شنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۵

خب ظاهراً مشكل دست يه كمی جدیه. هر چند من اينها رو واسه چی برای شماها ميگم. حالا نه اينكه توی اين مدت شما هم ارواح عمه‌تون خيلی نگرانم شده بوديد و پاشنه در بيمارستان رو درآورده بوديد! بعد از MRI و دربه‌دری بدنبال پيدا كردن يه وقت خالی واسه ويزيت، نهايتاً مجبور شدم نزديك به دو ساعت توی مطب بشينم تا بتونم بين مريضها برم و دكتر معاينه‌ام كنه. خودِ همين توی مطب منتظر نشستن و گوش كردن به صحبت‌های مردم، طرز برخورد منشی با مريض‌ها، صحبتهای تلفنی خانم منشی كه بی‌پروا از همه چيز و همه سوراخ سنبه‌ آدمها گفته ميشه خودش دنيايه.

مريم حامله شده، بادمجون رو با پياز داغ هم ميزنی، شوهرش كه اصلاً آدم نيست، يه كمی بهش نمك فلفل ميزنی، واسه مونا هم خواستگار اومده، اين ور اونورش ميكنی و توی ماهتابه تفتش ميدی، بهرام ديشب ميگفت از دست‌شون در رفته و ناخواسته بوده بخاطر همين شايد مريم بدبخت مجبور بشه كه بچه رو بندازه، بادمجون رو بايد ريزريز كنی و شعله بايد كم باشه تا آبش كشيده بشه، نه بابا اينها هم زندگی بكن نيستند از اولش هم معلوم بود بيچاره مريم، فقط مواظب باش بادمجونش زياد تخمی و كلفت نباشه، مونا ميگفت قد و هيكل پسره كه خيلی خوبه ولی مادرش عينهو مادرفولاد زره بود، اگه بهش يه كم‍ی سير هم بزنی كه ديگه محشره، امير هميشه دوست داره مال من رو با سير بخوره! الان هم اين بچه بهونه است مريم اون رو هم كه بندازه، بهرام طلاقش ميده. كشك رو من برات ميخرم دم خونه‌مون يه مغازه هست كه كشك‌هاش خيلی عالی. نه بابا، اين مردها كه آدم نيستند همه‌شون همين‌ جورند. باشه سبزی خوردن هم حتماً بگير. قربانت. فدات شم عزيزم. به حميد سلام برسون خداحافظ.

اصولاً اينجور مواقع كه قراره تك و تنها توی مطب، منتظر بشينم عينهو سگ هستم. معمولاً يه گوشه‌ای ميشينم و همچين اخم و تخم ميكنم كه كسی جرات نميكنه سر صحبت رو باهام باز كنه و علّت مراجعه‌ام رو بپرسه. كافيه كه يه كمی به اين جماعت رو بدی. اينقدر سين جينت ميكنند كه انگاری انكر و منكرنند و قراره از پل صراط ردت كنند. انگاری كه مردم همه‌شون دنبال يه گوش مفت ميگردند كه هی براشون زر بزنند. بواسطه اينكه در حال حاضر كلّی كتاب نخونده دارم و چون ميدونستم كه بايد ساعتها توی مطلب علاف باشم، همراه خودم يه كتاب و يه زيلو و يه فلاسك چايی هم برده بودم! يه سرچی توی مطب كردم ولی اكثراً پير و پاتيل بودند و اون دو سه تا خانمی هم كه جوون بودند همچين چيز دندون‌گيری نبودند كه ارزش داشته باشه براشون وقت گذاشت. كتاب باز بود ولی داشتم به حرف جماعتِ دردمند گوش ميدادم كه انگار همه‌شون هم جزء پزشكان قسم‌خورده صليب‌سرخ جهانی هستند و وظيفه دارند كه تموم تجربيات خودشون رو توی اون يكی دو ساعت به مريض بغل دستی منتقل كنند. از خوردن گل‌گاو زبون و ماليدن زرده تخم‌مرغ به سر و كله‌ همديگه، تجويز ميكنند تا روزی سه وعده مزمزه كردن تخم يابو نچُسيده. تا اينكه همونجا بصورت چشمی و تجربی و بدون نياز به دستگاه و تشكيلات خاصی، راديوگرافی و آندوسكوپی و ام‌آر‌ای رو هم همزمان انجام ميدند و در كسری از ثانيه تشخيص ميدند كه طرف‌شون بايد خيلی سريع به فلان بيمارستان مراجعه كنه و بستری بشه و ناحيه مربوطه رو هم جراحی كنه كه اگه نكنه تا چندی ديگر چيزش سياه ميشه و بايد از بيخ قطعش كنند. چــرا؟! چون مثلاً شوهر خواهرش هم اين بيماری رو داشته و دير جنبيده و نهايتاً كارش به هرس و پيوند كشيده شده و الان هم خواهرش اصلاً از شرايط موجود راضی نيست. خداييش كه ما ايرانيها آدمهای عجيب غريبی هستيم. ديپلم نداريم ولی در رابطه مشكلات ژنتيكی و زنجيره DNA چنون اظهار نظری می‌كنيم كه پنداری خود آلبرت انيشتن و گراهام بل هستيم!!!

دكتر فرزان فوق تخصص مچ دست، دكتری پير ولی برخلاف همه دكترها، آدم دوست‌داشتنی‌ هستش. فكر كنم جزء معدود دكترهايی بود كه به حرفم گوش كرد و آدم وقتی باهاش صحبت ميكنه ازش نميترسه. بنظرم بايد واسه همه دكترها دو واحد هم درس طرز برخورد با بيماران رو گذاشت. عوضی‌ها انگار كه همه مردم كره زمين گاو هستند و فقط همين يه گروه هستند كه حاليشونه. كمتر پيش اومده كه پيش دكتری برم و ببينم مثل بچه آدم نشسته و به حرفهام گوش ميده. از ديد خودشون مريض كه " ف " رو بگه اونها دارند توی " فرحزاد " قليون ميكشن ولی اگه اونها حاليشون بود كه حال و روز و شكل و شمايل مريضها اينجوری نبود. دو سه سال پيش بخاطر برخورد يكی از همين‌ها كه انگاری از دماغ فيل افتاده و تخم دو زرده ميكنه، عمل سينوزيتم رو كنسل كردم. حيوون، حاضر نبود اندازه دو دقيقه بابت عملی دو سه ساعته كه لازم‌اش بيهوشی كامل و دو سه روز بستری شدن توی بيمارستان و پرداخت دو سه ميليون تومن پول بودش دو كلوم حرف بزنه. آدم سر يه گوسفند رو كه قراره ببره يه دستی به سر و گوشش ميكشه و يه كمی ناز و نوازشش ميكنه و باهاش حرف ميزنه و يه آبی بهش تعارف ميكنه اونوقت اون يـابـو، برگه رو نوشت و گفت فردا صبح زود برو بيمارستان كه آزمايشها رو بدی و بستری شی، همين. منهم گفت بفرما و از مطبش زدم بيرون! دزدی كه شاخ و دم نداره. حالا چون طرف كت شلوار تنشه و كروات زده و مثلاً بيست سال پيش يه قسمی خورده كه به بيماران كمك كنه و ماشين آنچنانی‌و مطب آنچنانی و منشی اونچنونی داره، دزد نيست؟! والله بخدا دكتری كه نوار قلبی و سونوگرافی و عكس ريه و شش و قلب و دهليز و بطن چپ و راست و بيضه و تخمك و تخمدون يه مريض رو ظرف يك دقيقه ميبينه و زرتی يه سری دارو می‌نويسه و ميده دستش و ميگه اينها رو بخور و يه ماه ديگه بياه و نميذاره مريض كلومی حرف بزنه، نمونه بارز يه دزد سر گردنه است. اُزگل‌ها اصلاً حاضر نيستند 30 ثانيه گوش كنند ببينند تو داری چی ميگی. حالا ما خونه‌مون تهران و برفرض ويزيت هفت هزارتومنی به هيچ جامون برنمی‌خوره و اگه از طرز برخورد يارو خوش‌مون نياد فردا ميريم پيش يه دكتر ديگه ولی يه بنده‌خدايی كه مثلاً از اهواز اومده تهران تا بره پيش يه متخصص و اوضاع ماليش هم زياد خوب نيست و آقای دكتر هم همينجوری تخمی، طرف رو يه ويزيت و اون رو با كوهی از سوالاتِ حل نشده راهی بيرون مطب ميكنه، بايد چه خاكی به سرش بريزه؟! اگه ما با قسم خوردن به حضرت ابوالفضل و چهارده معصوم آدم شده باشيم اين دكترها هم با قسم خوردن به افلاطون و ارسطو و اقليدس و ارشيمدس آدم ميشن!

خلاصه بعد از ديدن عكسها توسط آقای دكتر، ايشون تشخص دادند كه دست راستم بايد هر چه سريعتر جراحی و احتمالاً از مچ به پايين قطع بشه. خيلی هم اصرار داشت كه اينكار هر چه زودتر انجام بشه چون شايد عفونت به قسمتهای بالاتر هم منتقل بشه و اونوقت مجبور بشه دستم رو از كتف قطع كنه چون هر روزی كه بگذره مشكل‌ جدی‌تر ميشه. منهم گفتم پس اگه اجازه بدين يه كمی روی اين موضوع فكر كنم، بهرحال صحبت از دست‌مه هويج كه نيست همينجوری بزاريمش زير تيغ و زارت ...

۴۷ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
Marjaneh

شوخي مي كني !! مشكل دستت اينقدر جديه ؟...........در ضمن ما احوال دستتو مي پرسيديم جواب نمي دادين
***************************************************************
k1: وقتی بريدنش ميفهمی شوخی ميكنم يا جدی جدی ميكنم!

عجب؟؟؟ ميبينم كه پيش بينيهاي گربه چكمه پوش داره درست از آب درمياد و ... پس به فكر يه قلاب باش كيوان ؛)

اين يكي رو موافقم.
خيلي از پزشكان حاذق بلاد مسلمين حاضر به شنيدن دو دقيقه حرف مريضشون نيستن.

شومبول

كاش شومبولتو مي بريد.
****************************************************************
k1: استغفرالله و ربی و .....

نگاه

چند رو ز پیش رئیس به اصطلاح فرهنگستان پزشکی که رئیس انجمن جراحان ایران هم هست توصیه کرد قبل از این که بر ید زیر تیغ جراحی با چندتا متخصص مشورت کنید ! ضمنا"الهی آدم درد بیدرمون نگیره مشکل تو که چیزی نیست و قابل درمانه بهتر باشی از جراحی نترس فوقش یا اینوری میشی یا .....تازه دست چپت هم که سالمه
****************************************************************
k1: شما زياد نگران نباش چيزهای سالم كه زياد دارم!

دیدی کیوان!!! حالا اون قلاب رو بیارم!؟؟!
****************************************************************
k1: آره، فكر كنم ديگه بايد قلاب رو بياری.

سلام . خدائيش همينطوره كه ميگي . منم قبلاَ يه مشكلي با يه دكتر پيدا كردم كه كار به جاي باريك كشيد . تو وبلاگم نوشتم . اما به اين نتيجه رسيدم كه هر پنج انگشت يكي نيست .
باي

يه جهودي بود اونم همينطوري شد. اول دستشو قطع كردن بعد سرشو بعدشم مرد.
****************************************************************
k1: معلومه كه تو از تموم داستان خبر نداری چون قبل از اينكه بميره ..... !!!

كل متنت را خوندم اما تا به پاراگراف آخر رسيدم برق از چشمام پريد!

شیدا

مگه تو بازی دستت اسیب ندیده بود ؟ عفونت ؟!؟!
****************************************************************
k1: يعنی چون توی بازی بوده نبايد عفونت ميكرد؟! مثل اينكه شما خبر نداريد اكثر عفونتها از راه خاك‌بازی وارد بدن ميشه!

راستش قكر كنم خيلياي ديگه هم مث تو از دكترا بدشون مياد. چون اگه آدمي جاي خودش باشه راحته ولي تصور كردن شرايط ادمي كه خودش نيست خيلي سخته. من شخصا حاضرم براي هركس كه ميخواد بابت 99% حرف نزدنهام با مريض يا همراهش يا داد زدنهام سر همراه مريض دليل بيارم. بعد تو ميتوني بشيني قضاوت كني كه كارم درست بوده يا نه. ضمنا 10 برابر اين برخوردها با فك و فاميل بيمار بين خود كادر پزشكي اتفاق ميافته به خاطر همون بيماران. ميگم كه تا وقتي جاي يارو دكتره نباشي نميتوني اين حساب كتابا رو بياري. قضيه فقط از دماغ فيل افتادن نيست. من خودم رو رفتار آدمها چه پزشك باشن چه نباشن خيلي حساسم. فوري شخصيت يه نفرو تو ذهنم آش و لاش ميكنم. ولي برخلاف تو فكر نميكنم اكثريت پزشكا ،كه تو يك دهم اون چيزي كه من باهاشون سر كار داشتم هم نداشتي، آدمهايي باشن كه قسمشون كف پاشونه. راستي تو اصلا متن قسمنامه پزشكي رو ميدوني چيه؟ ميدوني توش قيد فعل غير اخلاقي هم اومده از دوره بقراط؟!
****************************************************************
k1: والله من سر درنياوردم كه شما با من موافق هستيد و يا مخالف؟! من گفتم از دكترها بدم مياد؟! من نميدونم آيا شما خودتون پزشك هستيد؟! شما قبول نداريد كه خيلی از پزشكان برخورد بسيار بدی با مريضها دارند؟! شما قبول نداريد كه ديد بسياری از پزشكان بشدت تجاری شده؟! آيا شما قبول نداريد كه خيلی از پزشكان نظر همكارهای ديگروشون رو قبول ندارند و از واژه " گاو " در رابطه با پزشك ديگر، خيلی راحت استفاده می‌كنند؟! آيا شما خودتون وقتی قراره يه مطلب در رابطه با ايران و رابطه‌شون با كشورهای همسايه شمالی بنويسد تموم قراردهای تركمنچای و ..... از حفظ می‌كنيد؟!
اگه اون قسم‌نامه رو داريد خوشحال ميشم بخونم ببينم توش چی نوشته.

من که آدرس یه ارتوپد خوب دادم پس الکی حرصتو سر ملت خالی نکن ضجه مویه راه ننداز
چقدر مکالمه این خانوم منشی باحال بود :))
منم بدم میاد دکتر اولا گند اخلاق باشه در ثانی وقت نزاره واسه مریض، چون مریض در هر صورت به خاطر بیماریش حالش میزون نیست دکتر هم بخواد حوصله نداشته باشه بیشتر اعصاب طرف و پیاده می کنه ولی برخورد درستشون خیلی تاثیر مثبت میزاره
اینجا برعکس اتاق انتظارهای ایران هیچکی کاری به کار بقیه نداره صد ساعت هم منتظر بمونی کسی لام تا کام حرف نمی زنه برای همین منم همیشه کتاب می برم یا مجله های اونجارو می خونم
****************************************************************
k1: اينجا، يعنی كجا؟!

خب میشه عنوان پست بعدیتو حدس زد، پس من پیش دستی می کنم :
برای شادی روح اون مرحوم مغفور و بقای عمر بازماندگان .....

سلام.
تجربه نميشه براي شما كه اسم جايي رو نبري؟ اون قضيه روستايي دوست داشتني يادت رفته؟؟
حالا شانس بياري اگه اين اهوازيها به دليل توهين بهشون وبلاگتو محكوم نكنن و تظاهرات و جنبش ضد كيوان راه نندازن...
:)
قضيه عفونت رو كه جدي نميگي؟...آخه مچ دست و عفونت؟؟؟
اي بابا...خدا زودتر شما رو شفا بده كه ديگه نيازي به قلاب و چشم بند و طوطي و اينا نباشه :)

به جان خودم راست نگفتی! یعنی چی قطع کنن؟ کشکه مگه؟ منم از این رفتار پزشکا انقدر شاکیم که چند نوبت دکتر واجب رو دارم امروز و فردا می کنم. چرا گوش نمی کنن ببینن ادم حرفش چیه؟!!!
****************************************************************
k1: سری قبل هم كه ميخواستن يه جاييم رو قطع كنند اجازه نگرفته بودند!

باز براي جلب توجه خالي بستي(د)

رضا از اهواز

با نظرت درباره پزشکا موافقم. به نظر میرسه که اونا مریض رو نه بعنوان مشتری، بلکه بعنوان یک کیس کاملا مجرد میبینن. نمونشو توی شرح حال بیمارا میتونی ببینی:" بیمار جوانی است بست و چند ساله که ..." شاید علت اصلی مربوط به رفتار نظامی وار نظام آموزشی موقع تحصیل باشه. هرچند این مشکل فراگیر فرهنگ ایرانه که همه ما دوست داریم به طرز بیمارگونی سلطه داشته باشیم، حتی وقتی در موقعیتی هستیم که باید به دیگری سرویس بدیم. اینو توی رفتار فروشنده ها، کارمندها، تعمیرکارا، ... هم میتونی ببینی.

یک خواننده همیشگی وبلاگ

متاسفم که مجبور شدین به پزشک مراجعه کنین و امیدوارم سلامت باشید اما ایا درسته که با دیدن برخورد چند تا دکتر اینجوری بهمه بگین عوضی ها!!!!!!!!!!!!! مگه تو بقیه شغلا ادم بدی پیدا نمیشه!؟من به عنوان یه پزشک همیشه به درددل مریضام گوش میکنم و عاشق کارم هستم چون هیچ شغلی مثل ما نمیتونه ارامش رو به مردم هدیه کنه و باید بگم به حرف کسانی که مثل شما یه طرفه به قاضی میرن هم داریم عادت میکنیم امیدوارم همیشه این جوری قضاوت نکنین
****************************************************************
k1: اولاً از اينكه اگر اين نوشته باعث شده به شما و جامعه محترم پزشكی خدشه‌ای وارد بشه تا شورش و تظاهراتی انجام نشده من همچين جلوجلو از شما معذرت‌خواهی ميكنم. در ثانی من خيلی خوشحالم كه اين وبلاگ باعث شده پزشكی با تموم دغدغه‌هاش نيز اين نوشته‌ها رو بخونه.
خانم يا آقای محترم پزشك عزيز! زبون من و اين نوشته‌ها شايد يه كمی تند و نيز و تيره و انتقادی باشه. استفاده از بعضی واژه‌ها فقط جهت طنز و يا بنوعی گيرا بودن مطلب هستش. در رابطه با اون پزشك فوق تخصص گوش و حلق و بينی كه قرار بود سينوزيت من رو عمل كنه معتقدم كه 100% نه فقط عوضی كه يابويی بيش نبود ولی قبول كنيد طرز برخورد بسياری از پزشكان با مريضها‌شون خيلی غيرمحترمانه است. يا اصلاً به حرف مريض گوش نميدن و يا دقيقاً يه جور صحبت می‌كنند كه انگار مريض‌شون يه الاغه كه هيچی نميفهمه. قطعاً پزشكان متعهدی مثل شما كم نيست ولی اسم و رسم و لباس پزشكی تعهد زيادی ايجاد ميكنه كه اگر اين وسط يكی هم وصله ناجور بشه خيلی توی چشمه.
باز هم از شما بابت سوء‌تفاهم ايجاد شده پوزش ميطلبم. راستی تخصص شما در چه زمينه‌ای هست ؟! شايد به درد من بخوره. هر چند از بدشانسی متخصص زنان و زايمان هستيد!

مرجان

باید حرف زدن و بد وبیراه دادن به یه قشر خاص خیلی کار راحتی باشه بدون اینکه در نظر بگیری چه زحمتهایی کشیدند و بدون اینکه هیچ اطلاعی داشته باشی از درگیریهای ذهنی و سنگینی بار مسوولیت تصمیم گیریهای هر روزشون بیای از کسی که با مرگ و زندگی سر و کار داره توقع داشته باشی رفتارش باهات مثل آرایشگر محله تون باشه همیشه لبخند به لب داشته باشه و ..و ..قبول دارم که گاهی وقتها باید صبورتر بود و اطلاعاتی رو که حق مریضه بهش داد اما وقتی این قضاوتهای یکطرفه و پر از بدو بیراه تو و خواننده هات رو در این نوشته خوندم به خودم گفتم چه فرقیه بین اونیکه برای شکستگی زردچوبه و تخم مرغ تجویز میکنه با شما که اینهمه ادعاتونم میشه؟چون هر دو گروه حرفی میزنن و قضاوتی میکنن که در موردش آگاهی لازم رو ندارند
****************************************************************
k1: مرجان خانم كسی توقع نداره وقتی وارد مطب ميشه آقا يا خانم دكتر براش پانتوميم بازی كنه و مريض رو بخندونه كمااينكه حالا چون طرف پزشك بايد با اخم و تخم برخورد كنه؟! اگه شما كه اينهمه مته به كون خشخشاش ميذارير و از ايننوسته ناراحت ميشيد ( احتمالاً شما هم پزشك تشريف داريد؟! ) خيی بيخود می‌كنيد كه صنف آرايشگرها رو مسخره می‌كنيد.
بحث بر سر اينه كه وقتی به كسی ميگن " پزشك " بايد بدونه وظيفه‌اش فراتر و خطيرتر از هر بقال و چقال و آرايشگر و نونوايی.

ستاره

اینکه گفتی بايد واسه همه دكترها دو واحد هم درس طرز برخورد با بيماران رو گذاشت اتفاقا درسی تحت عنوان اخلاق پزشکی رو دارن که تو اون خیلی چیزا از جمله روانشناسی بیمار. خوشروئی و خوش قولی.اخلاق جنسی . شغل پزشکی به عنوان عبادت نه تجارت. پرهیز از شهرت طلبی.ارزش خدمت به محرومان وپذیرش اشتباهات و......... رو ميخونن. اما افسوس که خیلیهاشون بهش اعتقاد ندارن و قسم نميخورن يااگه هم قسم ميخورن ميزنن زير قسمشون .ضمنا شما هم داري ميگي :"وقتي كه تك و تنها توی مطب، منتظر ميبشينم عينهو سگ هستم. معمولاً يه گوشه‌ای ميشينم و همچين اخم و تخم ميكنم كه كسی جرات نميكنه كه ...." خوب دكتره هم همين كارو ميكنه ديگه
****************************************************************
k1: اگه من اخم و تخم ميكنم بخاطر اينه كه حوصله ندارم بغل دستی سر صحبت رو باز كنه و هی ازم سوال بپرسه ولی اين چه ارتباطی با بداخلاقی دكترها داره؟!

ليلا

تو مطمئني بجاي مطب پزشك پشت در ارايشگاه زنونه فالگوش نايستادي؟!!! چون معمولا مشابه اين جملات رو اونجا هم ميتوني بشنوي حالا البته بسته به كلاس! اون ارايشگاه با كمي تفاوت!
در مورد پزشكان محترم هم متاسفانه صحبت نكردن با بيمار و يا در بهترين حالت پاسخ پرسشهاي بيمار رو بريده بريده و قسطي دادن شايع است و اگه پزشكي بر عكس اين عمل كنه ادم تعجب ميكنه . خب بايد به بندگان خدا حق بدي!!! فرصتي رو كه ميشه شش تا بيمار رو ويزيت كرد و حق ويزيت گرفت مگه عقلشون كمه با صحبتهاي زائد!!! تلف كنن ؟! البته از حق نگذريم نمونه هائي هم هستند كه متعهدانه و دلسوزانه برخورد ميكنند اما به تعبير اون ضرب المثل : دود از كنده بلند ميشه معمولا موارد فوق الذكر از نسل پزشكان قديمي و جاافتاده هستند . نميدونم بعد از اونها قراره چه بلائي بر سر بيماران دردمند اين جامعه بياد ؟!
****************************************************************
k1: اتفاقاً خيلی علاقه دارم يه روز وارد محيط شاد و مفرح آرايشگاه‌های زنونه بشم و ببينم دنيا دست كيه؟! فكر كنم تقريباً همه خواننده‌ها قبول داشته باشند كه اكثر دكترها آدمهای بداخلاقی هستند؟! به حرف مريض توجه نمی‌كنند. از لحاظ روانی روی مريض درست و اصولی كار نمی‌كنند. يه كمی بيشتر از گذشته مادی شدند و ...... خب منهم دقيقاً نظرم همين بوده حالا شايد بعضی جاها از يه واژه‌های اونچنونی استفاده كرده باشم ولی قصد و غرضی نبوده.

به شكل بسيار مشكوكانه اي از پاسخ به سوال اصلي در مورد دستت طفره ميري!! اين قطع مچ جزو خالي بنديهاي جذاب كردني وبلاگي بود يه يك واقعيت؟!! اصلن بي خيال، امشب خودم حالتو مي گيرم!!

يا يك واقعيت؟!!*
****************************************************************
k1: يا يك واقعيت!

مرجان

بله منم پزشك هستم و خيلي هم به شغلم افتخار مي كنم و اگه صد بار ديگه هم بخوام شغلي رو انتخاب كنم باز همين رشته رو انتخاب مي كنم و ايمان دارم كه جزئ مشاغل مقدسه چون قريب به ده ساله كه با اين شغل نفس كشيدم و با مشكلاتش زندگي كردم و ضمنااشتباه نکن این روش من نیست من به کسی یا صنفی توهین نکردم من فقط گفتم شما توقع دارید رفتار یک پزشک مثل یک آرایشگر باشه یا مثل یک بازار یاب.. در حالیکه اون دغذغه های متفاوتی داره من جایی از صحبتم به کسی توهین نکردم فقط گفتم هر شغلی خصیصه ی خودش رو میطلبه .یکبار نوشته ی من رو بخونید یکبار هم جواب خودتون رو شاید شرمنده شوید در هر صورت از اینکه اینجا پیامی گذاشتم متاسفم ظاهرا اینجا مختص دوستان و مجیز گویان شماست.
****************************************************************
k1: مرجان خانم!
قبل از اينكه بخواهم به كامنت قبلی شما جوابی داده باشم در جواب يكی ديگه از پزشكان كه اونهم مثل شما ناراحت شده بود، معذرت خواهی كرده بودم اينبار هم شخصاً از شما معذرت خواهی ميكنم. اگه صحبتی گفته ميشه صرفاً بخاطر اينه كه توقع از يه پزشك بيشتره وگرنه قصد اين نيست كه ماهيت پزشك و پزشكی رو بخواهيم زير سوال ببريم. خارج از ايران رو نميدونم ولی اگه توی ايران تشريف داريد از 10--20 نفر دوست و آشنا بصورت رندوم در رابطه با طرز برخورد پزشكان سوال كنيد و ببينيد نتيجه چی ميشه.
بارها و بارها هم سوال شما و هم جواب خودم رو خوندم. فكر نمی‌كنم در پاسخ به سوال شما بی‌احترامی كرده باشم ولی باز هم اگه سوء‌تفاهمی ايجاد شده و باعث ناراحتی شما شدم معذرت ميخواهم. قطعاً همين سوال و جوابها ميتونه اگه كدورتی هم ايجاد شده از بين ببره. اميدوارم باز هم نقطه نظرات شما رو توی اين صفحه ببينم .
پی‌نوشت: بخدا خيلی سختم بود اينقدر رسمی و مودب بنويسم ولی بخاطر مرجان خانم پرشك متعهد و با اخلاق اينكارو انجام دادم.

امیدوارم اون دستی که از مچ به پایین قطع میشه دست چپ نباشه .میدونین که چی میگم!!!

بس كن كيوان! چقدر ملت رو ميذاري سر كار!
حالا واقعا قضيه جديه؟! :((

ميگن آدم عاقل دو بار از يه سوراخ گزيده نميشه !!!
ما همون يه بار كه باورمون شد ميخواهي در اينجا رو تخته كني پشت دستمون رو داغ كرديم كه حرفت رو باور نكنيم ! اين يكي كه ديگه از اون دروغ هاي شاخداره ! گمونم تو پست قبل زياد به خانومت ابراز علاقه شده ، حسودي ميكني !!!!!!

آخ از دست اين جماعت دكتر . حالا مشكل دست واقعآ جديه ؟

ليلا

اومدم بگم خدا يك در دنيا ده در اخرت عوضت بده! با اون لينك بالا (تبليغات شهري)كه گذاشتي مشكل منو واسه سوژه يابي در يك مورد كاري حل كردي !
راستي الان كه ادامه كامنتا رو خوندم ناخوداگاه ياد اكران فيلم شوكران افخمي افتادم كه باعث شد پرستاران محترم در اعتراض بهش تظاهرات كنند ! وقتي با يه مطلب انتقادي كه همه با سبك نگارش و لحن طنزاميز نويسنده وبلاگ اشنائي دارن بعضي دوستان اينقدر بهشون برميخوره و برافروخته ميشن ادم بيشتر به اين نتيجه ميرسه كه ظرفيت انتقاد پذيري ما ملت چقدر بالاست !!!

مونا

والا ما نفهميدیم چی شد یهو اینجا همه پزشک از آب در اومدن !!
ولی به کل اکثر این دکترا آدمای گنده دماغین فکر کنم دلیلشم فشاراییه که تو این 7-8-10 سالی که درس میخونن بهشون میاد .

مونا

اين دكتر علي عجب آدم مودبیه (تو رو خدا بفرما تو دم در بده )
این واسه همون فشاراس که گفتم !
*****************************************************************
k1: من چون ديدم آقای دكتر خيلی ناراحت شده و چهره واقعی خودش رو نشون داده مجبور شدم كامنتش رو پاك كنم.

مهرداد

با این همه مهملی که به هم می بافی یا بهتره بگم تایپ می کنی، بنظرم منصفانه است اگر دستت احتیاج به قطع شدن داشته باشه

نميدونم چطوري اين قسمنامه رو به دستت برسونم. ميدوني كيوان جون مشكل اينه كه برخورد ما تو تهرون تحت تاثير گزينشيه كه خودمون ميكنيم. ما ميريم مطبي كه شلوغتره. خيلي وقتا شلوغي يه مطب به خاطر بازار مسلكي بودن طبيبه. آره من با حرفات مخالفم. فكر ميكنم خيلي سطحيه. اين فقط مسكل پزشكاي اين مملكت نيست كه اخلاقي عمل نميكنن. تو كانتكست خراب هم نميشه انتظار داشت ادمها وارسته بمونن، ميخوان پزشك باشن ميخوان نباشن. با اين حال به نظرم هنوز مجموعه پزشكا خيلي سالمتر از اصناف ديگه باقي موندن. من پزشكم. معلم ادبيات هم بودم. مددكار بيمارستان هم بودم. يه چند تا كار كوچولوي ديگه هم كردم. مث تو دوستاي زيادي هم دارم اين ور و اون ور. اگه ميخواي چند تا دكتر كه به نظر من الگوي وارستگين بهت معرفي كنم فقط كافيه حدود منزلت رو بهم بگي تا ادرس چند نفرو بهت بدم و ليستي از كاراشونو در اختيارت بدم.
****************************************************************
k1: خب شكرخدا ظاهراً داره تعداد دكترها بيشتر ميشه! والله كامنت بعضی از همكاران‌تون كه مجبور شدم پاك‌شون كنم ديگه من رو از خوندن اون قسم‌نامه منصرف كرد. اميدوارم نه فقط اون قسم‌نامه بلكه همه ما بتونيم به تموم عهد و پيمان اخلاقی و مكتوب و نوشته و نانوشته‌ايی كه بر دوش‌مون عمل كنيم. از شما هم ممنون بخاطر راهنمايت قطعاً اگه نياز به پزشك بود با شما تماس ميگيرم.

کیوان میشه گفت اینجا دوستان و دشمنانت حسابی برای بریده شدن مچ دستت ذوق کرده و قراره بساط سور و ساطی راه بندازند :) پس همه رو شاد کن و خبر آخر رو بده. به جون بقیه هم نق نزن اینقدر هم بد و بیراه نگو :))
****************************************************************
k1: چـشـم!

ZolAl

كيوان جان اميدوارم كه دستتون بهتر بشه بايد مراقب باشيد و اين چيزها را شوخي نگيريد.

خانم مرجان خيلي معذرت ميخوام ميشه بگيد دغدغه هاي يك پزشك چرا با آدمهاي ديگه فرق ميكنه همين كلمتون نشون دهنده همون غروريه كه آقاي كيوان راجع به او صحبت كردن من با نويسنده اين وبلاگ موافقم براي اينكه قريب به 95 درصد دكترهايئ كه من خودم تجربه كردن دقيقا" همين برخوردها را با مردم دارند و فكر ميكنند كه از يك كره ديگه اومدن و يه سرو گردن از بقيه مردم بالاتر هستند.
و واقعا" جاي تاسف داره البته هستند دكترهايئ كه برخوردشان مثل يك انسان هست ولي از تعداد شون خيلي كمه .


خيلي جالبه حرفهاي آقاي سيريوس " "مجموعه پزشكها خيلي سالمتر از اصناف ديگه باقي موندن " اين همون چيزيه كه در باره مرجان خانم هم گفتم اصولا" خودتون را يه سرو گردن بالاتر از بقيه ميدونيد فقط به حرفها تون توجه كنيد متوجه ميشيد .

katayoon

كيوان جان تو رو خدا بگو كه داستان دستت فقط يه شوخيه و جدي نگفتي. خواهش ميكنم.....

علي

1-عوضی‌ها ، حيوون، يـابـو، دزد ، اُزگل‌، يارو ، تخمی خود تو كيوان [ ............... ] هستي
2- اگه دكترها بد اخلاقند علتش اينه كه هر روز ، حتي هر شب و همينطور جمعه ها ، عيدها و همه تعطيلي ها كه امثال توي [ ............... ] خوابيدين ، مجبورن در هر شيفت حد اقل با 30-60 نفر ازگل نفهم -امثال تو - سر و كله بزنن و آخرش هم يه چيزي بدهكار ميشند
خود توي يابو كه دچار توهم انسان بودني حاضري با اين شرايط فقط يك هفته - و نه يك عمر - كار كني ؟
واقعا براي خودم . بقيه پزشكها متاسفم كه اينهمه سالهاي جواني و خوشيمونو هدر داديم تا در خدمت يابويي مثل تو باشيم
من اگه ميتونستم به گذشته برگردم به سراغ شغلي ميرفتم كه مثل بقيه اغلب ايرانيها فقط كارم بخور و بخواب و چاپيدن خلق خدا باشه و تازه آخرش هم همه تملغم رو بگن نه اينكه بهشون خوبي كنم و آخر سر به قول خودشون مثل سگ منو گاز بگيرند .

شیدا

ماشاالله به این پشتکار علی اقا ! فقط من نفهمیدم، اگه دکترها از صبح تا شب و از شب تا صبح ! شیفتن، ایشون اینجا چی کار می کنن ؟!

یک خواننده همیشگی وبلاگ

دوست عزیز از شما متشکرم حقیقت این است که به دلیل سختی زیاد کار ما یه خورده استانه تحملمون ÷ایین امده والا من اصلا منظورم عذرخواهی شما نبود راستش خودم هم گاهی از دست رفتار همکارانم حتی با خود دکترایی مثل ما که جوونند و کسی خیلی به دکتری قبولشون نداره (مخصوصا اگه خانم باشه!!!!!!!!!) شاکی میشم ولی مشکل رو باید در فرهنگ مردمی جستجو کرد که به اساسی ترین حقوقشون هم اگاه نیستن یا بهش دسترسی ندارن دکترها هم مثل بقیه افراد جامعه هستن همون اشکالات رفتاری جامعه در اونها دیده میشه ولی چون کسی که ÷یششون میاد خودش هم درد داره مشکلش چند برابر نشون داده میشه به هر حال من زنان زایمان هم نیستم ولی در خدمت هستیم ولی امیدوارم هیچ وقت گذارتون به ما نیوفته تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

انقدر بيا خالي ببند تا آخر بهت بگن چوپان دروغگو!
از كي تا حالا صدمه ورزشي باعث قطع شدن ميشه ما نميدونيم!

elham

آقاي دكتر علي آقا
اگر به گذشته برگشتي حتما يك دوره كتاب فارسي دبيرستان هم بخون كه تملق را تملغ ننويسي.

ماشاالله چه خبر شده اینجا!!!
منظورم از اون اینجا که پرسیدی کجاست، همینجاست که زندگی می کنم :دییییییی یعنی آلمان :)

هاجر

بهروز جان باز خالی بستی و ملتو گذاشتی سر کار؟

azin

آقا خدا پدر شما رو بيامرزه و مادرتون رو براتون نگهداره ، خدا خيرت بده يك در دنيا بلكه ام بيشتر دو برابرش هم در آخرت بگيري . اين پست رو بايد با طلا بلكه الماس هاي چند قيراطي نوشت . دست گلت درد نكنه ( هموني كه بايد قطع بشه ) ، شاه كار بود بخدا
اينو بگم كه حرف دلم رو زدين

ساتین

قضیه دستتونو نفهمیدم دقیقا چیه . مدتیه اینجا نیومده بودم . امیدوارم بزودی بهبود بیابید

ناوال

منم بچه بودم با دخترای فامیل دکتربازی زیاد میکردم ... خیلی هم خوش میگذشت

در اينكه حرفت درسته كه شكي نيست!! ميگن راننده تاكسي واحد شمارش آدما براشون كرايه تاكسيه و براي دكترا ويزيته!! راننده ها هر آدمي رو كنار خيابون مي بينن به شكل كرايه تاكسي بش نگاه مي كنن و دكترا به شكل ويزيت!!
و بعد اينكه آقا تقصير خودمونه كه اين دكترا دچار توهم خود برتربيني شدن! ازبس بالا پايينشون كرديم! هي احترام الكي گذاشتيم بشون! يادمون رفته كه اونا در خدمت ما هستند نه ما در خدمت اونا!!!
آقا در بلاد خارجز پدر بزرگ من رفته بود مي خواست عمل كنه قبل از عمل دكتر براش يه جلسه گذاشت تمام مراحل عمل را شرح داد!!! كه ما مي خواهيم با تو چي كار كنيم!! اونوقت من هفته پيش كه سرما خورده بودم رفتم پيش دكتر عمومي, همونجا مي خواد آمپول بزنه هرچي ازش مي پرسم اين چه آمپوليه آخه مي خواي به من بزني جوابمو نميده!!!! حداقل 5 بار ازش پرسيدم هي جواب نداد!!!!!!!!!

ارسال نظر