يكشنبه، ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۵

بواسطه يه " بله " ايی كه اول خرداد سال 81 گفتيم، يه همچين روزی برامون شد يه دنيا خاطره! از صبح كله سحر دنبال آرايشگاه و ماشين عروس و اسفند و گل و اركستر و شاباش و كيك و بزن و برقص و مامور کلانتری و بوق بوق و ...... يادش بخير پشت فرمون ماشين عروسِ گل زده نشسته بودم و داشتم ميرفتم آرايشگاه دنبال عروس خانم. از خیابون ولیعصر پيچيدم توی خيابون توانير، يه آقايی اومد بغل ماشين و خيلی جدی و محكم گفت: خاك توی اون سرت كنند، آخر خر شدی؟! من خنديدم و اون هم گاز ماشين رو گرفت و رفت و فكر كنم هنوز خيلی زوده كه بخواهم جواب اين سوال رو بدم! همين ديگه چشم بهم بذاريم می‌بينيم چند سالی گذشته و حالا بايد سالگرد پنجاه سالگی رو جشن بگيريم. پسر، فكرش رو كن. اون موقع من شدم يه پيرمرد مو سفيد و بی‌دندونِ هاف‌هافوی غُرغرو با يه عصای چوبی و كلی نوه و نتيجه قد و نيم‌قد و خدا بخواد تا اونموقع هم نصف بيشتر شماها ريق رحمت رو سر كشيديد و سينه‌كش قبرستون دراز به دراز خوابيديد!

تـوی اين روزهايی كه متاسفانه تعداد آدمهايی كه با تَمسـك از واژه‌ خوشگل و شيك و رنگـی و فرهيخته " عدم توافق " يه زندگی رو كات می‌كنند و دنيايی از آمال و آرزو رو ميسپارند به باد خزون، داره روز به روز زباد و زيادتر ميشه. اينقدر آمار طلاقهای پيدا و نهان زياده كه پنداری بايد به اونايی كه اولين سالگرد ازدواج‌شون رو جشن ميگيرند، جايزه نوبل داد! خب البته زندگی هم خيلی سخته. هر كی ميگه نه بابا، اين حرفها نيست و زندگی خيلی هم راحته و تو داری سخت ميگيری و ... مطمئن باشيد طرف يابويی بيش نيست. ولی خب انتخاب درست و شناخت صحيح و متقابل از روحيات و خلق و خوی همديگه ميتونه زندگی رو خيلی لذتبخش كنه. هر چند قسمت سخت زندگی همينه ديگه! اگه قرار باشه آدمها نسبت به هم شناخت پيدا كنند كه ديگه كار به جاهای باريك كشيده نميشد! هر چند از قرار معلوم، جوونهای امروزی ديگه همه گرگ بارون‌خورده و با تجربه شدند و يا شايد حداقل اينجوری فكر می‌كنند كه خيلی زرنگ‌اند. قطعاً خيلی از شماها ازدواج نكرديد ولی حتماً خيلی‌هاتون تا بحال چندين بار عروس و دوماد شدين. تجربه زندگی مشترك ندارين ولی حتماً در حد چند ساعت زير يك سقف خوابيديد. توی اين خوابيدن و بيدار شدن‌های مقطعی كه اينها رو لحاظ نكردين حداقل، حواس تون رو واسه بقیه امورات مربوطه جمع کنید.

داشتم فكر ميكردم بعد از چهار سال زندگی اگه قرار باشه مهمترين دليل ثبات زندگی‌مون رو بطور برجسته بنويسيم چی ميتونه باشه؟! بنظرم احترام به حريم خصوصی توی زندگی ما ( يعنی من و همسرم ) مهم‌ترين فاكتور واسه داشتن يه زندگی خوب و آروم و عاشقونه بوده. گفتن و گرفتن پزش كار خيلی راحتيه ولی توی يه زندگی ايرانی كه عمدتاً با كلی گير و گـِره‌های سنتی و فرهنگی و دينی و شرعی و عرفی همراهه عمل به اون قطعاً كار سخت و مشكلی‌يه. بارها گفتم كه خيلی از آدمها فكر می‌كنند بواسطه ازدواج بايد از همون فرداش، تموم حريم خصوصی همديگه رو پـُر و يا بهتر بگم اِشغال كنند. واسه ما اين حريم خيلی مهم بوده و هر دو هم تونستيم بهش معتقد باشيم، دركش كنيم، نيازش رو حس و بهش احترام بذاريم. قطعاً اگه اينجوری نبود مثلاً وجود همين وبلاگِ درپيت و فكستنی ميتونست بارها و بارها يه زندگی رو متشنج كنه. اگه شناخت درست وجود نداشته باشه يه زندگی بهمين راحتی ميتونه متلاشی بشه.

و اما بد نديدم كه بعد از اين همه سال يه كمی از همسر گرامی كه انصافاً خيلی هم گـُله بگم. شايد واسه شما بارها اين سوال پيش اومده كه اون چه فرشته‌ای كه تونسته يه ديو پليد مثل من رو تحمل كنه! خيلی‌هاتون بارها سوال كردين كه آيا اونهم وبلاگ داره و يا وبلاگم رو ميخونه و يا از همين قبيل سوالها.

والله عارضم به حضورتون كه ايشون هم مثل خيلی از خانمها، تحصيلات دانشگاهی داره. در حال حاضر توی يه شركت معتبر كار ميكنه. نسبت به مسايل سياسی و اجتماعی كشور، خيلی حساسه. آدم به روز و ديد خيلی خوبی نسبت به پيرامونش داره. زبان انگليسیش عالی و همچنين كار با كامپيوتر و اينترنتش خيلی خوبه. کتابخون و اهل مطالعه است. برخلاف توصيه اكيد من، اصلاً ورزش رو جدی نميگيره ولی معمولاً در طول هفته بارها پياده‌روی ميكنه. اگه بگم دستپختش فوق‌العاده خوشمزه است كه دروغ گفتم ولی توی اين چند سال مسير پيشرفت طبخ غذایش خيلی خوب بوده. البته غذاهای جديد و فرنگی و دسر و انواع سالادها رو خيلی عالی و خوشمزه درست ميكنه ولی توی درست كردن غذاهای سنتی هنوز يه كمی جای كار داره هر چند بعضی وقتها توی اين مقوله هم غذاهای خيلی خوشمزه‌ای درست ميكنه جوريكه آدم شك ميكنه كار خودش باشه. مثل خيلی از خانمها معمولاً بعضی وقتها توی تصميم‌گيریهاش يه كمی عجول و احساسی هستش ولی خوشبختانه واسه انجام هر كاری معمولاً قبلش مشورت ميكنه و اگر هم اشتباهی كرده باشه اون رو براحتی قبول ميكنه. مثل خود من خريد لباس رو خيلی دوست داره ولی آدم ساده پوشیه. بی‌عدالتی و تبعيض‌های جنسيتی توی اجتماع و محيط‌های كاری خيلی اذيتش ميكنه همونجور كه هنوز صبح زود بيدار شدن اذيتش ميكنه. عاشق غذاهای هندی و ايتاليايی‌يه. مسافرت رو خيلی دوست داره بخصوص، عاشق كيش، اصفهان، مشهد و لندن هستش. تقريباً ميشه گفت اصلاً از شهرهای شمالی خوشش نمياد و اگه شمال مياد فقط بخاطر منه. مهمون و مهمونی رفتن رو خيلی دوست داره، من رو ..... نميدونم، شايد! خيلی احساسی‌‌يه. ايران رو خيلی زياد دوست داره ولی بدش هم نمياد يه مدتی خارج از ايران زندگی كنيم كمااينكه تجربه كوتاهی هم در رابطه با زندگی در اونور آب داشته. برای اينكه خاطر شما جمع جمع شه بگم كه خيلی، از وبلاگها خوشش نمياد ولی وبلاگ من رو هم هميشه ميخونه. تقريباً هيچ‌وقت برام كامنت نميذاره ولی در رابطه با يه سری از نوشته‌ها وقتی ميرم خونه صحبت ميكينم. جالبه كه خيلی وقتها هم دقيقاً 180 درجه با اونچه كه من می‌نويسم مخالف هستش و ...

اينهم خصوصیات خانمی كه تونسته توی اين مدت وجود من رو تحمل كنه. يه چيزی به ذهنم رسيد. شايد بد نباشه، همسر گرامی هم البته اگه مايل بود و دوست داشت برای خواننده‌های اينجا بنويسه كه توی اين چند سال كيوان رو چه جور آدمی ديده. اگه دوست داشت و اينكار رو انجام داد، عين مطلبيش رو حتماً بدون كم و كاست اينجا می‌نويسم.

۴۸ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
مریم گلی

مبارکه آقا. به پای هم پیر شین :)
این حریم خصوصی رو خیلی خوب اومدی
راستی از یک دوست چه خبر؟ : دی

ایشالله سالگرد عروسی نوه هاتونو ببینین... حالا کجا بیاییم شام بدی؟ دستت چی شد؟

ایشالا همیشه زندگیتون سبز باشه

با این حریم خصوصی خیلی حال کردم
رعایت کردنش کار خیلی سختیه
ایول داره واقعا ;)

تبریک می گم. امیدوارم همیشه زندگی خوب و سرشار از شادی و زیبایی در کنار هم داشته باشید.

آخي....چه متن بااحساسي....اميدوارم لحظه به لحظه خوشبختتر بشيد :)

سحر

تو زمانه و فرهنگي كه همه به كار هم كار دارند و دنبال كشف كردن هستند ; داشتن و رعايت كردن اين حريم خصوصي تو زندگي مشترك خيلي سخته .. افرين به هر دو تون مخصوصا" به خاطر جنبه و ظرفيتي كه داريد و از اين اعتماد سو استفاده نميكنيد. سالگرد ازدواجتون هم مبارك :‌)

نازنین

هزاران تا تبریک ....
ولی خدایی فضولدونی من یکی رو نسبتا پر کردی نسبت به این خانومیه گل ...
جدا از طرف من برای تبریک سالگرد ازدواجتون ببوسش !!

پرنده كوچك خوشبختي

خوب است كه گاهي وبلاگ نويسان از زندگي و حريم خصوصي خود بنويسن البته با همان لحن هميشگي وبلاگي خودشان

مبارك باشه كيوان.

صنم

کیوان، جدا به این آدم که تونسته این چندسال تو رو تحمل کنه و از اون بالاتر وبلاگت رو هم خونده و باز تحملت کرده(!) باید یه جایزه ای چیزی داد! من که سعادت نداشتم همسرت رو ببینم ایران که بودم اما همیشه ندیده تحسینش می کردم برای این مساله! سالگردتون هم مبارک راستی!

آسیه

و صد البته صبور هم هستند،منم تبريك ميگم.راستي هنوز هيچ برنا مه اي واسه بچه دار شدن نداري؟؟؟!

به قول همگان، به سلامتی و میمونیت ؛) حسابی سالگرد و اینا مبارک. مهم اینه که واسه خانوم کادو چی خریدی ، با این تعریف ها نمیخواد ذوق زده اش کنی، انگشتر برلیانت رو نشون بده :))))

لي لي لي لي لي لي لي ..............
ايشالا به پاي همديگه چروك شيد .
كيوان جان خيلي وقته كه وبت رو مي خونم، ولي راستش اولين بار هست كه واست پيغام مي گذارم
اميدوارم در كنار همسرت لحظات خوشي رو سپري كني و خوشحالم كه مي بينم هنوز جوونهايي هستند مثل شما كه با تفاهم و رعايت اخلاقيت براي زندگيشون تلاش مي كنم.
هميشه سبز باشيد.

مبارك باشه! هميشه شاد باشيد.

نازي

كيوان جان مبارك باشه. فكر كنم اگه ايشون بنويسه كه تو چه شخصيت هستي واسه خواننده هاي اينجا خيلي جالب باشه.

مهرانا

اولا مبارك باشه . دوما بازم كه سوتي دادي ؟؟؟ بابا مجيد جان اون گرگ بالون ديده هست نه بارون ديده ، بالون يعني تله .

اولا كه مبارك باشه و ساليان سال كنار هم شاد باشيد ثانيا آفرين به تو و همسر گلت كه اين حريم رو رعايت كرديد .. موفق باشي

سلام داش كيوون
از قرار معلوم سالگرد ازدواجته . من نيدونم اما حدي زدم.
از صميم قلب بهت تبريك مي گم اولبه خاطر داشتن يك همسر صبور ( چون مي دوني كه ميشناسمت ) و دوم به خاطر شانس خوبت . راستي نمي خواهيد 3 تا بشيد ؟
بجنب ديگه !!! سه تايي هم مي شه اون پروژه رو تموم كرد
باي

كيوان جان تبريك ميگم، هم به تو و هم به خانومت. چون حسابي ميشناسمتون! بايد بگم چيزي كه تو زندگي شما حسابي به چشم مياد، همون احترام به حريم خصوصي ِ كه خودت گفتي. تازه علاوه بر ايشون كه بسيار خوب و مهربون هستند، تو هم فوق العاده اهل رعايت كردن عقايدي هستي كه مهمترينشُ خودت نوشتي. كاري كه خيلي ها حرفشو ميزنن ولي پاي عمل كه ميرسه، جفت پاهاشون ميلنگه. خوب و خوش باشين.


اول اينكه ،مباركه(ايشالا كه به پاي هه پير شيد مادر!!)

دوم : بابا با اين جبروتت فكر نميكرديم اينقدر زن ذليل باشي... ٍُِِ

یک دوست

سالگردازدواجتون مبارک.شماباداشتن چنین همسری خیلی خوشبخت هستین.ودرمورد سوال اون آقایی که روزعروسی ازشماپرسیده بودشک نکنین که وقت جواب دادن به این سوال روباغرورپشت سرگذاشتین.بی تردیدهمه تاپایان سال اول زندگی جدی ومشترک به جواب میرسن.

Marjaneh

كيوان به اين نازنيني بدون شك بايد يه خانم دسته گل داشته باشه ....جدا" كه انسان قابل تحسينه...تبريك :)

hajar

مباركه.حسوديم شد خيلي حسوديم شد .به هر دوتون.خوشبخت باشيد

يه موقع لينكي بود كه حالا نيست ... گفته بودي ...
مثل هميشه هم قشنگ و دل نشين بود ...

هپی انیورساریتون خیلی خیلی مبارک باشه! ایشالا dimond jubilee را جشن بگیرین :D دست راستتون هم زیر سر ما :D

shirin

مبارك باشه. چشم رو هم بذاري سال هشتم هم ميرسه. زندگي مشترك ما امسال هشت ساله ميشه و بايد بگم توي اين مدت داشتن تفاهم در عين تفاوت كار اسوني نبود. ولي به تمام سختي هاش ميارزيد. اين حريم خصوصي رو كه بهش اشاره كردي واقعا عامل مهميه. مجردها بايد بدونن كه ازدواج معنيش ضميمه كردن يه ادم به خودشون نيست. ادغام كردن دو نفر در يك نفر نيست و اين حتي معنيش دوست داشتن هم نيست.

نگاه

سالگرد بله گفتن جفتتونو تبریک میگم هم به خودسنبلت هم به همسر گلت . معلوم میشه انتخابتون درست بوده .ضمنا"میشه از جریان قبل از بله گفتنت ( آشنایی اولیه ومعیار انتخابت) هم بنویسی اخه به نظر میاد مشکل اصلی کسایی که مجرد موندن یا الان مشکل دارن همین چگونگی انتخابه

یه تبریک درست حسابی که از ته دل بیاد و به دل بشینه مستلزم حضور در جشن عروسی و خوردن یه چند تا پیک آب شنگولی و قر دادن به میزان حداقل 3 ساعته
بیخود بهونه نیار منو اون موقع نمیشناختی
واسه دفعه دوم سوم دعوتم کن تا بعدش بهت تبریک بگم
اونم تبریک اساسی

يعني ما هم منتظر اين جمله باشيم " خاك توی اون سرت كنند، آخر خر شدی؟"

ليلا

به تو و همسر نازنينت :
من و تو يکی دهانيم
که با همه اوازش
به زيباتر سرودی خواناست .
من و تو يکی ديده گانيم
که دنيا را هر دم
در منظر خويش تازه تر می سازد .
........................................
من و تو يکی شوريم
از هر شعله ئی برتر
که هيچ گاه شکست را بر ما چيره گی نيست
چرا که از عشق
روئينه تنيم .
و پرستوئی که در سرپناه ما اشيان کرده است
با امد شدنی شتابناک
خانه را
از خدائی گم شده
لبريز می کند .

من

الهي بميرم من ... لندن رو خيلي دوست داره ولي شمال ايران اخ اخ پيف پيف... طفلكي مجبوره تحمل كنه شمال ايران رو... آخ كه چقدر بعضي آدمها درد كشيدن تو زندگيشون...

كيوان جان ارزو مي كنم هميشه از زندگي در كنار هم لذت ببريد و خوش باشيد. خيلي تبريك:)

ايده جالبيه اگه خانومت يه پست اينجا داشته باشه . توش هم نه فقط راجع به تو بلکه کلآ راجع به خودش و فضاي وب بنويسه .

مبارکه. در زمینه حریم خصوصی هم خیلی خوب گفتی. میدونی این مسائل برای من و امثال من که مجردیم می تونه در اینده خیلی کمک کننده باشه.

امیدوارم این حریم خصوصی همیشه مستدام بمونه!

mahboubeh

دير رسيدم....اما به خانومت تبریک می گم،به 2 دلیل اول اینکه حفظ حریم خصوصی که به نحو مناسبی از پسش بر اومده،این کار سخت و بزرگیه دوم اینکه تو رو تحمل می کنه ); .اميدوارم سالهاي سال زندگي شيرين و پر مهرو محبتی داشته باشین.

هنگامه

سلام دوست جون . خوبی . مبارک باشه ایشالله . چه خبر ؟ دستت چطوره؟

سلام.
يك ارتباط خوب رابطه ايست كه در آن 3 فضا وجود دارد: " من - تو - ما "
و اين فضاي "ما" قسمتي از تداخل دو دايره است...دو دايره نه همپوشاني كامل دارند و نه از هم جدا هستند...و اين يعني همان حريم خصوصي...
با خوندن اين متن احساس خوبي نسبت به يه زندگي مشترك بهم دست داد...
وقتي ميبينم هنوز كساني هستند كه بعد از 4 سال همديگه رو نه از روي تحمل،كه از روي تفاهم درك ميكنن....و اين در حاليه كه شما هنوز نفر سومي تو زندگيتون وارد نكرديد (البته كاملا مطمئن نيستم... :) )
و با تبريك سالگرد ازدواجتون براتون آرزوي تداوم اين شادكامي رو دارم...
عشق الهي بر شما باد...

به به اقا مباركه بابا مي گفتي ميومديم برات مي چرخونديم بد مسب سگ مسب لا مسبمون رو

و اگه ایشون بخواد محاسن شما رو بگه چی خواهد گفت؟
این خیلی سوال جدییه. راستش تو توصیف همسرت وقتی خواستی از دستپختش بگب احتمالا به این فکر کردی که دوستان فمنیستت میان و میگن مگه زن خوب به آشپزیه؟ به هر حال من خوشحالم كه از زندگي با همسرت راضي هستي گرچه حرفاتو خيلي جدي نگرفتم. كسي كه تو زندگي مشترك قرار ميگيره بعضي وقتا از اين حرفا ميزنه كه كمبود محبت فيمابين رو جبران كنه اما اونا كه اين محبت و عشق ورزيدن رو به زور دائم و پايدار تو زندگي برقرار ميكنن مشروط به اينكه يه طرف نباشه تا دل طرف مقابل رو بزنه، ميتونن ادعا كنن زندگي شيرين و موفقي دارن. شايد تو يكي از اونا باشي. من كه نميدونم.

امير

با يك عالمه تبريك....
يك چيزي برام سواله
چي شد كه يك دفعه بعد اين همه سال تغيير رويه دادي
اول از خودت شروع شد كه عكستو گذاشتي
حالا هم كه بالاخره راجع به همسرت يك چيزي گفتي
؟؟/

وقتي شناخت درست باشه و احترام و اعتماد و رعايت حريم خصوصي ميشه دقيقا همون چيزي كه گفتي يه زندگي مشترك توام با آرامش و لذت بردن از كنار هم بودن(حالا ازدواج باشه يا مثل اينوريها بدون ازدواج زندگي مشترك داشتن كه خب اين مقوله و بحث مفصلي مي طلبه و هر كسي نظر خاصي در اين مورد داره)
راستي اگه دوست داشتي از جريان آشناييتون هم بنويس چون يكي از مسايل اساسي بخصوص تو جامعه ايران همون شكل آشنايي و فرصت شناخت بهم دادن تا رسيدن به مرحله ازدواج هست(اونجا نميشه حرف از زندگي مشترك بدون ازدواج زد به خاطر مسائل سنتي و عرف و شرايط خونوادگي و اجتماعي و غيره...)

در مورد پست قبلت هم كاملا با نظرت موافقم منم از همون اول هر لينكي رو كه دوست داشتم و مي خوندم گذاشتم بدون اينكه اجازه از صاحب وبلاگ بگيرم براي اينكه اگر بهم اجازه هم نمي داد اين كارو مي كردم :ديييييييي چون وبلاگي رو كه بخوام بخونم ميرم مي خونم :)) مثل وبلاگ خودت كه وقتي يكي دو بار اومدم خوندم دلم خواست باز هم بيام براي همين لينكتم چپوندم تو لينك دوني ام حالا به قول خودت يه موقع آدم ديگه به هر دليلي نخواد نوشته هايي رو بخونه خب لينكش هم بر مي داره
منم هيچ وقت نخواستم كسي لينكمو بزاره اگر يه موقع يكي هم ازم اجازه گرفته باشه جوابي كه دادم اين بوده كه اختيار وبلاگت و لينك دوني ات با خودته پس هر كار دوست داري باهاش بكن
يه چيزي كه خيلي بدم مياد اينه كه بعضي ها ميان مي گن لينكمو گذاشتي خبر بده منم لينكتو بزارم !!! انگار كه معامله بكنن! يا اينكه دستور ميدن من لينكتو گذاشتم تو هم مال من و بزار !!!
بهرحال اصلا به اين چيزها اهميتي ندادم و نميدم و همون كاري رو كه درست مي دونم و دلم مي خواد مي كنم :ديييييييي

ماشاالله به چونه ام :ديييييييييي يا بعبارتي به پنجولام :))

ُشیدا

دهه، باز که کامنت همسر جان رو پاک کردی که !

من فقط موندم كه تو چه جوري مخ خانومت رو زدي كه تو اول خرداد 81 با اجازه بزرگترا گفت بله!
ايشاا... كه صد سال با هم خوش باشين

همیشه یه سری از آدمها دنبال حواشی هستن. به چیزهایی دقت میکنن که بقیه اصلا متوجهش نشدن و بقیه بهشون میگن تو اصل قضیه رو نفهمیدی . برای نمونه بنده کشف کردم شما یا خونه کامپیوتر ندارین ( که با توجه به بقیه نوشته ها خیلی بعیده) یا عین مابقیه ایرانی ها سر کار به خیلی از کارها میپردازین.

ارسال نظر