گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
والله من اگه ميدونستم كه اينهمه خواننده آدم حسابی و پزشك و متخصص و جراح با مدارك و مدارج عاليه دارم كه غلط ميكردم چنين اراجيف و مهملاتی سر هم كنم كه گروهی رو ناخشنود كنم! اگه سه چهار سال قبل بود يقين بدونيد كه توی اين پست با فونت بولدايتاليك مینوشتم، همينی كه هست، زبون و نوع نوشتن من همينجوريه دوست داريد بخونيد دوست هم نداريد عزّت زياد و خوش اومديد! ولی گذشت زمان، هم تجربه من رو زياد كرده و هم صبر و تحمل شما رو.
دوستان عزيز، اگه توی جملات محاورهای مثلاً بگيم، پای فلانی اندازه كِشتی هستش. آيا اين به معنی اينه كه داريم فلانی رو مسخره ميكنيم؟! آيا داريم به كشتی و سازمان كشتيرانی و بنادر فحش و بد و بيراه ميگيم؟! آيا ملوانها و ناخداها و قهرمانهای شنای سرعت و بچههای تيم ملّی واترپلو بايد بهشون بر بخوره؟! آيا بايد از فردا، ديگه سبزی پلو با ماهی نخوريم؟! آيا بايد صنف كفاشها دست از كار كشيده و اعتصاب كنند؟! آيا بايد از فردا همهمون پای برهنه بريم توی خيابون؟!
قطعاً بيش از نود درصد كسانيكه هر روزه اين وبلاگ رو میخونند كسانی هستند كه بنوعی مشتری دائمی اينجا محسوب و با نوع نگارش و ادبيات خاص كسيكه اين نوشتهها رو مینويسه آشنا هستند. منی كه پنداری از دماغ فيل افتادم و با شاه فالوده نمیخورم بخاطر ماهيت و شكل و شمايل نوشتاری وبلاگی بارها و بارها خودم رو در نقش گاو، گوسفند، الاغ، دزد، بيسواد، چشمچرون، هيز، خانمباز، تنبل و ... قرار دادم. اگه قرار باشه فقط بگیم بقيه دارند دزدی میكنند و همه ما پاك و برّی هستيم پس داريم از كدوم " بقيهای " صحبت میكنيم؟! اگه جايی گفتم منهم دزدی میكنم صرفاً بخاطر اينه كه اثرگذاری اون مطلب بيشتر باشه و خودم رو تافته جدا بافته ندونم وگرنه من تا حالا بدون اجازه حتی يه دونه پرتقال هم از توی يخچال برنداشتم! توی خيلی از نوشتههام در رابطه با هيزی و چشمچرونی آقايون نوشتم. اولين كسی رو هم كه اسم بردم خودم بوده ولی ميتونيد از كسانيكه شناخت بيشتری در رابطه با من دارند بپرسيد و ببينيد كه آيا واقعاً من چنين مشخصهای كه متاسفانه خيلی از آقايون ايرانی هم دارند رو دارم؟! همه ما هميشه از ديگرانی صحبت میكنيم كه نقض قانون میكنند. چراغ قرمز رو رد میكنند. از پل عابر پياده رد نميشن. پوست تخمه و چوب بستنی رو از شيشه ماشين ميريزن بيرون ولی آيا ما خودمون تا حالا اينكارها رو نكرديم؟!
من دزد نيستم، آينده رو نميدونم شايد مجبور شدم فردا دزدی هم بكنم ولی تا الانش كه نكردم ولی خيلی مواقع پل عابر رو بیخيال شدم و عينهو چهارپا از وسط خيابون رد شدم. تا دلتون بخواد با دخترهای مختلف ارتباط داشتم ولی هيچ وقت هيز و چشمچرون نبودم و نمك به حرومی نكردم و خواهر مادر طرف رو لوطیخور نكردم. به قوانين احترام ميذارم ولی چند باری كه عجله داشتم چراغ قرمز رو رد كردم. دروغ چرا، خيلی وقتها پوست تخمهام رو هم ريختم توی پياده رو. پزشك و متخصص قلب و عروق هم نيستم ولی قطعاً فهم و شعورم از خيلی از آدمهای تحصيلكرده اين جامعه بالاتره، شك نكنيد. من نويسنده نيستم. در رابطه با شكل و شمايل و نوع نگارش، هيچگونه تحصيلات آكادميك و ابتدايی و دوره آموزشی و كلاسی نرفتم و رسم و رسومش رو هم نميدونم. جامعه شناس و روانشناس و متخصص معضلاتِ اجتماعی هم نيستم. اگه چيزی مینويسم دنبال قلم طلايی و جايزه جلال آل احمد و صادق هدايت هم نيستم. اينجا فقط از يه سری دغدغههای شخصی خودم در رابطه با مسايل اجتماعی مینويسم. مشكلاتِ ترافيك، دود، بوق، دوغی كه آب بهش بستند، مشكلاتِ كتاب، روزنامه، فيلم، سينما، خانومها، آقايون، اون آدم مسنهايی كه ديگه تحويلشون نمیگيريم و طردشون كرديم يه گوشهايی از اين زندگی، عقد، عروسی، عزا، قر و قميش، عشوه و ناز، مُرده و قبرستون و حتی خيلی وقتها در رابطه با بابای علی شلمبهای كه هيچ كدوم از شما هم نديدنش نوشتم و حالا هم وقتی كه میبينم دوستان زيادی با يه طيف گسترده سنی و تحصيلی اين نوشتهها رو ميخونند و اين وبلاگ براشون جالبه و هر كدوم از يه زاويهای به اون نگاه میكنند جداً برام خيلی ارزشمند و محترمه.
فكر كنم بيشتر از نود درصد نوشتههای اين وبلاگ در قالب طنز بوده. اين رو كه ديگه همهتون ميدونيد و بهش معترفيد؟! دوستان عزيز، چرا اونجايی كه ميام و مینويسم من توی يادگيری زبان انگليسی " گاوی " بيش نيستم يكی از شما خوانندههای محترم به هواداری از من، اعتراض نميكنه و نميگه " با توجه به شناختی كه از تو داريم قطعاً اين جملهات اشتباهه، تو فهم و شعورت خيلی هم زياده و حداقل از يه گاو بيشتر ميفهمی " يعنی واقعاً شمايی كه هر روز وقت ميذاريد و اينجا رو ميخونيد فكر میكنيد اينها رو يه گاو نوشته و يا همهتون ديگه متوجه شديد كه من فقط خواستم به اين موضوع اشاره كنم كه زبان انگليسیم خيلی ضعيفه؟! بنابراين اين وسط من، نه به گاو كار داشتم، نه به شيرش و نه به پستونش. همهتون چند ثانيهای خنديديد و شايد يه تلنگری بهتون خورده كه اگر انگليسیتون مشكل داره هر چه زودتر اقدامی جهت بهبود اون بكنيد و بعدش خيلی راحت از اين نوشته رد شديد و رفتيد دنبال زندگیتون. اونجايی كه خودم رو ميبرم توی قالب گاو همهتون از دكتر و مهندس و عمله و سوپور و دانشجو و دانشآموز خوشتون مياد و نيشتون تا بنا گوشتون باز ميشه و اگه روتون بشه ميگيد، براتون ماما بكنم و يه جفتكی هم بزنم در صورتيكه اگه با همون زبون و ادبيات و با همون لحن در رابطه با يكی از شماها صحبت كنم اونوقت اون ميشه پيرهن عثمون و پای فهم و شعور و كمالات و علّو درجات و قوانين مادی و مدنی و حقوق بينالملل و ديوان عدالت اداری مياد وسط و شماها همهتون ميشيد فاضل و فرزانه و دانشمند و همهگی هم كمر به قتل من میبنديد؟!
خانمها و آقايون و جامعه محترم پزشكی! در اينكه شغل شما خيلی سخت و طاقتفرساست و سالها بايد درس خوند و مطالعه كرد و رياضت كشيد و شبزنده داری كرد و با انواع و اقسام امراض و بيماريها در تماس بود، هيچ شكی نيست. ممنون و سپاسگزار از زحمات همه شماهايی كه در خيلی مواقع تك تك ما، جوونمون رو مديّون شما ميدونيم ولی روزی كه بخاطر قبول شدن توی دانشگاه به تموم فك و فاميل شيرينی داديد و حالا هم سالهاست كه داريد پُز پزشك بودنتون رو ميديد و اون قديمیترهاتون ويلای توی شمال و كيش و خونه شخصی توی زعفرانيه و لندن و ماشين تويوتا و سالی دو بار كانادا و آمريكا و ..... نمیدونستيد كه چنين وظيفه سنگين و خطيری بر عهده داريد؟! زحمت كشيديد، دود چراغ خورديد حالا هم نوش جونتون. از شير مادر حلالتر ولی آيا ( بعضیهاتون ) به اندازه متراژ و زير بنای تراس و باربكيوتون مرام و معرفت و لطف و صفاتون رو هم توسعه داديد كه با مريضتون كه از صدقه سری اون به اين پُست و سمت رسيديد، درست برخورد كنيد؟! قطعاً همه پزشكها چنين برخوردی ندارند. خيلیها سنگ صبور مريض هستند. به حرفش گوش میكنند، راهنماييش میكنند، شماره مطب، موبايل و حتی منزلشون رو هم در اختيار مريضشون ميذارند ولـــــــــی شايد، شايد، شايد همه اينها لطف نباشه بلكه اگر دكتری با كمال آرامش و خونسردی به حرفهای مريضش گوش كرد، وظيفهش باشه. اين جزءای از فلسفه كار پزشكيه.
نه قصد يادآوری وظيفه شما رو دارم كه توی اين مملكت " يادآوری وظيفه " بزرگترين جرم محسوب ميشه و نه قصد توهين به هيچ كدوم از شما عزيزانی كه انصافاً جايگاه والايی نزد همه اقشار جامعه داريد. اگه چيزی نوشتم برخوردهايی بوده كه ديدم. شايد من يه كمی حساسم. حالا هم نه از دست اون عزيزان پزشكی ناراحتم كه در كمال منطق و انصاف نظر خودشون رو برام نوشتند و ايميل زدند و نه از " علی " آقايی كه بنا به گفته خودشون ايشون هم پزشك هستند و در كمال لطف و صفا، فحش خواهر مادر رو كشيدند بجون بنده و منم مجبور شدم يه سری جاهاش رو سانسور كنم ولی اينقدر معرفت داشتم كه بقيهاش رو بزارم توی كامنت قبلی باقی بمونه. چه من بگم و چه نگم، برخورد خيلی از پزشكان بد و توهينآميزه. به نوشته من استناد نكنيد. خود شما پزشكان عزيز ميتونيد از دوست و آشناهاتون سوال كنيد. كلاه خودتون رو قاضی كنيد و ببينيد عمده مراجعين از برخورد پزشكان راضی هستند يا نه؟! چون شما آرايشگر و نونوا نيستيد پس به ما آدمهای اُمی و بيسواد اين حق رو بديد كه توقع داشته باشيم يه جور صحبت كنيد، يه جور برخورد كنيد كه ما آدم كوچولوها كه به چشم خيلیهاتون ديگه نمياييم حرف و كلام و برخوردتون رو بفهميم و درك كنيم. اين خواسته زيادی نيست. والله بخدا منهم اگه بخواهم به زبون تخصصی كه مربوط به كارم هست صحبت كنم بعيد بدونم به تعداد انگشتهای يك دست هم متوجه منطورم بشن و بفهمند كه از چی دارم صحبت ميكنم.
اگه قرار باشه بابت دو خط نوشته پنجاه خط شرح و تفسير بنويسم و هی از اين و اون عذرخواهی كنم و بعدش يه آقای محترم پزشك علی نامی بياد و هر آنچه كه دوست داره بگه و بره و چه ميدونم يكی ديگه پيدا بشه و بدون هيچگونه تفكر و تعقل و منطقی بنويسه اين نوشتهها نقطه شروع خيانت توی زندگی زناشويی و تا يه هفته اعصاب و روان آدم رو بهم بريزه، آدم حس ميكنه كه اگه ديگه ننويسه خيلی بهتره. زندگی سخته و زمان واسه ما اُمیها و بیسوادهايی كه هميشه افسوس روپوش خانم دكترها و آقا دكترها رو خورديم اگه طلا نباشه، مس كه هست! اگه چيزی هم به گردن من يكی بوده احتمالاً ديگه دِيـنـَم رو اَدا كردم ... پس يا علی مدد.
نيومدم ازت تعريف و تمجيد كنم چون حس ميكنم ديگه بعد از اينهمه مدت مشخص شده توي وبلاگها كي داري راست ميگه و كي دروغ. نوع نگاهت و طرز برخوردت با مسايل برام هميشه قشنگ و جديد و تازه بوده هميشه وبلاگت رو خيلي بيشتر از بقيه وبلاگها دوست داشتم و ........ الان به اينها كار ندارم. اين يا علي مدددت يه كمي منو ترسوند. دوست دندارم فكر كنم ديگه كيوان هم مثل خورشيد خانم نميخواد بنويسه. حتما اشتباه فكر كردم. درست ميگم؟
salam. Motasefam vase moshkeli ke barat pish omade, harfai ke to in postet va poste ghabli zadi vaghean jaleb va dorost hast, albate chon shayad ye seri loghat ro estefade kardi bazia beheshon barkhord, onam khob moshkel onas. Inke pezeshk ya har kas dige ke ba bimar saro kar dare bayad ye seri osol akhlaghi ro rayat kone kamelan doroste, vali na tanha to iran balke to kheili az keshvara donya pezeshka motasefane faghat fekre tejaratan na tebabat. meyar ha va arezsh ha ensani motasefane ba pishrafte elmo sanat harekat nakarde va beja jelo raftan be aghab bargashte. Be har hal omidvaram ke moshkelet bedone jarahi doros beshe, va khodetam behtar midoni, ba 10pezeshk hadeaghal mashvarat kon, chon vaghean nemishe be yeki etminan kard. vaght khosh :)
مطلب "در وصف حال پزشكان..." به نظر من مشكلي نداشت. اين آقايي كه حرفهايي را در باب اين مطلب عنوان كردهاند، احتمالاً كاسه داغتر از آش هستند!!
Hello there
Don't worry about those Dotors, they re all fucked up. they are gold digger, they only works for the money nothing else. I just lost my father becuase of one of those assholes. No morality ampung them anymore. fuck them all
راستش نوشته قبلي شما حتي براي من كه پزشك نيستم هم خوشايند نبود. با اينكه حرف حساب توش زياد زده بوديد و خيلي هاش واقعيت داشت ولي طرز بيانش به قدري توهين آميز بود كه بيشتر از اثر انتقادي اثر منفي مي گذاشت. درسته وقتي شما به خودت لقبي مي دي همه مي خندن و اعتراض نمي كنن چون به خودتون مربوطه كه چطور راجع به خودتون حرف بزنيد اما اگه بحث به ديگران كشيده بشه موضوع فرق مي كنه. در عوض اين يكي متنتون به قدري با ادبيات معقول و قابل قبولي نوشته شده كه فكر كنم همه دلخوري ها رو برطرف كرده باشه.خودتون خواهيد ديد كه قطعا كامنت هاي محترمانه تر و دوستانه تري خواهيد داشت. اينكه چطور انتقاد كنيم بسيار مهمه. به هر حال كار قشنگي كرديد كه در پي رفع دلخوري ها بر اومديد.
من كه نميتونم از طرف همه حرف بزنم. تو وبلاگ خودم كلي تيكه انداختم به اقايون اخوندا. بعد امروز ديدم يكي اومده برام كامنت گذاشته با ادرس سايتش. رفتم سايتشو ديدم كف كردم. اخوند بود... حالا من از حرفام برگشتم؟! نه راستشو بخواي. ولي من يه روز هم تو زندگيم اخوند نبودم. تو هم پزشك نبودي. ياد فيلم زير نور ماه افتادم. اگه منم طلبه بودم به ماتحتم فشار ميومد خب. راستش كيوان جون به حرفاي قبليم اينو اضافه كنم. تو 2 سالي كه گذشت من كه يه پزشك سرباز بيشتر نبودم، مجبور شدم حدود 50 بار ختم زندگي اين و اون رو اعلام كنم. كسايي بودن كه تا هفته قبل رو تخت بيمارستان باهاشون گفته بودم و خنديده بودم و امروز دستور ميدادم كه مثلا دستگاه ونتيلاتورش رو خاموش كنن تا بميره. بعد از اين چند سال خودم هم ترجيح دادم با مريضا خيلي دمخور نشم. ديدم به اعصاب خرديش نميارزه. همه پزشكي اوني نيست كه دكون دكترا كه بهش ميگن مطب ميبيني. منت درس زياد خوندن هم نيست. تو هم اگه دو بار كتك بخوري و 100 بار فحش و 1000 بار احساس ناتواني كني و ... اين كيواني كه الان هستي نميشدي. قربونت... سيروس
1- لطفا جدي بگيد موضوع قطع شدن دست جديه يا نه؟!
2- نيازي به عذر واهي نبود.ولي هميشه گذشت از بزرگانه
3-من معني باربكيو رو بلد نيستم.ممكنه بگيد يعني چي؟
4- اين بار استثنائن متنتونو خوندم:)
hame 1 jor nistand agha keyvan,,,doctorhaye besyar khob va ba akhlagh ham darim,,,ama moteasefane doctorhaye besyar bad ham darim agar mikhahid bebinid 1 az badtarin va bi adabtarin va badakhlaghtarin doctorha DR MARYAM POURREZA hast.............motekhasese zanan,,vaghean ghaladeh lazem dare,,,,
حالا شما زياد خودشو ناراحت نكن . به قول شاعر ( سعدي ؟ ) هر كسي از ظن خود شد يار من .
سلام كيوان جان من نمي دونم به شما چي گفتن كه اينقدر ناراحت و به ظاهر عصباني شديد (نمي خوام هم بدونم)
تو وبلاگ خودم كه در مورد بازي هاي سگا اينا هست هميشه چند تا از اين توهين ها دارم كه هيچ وقت هم دليلش رو نفهميدم كه چرا يكي مي آد و تو هين مي كنه مي ره اونم به كسي كه فقط بازي مي ذاره و مي خواد ياد خاطره ها رو زنده كنه (بيشتر براي خودش) و دقايقي بقيه رو سرگرم كنه حالا وبلاگ شما كه گاهي مطالب انتقاد آميز مي نويسي جاي خود داره به هر حال من به شخصه عادت كردم كه اين توهين ها رو از يه گوشم وارد و از اون يكي به سادگي خارج كنم بدون اين كه بخوام اعصاب و روان خودم رو خراب كنم و تجربه به من يكي ثابت كرده اگه جواب اين اشخاص رو نديم خيلي بهتره.
من خودم هميشه فكر مي كنم كه ما وبلاگ زديم كه عقايد خودمون رو تو يه محيطي براي ديگران بيان كنيم كه خيلي هاشون رو نمي شناسيم ما وبلاگ زديم كه نظرمون رو آزادانه در مورد هركس و هر چيز بيان كنيم و اگه كسي مي آد توهيني مي كنه شخصيت خودشو نشون مي ده من اينگونه عذر خواهي ها رو قبول ندارم اصلا نبايد باشه چرا تو محيطي كه ما توش آزاديم نظراتمون رو بيان كنيم بابت بيان نظر خودمون بايد از بقيه عذر خواهي كنيم ؟
اشخاص ديگه هم اگه با نظر ما مخالفن مي تونن خيلي محترمانه بيان و بحث كنن يا يه وبلاگ بزنن مثل همين دوستمون كه در مورد روحاني ها مطلب نوشته بعد يه سايت ديده از يه خواننده كه روحاني بوده و نظرش رو كاملا عوض كرده بدون هيچ بحث و توهيني .
به هر حال وبلاگ يه محيط كاملا شخصيه و ما براي نوشته هامون نبايد از كسي عذر خواهي كنيم
راستي در مورد قطع كردن دستت خيلي ترسيدم هر چي تو نوشته هات گشتم دنبال علامت تعجبي علامتي چيزي پيدا نكردم . اون يا علي مددت هم مشكوك بود به نظر من اگه وبلاگتو به خاطر حرف يه نفر تعطيل كني خيلي اشتباه كردي و فقط ميدون رو براي انسان هاي بي شخصيت خالي كردي.
من بي تقصيرم! ... همه ي حرفهات دربست قبول ولي كيوان تو ام به اين فكر كن كه هرچقدر هم لحن تو طنز باشه دليل نمي شه كه كسي ناراحت نشه... و قرار هم نيست كه تو به خاطر ناراحت شدن بقيه چيزي ننويسي فقط يه كمي دقت كني درست مي شه... واقعيت ها رو كه مي گي خصوصاَ اگه كلي باشه هيچ اشكالي نداره اما اون وسطا ممكنه يه جمله هايي واقعاَ به كسي بر بخوره... اونا رو فقط دقت كن...
سلام
قبول كنيد كه مطلبتون اصلا شباهتي به طنز نداشت . من هم بعد از كلي اعصاب خوردي وقتي مطلب پر از اهانت شما كه آنهم نه فقط نسبت به يك شخص خاص ، بلكه به صورت كلي و نسبت به همه - از جمله خودم - بود رو خوندم (در حالي كه خلافهاي مد نظر جنابعالي رو كه نميخوام ذكر كنم انجام نداده ام) به شدت عصباني شدم .
درست بود كه شما به خيلي ها و من توهين كرده بوديد اما من هم حق نداشتم پاسخ توهين شما را با توهيني بدتر بدهم . از اين بابت از شما و خانواده محترمتان عذرخواهي ميكنم و اميدوارم مرا ببخشيد .
فكر ميكنم اين ماجرا درس خوبي شد براي من تا اينقدر زود نسبت به هر محركي عكس العمل نشان ندهم و همينطور براي شما تا "همه را به يك چوب نرانيد " ، چون در هر قشري آدمهاي خوب و بد (حتما توي دلتون ميگوييد مثلا خودت - باشه عيبي نداره ) پيدا ميشه و نبايد تا با كسي برخورد كرديم در مورد همه نظري كلي بدهيم
برايتان آرزوي موفقيت و سلامتي دارم
علي
سلام.
جالبه که هر متن انتقادی به اندازه یک برابر و نیم اصل مطلب طول و تفصیل برای بازگویی و عذر خواهی داره...
ما که میدونیم شما میتونی اینا رو Divert کنی یه جایی ( به گمانم چپ بود.... ) ولی اینکارو نمیکنی...
ضرورتی هم نداره هی بخوای اینهمه توضیح بدی...
اون کسی که بخواد برداشت درست رو میکنه...
همین آقای دکتر علی از کامنتش این بالا معلومه که همچنان به نظر خودش پافشاری میکنه و خودش رو جزو معدود افراد غیر دزد جامعه دزدان معرفی میکنه...
بگذر...شاد باشی...
اين يا علي مدد كه بوي خداحافظي نميده...
نميدونم چرا دوباره كه خوندمش حالم گرفته شد....
مطمئنا در هر شغل و صنفي همه جور ادمي چه از نظر اخلاق شخصي و چه از لحاظ تعهد شغلي و نوع برخورد اجتماعي وجود داره . اما تا حالا از خودمون پرسيديم چرا در مورد بعضي مشاغل حساسيت و سطح توقع عموم مردم بالاتره ؟ دوست عزيز پزشك من نوعي كه در برخورد با تو صرفا بدليل تحصيلات اكادميكت احساس احترام نميكنم بلكه اون حس قدرداني دروني ناشي از تقدسي است كه به من و من ها القا شده در اين حرفه در جهت خدمت به همنوع وجود دارد نه اينكه داشتن صرفا يك عنوان كه شكر خدا در اين روز و روزگار و در اين ديار به لطف حضور انواع و اقسام دانشگا ههاي ريز و درشت بر سر هر كوي و برزن ! بوفور يافت ميشود باعث شود خود را تافته جدا بافته دانست . به نظر من در بيشتر كامنتائي كه دوستان پزشك در پست قبلي گذاشته بودن بوي غرور به مشام ميرسيد . چرا اينهمه براشفتگي در برابر مطلبي انتقاداميز كه اتفاقا لحن طنز نويسنده تلخي اونو خيلي كمتر از اون چيزي كرده كه در زندگي واقعي با اون برخورد داشتيم ؟! مگه چار تا كلاس بيشتر درس خوندن نبايد بهمون كمك كنه درك بهتري از دنيا و ادما داشته باشيم اگه قراره بدليل اون زحماتي كه كشيديم و دود چراغي كه خورديم از بالا به بقيه نگاه كنيم و تحمل شنيدن دو كلام حرف حساب رو نداشته باشيم پس چه تفاوتيست بين من عامي و تو پزشك محترم تحصيل كرده ؟!
در مورد اونائي هم كه ميان و كامنتاي توهين اميز ميذارن بنظرم مشابه ادميه كه وقتي از نحوه پذيرائي ميزبان خوشش نمياد يا با ذائقه اش جور نيست ميخواد با زدن و شكستن اعتراض كنه ! راه حل بهتري هم براي زماني كه نميتونيم با زبان تفاهم به نتيجه برسيم و اصلا از اون فضا خوشمون نمياد وجود داره بجاي كامنتائي از ايندست با اون وبلاگ خداحافظي كنيم !
حاجي يا ننويس يا دايورت كن رو هسته
آهان يه كار ديگه هم ميشه كرد.
من پول تو جيبي مو ميدم تو عوضش بيا تو وبلاگ من بنويس باشه؟؟؟؟؟
قول ميدي؟؟؟
سلام
من نيومدم نظرمو راجع به اين پستت بدم ميخوام در مورد اون دو تا پستهاي قبل كه راجع به زندگي شخصيت بود نظرمو بگم
ببخشيد اگه دير شد
من خيلي از نحوه فكر شما دو نفر خوشم اومد راستش خيلي ها اين جور شعارها رو ميدن اما چون ذاتا" ديكتاتور تشريف دارن پاي عمل كه ميرسه هزار جور ادا و اصول در ميارن كه حال من يكي رو به هم ميزنن
منم شهريور 81 ازدواج كردم . كاش همه سعيشونو ميكردن كه همسرشونو خوشحال كنن
خلاصه اينكه من اينجارو ميخوندم اما جسته گريخته اما بعد از اين ميخوام مرتب به ايجا سر بزنم
من تو وبلاگم بهت لينك ميدم اگه دلت خواست و قابل دونستي تو هم اين كاروبكن
اميدوارم هميشه از زندگيتون احساس خوشبختي كنين
فعلا"
من فكر كنم تو بيشتر از ظرفيت وبلاگ براش انرژي ميذاري براي همين اين قبيل حرفا اينقدر ناراحتت مي كنه. خب معلومه كه وبلاگي كه حداق 400 - 500 تا خواننده داره, بالاخره هميشه حداقل يه تعداد كمي هم به حرفاش اعتراض مي كنن. اگه معتقدي آدم رك و راستي هستي بايد عواقبش رو هم قبول كني ديگه!!
در ضمن وقتي آدم خودش به خودش ميگه گاو اولاً ديگران ميدونن كه داره چرت ميگه ثانياً وقتي خودت بگي ديگه بقيه كه نمي تونن بيان دعوا راه بندازن بگن نه به جوون كيوان تو گاو نيستي, اما وقتي به يه سري ديگه بگي خب ممكنه اون سري شاكي شن!!
البته من به شدت با اين حرفت كه بيشتره دكترا اصلاً وجدان ندارن و فقط فكر پولن موافقم, هنوز هم راستش مورد نقيض نديدم كه نظرم برگرده ولي خب كلي مورد تاييد كننده ديدم. سختي كار هم بهونه ست هر شغلي بالاخره سختيه خودش رو داره. اين اصلاً قانع كننده نيست.
به نظرم هم جايي برا عذر خواهي نبود. آدم هر وقت بخواد چيزي بگه بالاخره به يه سري بر مي خوره نمي شه كه باب ميل همه نوشت.
علي يارت جوون
ٍsalam
yak soal az khedmaton dashtam mikhastam bedonam shoma tork tabriz nistin vaghti neveshtehaye besiyar ghashangetoon mikhonam badjoor mano yade hamsaram miandazin be tarze vahshatnaki be ham shabihe hastin va be hich vajh kamm nemiarid!!!!!!!!!ta bad
خوش گلدي.
کیوان دیگه داری اون روی سگ منو بالا میاریااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!! هرکی هرچی میگه بذار بگه....باباش!!! اه! بفهم دیگه!
به نظرم پست قبلیت تو همون حال و هوای همیشگی بود. خاصیت طنز همینه . اغراق می کنی تا بیشتر به چشم بیاد. ضمن اینکه واقعیت هم بود! پزشک وظیفه داره به حرفای بیمارش گوش کنه و بعد تجویز کنه. بیمار دلش می خواد وقتی از مطب میاد بیرون درحالیکه کلی تومن هم پول ویزیت و داروش می شه احساس کنه مشکلش معلوم شده و یکی دردش رو فهمیده. اینا دیگه ربطی به خستگی پزشک و شلوغی مطب و عادی شدن بیماری نداره. حالا اگه دوستان پزشک بهشون برخورده دیگه عجیبه!! چون هیچ کس نمی تونه ادعا کنه همه دکترها در دسته ای قرار می گیرن که تو توصیف کردی!!
ميبينم كه اون سوسك بي حيا! اينجا رو هم...
كيوان خان حمايتت مي كنيم.
اوووووه چقدر دكتر داريم ما اينجا.....
متخصص گوش و حلق و بيني هم اگه داريم من يه مشكلي دارم ميخوام بيام دكتر....يه ندايي بدين لطفا.
به خدا جدي گفتم
من نمی فهمم تو زبونت فقط سر ما درازه؟ حالا یکی یه چیزی گفته به تخمت! باز گیر دادی به این وبلاگ بی چاره؟!
روی سگ گربه چکمه پوشو که بالا آوردی مال بقیه هم کم کم میاد بالا ها!
آقا سر جدت از خر شيطون بيا پايين ...اصلا" بهت نمياد اين همه نازك نارنجي بازي در بياري ...روي سگ گربه (!) رو كه در آرودي منم بهت از همينجا اولتيمالتوم ميدم اگه تا چند روز آينده آپديت نكني ..........پس كي مي خواي آپديت كني آخه ؟ ...ما رو باش مي خواستيم از كيا ياد بگيريم ...يه چيز ديگه اين كه برخورد خوش اغلب دكترا براي همه واضح و مبرهنه ...کیوان جون تو كه بلدي يه نظرخواهي راه بنداز آمار بگير نظر بيماران نسبت به برخورد پزشكان چيه ؟ ...مطمئنا" اکثرا" نظر تو رو دارن در ضمن من نمي دونم شماها چرا هر چي دق دلي دارين سر این وبلاگای بي زبون خالي مي كنين ؟ (مثل خورشید خانوم عزیز که حقیقتا" جاش خالیه) ... چند تا سئوال دارم این که شما چرا یادتون رفته هدفتون از نوشتن وبلاگ چیه ؟ ...گمونم می خواستین کار فرهنگی کنین می خواستین تابوها رو بشکنین ...یعنی نمی دونستین شکستن تابو مستلزم خیلی چیزهاست ؟ ...البته شما هیچ بدهی به هیچ احدی ندارین ولی خوب ...بستن در وبلاگ راه حله ؟ ...جای گلناز82 و ندا حریری و امثالهم همیشه خالی خواهد بود به نظرم در نهایت سنجیده بودن افکارشون که نگاشته می شد ننوشتنشون یه کم زیادی عجیب بود ...به هر حال من جای شما نیستم ...ولی تو رو خدا با این وبلاگاتون شوخی نکنین ...یه مدت برین مرخصی ولی برگردین ...اه دلمون گرفت
mardoom injoorian az har chizi har chi doiost daran bar dasht mikoonan !
بنویس بنویس بنویس که خوب مینویسی چه در قالب طنز چه واقعی و جدی.تخصصی هم بنویس .هر کی هرچی میخواد بگه بگه . همیشه حرف حق تلخه .ضمنا" میشه بگی از کدوم علی مدد میخوای؟!
كيوان تو رو خدا،نكنه توام مثل خورشيد بزاري بري...
حالا من هیچ کاری به این قضیه هم ندارم که یکی رفته دکتر شده و خودش هم نفهمیده چی کار کرده حالا شاکیه از این که وقت و بی وقت باید یه مشت کور و کچل رو ویزیت کنه . یکی نیست به این بگه مردم که نباید جور اشتباه شما و مامان بابای آرزو به دلتون رو بکشند که به زور و ضرب دُردونه شون رو دکتر کردن و حالا هم اصلا کاری ندارن که این کار مشقاتش در ظرفیت شوشو خان نمی گنجه!
نظرت راجع به این چیه:
این وبلاگ نویس ها بعضی هاشون خیلی "حیوونن". فکر می کنن به مجوز اینکه می تونن وبلاگ بنویسن هر" گهی" اون تو می تونن بخورن ."مر تیکه اوشکول" از چهار تا چیز با ربط و بی ربط سر در میاره فکر کرده حق توهین کردن و بد و بی راه گفتن به هر کی دلش می خواد رو داره یکی نیست حالیش کنه د آخه "یاروو" 4دیواری اختیاری که می گن یه چیزه دیگست اینی که تو شنیدی نیست عسل!
کیوان جون تا وقتی شما بخوای با این لحن مسایل اجتماعی رو نقد کنی باید هم معذرت خواهی کنی در هر زمان و مکانی که باشی مگه اینکه شب تو اتاق خوابت... گفتن طنز ولی دیگه نه انقدر!و این حقیقت که یه وبلاگ خصوصا وبلاگ تو با این همه مخاطب مسولیت آفرینه و اینکه آزادی بیان به معنای مطلق کلمه وجود نداره و رعایت حقوق شنونده رو هم واسه تعریف کردنش میارن:"آزادی بیان بر مبنای حق سخنگودر ابراز دیدگاهیش حق شنونده در شنیدن آن دیدگاه هاو خیر جمعی یک جامعه ی آزاد توجیح می شود."( غیر از این بود این همه بحث و جدل سر کاریکاتور های حضرت محمد یا هولوکاست و.. سوسک های کذایی بیش نمیومد.)
من نوشته هات رو تقریبا همیشه می خونم و اصلا بحثی راجع به با شعور بودنت ندارم خیلی با هوشی درک خوبی از محیط اطرافت داری طنزو قلمت قوی هست و آدم اغلب عکس العملش به نوشته هات اینه که" ای ول! راست می گه!" و جانا, اصولا سخن از زبان ما می گویی ولی این کار رو باید خیلی ظریف انجام بدی چرا فلان نویسنده ی طنز در حالی که گاهی نوشته هاش راجع به بعضی صنف ها و افراد و اشخاص یه چیزی تو مایه های فحش خوا هر و ... بدون اینکه کلمه ی دقیق رو بنویسه و هیچ وقت هم reject نمی شه و اینطوری مورد تنفر واقع نمی شه چه بسا خود طرف هم بخونتش حال کنه!
يا علي مدد !
سلام
لطفا ميل باكس خود را چك كنيد
(kayvana2000@yahoo.com)
اي بابا
تا اونجايي كه من مي دونم فلسفه وبلاگ اينه كه ادم هر چي دلش مي خواد مي تونه بنويس بنابراين لزومي نداره واسه نوشته ايي كه نظر شخصي خودمونه دليل مدرك و برهان بياريم
اينقدر بدم مياد از اين جور ادما كه دوست دارن همه موافق نظر اونا فكر كنن كه حد نداره بابا تو مشكل داري نيا به خون بزار يه ملت كه با نوشته هاي كيوان كلي خوشن و به قولي حال مي كنن بيان به خونن
واسه چي كيوان و ناراحت مي كنين هان
سلام
من لينكتوگذاشتم تو وبلاگم
منتظرتم
موفق باشي
شما خون خودتو کثیف نکن کیوان جان ( سی داداش، جون داداش بدخواه مدخواه داشتی شما فقط آمار بده)
آره داداش... یعنی نه ... کیوان جان لینکت رو گذاشتم تو وبلاگم.
حرف حق تلخه ،ممكنه به تريش قباي خيليا بربخوره ،ولي اين دليل نميشه كه نگفت.
اين جماعت خودشونم ميدونند كه ميش پيغمبر نيستند.و همه اونجور كه بايد درستكار و صادق.بيست روز پيش جماعتي از اين متعهدين با تشخيص غلط باعث مرگ عزيزترين عزيز زندگيم شدن.خدا از سر تقصيراتشون نگذره.
ايني كه دو روز بيايي و اينجا سر بزنی و ببيني كيوان چيزي ننوشته. ايني كه اسم از پشت يك سوم توي ليست لينكها هي بره پايين و پايينتر. ايني كه ببيني آخر جمله مطلب قبلي نوشتي يا علي مدد يه حس بدي بهم دست ميده. تو چرا نيمخواهي بفهمي وجود و خوندن اين وبلاگ شده قسمتي از زندگی روزانه بعضيها از ماها. نميدونم چه جوري بايد ازت تقاضا كرد؛ خواهش كرد ولي ايني كه ننويسي هيچ مشكلي رو حل نمكينه ولي نوشتنت شايد بتونه مشكل خيلي ها رو حل كنه. بهت حق ميدم كه بابت توهيني كه شنيدي ناراحت بشي ولي به خواسته اين همه خواننده اي كه اينجا رو دوست دارند احترام بذار. دكتر علي يا هر كسي كه بوده حق نداشته نظرش رو اينجوري ابراز كنه ولي آيا با ننوشتن تو مشكل حل ميشه؟!
دوست ندارم ابنو بهت بگم كه چون ابنجا محيط شخصي توه پس در اينكه بنويس يا ننويسي مجازي چون حتما وبلاگستان بدون از پشت يك سوم خيلي بيشتر از يه چيز رو كم داره. من كه منتظر مطلب بعديت هستم.
كيوان جان، به قول معروف "تا چوب رو برداري، گربه دزده حساب كارشو ميكنه" اين علي آقا هم يه جورايي از اينكه انقدر عريان شخصيت خودشو ديده، شاكي شده و بعد يه مدتي دوباره در قالب يه آقاي جنتلمن!!! رفته و به نوعي خواسته" رد گوزشو هموار كنه". امثال علي آقا كم نيستند و امثال تو كه من ميتونم بگم از 99% خواننده هاي اينجا، تو رو بهتر ميشناسم، بسيار كم هستند. كم پيش مياد آدم حرف و عملش يكي باشه و يا اينكه سعي كنه كه اينطور باشه و تو اينطور هستي. به خاطر امثال علي آقا خون خودتو كثيف نكن.
راستي من براي آقاي دكتري كه حتي يه ايميل نداره و يا جرات نوشتن ايميلشو نداره، متاسفم.
من فکر میکنم فلسفه ی وبلاگ نویسی اینه که تو نظرت رو در یک محیط سر گشاده بنویسی و دیگران با عناوین مجازی اما به زعم من با شخصیتهای حقیقیشون , خارج از محدوده های تعارف و رودربایستی,در مورد نظر تو عقایدشون رو بیان کنند.و لذتش هم میتونه در همین نقطه نظرات باشه. من ادعا نمی کنم در صنف ما هیچ فرد نا سالمی وجود نداره .اما با دو چیز مخالفت کردم یکی واژه ی اکثرا ، چون باعث تعمیم دادن میشه و یکی هم زود قضاوت کردن به همون دلیلی که سیروس نوشته و من کاملا درک میکنم
مي دونيد، اصلن عذرخواهي نمي خواست. دلتون خواسته انتقاد كنين. حرف بديم نزديد، بيشترش حقيقت بود. من پزشكي مي خونم(سال سوم)، درسم هم زياد خوب نيست ولي انقدر مي فهمم كه وقتي گوشم درد ميكنه (چون چند روز پيش استخر بودم احتمالا آب رفته توش) نيازي نيست سي تي اسكن سينوس بگيرم و اندوسكوپي بيني كنم!!!! ولي باور كنيد دكتري كه ديروز رفته بودم دقيقا همين رو گفت و حتا نگاهي هم به گوشم نكرد! و در ضمن اندوسكوپي بيني رو خودش در مطب انجام مي داد با هزينه 50000 تومن! و در ضمن
اگر خواستيد با چند تا دكتر ديگه مشورت كنيد، من مي تونم كمكتون كنم.
تو رو جان هر کی دوست داری تو دیگه از جنبه حرف نزن یادته ؟ اگه نیست من یادمه ..هنوزم تو مسج آرشیوم سخنان گهر بارتو دارم...بارها که باهم صحبت کردیم همیشه باهام شوخی میکردی هیچ چیزیم بد نبود از نظر تو (و مسلما من )..نمونش بعد اوندفعه که اومدی مشهد و نگفتی... یادته میگفتم اگه رفتی واسه سینوزید دکتر منو حواله تخمت نده ...بگو که منم یه تحقیقاتی بکنم...یادته ؟ هیج تو هم نمیگفتی که ا این چه حرفیه ؟ .....ولی وقتی اون شب در جواب سوالم که گفتم دکتر چی شد فرمودی باید برم منم به شوخی گفتم حواله به تخمم ..جناب عالی فرمودین بچه ک××ی پاتو اندازه گلیمت دراز کن ...بعد از اون حرف ایمل هم برات زدم که اونم با لحن عذر خواهی که ای اقای روشنفکر اگه من کار اشتباهی کردم شما که از من بزرگتری چرا اینجوری می گی اونقد شهامت نداشتی که جوابمو بدی.....(یادت نمیاد برای میل کنم کل گفتگو رو ؟)الانم شهامتشو نداری رسما معذرت بخوای.....تو اصلا اونی که سعی میکنی نشون بدی نیستی عمو......
بار اولت نیست که پستی برای توضیج یه پست دیگه میذاری همیشه هم آخرش گفتی اینجوری که نیمشه واس هر مطلب توضیح بدم...
در کل عمو جان راضی به رنج هیچ کس نیستم از صمیم قلب دعا میکنم واسه دست مشکلی پیش نیاد ولی به جاش زبونتو ببرن که دیگه رو اعصاب ملت نری.
آپ کن دیگه
آقا جون مادرت بنويس. استخوون درد گرفتيم بنويس كه بدجوری داريم خماري ميكشيم. آقا كيوان اصلاً بي خيال دكتر و مهندسها. به اونها چيكار داري. خودت رو عشقه. يه جور بنويس كه كسي ناراحت نشه هر چند اونهم كه نميشه داداشم هر كاري ميكني بكن ولي بقول بعضي از رفقها با اين وبلاگ كاري نداشته باش كه نباشه خمار خمار ميشيم.
سلام
حتما" این مطلب رو بخونید
کسی این مطلب رو نوشته که پدرش رو بخاطر بی وجدانی یک سری از این دکترها از دست داده
http://frajabali.blogspot.com/2006/05/blog-post_30.html
حتما" رفتی دستتو جراحی کنی که آپ نکردی هان؟
فکر می کنم یه هشت -نه ماهی میشه که دارم وبلاگتو می خونم و همیشه هم بابت طنز زیرکانه نوشتارت تو دلم بهت یه آفرین بلند بالا گفتم.
اینکه یکی توی وبلاگ خودش نظر شخصی خودش یا هر نظری رو می نویسه فقط و فقط به حس و حال و نگاه خاص خودش توی اون زمینه یا اون مقوله مربوط میشه حالا دوستان خواننده می خوان بر داشت خاص خودشون رو بکنند مربوط به خودشونه.
مدتهاست عادت کردیم که از هر مساله کوچیک یه بحران یا یه آشوب فرهنگی درست کنیم . اگه یه وبلاگ مکانیه واسه نوشتن نظر اون نویسنده پس باید خودش باشه باید به سبک و سیاق خودش حرفشو بزنه و من خواننده نوعی فقط وفقط می تونم نظر خودمو بنویسم و برم.
حالا نمی دونم می خوای دعا کنم علی یارت باشه یا حمزه در هر حال تا الان با نوشته هات زندگی رو یه جور دیگه ای هم دیدیم بعد از اینش بمون واسه زمانی که دوباره اون حس ناب نوشتن به سراغت اومد.
انگار بازم بايد به صنم و اون نهنگ معروف متوسل بشيم!
شما حرفهاتون به هيچ وجه دروغ يا حتي اغراق هم نبود. اگه كسي بگه كه با چنين برخوردهايي مواجه نشده، يا راست نميگه، يا اصلاً خدا رو شكر گذرش به دكتر و بيمارستان نيفتاده و يا حتماً اگه گذرش افتاده اونقدر خوش شانس بوده كه چنين برخوردي نديده. منكر دكترهاي خوب و بااخلاق نيستم(نيستيم)، اما خودم به شخصه بيشتر با اونهايي برخورد داشتم كه در گروه همون مطلب پاييني دسته بندي ميشن.
معتقدم هركس ذاتش بايد درست باشه، اگه بود، هم دكتر خوبيه، هم وكيل خوبي، هم نمكي خوبي و... اگه آدم درستي نبود، در هر شغلي هم كه باشه كارش ميلنگه.
به هر حال، اميدوارم اين "يا علي مدد" فقط يه خداحافظي در آخر يه پست باشه.
اتفاقا"پست قبلی باوجودزبانی که بیشتربه تلخی می خوردتابه طنزخودش به نظرمن یکی ازموارد فرهنگی قابل بحث جالبیه.چیزی که شایدفقط منحصربه صنف پزشکان جامه مانباشه.اینکه مابیشترازخیلی ممالک دیگه به القاب عادت کردیم وبه نوعی دراون غرق شدیم.خودشمااگه یه روزبرین سرکاروببینین که آبدارچی(که این پست هم ازپدیده های کم نظیردرجاهای دیگه هست که درایران به وفوردرادارات دیده میشه)موقع آوردن چای قبل ازاسم شما عنوان"مهندس"رونگه وبدترازاون شماروبااسم کوچیک صداکنه چه احساسی پیدا می کنین؟اینکه ماناخودآگاه دریک جامعه طبقاتی داریم زندگی می کنیم.همینطورکه خیلی ازکارهاروعارمی دونیم به همین نسبت برای خیلی ازکارهای دیگه اهمیتی واهی قائل شده ایم.ازخیلی ازمشاغل انجام بهتر"وظایف" روتوقع داریم درحالی که هنوزشرمنده"الطاف"خیلیهای دیگه هستیم.
كيوان جان يك يا علي ديگه بگو و برگرد منتظرتيم
يا علي مدد...
اي بابا اقاي كيوان , بنويس ديگه!براي اونايي كه دوست دارن بنويس نميشه كه همه از همه كار ادم خوششون بياد.من هميشه گفتم:افتخار مي كنم كساني تاييدم مي كنند كه تاييدشون ميكنم و كساني تكذيبم ميكنند كه تكذيبشون ميكنم.انصافا اگه يه ملنگي كه قبولشم نداري بياد بنويسه چه نوشته هاي باحالي داري بيشتر حالت گرفته نميشه تا اينكه بگه مرده شور نوشتنتو ببرن!تازه دومي باعث خوشحاليه!
من خیلی با این سلمان خان موافقم (گر چه غلط رو با ت می نویسه ) ولی ما ها هر کدوم انقدر با هزار و یک بد بختی دست به گریبانیم که حتی برای یه لحظه هم نمی تونیم خودمون رو جای طرف بذاریم و به جای اینکه بگیم با من چرا اینطور برخورد شد بگیم طرف چش بود که اینطوری برخورد می کرد... بعدم واسه چی شما آّپ نمی کنی؟! کامند ها داره سر به فلک می ذاره ها
حالا ول کن این حرفا رو. جدی گفتی دستت باید قطع شه؟؟؟ میگم ..چیزه زبونت چی ؟؟اون نباید قطع شه؟؟؟؟( به دل که نگرفتی ؟؟)
خورشيد خانم كه رفت ، كيوان هم كه ...... وبلاگستان چقد سوت و كور شده .
درود عمو گرامیم.
عمو جونم، در کل جامعه ما این مشکل وجود داره که همه یادشون میره که یه چیزی هم به نام رضایت مشتری هست. از دکتر و مهندسش بگیر تا بقال محل که پنداری همه ازت طلب کارند. و وقتی این موضوع با سلامتی آدم ارتباط داشته باشه ، خیلی غیر قابل تحمل میشه.
وقتی تو داری درد می کشی و به خودت میپیچی ، خیلی سخته که بدون هیچ توضیحی بهتیه سری آزمایش بدهند و بگن خدافظ شما. جناب محترم یادشون رفته که تو بخاطر این درد اومدی پیشش و دریغ از یه مسکن ساده.
ولی از اون طرف هم دکترهایی می شناسم که خیلی خارج از وطیفه شان بهت می رسند و کمکت می کنند که انگشت به دهان می مونی که مگه آدمی با اسن همه مسئوولیت، می تونه و فرصتش را هم داره که به مریضاش اینجوری بها بده.
عموجون امیدوارم این چند روز تعطیلی را هم یه مسافرت عالی بری.
سلام
تازه رسیدم به اینجا ! از نحوهنگارشت خوشم میاد با اینکه دو تا از متناتو بیشتر نخوندم . حالت طنز تلخش رو دوست دارم . چرا به خودت زحمت میدی که دیگران رو نسبت به نحوه نگارشت و چیزی که می نویسی توجیه کنی؟؟ اینجا مال توه و هر جور دوست داری باید بنویسی !
بعداً میام باز می خونمت.....
موفق باشی !
رفتم دو سه تا دیگه از متنات رو خوندم ......
جالبه ..... لینکت می کنم با اجازه !
كجايي كيوان؟؟ نگران شدم بابا! نكنه رفتي دستتو ببري و جاش قلاب بذاري؟ احيانا با وبلاگتون كه قهر نكرديد شما؟؟
زود بنويس منتظريم ؛)
salam aqha kivan aziz
man harvaqht ke forsat besheh miam ye sar be site khobet mizanam
barat arezoy movafaqhyat va salamati mikonam
sabk karet ro ham dost daram
khoda hafez
سلام.
1 ماهي بود كه نمي تونستم به اينترنت وصل بشم.3 روز بيشتر مرخصي ندارم.
دوست دارم بهت بگم بهت افتخار ميكنم.
كجايي؟ زنده اي؟ قبلا آپديت نميكردي حداقل آنلاين ميشدييي
احياناَ زنده اي؟؟!! قبلاَ مسافرت مي رفتي يا خبر مي دادي يا از اونجا از كافي نت يه چي مي گفتي!
bebakhshid jesarate! in hame sookooot az shoma baide!!! khoooobi?
salam k1 man az khanandehaye hamishegie webloget hastam albate khodam weblog nadaram va za daneshjohaye yeki az reshtehaye pezeshki va az nazdik ba sakhtihaye in reshte ashna hastamvali chizi ke alan khili routin shode zire pa gozashtane taahodate pezeshki ast tori ke man khodam moteasefane morede soe estefadeye pezeshkam dar yek bimarestane khosoosi gharar gereftam va dochare moshkelate roohie ziadi shodam mikhastam begam taahode pezeshki va akhlaghe pezeshki bekhosoos beine pezeshkhaye javantar be amri faramoush shode tabdil shode
حالت كه خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا علي مدد كه چي ؟ يعني مي خواهي ننويسي ؟آن علي آقا يك چيزي گفت ... اين همه خواننده هاي پر و پا قرصت منتطر نوشته هاي تو هستند كه حداقل با اين همه مشكل تو زندگي بتونند با نوشته هاي تو خنده اي بكنند و همشون هم الان نگران دستت هستند .
کیوان جان، میشه رضایت بدی و یه کلمه اینجا بنویسی که در چه حالی. خیلی بی انصافی است که خواننده های وبلاگت را این همه روز نگران کنی. یه خبری ، یه اهمی ، یه اوهومی. یه حرفی.
حال و احوال كه خوبه خدا بخواد؟
نازكشي مي كنيم! هزينه مي پردازيم! بيا و رضايت بده. خواهششش
والا بخدا ايني كه سوارش هستي خر شيطونه نه خر مراد! پياده شو ديگه! :) آي منت مي كشيم! منت!
فعلا بگو حالت خوبه یا نه تا بعدا یه فکری به حال وبلاگت بکنیم
مي شه بسه ؟
حالتون خوبه؟
هستي؟
كجايي؟ طوري شده؟
با سلام به کلیه دوستان حال کیوان خوبه وملالی نداره جزء دوری از بعضی از دوستان که به من خیلی از اونها تعریف کرده . به همگی سلام رسوند . دستش هم خوبه , پاهاش هم خوبند و همه جاش خوبه. شاید دستش بخواد بنویسه ولی دلش نمیزاره اصلا" هم ربطی به علی آقا و کلاس گذاشتن و ناز وافاده و ... نداره ما هم که فضولی کردیم خواستیم از نگرانی نداشته درتون بیاریم . فعلا"خداحافظ
سلام بی معرفت، بزای مچ دستت متاسفم هرچند حقت. یه دکتر فوق تخصص سراغ دارم، دکتر گوشه. ولی شمارش ندارم خواستی ُمیل بزن.
قربانت، یکی از اون 2، 3 هزارتا دوست قدیمی.
قربان سالم هستين ؟
ببين اگه به جاي دست از اون قلاب ها كه گربه چكمه پوش پيشنهاد داده بود هم كار گذاشته باشي، ديگه الآن يواش يواش بايد بتوني تايپ كني هاااااا !
البته بر همگان مبرهن است كه شما وظيفه اي مبني بر آپ كردن نداري، فقط خواستم بي معرفت بازي در نيارم و يه احوالي پرسيده باشم قربان !
چه غیبت طولانیای!
كيييييييييييوان !! كجايي؟!! بابا مرديم از بس اين يا علي مددو ديديم!!! نكنه دكترا سر به نيستت كردن و انتقام گرفتن؟!!
خوب ميدونم كه زخده اي الان چون تو اركات آنلاين شده بودي
ميخواي بگي دلت واسه وبلاگت تنگ نشده؟؟؟؟
مثل هميشه هر وقت كانكت مي شم حتما بعد از وبلاگم ميام اينجا نمي خوام فكر كنم ديگه نمي نويسين و اين يا علي مدد معني دار باشه
کیوان جان,از روزی که این مطالبو نوشتی گفتم خوب بازم میادو مینویسه,این بود که مامنتی نذاشتم. فکر نمی کردم دیگه نخوای بنویسی.دلمون خیلی برات تنگ شده.حداقل خبر سلامتیتو بده.
کیوان جوری خداحافظی کرد که حتی خیلی از ماهایی که مدعی هستیم با زبان و لحنش آشناییم و نوشته هاشو دوست داریم متوجه منظورش نشدیم. شاید ما هم باید اول دیدمونو عوض کنیم. قبل از اینکه با طنز کلامش سرگرم بشیم و بخندیم عمق حرفاشو بخونیم و درک کنیم. اونوقت شاید بیشتر رومون بشه که بهش بگیم بیا و بازم بنویس. در اینکه همه دوستش داریم و دلمون برای نوشته هاش تنگ شده هیچ شکی نیست ولی بهتر نیست اول برادریمونو ثابت کنیم بعد ادعای ارث کنیم؟
بيا و از ....شيطون بيا پايين
راستش حالا كه فوتبال شروع شده...بيا
جاي نقد وبررسي هات خاليه...
بابا آنلاين هم كه مي شي! خودم ديدمت! پس چرا نمي نويسي؟؟!! كجايي؟؟ قهر كردي؟!
يه شنبه ديگه اومد و باز اين از پشت يك سوم آپديت نشد. حس خيلي بديه كه آدم فكر كنه كيوان ديگه نمينويسه. ماها كه منتظريم. فقط ترو خدا بنويس. دل ضعفه گرفتيم از بس اوئمديم و ديديم كه هنوز آپديت نكردي.
خوشحالم كه بالاخره متوجه شدي كه اين وبلاگستان پارسي چقدر مسمومه چقدر روشنفكر نما توش زياده.
پاينده باشي...
ببخشید شما زنده اید؟! ای بابا یه خبری یه چیزی!
اینجا هم دیگه تعطیل شد ؟!؟ کمتر از من دوام اوردی کیوان جان
البته شک دارم دیگه نظرات رو بخونی
بای
كم كم داره اعصابم خووورد ميشه
بابا.كجايي...اين چه وضعيه...با حرف 4 تا بچه انقدر زود بهت برخورد...؟!؟
كيوان جان: مدت زيادي نيست كه با وبلاگت اشنا شدم, ولي از همون اول حس مي كردم, سالهاست كه تو رو ميشناسم.دوست عزيز ( وقديمي) الان هم به اميد اينكه دوران نقاهت (احتمالا) جراحي دستت رو ميگذروني, هر روز بهت سر ميزنم كه بينم دستت خوب شده و بازم به همون لحني كه براي من خيلي اشناس, مطالبي در مورد 15 روزي كه ننوشتي, بنويسي. دوست من, چند برابر اونايي كه برات كامنت ميزارن, خوننده داري. بخاطره يك يا احتمالا چند نفر اندك بقيه رو منتظر نذار. مثل اينكه ما داريم يواش يواش عادت ميكنيم كه با وجود عده زيادمون, نظر اقليت رو قبول كنيم. ولي من منتظرم هر چه زودتر دستت خوب بشه و با يه "يا علي مدد " ديگه بهمون ثابت كني كه تو هنوز عادت نكردي و......... يا علي
حداقل بيا لينك بذار ...شده به بي بي سي فارسي فيلتر شده ....خيلي جات خاليه به خداااااا ....
بنویس
بنویس
بنویس
آقاي كيوان, جنبه شما كه خيلي بيشتر از اين حرفا بود......
چه درد دلی ... حرفای جالبی بود ... .. .
خييييييييييييلي بي جنبه اي. باور كن.
کیوان بابا کجایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نکنه مردی از ترس اینکه یه پالوده بهمون بدی خبر نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟
كيوان خان!
عجب بحثي راه افتاده تو اين كامنت دونيت!!!
كاشكي بودي و در رابطه با بازي ايران - مكزيك مينويشتي. اون نوشته هايي هم كه در رابطه با ورزش بود هميشه خيلي جالب بود. آقا جون من گير نده و بيا بنويس. دلمون خيلي هواي نوشته هات رو كرده.
migama hala age mozoo darde daste man shakhsan hazeram ye typist estekhdam konam bara shoma! red carpet pahn konim bargardi dobare? ya rah nadare?:P
عمو كيوان كجاييييييييييييييييييييييي؟؟؟
یه خبری ... دو خط نوشته ای... یه جواب 100 تا کامنتی...
ای بابا...مشکل دست یا مشکل مسئله دیگه ای ِ؟
دیگه نمی یای؟؟؟؟؟؟؟؟
نکنه رفتی آلمان واس تماشای مسابقات جام جهانی فوتبال . بابا تو که والیبالیست بودی!راستی حال دستت چطوره ؟حالا با دست راستت نمیتونی بنویسی با دست چپت بنویس با دست چپت نمیتونی با پات بنویسی بالاخره با یه چیزت بنویس دیگه
یه موقع ناز میکنی میگی دستم درد گرفته کسی احوال نپرسیده
حالا که این همه احوالت رو میپرسن و همه دارن نازت رو میخرن دیگه خودت رو لوس نکن و یه چیزی بنویس دیگه
kheili heife age vaghean dige nanevisi.... :I
آقا تا كي ما سر كاريم؟!! لااقل يه خبر كوچولويي بده!
سلام
كجايي؟ عادت كرديم اين صفحه رو زود به زود ببينيم. كوشي؟
آقا امروز داشتم تو آرشيوت مي گشتم به پست لينك رسيدم كه چند تا لينك رو پاك كرده بودي . من هم ديدم واقعاُ درسته . و بلاگم رو راستو ريس كردم.
من از طرف همه معذرت بخوام میایی بنویسی؟ کیوتن جون مادرت کوتا بیا بابا کشتیمون
ای بابا!
اه از تو توقع اين مسخره بازي ها رو نداشتم ..گور باباي هر كي مي خواد هر گهي كه مب خواد حرف بزنه بيخيال شو بابا اينجا يه مكان خصوصي بيا حرفت رو بزن هر كي هم مي خواد هر گهي بخوره نوش جونش ...بيا تا نزدم دهن مهنتو .....
امیدوارم مورد حادی پیش نیومده باشه برای شما. با عقیدتون راجع به بعضی از پزشکان محترم موافق هستم. چند روز پیش مورد مشابهی برای خودم پیش اومده. با آرزوی سلامتی.
سلام...
خامش منشين
خدا را
چيزي بگوي
هر چه باشد
چيزي بگوي !
كيوان جان فكر نميكني ديگه داري خيلي به دوستدارانت كم لطفي ميكني؟ تو هر چي هم عصباني باشي هنوز ميتوني يه جواب كوتاه به اين همه محبت بدي. همه نگرانت هستيم و تو عين خيالت هم نيست.نميدونم چي بگم.....
mesle inke jeddie...inke dige nemiaii o nemikhooni o neminevisi.dardnaake :I
ديگه داري خودتو لوس ميكنياااااااااااا
کیوان جان ،به خدا هیچ وقت به خاطر یه بی نماز در مسجد رو نمی بندند.علی یارت
kijani???halet khobe??
چه جوري دلت مي آد كيوان؟ تو كه مي دوني واقعاَ چند نفر وبلاگت رو دوست دارن و به نوشته هات عادت كردن... اينجا واقعاَ سوت و كور شده... اصلاَ خودت مگه بهش عادت نكردي؟ الآن ترك عادت برات راحته؟؟!! هنوز با خودت كنار نيومدي؟ دلت تنگ نشده؟ بي خيال اين اعصاب خوردي هاي مسخره شو و بيا و دوباره براي خودت و ما بنويس... ديگه هم به حرف هيچكي كار نداشته باش... هر كي نخواست نخونه زوري كه نيست!! بيا ديگه
بی نجوای انگشتان ات
جهان از هر سلامی خالی ست ...
بابا اعصابمون خورد شد هي اومديم ديديم هنوز يا علي مدد رو صفحه ست.لا اقل يه خبري از خودت بده.اينجوري كه همه رو نگران كردي اخه!اگه كامنتات 200 تا بشه مينويسي؟
بي خيال شو بابا
بنويس
خواهش مي كنم
میگم که حالا مچتو قطع کردن با دماغت بنویس ..دی:
برو از خورشيد خانوم ياد بگير
لطفا يا خبر سلامتي يا آگهي ترحيمت رو يك جوري برسون .شايد هم دستت رو عمل كردي
رخ بنما كيوان خان ,ديگه وقتشه!
بابا کیوان میخای چیکار کنی؟
بخدا اشکمون در اومد. بنویس تورو خدا...
زیباترین حرف ات را بگو ......
شکنجه ی پنهان سکوت ات
را اشکاره کن !
اقا كيوان اين كامنت 135 هست كه من گذاشتم
بعد از 1000 دفعه امدن و رفتن
حالا ما از وبلاگ تو خوشمون اومده بود تو ترك نوشتن كردي
پيگيري حتي سكوتت !
تا بي نهايت ...........!
بازم سلام...دلم به حالت سوخت (دستتو میگم...)یه دارو تجویز میکنم فقط به درد خرای زخمو میخوره و بس....(خودتم خیلی موئدب نیستی ها...) مواد لازم:
1-روغن زرد(نترس زیاد نمیخواد...)
2-زردچوبه...
طرز تهیه.:
همشو با هم مخلوط کن بریز تو ی قوطی...
طریقه مصرف :
بر روی محل ضرب دیده نصب شود....
عوارض جانبی:
یکم دستو بالتون چربو چیلی میشه و زرد که پس از شستشو برطرف میشود....
همراه با آرزوی سلامتی...(راستی ی چسز دیگه هم بلدم اگه خواستی ایمیل بزن ...)
به علت کاری که می کنم مدام توی شرکت آن لاینم و بعضی وقتا وبلاگ گردی می کنم تا احیانا وبلاگی به دلم بچسبه و بشینم از اول آرشیوشو بخونم و از فرداش پیگیر نوشته های روزانه اش بشم. توی این مدت خیلی از نویسنده های وبلاگایی که می خونم ننوشتند -قهر کردند -از نظر دوستان رنجیدند و ...
اون چیزیکه به نظر خودم مهم بود اینه که هر نویسنده ای هر چقدر هم که دیگران بشناسننش یا هر چقدر هم که با رفتاراش آشنا باشن حق داره راحت توی محیط شخصی وبلاگش حرفشو بزنه مخصوصا توی محیطی که ما عادت کردیم به خود سانسوری خودمون. حالا این یا علی مددی که اینجا هست تکلیف خواننده ها رو معلوم نمی کنه کاش واضح تر می نوشتی .
jeddan dige neminevisi?
ajiiiibe be khoda..
shomareei,adresi,e-maili chizi az un yaru dari?
mikham ye hale asasi be khodesh va khanevadash bedam ..
سلام من در طول اين چند سالي كه به اينجا ميام اولين باره كه كامنت ميزارم.ميخوام بدوني كه بخش مهمي رو براي من وبراي بقيه حذف كردي .كاش ميدونستي مثل بچه اي كه براي يك بستني جانش پر ميكشد. بي صبرانه منتظر 1 نوشته از تو هستيم .اما الان فقط از تو ميخوام خبري از سلامتيت به دوستان ناديده ات بدي . متشكرم!
بي ادب
به گمونم رفتی آلمان تماشای مسابقات فوتبال و تب فوتبال گرفتتت!؟وگرنه شما و اینهمه مدت بی خبری . . . ؟محاله . در هر صورت هر کجا که هستی امیدوارم سلامت و شاد باشی
هر كامنتي بر اين پست نجوائي ست برخاسته از دلي ...
و اين نجواها ستارگان اسمان سكوت تو هستند !
سلام.
چه طولانی می نویسی علاف... مخم پکید تا نصفشو خوندم. علی الاصول، اقتضای قالب نوشتاری وبلاگ، کوتاه نویسیه. که شما عمرا رعایت نمی کنی. و در عجبم از این همه آدم علاف که می خونن این وبلاگو...
دستت چطوره؟
در مورد نوشتت هم فقط ميشه گفت: بيخيال بابا...ولي خودمونيم.يه ذره روغن داغش زياد بودا
آی سينوزيت، آی آلرژی ،آی تکرر ادرار، آی مالیخولیای عصر جمعه ، ای 80 دقیقه استرس ، ای افسردگی فصلی ، ای بیوریتم، ای بختک ، ای دغدغه های الکی ،ای چس ناله از جنس بلور ، ای غرغرهای روزانه ، ای دل دردهای شبانه ، ای هذیونهای یک روزبرفی ، ای درد مشترک ،ای مرگ، ای روزهای بی خاطره ، ای روزهای شور! ،ای شبهای روشن ،ای تعطیلات تابستانی، ای خاطره ، ای رویاهای ناشتائی ، ای یه عادت قدیمی ، ای پنجشنبه آخر سال ،ای ماه رمضون ، ای پائیز ، ای کنسرتی برای تمام فصول ، ای آغاز سومین سال حضور،ای يلـدا و كـريس! ، ای حسرتی ، ای آرزوی سگی ، ای عاطفه بی عاطفه ، ای بخت نامراد ،ای حس یه ظهر گرم تابستونی! ، ای آلت قتاله 24 ساعته ، ای عینک برانکوئی ، ای کلاهک اتمی ، ای فرش قرمز ، ای درازولوژی ، ای نوستالژی ، ای ADSL ای SMS ، ای موتاسیون وبلاگی ،ای بابا دیجیتال ، ای ستاره بی معرفت ،ای آسمون قلمبه ،ای بارون و طعم یه مشت خاطره ، ای داغ گرم جهنم ،ای ماچ ماچ! ای ستاد حوادث غیر مترقبه ، ای راننده دوازدهم ،ای مدیریت استرس ، ای تابو سکس ، ای مدیریت نگرش ، ای مدیریت در سال 1430 ، ای نظریه مازلو ، ای اثبات وجود ،ای قانون وراثت ،ای تفکر در سفر ،ای کمک ! ،ای چاغاله بادوم ، ای طعم زرشک ، آی نون و دندون ،قالب جديد كاپوچينو!، ای آهوی وحشی ، ای هشت پا تراژدی قرن ، ای تنها در خانه ، ای کروزو ، ای غریبه ،ای فالگیر کوچه تنهائی ، ای دزد ، ای آنکارا در یک نگاه ، آی مرز پر گـُهر! ، ای مدال جهانی ، ای رودررو ،ای ديگه ..... همين! ای هووووووو، ای....... ، ای جوونی کجائی که یادت بخیر ،ای فــــــ ... فـــرحــزاد! ای کیوون برره ای ، آی ماه کجائی ؟ مردانگی ات را هویدا کن
رخ بنما کیوان !
دوباره بنویس" من اومدم!" یا علی مدد
خدایا ببین ما رو گیر عجب آدمی کردی ، خوشت میاد هی ملت بیان و پاچه خواریت رو بکنن
خ.ب بنویس دیگه وگرنه فکر میکنن عجب آدم تتیتیش مامانیه که با یه حرف زودی میدون رو خالی میکنه
این همه آدم ازت خواهش کردن بنویسی،واقعا ارزشش را نداره دوباره شروع کنی؟ منتظر نوشته جدیدت هستیم.
بعضی وقتا وبلاگتو میخونم راسش بجز مطالب جدی که خیلی کمه بقیه نوشته هاتون شر و وره یعنی نوشتنش فقط پررویی میخاد که داری حالا هم کم اوردی .فکر نکنم برا خواننده هات هم ارزشی قائل باشی اینا هم که کامنت مینویسن و قربون صدقت میرن همه سرکاریه جناب عالی داری یه گوشه برا خودت عشق و حال میکنی و سرت به اخور گرمه اونوقت یه مشت ادم بیکار میان میگن بنویس بنویس انگار ویکتور هوگو قراره بنویسه خوبه دیگه در وبلاگت تخته شده اگه نه میومدی ادعا میکردی برا خاطر کامنت من دیگه نمینویسی کسی که جنبه نداره و خودش و خیلی دس بالا میگیره بره پی کارش بهتره این جماعت هم یمشت بچه سوسول تهرانی بیکارن که اگر کار و زندگی حسابی داشتن اینجا علاف تو نبودن نصف بیشتر هم دختران برا خاطر اون عکس از راه دورت که معلوم نیس خودتی یا کس دیگه فکر کردن جای خبریه با با این اقازاده زن داره چیزی نمیماسه در اخر بگم قصدم اهانت نبود اما حالا که نمیخاین بنویسین خوبه نظر مخالفاتون رو هم داشته باشین مخالف تو که نه مخالف این جانجولک بازیای امثال شما که همه رو خر فرض کردی داداش .
ای بابا! کیوان خان چی شدی پس؟من نمی فهمم این از قهره که نمی نویسی یا دستت مشکل داره؟ به هر حال یه خبر که می تونی بدی که؟؟!!
سلام...
دوست ندارم نمي نو يسي .....
كيوان خيييييييييييلي نامردي ...
اينهمه ادم منتظر بيا بنويس ديگه رونما ميخاي ؟
اینهمه تحویلت میگیرن حال میکنی . بنویس دلمون تنگ شده خیلی وقته دل سیر نخندیدیم .
میدانستی سکوت از فریاد حرف شنوی
دارد ؟!
در انتظار صدای پائی هستم که حاصل جمع سکوت روزهای گذشته را شنیدنی میکند !
به نظر من اين علي خان خيلي شغلشو جدي گرفته.شايد ايران نيست.يا شايدم دانشجوي ترم دوم پزشكي باشه.
برخورد درست با يك همنوع ربطي به سختي كار نداره عزيز من.بحث شعور وسط.
تو ايران هم شغل سختر از پزشكي خيلي زياد تا دلت بخواد