چهارشنبه، ۷ تير ۱۳۸۵

نميدونم اين ايزو ديگه چه عذاب آسمونی و درد اليمی بود كه توی اين هاگير و واگير و بگير و ببند كه سگ صاحبش رو نميشناسه يعنی دقيقاً وسط جام جهانی بايد يهويی سر ما نازل ميشد؟! تجربه سه چهار ساله كارم، طبق سيستم و نظارت استانداردهای ايزو نشون داده، اينجوری هم نيست كه صرفاً ايزو يه بنر و تبليغ باشه كه لگوش فقط به درد سربرگ و معرفی شركتها بخوره. البته شركتهای ايرانی با گرفتن ايزو، نه ميتونند دقيقاً منطبق با اون شرايطی كه استاندارد معرفی كرده كار كنند و نه ديگه ميتونند همينجوری سيكيم خياری و بزن درويی كار كنند. بنابراين يه چيز بينابين و لنگ در هوا ميشيم كه خب بايد تلاش و كوشش‌مون رو برای رسيدن به نقطه بهينه داشته باشيم. اوه ... نقطه بهينه؟!! چه گـُه خوردنهااا. بهرحال شايد هنوز به اون باور نرسيديم كه سيستم‌های مديريتی منجمله ايزو ميتونه در نحوه و نوع كار و راندمان و بهره‌وری موثر واقع بشه و در حال حاضر ايزومون هم مثل خيلی چيزهای ديگه‌‌ای كه به خودمون و زندگی‌مون وصله پينه شده، ريشه در چُسان فِسان و چشم هم‌چشمی داره.

بهرحال چند روزیه كه در خدمت مميزين محترم هستيم. مميز نگو، بگو عزرائيل. بگو پوآرو. بگو 007! لامصب‌ها همينجور صاف ميان و دقيقاً دست ميذارند روی همون نقاط حساس و شبهه‌برانگيزی كه اصلاً فكر نميكردی به عقل و ذهن و هوش‌ و روان‌شون برسه. اصلاً انگار يكی قبلاً به اونها راپورت داده كه وقتی ميان، برن سراغ كدوم مدرك و سند. البته بواسطه داشتن ايزو و مميزی و آديت ساليانه، توی واحد ما اجباراً ! يه سری كارها درست و اساسی انجام شده ولی شما كه غريبه نيستيد، يه سريهاش هم بواسطه اينكه از قبل ميدونستيم قراره اين هفته مميزی انجام بشه به روش " ماست‌مالیزاسيون " تف‌مالی و سرهم‌بندی شده. بهرحال مستندسازی و درست كار كردن از جمله چيزهايی كه با خلق و خوی و فرهنگ ايرانی سازگار نيست! و در بهترين و مساعدترين حالت نياز به زمان داره ولی خب خوبيش اينه كه اينها رو اون بنده‌گان خدا هم ميدونند.

اين رو هم داخل پرانتز كه خب البته الان بيرون پرانتزه، بگم كه ايكاش ماها هم ميتونستيم توی زندگی روزانه‌مون مثل مميزها عمل كنيم و دقيقاً دست بذاريم همونجاهايی كه بايد بذاريم! از صبح تا شب و دائماً به همديگه دست ميزنيم، نه تنها دست كه خيلی چيزهايی ديگه‌ای رو هم بهم ميزنيم، همديگرو ميماليم و ميمالونيم و انگلولك می‌كنيم، به سوراخ سنبه‌های هم سَرك ميكشيم و انگشت‌مون شده خط‌كش و گـِجی مدرّج و نشونه‌ای واسه اندازه‌گيری استاندارد. خودمون رو مميز ميدونيم ولی معمولاً خودمون هم زياد خطا می‌كنيم و بديش هم اينه كه هيچ قالب و شابلون و انگشت مدرجی هم نيست كه ما رو كاليبره كنه. خيلی وقتها ناخواسته، اشتباه می‌كنيم و خيلی وقتها هم خودخواسته و اشتباهی می‌كنيم! البته اونايی كه نه ميدونند ايزو چيه و نه متوجه اين دو سه خط آخر شدند، اونها خيال‌شون راحت و راحت باشه! چون نياز به گواهينامه و سرتی‌فيكيت ندارند از همين امروز ميتونند خواسته و ناخواسته و خودخواسته هر غلطی كه خواستند بكنند!

۱۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
یک دوست

خواستم فقط سلامی عرض کرده باشم وخوشحالی خودم را از برگشت شما ابراز نمایم.

فرزانه

به قول شما ایکاش،ایکاش یه ایزو هم برای اعمال و رفتار انسانها اختراع بشه.

وجدان هر فردي يه جورايي ايزوي اون محسوب ميشه؟ نه؟ هر چند ...

نوشا

وجدان هيچ دو نفري بر اساس استاندارد ثابتي تعريف نشده. البته اين نظر شخصي منه و ميتونه درست نباشه.

نوشا

همين كه بتونيم ياد بگيريم قبل از قضاوت كردن ديگران (يا بعبارتي مميزي ديگران! كه خيلي هم كامنت بيربط نگذاشته باشم!)خودمون رو در شرايط اونا فرض كنيم و ببينيم آيا ما در اون شرايط عملكرد بهتري مي داشتيم يا نه ميتونه يك موفقيت محسوب بشه.

ایزو دیگه چیه آخه؟ وجدان کدومه؟ به نظر من اگه کسی بخواد با وجدان زندگی کنه، کلاهش پس معرکه اس. در ضمن اگه فقط به صرف داشتن لوگوی ایزو اونو می خواید خبرم می کردید یه جا رو بهتون معرفی می کردم تعاونی حساب می کنن.
سلام...

اه اه ....د ما هم مثلا داريم ايزو ميگيريم. همين مسخره بازيها رو داريم....البته فعلا مميزي شروع نشده.

پوپک

بحث اشتباهات ناخواسته و خودخواسته بحث جالبيه كه كاش ميشد بيشتر درباره اش صحبت كرد. در مورد اشتباه ناخواسته كه زياد حرفي نيست و تا حدودي تكليفش روشنه ولي اشتباه خودخواسته.. آيا منظور اينه كه فرد با علم به اشتباه بودن عملي عامدانه مرتكب اون شده بدون اينكه بتونه در مقابل نيروي بازدارنده دروني مقاومت كنه؟ يا از اول به دلايل نامعلوم قصد اشتباه كردن داشته ( كه زياد به نظر منطقي نمياد ولي كدوم از ما تا بحال هميشه بر اساس منطق و عقل رفتار كرديم؟) شايد هر عملي- صرفنظر از خوب و بد يا درست و اشتباه بودنش- در نظر فاعل آن توجيه درستي داشته باشه.

ليلا

قاعدتا صلاحيت اظهار نظر اصولی در مورد محاسن و معايب پديده ای به نام ايزو در حيطه دايره افراديه که در صنعت شاغلن و بطور ملموس با تبعاتش سر و کار دارن . اما بعنوان يه شهروند عادی فکر ميکنم اين مورد هم مثل ساير پديده های تکنولوژی وقتی با فرهنگ ايرانی حتی گاهی با زور گره زده ميشه در کنار محاسن معضلاتش هم کم نيس . اگه قراره ايزو و ايزوبازی ! هم مثل بيشمار نمونه های ديگه تبديل بشه بقول تو به چشم و همچشمی و قر و فر و دکور .......!!! و گاهی هم بشه با شل کردن سر کيسه !!! از اين عناوين و لگو ها ی پر طمطراق بهره جست اونوقته که ناچارا بايد ترمز کنيم و بپذيريم که تحليل قضيه ساده نيس و مثل هر کار ديگه نياز به تخصص و تجربه داره .
در مورد پاراگراف اخر پستت هم مطمئنا هيچ ادميزاد ( و البته در مواردی غير ادميزادها رو هم شامل ميشه ! ) از خطا و اشتباه مبری نيس و متاسفانه مميز ديگران بودن هم خيلی خيلی اسونتر از مميز خود بودنه ! اما برخلاف تو فکر ميکنم مواردی که خود خواسته اشتباه ميکنيم خيلی کمه چون اگه لفظ اشتباه رو در موردش قبول داشتيم ديگه مرتکب اون نميشديم . چی گفتم ؟! با اين جملات شخصی و پيچيده پاراگراف اخر من هم قاطی کردم ! احتمالا من هم جزو اون گروهی هستم که تکليفشون مشخصه بايد خيالم راحت و راحت باشه چون .........! اصلا کی بوده گفته : خوشبخت کسی که کره خر امد الاغ رفت !؟ واسه همين عجالتا بی خيال ايزو و مميزی و اشتباهات از نوع خواسته و ناخواسته !!!
تو اين به فرمايش شما هاگير واگير و بگير ببند جام جهانی فعلا فوتبالو عشقه !

سلام.
يعني واقعا كسي هست كه فكر كنه قراره يه روزي بازخواست بشه و كارشو درست و دقيق انجام بده؟
به نظر من ايزو ميزو رو بيخيال...آدميزاد يه چيزي داره به نام وجدان (البته اگه چيزي ازش مونده باشه) كه اندازه چند تا مميز ميتونه كار كنه...همين كه راه بيافته خود آدم همه كاراشو درست و سالم انجام ميده.
اگه ما بتونيم خودمون مميز خودمون باشيم در گير و دار درست كردن و قضاوت كردن ديگران نباشيم خيلي چيزا عوض ميشه...خيلي چيزا...

ناشناس

ايزو ؟؟؟ وجدان ؟؟؟ ==> و یجو !!!

زیاد مثل ممیزی ها باشی حرص میخوری گیر میدی حال نمیده

من فقط الان موندم تو كف اون "سرتي فيكيت" ...

خب راستش ما که سرو کارمون با ايزو ميزو نيست خدا رو شکر .

baharak

نزديك بود من مميز بشم كه خدا رو شكر نشدم.البته حقوقش بالاست ولي فكر كنم اعصاب برا آدم نذاره.

اوه اوه ایزو گرفتن که من یه بار شاهد مراحلش بودم خیلی وحشتناکه! تسلیت می‌گم! نه شوخی کردم ان‌شاا... خیر باشه.... اِاِاِاِاِ چه عجــــــــــــــــــب الآن فهمیدم که اینجا بالاخره می‌شه نیم فاصله گذاشت!!!!!!!!!! آخیـــــــــش... راستی تیم من دیشب حذف شد ): اسپانیا! حالا من می‌دونم چرا طرفدار اسپانیاام به خاطر فیگو!!!!!!!! چه ربطی داره؟؟!!

کیوان یه ایزو واسه وبلاگت بگیر کلاست بره بالا :)

یک دقیقه سکوت کنید به احترام آرژانتین! ایتالیاییاش صلوات!!

ارسال نظر