چهارشنبه، ۳ خرداد ۱۳۸۵

عين نوشته‌های پايين از زبون كسی هستش كه از ديد شما تونسته 4-5 سال با يه موجود ديو مانندی چون من زندگی كنه! وقتی از همسرم خواستم بدون اينكه نوشته قبلی رو بخونه، نقطه نظراتش رو در رابطه با من بنويسه جالبه كه اونهم دقيقاً به دو سه مورد كليدی كه واسه خود منهم خيلی مهم بود، اشاره كرده. اينها دقيقاً همون چيزهايی بود كه ايشون روی يه ورق A4 نوشت و منهم فقط زحمت تايپ كردنش رو كشيدم و هيچگونه دخل و تصرفی در جمله‌ها نداشتم.

راستش شايد اول اون دسته از خصوصيات اخلاقی كيوان رو بگم كه بعضی وقتها ميره توی اعصاب آدم، بهتر باشه.

تخمه خوردن: من از اين تخمه خوردن لاينقطع متنفرم. خيلی وقتها آدم اصلاً حوصله تحمل خودش رو هم نداره اونوقت ميبينی كيوان لم داده روی كاناپه و داره اخبار 8:30 شبكه دو رو می‌بينه و خِرت و خِرت هم تخمه ميشكونه. معمولاً شكستن تخمه كار هميشه‌‌گی اونه. اميدوارم هر چه زودتر فروشگاه شهروند اين قلم جنس رو از ليست فروشش برداره تا من هم يه كمی اعصاب و روانم راحت‌تر بشه.

روزنـامـه: از روزنامه و خوندن اون مخصوصاً وقتی شرق باشه اصلاً بدم نمياد. ولی اينكه وقتی از سر كار ميرسی خونه، روزنامه رو بگيری دستت و از " الف " تا " ی " اون رو بخونی و موقع خوندن هم هر صفحه‌اش رو يه ور زمين پهن كنی، خب فكر كنيد ديگه چی ميشه؟! البته اين مورد خيلی قابل تحمل‌تر از مورد قبليه!

اكـتيو بودن: اين همه آقا از كمك كردن و اينطور چيزها توی وبلاگش می‌نويسه ولی دريغ از اينكه توی خونه ميليمتری از جاش تكون بخوره. آهان راستی چرا، مياد سر ميز و شام ميخوره، فوق فوقش بشقابش رو جمع كنه و زيتونها رو ميريزه توی جاش و در نوشابه رو ميبنده و ميذاره تو يخچال و بعدش دبـرو كه رفتش سر وبلاگش ( اين وبلاگش يه جورايی هووی من كه خب البته منهم دوسش دارم و شايد هم به بودنش در كنار خودم عادت كردم ) راستی تنها كار مثبت كيوان، عوض كردن آب ماهی‌های سفره هفت‌سين دو سال پيشه كه هنوز زنده‌اند و خودشم ميدونه من چقدر اون ماهی‌ها رو دوست دارم.

مهندسی: در زمينه كارهای فنی منزل صفر صفره. صفر كه نه زير صفر. دريغ از موقعيكه يه لامپ خونه بسوزه بايد مدتها صبر كنيم تا دوستی، فاميلی، آشنايی بياد خونه‌مون و دلش برامون بسوزه و اون لامپ رو عوض كنه.

و اما خوبيهاش كه به نظرم تمام بديهاش رو می‌پوشونه.

زن: برام استقلال زن خيلی خيلی مهمه. به هيچ وجه نمی‌تونم مردی رو كه صفات و خصلت‌های من درآوردی عهد عتيق رو بدوش ميكشه به اين بهانه كه عزيزم چون دوستت دارم برای همين بايد 24 ساعت بمونی توی خونه ور دلم و از جات تكون نخوری تا خدای نكرده آفتاب و مهتاب نبيننت و يا بيرون پُر از گرگه و تو حق نداری ( فكرش رو كن يكی به آدم بگه تو حق نداری! ) با دوستات بری بيرون ولی خب من چون خودم مرد هستم و از جنس اون گرگها پس ميتونم با دوستام برم بيرون و .... تحمل يه همچين مردهایی با يه تفكرات اينچنينی برام خيلی سخته. ولی شكر خدا كيوان از اين نظر به هيچ وجه مثل اكثر مردهای سنتی ايرونی نيست. حالا چه تظاهر ميكنه و چه واقعاً بهش اعتقاد داره. برام اين مهمه كه حرفهام و عقايدم رو به عنوان يك زن ميپذيره. البته خب گاهی هم برميگرده به اون طرز تفكرهای مردونه‌ كه خب اينقدر باهاش بحث ميكنم كه آخرش مجبور ميشه بگه هر كسی نظر خودش رو داره. ولی در كل از اينكه به استقلال زن احترام ميذاره و حق و حقوقی رو كه خيلی از آقايون بخاطر خودخواهی‌هاشون واسه خانم‌ها قائل نيستند، اون بهشون اعتقاد داره و احترام ميذاره برام ارزشمند و قابل احترامه. خوشبختانه توی اين پنج سال هيچ مورد كوچيكی هم پيش نيومده كه در اين زمينه مشكل داشته باشيم.

رفيق‌بازی: شكرخدا اين خصلت خانمان سوز رو نداره!!! وای كه چقدر از آدمهای رفيق‌باز بدم مياد. آدم دو تا دوست درست حسابی داشته باشه خيلی بهتر از دو هزار تا آدم دربه‌داغونه كه الكی دور و بر خودش جمع كنه.

از پشت يك سوم: وبلاگش رو هر روز ميخونم. همين طور نظرات رو. البته هيچ وقت نظرم رو نمی‌نويسم. ميدونم اون وبلاگ براش خيلی عزيزه و شايد برای همينه كه منهم از پشت يك سوم رو دوست دارم. البته خودش هم ميدونه كه نوشته‌های سوزناك و دردناك و افسرده‌ای رو كه گهگاهی مينويسه رو اصلاً دوست ندارم. خودش هم قبل از پابليش بهم ميگه كه يه مطلب نوشتم ولی قطعاً تو خوشت نمياد! خب اونهم به اخلاق و روحيات هر شخصی بستگی داره ولی متنهايی كه بحالت طنز و در رابطه با مسايل اجتماعی هستش رو دوست دارم.

دست و دل باز: اوه اوه تحمل يه آدم خسيس صبر ايوب ميخواد. اصلاً نميتونم تصور كنم كه بخواهم با كسی زندگی كنم كه جونش برای خرج كردن دو هزار تومن درميره. خوشبختانه من و كيوان جفت‌مون آدمهايی هستيم كه اهل گشت و گذار و مسافرتيم. تقريباً مسافرت زياد ميريم و شايد بشه گفت كه آدمهای خوشگذرونی هستيم. بنظرم اگه آدم درآمدی داره بايد ازش لذت ببره. اينی كه آدم خسيس بشه و همه رو پس‌اندازه كنه كه فردا رو كی ديده؟!

دست آخر بگم كه از كيوان 90% راضی هستم. اگه اون 10% رو هم نميگم بخاطر اينكه پُررو ميشه. اصولاً كيوان همينجوری هم پُررو هست وای كه يه كم هم ازش تعريف بشه! تو اين پنچ سال كمتر پيش اومده كه با هم مشكلی داشته باشيم و فكر می‌كنم دليلش هم اين بوده كه هر دو برای حريم خصوصی و آزاديهای شخصی‌ همديگه ( بخاطر اعتماد متقابل ) احترام قايل بوديم. سعی كرديم همديگه رو درك كنيم و بخاطر وجود همديگه حتی اگه چيزی هم برخلاف نظر و سليقه‌مون بوده ولی بخاطر اينكه طرف مقابل‌مون بهش علاقه داره، بهش احترام بذاريم. ولی بنظرم اصلی‌ترين دليل موفقيت ما اعتماد بهم و احترام به نيازها‌مون بوده. حالا هم يه اسپند دود كنيد و بعدش هم جميعاً صلوات بفرستيد.

۳۲ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

تبريك ميگم كه هر دوتاتون كاملاَ راحت و صادقانه و بي شيله پيله مي نويسين وگرنه الان بايد نظرات خانومت بيشتر شعرگونه بود تا واقعيت.

اللهم صلي علي محمد و آل محمد
____.
در مورد اسپند هم، بابا ولمون كن اين قرتي بازي ها رو از ما نخواه.
________________

در ضمن جناب آقاي آقا كيوان آقاي گل! اينقدر هم خودشونو يه دستي نگير...

ايشالا هميشه به شادي...

هميشه در كنار هم باشيد. شاد و سرحال و موفق

عمو كيوان ! زن عمو تحويلت گرفته هااا

نگاه

اسپند و اسپند دونه اسپند 103 دونه....
الهم صلی علی کیوان وآل کیوان
پایدار ومستدام باشید.

میگم کیوان من جای تو بودن خود دستخط رو میذاشتم تو وبلاگ! چرا انقدر قدرنشناسی تو آخه
*****************************************************************
k1: اگه اسكنر داشتم حتماً اينكار رو انجام ميدادم تا بعضی از دوستان هم مشكوك نشن!

Marjaneh

آخي آخي ... شاد باشين :)

خوب و خوش ساليان سال در كنار هم شادباشيد ..اما به اين مي گن تفاهم چون هر دوتاتون به يه موضوع اشاره كرديد : احترام به حريم خصوصي

از جلوي يك سوم

فتابراك الله و احسن الخالقين

ليلا

جالب بود . ممنون .

نوشته كيوان خيلي عميقتر از بقيه نوشته هاش بود، اين جوابيه (؟؟) هم نسبتن صادقانه نوشته شده و قطعن اون چيزايي هم كه سانسور شده منطقيه كه جزو حريم زناشويي محفوظ بمونن. ميگن زن و شوورا (!) شبيه هم ميشن... هردوتاتون عادت دارين بگين "هستش" ؟ :)
احترام به حريم خصوصي، يكي از قشنگترين رفتارهاي زندگيه . . . اميدوارم دوست بمونين.
بابا كيوان!
*****************************************************************
k1:دلبندم، عزيز دلم، نور چشمم!
اينكه ميگن زن و شوهر بعد از يه مدتی شبيه هم ميشن رو من اصلاً قبول ندارم و اما داستان اينكه هر دو ميگيم " هستش " بخاطر اين بوده كه متن اصلی شايد خيلی رسمی و مودبانه و ادبی بود و با ماهيت و نوشته‌های وبلاگی همخونی نداشت قطعاً بخاطر اينكه يه سری از جمله‌ها و كلمه‌ها رو عاميانه نوشتم اين " هستش " واسه شما شك‌برانگيز شده. اگه هنوز هم مشكوك به سانسور هستين اصل مطلب رو براتون پست كنم.

نه ! خدايي يه وقتايي يه كارهاي نامبر واني مي كني كه خيلي بهم مي چسبه . اين دوتا پست آخري هم همونطور بود . خيلي خيلي برام جالب بود .
موفق باشين .

به به ایول

ايشالا هميشه خوشبخت باشين
---------------------------
كيوان دمت گرم حسابي تحويلت گرفتنا

خداروشكر كه همه چيز رو به راهه .... سالگرد ازدواجتون مبارك باشه ..ايشالا سالهاي سال همينطوري با صفا در كنار هم زندگي كنيد ...

من كه كم اوردم. راست ميگفتي. زنت خيلي خوبه كه تو رو تحمل ميكنه. از طرفي زندگي با يه مرد خوشرو كه گهگاهي خودشو به مشنگي بزنه هم ميتونه براي خيلي زنا جذاب باشه. فكر نكنم تو خيلي بلد باشي اخم كني.

شاد باشین همیشه و با هم!

فداتون شم اصلن بحث شك و اين حرفا نبود، من خيلي جدي گفتم و از اين مطلبم لذت بردم.

يعني خداييش احسنت! من كه عمراَ فكر نمي كردم ايشون واقعاَ هر روز وبلاگت رو بخونن! بابا خيلي صبورن! خيلي خيلي قدرشون رو بدون... و واقعاَ از صميم قلب بهتون تبريك مي گم زوج نمونه... اميدوارم هم خودم و هم خيلي هاي ديگه ازتون ياد بگيريم... شما هم هميشه نظرتون راجع به هم همين باشه و بهتر... بازم تبريك

مانا

من اما اصلاً فضولي هام با اين دو تا مطلب پاسخ داده نشد!!

نوشته صادقانه ای بود.
حالا خانوم شما از ما وبلاک نویس ها خوشش نمی یاد. ولی ما خیلیوم از ایشون خوشمون اومد.
کامنت ها رو می خونه؟
*****************************************************************
k1: سایه جون اینجور هم نیست که از وبلاگها خوشش نیاد بلکه کمتر وبلاگ میخونه ولی مطمئن باش که کامنهتای اینجا رو حتماً میخونه.

سلام،من ان پست قصه تكراري لينك رو خوندم،خيلي علاقه مند شدم كه حتما به من لينك بدهيد.نظرتون راجع به تبادل لينك چيه؟:))
*****************************************************************
k1: اتفاقا مدتیه که وبلاگ شما رو میخونم و این نوشته هر چند از سر شوخی بود ولی باعث شد لینک شما رو هم بذارم. ما که به خیلی ها دادیم یکی هم به شما میدیم، البته منظورم لینکه!

اینجور وقتاست که به شما متاهل ها حسودیم میشه.
کاش منم یابنده یک فروند زوجه فهمیده مثل خانم همسر باشم :))))))

نازنین

وایییییی خدایی تخمه رو حال کردم !
آخه از تخمه بهتر چی ؟؟؟
خیلی ایول دارید جفتتون ... همیشه خوش و خرم باشین و زندگیتون پر تخمه باشه !!

حالا اين خصوصيات منفي رو راست گفتن؟
خب اگه راسته و شما هم اينا رو ميدوني چرا درستشون نميكني؟
منظورم اينه كه يعني اونجوري ايده آل و 100% ميشي؟؟
ولي خدايي اسفند رو هستم...مگه ميشه يه همچين زوجي رو ديد و اسفند دود نكرد؟
پپسي قوطي واسه هم وا كنيد يه كم ... خب؟؟؟ :)

خوب حالا كه ايشون كامنت ها رو ميخونه بگم كه : خانم آقا كيوان خيلي خوب و روون مينويسين ! شما اگه وبلاگ بنويسين ممكنه زندگي تون دچار خدشه بشه چون ممكنه همه خواننده هاي اينجا بيان وبلاگ شما و پشت يك سوم خالي بمونه !!!

yougi

man inja ye commenti gozashte budam,na? chi shod?

اين دو تا پست خيلي خوب بودند. كار جالبي بود. اميدوارم هميشه زندگيه خوبي داشته باشيد.

ايشالله پست سوم پست بچه تون باشه!! (شو خي كردم بابا نزنيد منو !)

آسیه

خانمت خيلي از خودت بهتر مينويسه!

هنگامه

اي جانم. آخي يييييييييي. چه با نمك و عشقولانه. خوشبخت باشيد

ارسال نظر