گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
گم کردن شب جمعه، بعد از یه عمر گدایی ... این میتونه نشونه چی باشه؟!
پىنوشت
یک دوست: کیوان خان.می دانستی که یکی از مراحل اولیه خیانت به همسر (و یا بهتر بگم نقطه شروع اون) درمیان گذاشتن جزییات زندگی زناشویی باجنس مخالفه؟ و چون اکثرخوانندگان وبلاگت ( یاحداقل نظردهندگان ) خانم هستن خواستم فقط هشداری از سر دوستی داده باشم ( امیدوارم من رو هم به پترس بودن متهم نکنی). به این راه نرو که خطرناکه...
***************************************************************
فکر میکنم تقریباً نزدیک به یک سالی باشه که دیگه عادت کردم توی بیشتر کامنتها نقطه نظر خانم یا آقایی بنام " یک دوست " رو که خب اکثر نظراتش هم خیلی پخته و درست هستش رو ببینم. شاید برای منی که با اسم و جنسیت واقعی دارم مینویسم خیلی مهم باشه که بدونم کسانیکه برام بطور مداوم کامنت میذارند و نقطه نظر خودشون رو بیان میکنند چه جنسیتی دارند و چه سنی هستند. پس ایکاش " یک دوست " شما هم کمی چهره واقعی خودتون رو بیشتر عیان میکردین. فکر میکنم دونستن جنسیت و تا حدودی سن و سال شما اثرپذیری کلامتون رو بیشتر میکنه هر چند شاید هم دلیلی دارید واسه اینجور مخفی بودن و مخفی موندن.
والله من مطلب بالا رو حدود ساعت 12 ظهر پنج شنبه پابلیش کردم یعنی هنوز شب جمعه نشده بود که بخواهم بر اساس اون چیزی که توی عموم رایج به نقش خطیر زناشویی بپردازم!!! متاسفم اولاً برای خودم و ثانیاً برای شمایی که همونجور که بالاتر گفتم اکثراً نقطه نظراتتون رو قبول دارم که این نوشته این رو براتون تداعی کرده که من دیگه علاقهای به زن و بچه و زندگیم ندارم و اینجا هم دارم اسرار زندگیم رو واسه خوانندههایی که از دید شما اکثراً هم خانم هستند هویدا میکنم، بنابراین احتمالاً دارم سنگ این رو به سینه میزنم که از توی این جمع یه خانم خوشگل و تَرگل و وَرگل رو واسه خودم پیدا کنم و از هفته بعد شب جمعهای خوب و لذتبخش رو در کنار اون بگذرونم. پس این میتونه شروع یک خیانت بزرگ باشه و ....!!!!!
آقا یا خانم محترم " یک دوست " بعضی از مطالب توی یه حس و حال و فضای ذهنی و روانی خاصی نوشته میشه بنابراین اون برداشتی رو که یه خواننده میکنه خیلی متفاوتتر از اون چیزیه که توی ذهن نویسنده مطلب بوده. انجام اون وظیفه بزرگ و خطیر زناشویی که ظاهراً شما هم خیلی نگرانش هستید اصلاً نیاز به فرا رسیدن روز و شب خاصی نیست بلکه نیاز به حس و حال آدمها داره. فکر میکنم شاید این سوءتفاهم ایجاد شده بواسطه نکته " هر کسی از ظن خود شد یار من " باشه. چون پیش خودم گفتم شاید این سوءتفاهم واسه دوستان دیگه هم ایجاد شده باشه و یا شاید شما جواب کامنتتون رو نخونید بنابراین با اجازه شما، کامنت و جوابش رو اینجا گذاشتم. بهرحال بابت توضیح و هشدارتون ممنون!
نشونه اينكه ديگه به گدايي شب جمعه محتاج نيستي
و اين خودش ميتونه بك زنگ خطر بزرگ باشه
فكر كنم به چيزاي ديگه اي احتياج پبدا كردي
سلام خيلی باحالی آقا کيوان،اين قضيه پترس رو خيلی خوب اومدی
مال مستيه داداش! سر تو بگير زير آب سرد
نيم استكان آبليمو بنداز بالا رذيف ميشي.
مشكوكي!!اعتراف كردي ديگه....يعني نشونه چيه؟!!
نشونه ي پيري... حالا پيري دل، روح، جسم يا حتي پول!
بابا جان تو دین اسلام یه چیزی وجود داره بنام شککیات... یعنی اگه شب جمعه رو گم کردی نصف شب با نیت پاک میری غسل میکنی بعد یه کاسه آب میذاری بالا سرت رو به قبله اول فریضه شب جعه رو به نیت ادا انجام میدی بعد جاتو عوض میکنی و این فریضه رو به نیت قضا بجا میاری... بعد هم دوباره میری یه دوش میگیری! پاک و منزه که شدی میایی با اون آبی که قبلا 124000 صلوات بهش خوندی و فوت کردی یه وضوی مشدی میگیری و رو به قبله دو رکعت نماز شکر میخونیو قربته ال الله... قبول حق باشه
هر کسی از ظن خود شد يار من ! : ميتونه نشونه بريدن باشه ميتونه نشونه خستگی باشه ميتونه نشونه دلتنگی باشه ميتونه نشونه دويدن و دويدن و نرسيدن و بدتر از اون نشونه سراب به جای اب باشه وقتی از تشنگی هلاکی اما دريغ از يه قطره ....شايد همه اينا باشه و شايد هيچکدوم نباشه ....! مهم اينه در درون تو چی ميگذره و تو چه تعبيری ازش داری ؟!
ميتونه نشونه ي يه ترديد بزرگ تو زندگي باشه يه دو راهيه عميق....
يا ميتونه يه گذر باشه از يه مرحله به يه مرحله ديگه از زندگي.. شايدم......
هيچي فقط بگذر ازش...
يه نشانه هايي از مرحله "Ego-Self" میتونه باشه...
ما با Ego-Parents شروع میکنیم...فقط و فقط پدر و مادر را میبینیم و حمایت و امنیت دریافت میکنیم...
بعد از مدتی (حدود 4-5 سالگی) وارد دنیای Ego-World میشیم...
در این مرحله ما دوست پیدا میکنیم...درس میخونیم...کار میکنیم...موفقیت و شکست تجربه میکنیم...بزرگ میشیم...ازدواج...خانواده و چیزهایی که معمولا برای همه اتفاق میافته...این دوره تکاپو و دویدن و تلاش مهم ترین عامل معنا داشتن زندگی است...
در حدود سنین 35 تا 40 سالگی درکی عجیب از دنیای درونی پیدا میشود با این جمله: "حالا که چی؟" و این آغاز انقلاب درون آدمی ست...این انقلاب انسان را به دنیای زیرین میکشاند و باعث میشود به خود نگاهی بیاندازد و تغییر دیدگاه شگرفی را تجربه میکند...(پیامبران در ورود به این مرحله به پیامبری مبعوث شده اند...ناصر خسرو به ناگهان وارد این مرحله شده...بگردی آثار زیادی هست...)
البته ما در طول دوران "Ego-World" هم گاهی در شکست ها و فرورفتن به بی ارزشی هایمان گامهایی به دنیای درونی میرویم ولی این بسیار گذرا و سطحی ست...مثلا در شکست های عاطفی یا افسردگی هایمان نمود کامل دنیای زیرین را میبینیم...
پس از این مرحله (که گذر از آن دیدگاه آدمی را عوض میکند و از انسان بودن به ما میاموزد) مرحله عمیق تری هست به نام "Ego-GOD" که البته کمتر کسی هست که به این مرحله میرسد...
در این مرحله عشق بازی هایمان فقط و فقط بوی خدایی دارد و به چیزی به جز او نمی اندیشیم...و پس از آن مرگ را که قربت محض است تجربه میکنیم...
این کمترین کمکی بود که میتونستم بکنم...
ممکنه نظریات یونگ برات خیلی جالب نباشه...من خودم یونگین نیستم ولی این نظریه به من خیلی کمک میکنه که ببینم کجا دارم پا میذارم...
امیدوارم که اینقدر که من جدی گرفتم جدی بوده باشه...
:)
من كه سال هاست گمش كردم! به نظرت من چه كنم؟!
یعنی چی , اقا کیوان؟؟ جوابم بده لطفا
کیوان خان.می دانستی که یکی ازمراحل اولیه خیانت به همسر(ویابهتربگم نقطه شروع اون)درمیان گذاشتن جزییات زندگی زناشویی باجنس مخالفه؟وچون اکثرخوانندگان وبلاگت(یاحاقل نظردهندگان)خانم هستن خواستم فقط هشداری ازسردوستی داده باشم(امیدوارم من روهم به پترس بودن متهم نکنی).به این راه نروکه خطرناکه...
اقا كيوان سلام
خوش بحالت كه يك دوست داري اينقدر به فكرت است ولي از يك جملهاين پست خيلي خوشم اومد كه شب جمعه مهم نيست مهم حس وحال است !
به عنوان خواننده ای که کمی بیش از سه ماه است بصورت مستمر مطالب وبلاگ "از پشت یک سوم" را میخوانم و ارشیو را بطور کامل مرور کردم ضمن احترام برای نظر این کامنت گذار گرامی از کامنت اخیر ایشان تعجب کردم هرچقدر به ذهنم فشار اوردم یادم نیامد که نویسنده وبلاگ در کدام پست جزئیات زندگی زناشوئی را فاش کرده است ؟!!! اتفاقا این وبلاگ در زمره انهائیست که نویسنده اگر هم به مسائل شخصی و روزمره خود اشاره کرده همواره در قالب طنزگونه و لفافی از ابهام بوده چه برسد به طرح مسائل حساسیت برانگیزی مثل زندگی زناشوئی انهم با جزئیات !!! که مقوله ای صد در صد شخصی و خصوصی است . اگر هم منظور خانم یا اقای یک دوست متن پست اخر است که تا انجائی که من با دانش ناقصم اطلاع دارم این فقط یه ضرب المثله که اتفاقا کاربردهای زیادی در جاهای مختلف میتونه داشته باشه و خوشبختانه یا متاسفانه !!! تا اونجائی که میدونم به تنها موردی که ربط نداره اون اصطلاح شب جمعه در اذهان عموم است (البته اگه کسی مایل باشه میتونه ربطش بده اینم یکجور انتخابه ) .
قصد من از نوشتن این کامنت وکالت نویسنده وبلاگ نیس چون خوشبختانه هم خودش پاسخگوست هم نیازی به وکیل وصی ! نداره فقط برطرف شدن کنجکاوی خودمه در رابطه با برداشت این دوست عزیز کاش واسه ما هم توضیح میدادید با خواندن کدام پست به این نتیجه رسیدین ؟! البته اگه صابخونه اجازه بده !
از اونجا که این دوست عزيز از اولين مرحله خيانت خبر داشته فک کنم از مراحل بعدی اون هم خبر داشته باشه!
من از این دوست واقعن خواهش ميکنم مرحله ي بعدی خيانت رو برای من توضيح بده. برام جالبه بدونم بعدش چی ميشه!
اصلن شبه جمعه مگه چه خبره؟ یکی برای ما مجردها توضیح بده )))))
راستی پست قبلی ات محشر بود.
تحمل ِ تو
برایم
از خارشی سراسری،
از رخوتِ رختخوابی ِ بهار،
حتی از داغی ِ ملموس ِ ران،
در یک وجه جا توی تاکسی
هم،
سخت تر است
هر کسی آدم ها رو از دیدگاه خودش میبینه و اون چیزی رو که تو ذهن خودش هست به دیگران نسبت میده . این دوست عزیز اگه مرد باشه حتما یه روز با این روش به همسرش خیانت میکنه (شایدم کرده) اگر هم که خانم باشه که وای به حال شوهرش .در ضمن منم از ایشون درخواست میکنم بقیه مراحل خیانت رو توضیح بده که حداقل خانم هائی که اینجا میان آگاه بشن و مواظب شوهراشون باشن.البته به درد آقایون هم میخوره شاید یه روز خواستن خیانت کنن .( زکات علم نشر آن است)
دروغ ميگي ! تو كي به بچه ات علاقه مند بودي ؟
بابا این دفعه بچه تو هم بیار ببینیمش :)
خودت کار خودت رو سخت می کنی ها. از این ور به ما نباید خیانت کنی چون خواننده وبلاگت هستیم. از اون ور به زن و بچه ات . از اون ور به خونه و زندگی. همه اینا یک طرف جواب یک دوست رو هم باید بدی.
بابا اينا رو ول كن .
چه ميكنه شب جمعه ...
شب جمعه، تنها شبي كه سقف آسمون به زمين نميرسه..؟!؟
البته در وصف شب جمعه احاديث و روايات زيادي نقل شده كه وصفش در اينجا نميگنجد.
شايد يه نشونه واسه پديد چيزايي باشه كه گم نشدن ولي چون عادت كرديم، نمي بينمشون
دوست خوبم.ازاین رک گویی واشتباه پیش اومده پوزش می طلبم.(هرچندبااین شناخت ناقصی که دراین مدت کوتاه ازشماوشیطنتهای ظریف ودلنشینتون سراغ دارم بعید میدونم خودتون به این گونه برداشت فکرنکرده این مطلب رونوشته باشید.به هرحال نیمه پرلیوان روهم بدنیست ببینیم.اینکه نوشته من باعث شدبقیه مطلبتون روهم بنویسید(ازقدیم گفتن پست یه خطی شگون نداره).وبرخی ازخوانندگانتون(کمااینکه تاآنجاکه من میدونم همگی باهوش تروشیطونترازاین حرفها هستن )به ایهام شیرین این جمله هنگامی که ازقلم شخصی چون شماتراوش شده پی ببرند.حالا که شمابااین جمله قصار"هرکسي ازظن خودشدیارمن"به من پاسخ دادیدمن هم میگم:تاگوینده کی باشه :چشمها رابایدشست.جوردیگربایددید.
چه بزن بكشيه واي ... احتمالا" يه سري اينجا نابغه هستن و چيزايي به ذهنشون مي رسه كه به عقل جن هم نمي رسه ...با ليلاي عزيز موافقم كي كيوان از مسائل ريز زندگيش گفته كه ما نديديم ؟ ...از پشت يك سوم راجع به مسائل كلي هم محافظه كاره چه برسه به مسائل شخصي اونم از نوع ريزه كاري ... (توضيح واضحات)
يك حس پليسي بهم ميگه اين"يك دوست"بين بستگان نزديكت بايد باشه
شايدم...
فكر كنم مال هوا باشه ! از بس گرمه لامصب !!! D: