آرژانتين, اينم شد تيم؟ تو رو خدا برو مثلاً چمي دونم طرفدار آلمان شو.

YAAK:

واي به حالت اگه آلمان حذف بشه!!!
اسم سرخپوستيت رو نگفت چيه؟
*****************************************************************
K1: نه اسم سرخپوستيم رو بايد برم اداره ثبت و احوال‌شون بپرسم!

dh:

jahateh ettelaa arz konam keh Argaantin va Shili tanhaa keshavar haayeh Amricaayeh jonoobi hastand keh kamtarin rabt row beh sorkhpoost'haa daarand
Dar haghighat omdatan sefidpoost va oroopayee hastand

نگاه:

ای ازسرزمین مادری! ای از نسل سرخپوستان!اینکه جنسيت نقاش (این دوست عزیزت) چیه مهم نیست مهم جنسیت خودته که معلوم نیست ؟! دوما" جام جهانی 4 سال یه بار برگزار میشه چه جوریه که اون حس‌های كاكتوسی شما هر سال!هر سال ؟ موقع برگزاری جام جهانی وبه هوای آرژانتین يهويی سيخ ميشه ؟ سوما اگه با چشم بصیرت به این نقاشی نگاه کنی چند تا بوفالو رومیتونی ببینی یکیشون توی چادره و چندتاشونم پشت کاکتوسان!
*****************************************************************
K1: خدمت شما عرض كنم كه اگه شما مشكوك هستيد من ميتونم جنسيت خودم رو خدمت‌تون عرضه كنم! حس‌های كاكتوسی ما خيلی وقتها همينجوری سيخ ميمونه اصلاً نيازی به جام جهانی و اين حرفها هم نداره!

سلام كيوان جان واسه من بالاي عكس سياهه چرا ؟!؟ به عبارتي خورشيد خانوم از تو عكس سانسور شده !!! فقط پاش معلومه
*****************************************************************
K1: جاويد جان زياد ناراحت نباش دنيا همينجوره مال بعضی‌ها بالاش سياهه و مال بعضی‌ها پايينش! از بد حادثه مال تو هم فقط پاهاش معلومه!

سلام کیوان خان ! حالا که انقده به سرخپوستا و فرهنگ سرخپوستی علاقه داری اینم خدمت شما :
http://lava.nationalgeographic.com/pod/pictures/sm_wallpaper/06093_25.jpg
خیلی اتفاقی پست شما رو با این عکس با هم دیدم گفتم شما هم بی نصیب نباشید !!!

ستاره:

ببین ! این به اصطلاح چادر تو نقاشی شبیه یه خشتکیه که بندشو تا اونجائیکه راه داشته کشیدن و زیر این آفتاب تورتوری آویزونش کردن روی اون آتیش که خشک بشه حالا کی خیس کرده و کی خیس شده و چقدر خیس شده و چرا خیس شده و کجا خیس شده جای بحث داره!
***********************************************************
K1: من هيچ وقت اينقدر دقيق به اون چادر و خشتك و آتيش و خيس شدن و خيس كردن و آب‌بازی فكر نكرده بودم. شايد هم حق با شما باشه روی و زير و توی اون چادر احتمالاً يه خبرهايی هست!

ببين ميشه يه ذره از من بد بگي . شايد كارام درست بشه.

فرزانه:

اه كيوان جان چه كم حافظه شدي .اسمت (ترسان با بوفالو )اونروز هم با بوفالو ها ماموريت رفته بودي برا همينه كه هيچ بوفالويي اون دور و ورا نيست.(از همون زمان كه مهد مي رفتي سقت سياه بود و چشمت شور)

اسم سرخوپوستیت معلومه دیگه
ایستاده با توپ...یا از پشت یک سوم

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)


Please enter the security code you see here

Powered by
Movable Type 3.2