سه شنبه، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۵

به همسر گرامی گفتم بجون مامانم اگه سرم رو ببری و با تموم گرونی سكه، مهرت رو همين فردا هم بذاری اجرا و قرار بشه بخاطر عدم توان پرداخت سكه‌ برم گوشه زندان بخوابم، ميرم ولی حاضر نيستم خر بشم و بيام فيلم هوو ساخته پرشكوه و جاودانه تاريخ سينما به كارگردانی داوودنژاد رو ببينم. من قسم خورده بودم كه ديگه فيلم‌های اين آلفرد هيچكاك و اعجوبه تاريخ سينما رو نبينم. حاضرم بريم سينمای سر لاله‌زار و فيلم دختر لر رو ببينم ولی اينی كه بيام و دوباره پای فيلم‌ داوودنژاد بشينم، حماقت كه چه عرض كنم خيانتی است به تموم جامعه بشری! اين آقا اگه تموم ستارگان هاليوود رو هم در اختيار داشته باشه نميتونه باهاشون يه فيلم باليودی و درجه 3 مثل شعله بسازه. يه سری چيزها بايد توی خون آدم باشه ولی انگاری مال بعضی‌ها اشتباهی يه جای ديگه‌شون رفته! زور الكی و فشار نابجا، همون دو زار آبرو رو هم بر باد ميده. آهای ملت، مسئولين، مدعوين، دست‌اندركاران، ايهالناس اين آقا اينكاره نيست. البته خب خوبيش اينه كه اين مملكت به درد هيچ كسی نخوره به درد اين آقا ميخوره چون اگه حساب كتابی بود و هر كسی سر جاش بود ايشون الان بايد ميرفت رشته عروسك‌گردانی و پانتوميم رو انتخاب ميكرد. هر چند با اين هوش و نبوغی و تراواشات ذهنی كه داره بعيد بدونم اونجا هم موفق بشه.

خوبی فيلم ازدواج به سبك ايرانی اينه كه موقع بيرون اومدن از سينما ديگه نمی‌شنوی كه خانمها، آقايون رو فحش خواهر مادر بدند و اينبار هيچ حرفی در رابطه با اينكه " جون به جون‌تون هم كنند شما مردها هيز هستين و همه‌تون سر و ته يه كرباسيد و شلوار كون‌تون كه دو تا بشه و ... " نمی‌شنويد. برعكس تموم فيلمهايی كه نياز به يه كمی تفكر و تعقل و تأمل داره اكثر خانمها مهربونتر از قبل شده و در همون راه‌رو و خروجی سينما می‌بينيد كه دستی از سر لطف و صفا و مهربانی به سر و گوش آقاشون ( حالا اين آقا ميتونه همسرشون باشه يا دوست پسرشون و يا استغفرالله از همون آقاهايی كه تنبون كونش دو تا شده! ) می‌كشند. اصلاً فكر كنم اگه خانمها به ديدن همين فيلم‌های راحت‌الحلقومی برن كه نياز به دقت و ريزبينی و نگاه چند بُعدی نداره و ميتونند با هر ديالوگی از ته دل قهقهه بزنند و هر جايی كه عروس و مراسم عروسی و داريه دنبكی و ختنه‌سورونی و حموم زايمونی می‌بينند دلشون غش و ضعف ميره خيلی بهتره، اينجوری مشكلات زناشويی و بگو و مگوهای خانوادگی و آمار طلاق هم خيلی كمتر ميشه. ازدواج به سبك ايرانی و ديدن سعيد كنگرانی بعد از سی‌سال، شايد قبل از هر چيز تمام ديالوگها و شخصيت‌های سريال دايی‌جان ناپئلون رو توی ذهن زنده ميكنه.

پی‌نوشت: نمايشگاه كتاب رفته بودم، دوباره رفتم، احتمالاً مجدداً خواهم رفت. كتاب خريده بودم، ديروز هم خريدم و احتمالاً باز هم ميخرم. توی اين آشفته بازار حالا چرا اين بلاگ‌رولينگ عَنتر خراب شده و نميشه پينگ كرد؟!

۲۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید
pink

بالاخره فيلم داوود نژاد رو ديدي يا نه :))

نگاه

واقعا باهات موافقم حیف پولی که دادم و رفتم فیلم هوووو رو دیدم مسخره ترین فیلمی بود که تا حالا دیدم منم با خودم عهد کردم دیگه پای فيلم‌ داوودنژاد نشينم این آقا حتی به درد عروسک گردانی و پانتومیم هم نمیخوره

فرزانه

خوشبختانه اينروزا ديگه اين مراسماتي كه فرمودين برا خانما جذابيتي نداره، نشست هاي سياسي و تريبون ها و بحث هاي حقوقي رو ترجيح تر ميدن.
بعدشم اينهمه نمايشگاه نمايشگاه نكنين داغ دل ما نمايشگاه نديده هارو تازه نكنين.

آقا قسمتو بشكن و بيا اين فيلمو بريم، بالاخره ديدن اين جور فيلمها هم، باعث تشديد آثار فيلم هايي مثه ازدواج به سبك ايراني ميشه.

سلام
مثل بچه هاي خوب به حرفت گوش دادم و دعوت اين رفقاي ناباب رو قبول نكردم و باهاشون نرفتم هوو رو ببينم...
الان خيلي خوشحالم كه مثل اونا به خودم فحش نميدم كه چرا رفتم مزخرف ترين فيلم ارتباطي رو ديدم :)
آقا از اين قسمها در مورد چيزاي ديگه هم بخور...
انگار اون چند تا پيراهني كه بيشتر از ما پاره كردي يه جورايي جواب ميده :)

آخرش رو نگفتي! نكنه بالاخره رفتي؟؟؟؟!!!! اگه آره كه اي زن ذ...! منو بگو كه به خاطر اينكه حاضر بودم له بشم ولي نرم هوو رو ببينم حاضر شدم برم يه فيلم ديگه تو سينماي بغلش كه روم نمي شه بگم از شرمندگي!! مرباي شيرين!!!!!!!!!!!

هنگامه

آخرش چي شد ؟ رفتي يا نه . حالا واسه وقت تلف كردن مي رفتي دل عيال نميشكست

کیوان باشه! باز سوژه کم اوردی گیر دادی به خانما؟ کتک دلت می خواد؟

sara

یعنی هوو از ازدواج به سبک ایرانی هم بدتره؟! حالا من شانس آوردم این فیلم رو به حساب یکی از دوستان رفتم وگرنه تا آخر فیلم خودمو حلق آویز کرده بودم. والا اونجایی که ما بودیم ماشالا صدای خنده آقایون سالن رو پر کرده بود و با هر چیز کوچیکی به وجد میومدن! مثلاً انگار تا حالا ندیده بودن کسی صورتش رو بند هم بندازه!!
حالا از این حرفا بگذریم سعید کنگرانی کدومشون بود؟

مریم گلی

هوو که خوبه!

کلاس خودتو با توپیدن بی جا و بی کلاس و مسخره به جامعه نسوان پائین نیار البته خود دانی

کاش منم عوض اینکه میرفتم این فیلمو ببینم.... مهریه امو گذاشته بودم اجرا

بابا مرد سالاري..!؟!؟

واقعا كه گه بگيرن اين پينگر رو

حالا اون ماردمرده هم اومده خودشو و بچه هاشو قاطی سینمایی ها جا بزنه...ببین چه گیری دادی ها...........می تونی مثل خیلی از اینا که ژست روشنفکری می گیرن و امریکن پای نیگا می کنن...بگی خوب فان بوده!!!!

من

بالاخره نمايشگاه رفتي يا نه؟!

http://pinger.blogflux.com/ فحش نده . با این پینگ کن!

ليلا

اتفاقا مرد خیانتکار ! فیلم هوو هم تنها مرد خیانتکاریه که از طرف خانمها مورد لعن و نفرین قرار نمیگیره ! ظاهرا حتی مردان خائن ! به خانواده هم اگه حرکاتشون توام با دلقک بازی و بلاهت باشه و ملت رو بخندونن مورد بخشش قرار میگیرن و از مجازات جز جیگر زدن !!! در امان .
سعید کنگرانی ازدواج به ....کجا و پسرک کم سن و سال سریال دائی جان ناپلئون کجا ؟ سعید کنگرانی ازدواج به ...کجا و ان کوچولوی عاشق پیشه و دخترکش!در امتداد شب کجا ؟!

كيوان عزيز درود
خسته نباشيإممنون از نوشته هاي خوبتان..من هم با شما در مورد فيلمهاي گيشه اي دائد نژاد هم عقيدهام ...دقيقا همين بلا را عيال بنده برسرما آورد ووقتمون را هدر داديم واسه فيلم هوو...اما در مورد نمايشگاه كتاب عرض كنم كه منهم كتابي خريده ام كه در موردش در وبلاگم نوشته ام خوشحال ميشوم نظرشما را بدانم؟

خوب شما خون خودتو كثيف نكن . چون خيليا رفتن و ديدن و به به و چه چه. پس هي نگو آي هوار ملللت مسئولين چون تو سينما هستن و نميشنفن. بعدم اينكه هي فحش بد نده به اين بلاگ رولينگ . خوب نيس عزيزم. بچه نابالغ مياد اينجا. هر وقت پست جديد داشته باشي بينوا پينگ ميشه چه جوري نميدونم . اگه پينگ نشده بودي كه اسم شريفت تو وبلاگم يه وري نميشد كه يعني آره .

سلام. امسال انگيزه اي براي رفتن به نمايشگاه ندارم. پارسال 50 تومان خرج كردم و هنوز نتونستم كتابا رو بخونم. ديگه اينكه تشنه ديدن فيلم آتش بس هستم/ باز هم اينكه اگه لطف كنيد و يه ريزه وقت اضافه تو زندگيت داشتي به وبلاگ خواننده هات هم سر بزن. به ويژه به وبلاگ من. چون دلم مي خواد نظر كارشناسانه در مورد آخرين پستم بدي

درود بر شما، نوشته جالبي بود. راستي پينگ بلاگ رولينگ هم فكر كنم درست شد.
من با اجازه به شما لينك دادم، شما هم دوست داشتي به ما لينك بده.

دلت امد اسم "دايي جان ناپلئون" را با ازدواج به سبك ايراني هم پياله و هم رسم كني...ميان ماه من تا ماه گردون......

یک دوست

پاراگراف دوم نوشته ات تنها قیاس ناقصی بین فیلمها وتوهینی آشکاربه شعورواحساسات زنان ایرانی بود.گرچه همیشه نگاه طنزآمیزت به قضایای فرهنگی واجتماعی را دوست داشتم ولی اینبار کمی متن راباعجله نوشته بودی...

سلام. اومدم بگم آقا منت گذاشتيد. سرافراز كرديد. خوشحالمون كرديد.

ارسال نظر