پنجشنبه، ۳۱ فروردين ۱۳۸۵

امروز صبح تا موقعيكه خيابون خلوت بود اعصاب و روانم هم آروم بود ولی بمحض اينكه وارد اتوبان شدم دقيقاً انگار كه وارد جنگل آمازون شدم. اوضاع و احوال رانندگی توی تهرون و تمام ايرون يه جوريه كه واسه اينكه كم نياری و بتونی حركت كنی و به مقصد برسی بايد يهويی تغيير موضع و تغيير ماهيت بدی! بايد رخت و لباس اتو كشيده و مرام و مسلك جنتلمن‌مأبانه و همه اون درسها و پندها و اندرزها ومدارك و سرتی‌فيكيت‌ها رو بذاری توی داشبورد و تارزان و شِزم بشی و لخت و عور نعره كنان بری تو دل اين ماشين‌‌هايی كه يابو در جوار اينگونه راننده‌ها، سناتور هفت‌خاجه. بواسطه حرف ننه بزرگ پيرت كه صبح اول صبحی نبايد خون خودت رو كثيف كنی اولی و دومی و سومی و دهمی و يازدهمی رو طاقت مياری و خودت رو ميزنی به خريت تا خون +Aتت، كثيف نشه. الكی حواس خودت رو پرت و پلا می‌كنی و ضبط رو روشن و همراه خواننده‌ای كه ماشالله اين روزها خيلی هم زياد شدند و انگار كه همه هم با مامان‌شون مشكل دارند و باهاشون قهراند، تو هم ميخونی و هی به اين و اون لبخند ميزنی تا خونت همونجور تميز و شفاف باقی بمونه.

تويی كه توی اين جامعه ناسالم و بَل‌بشو كه آدم حتی به دستش هم نميتونه اعتماد كنه! تونستی تا حالا سالم بمونی و از بغل تير و تركش‌های HIV و ايدز و هپتاتيت و وبا و طاعون و مالاريا و نقرس و اوريون و سرخك و سرخچه و آبله و ديفتری و كزاز جون سالم به در ببری حالا خيلی حيفه كه بواسطه ناراحت شدن صبحگاهی خونت رو كثيف كنی. در همين تفكرات خونین‌ غوطه‌وری كه يهويی ماشين دوازدهمی، بدون اينكه راهنما بزنه عينهو گاوهای مناطق سرسبز شمالی سرش رو ميندازه پايين و عينهو الاغ می‌پيچه جلوت. اينجاست كه ديگه طاقت نمياری و خونش مباح و فحش حلال و بی‌توجه به نصيحت پير خانواده و تموم اون آزمايش‌ها و راديولوژی‌ها و سی‌تی اسكن‌ها، چنان فحش خواهر مادر كشداری كه برخی از كلماتش هم‌وزن و همآهنگ قهوه است، نثار همشيره و مادر راننده جلويی ميكنی كه خودت هم از گردهمآيی اين همه فحشهای ناموسی در يكجا متعجب باقی ميمونی. انگار كه در صدم ثانيه‌ايی اون قسمت مغزت كه مربوط به موارد مستهجن و امور قبيحه است فعال و تمامی آنچه رو كه در اين يك ربع قرن اخير ديدی و شنيدی به يكباره تقديم راننده دوازدهمی ميكنی! گرچه، لحظاتی بعد عذاب وجدان ميگيری و دلت آشوب ميشه و بخاطر اينكه باز هم تبعيض قائل شدی و بين خانمها و آقايون فرق گذاشتی و باز فقط عوامل مونث رو به باد فنا گرفتی ناراحت شده و دوباره سرت رو از شيشه ماشين ميكنی بيرون و به همون راننده محترم كه حالا ديگه يه كمی هم دور شده ولی داره بـِروبـِر نگاهت ميكنه يه فحش كاملاً اسپيشيال كه فقط ميتونه مختص آقايون باشه ميدی و از همين فاصله با سر و كله و دست و كتف و آرنجی كه از مفصل هی باز و بسته ميشه يه سری علائم كاملاً استاندارد حواله ميكنی و آنگاه بدون در نظر گرفتن جنسيت و فيزيولوژی و اندام‌شناسی و تعداد كروموزهای X و Y و مباحث خاص فمينيستی و مردسالارانه، اينبار با صدای بلند و چون پنج‌شنبه است حتماً صوابش هم بيشتره، ميرينی به ارواح كليه بستگان سببی و نسبی، زنده‌گان و مرده‌گان، خـُلد آشيانان و جنت مكانان و اسيران خاكِ راننده دوازدهمی تا شايد اينجوری يه كمی از كثيفی خونت كاسته بشه!

۲۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

احتمالا همه ي اينايي كه بقيه رو تو خيابون فحش كش ميكنن به خاطر همينه كه 11 بار دندون رو جيگر گذاشتن و اللا مردم ما همه با فرهنگ ....

سلام واقعا جای تعجب داره ..برای همین بود که همین چند روز پیش ژولیت بینوش به هنگام خداحافظی از تهران گفت تنها چیزی که برایم به عنوان یک چیز عجیب و غریب و خاطره ای نادر از ایران در ذهنم می ماند .. نحوه رانندگی در تهران است

سلام واقعا جای تعجب داره ..برای همین بود که همین چند روز پیش ژولیت بینوش به هنگام خداحافظی از تهران گفت تنها چیزی که برایم به عنوان یک چیز عجیب و غریب و خاطره ای نادر از ایران در ذهنم می ماند .. نحوه رانندگی در تهران است

سلام، لطفا آخرین مطالب مرا بخوانید و نظر دهید، به دوستان خود نیز توصیه کنید. ممنون
در خصوص تجمع زنان علیه بدحجابی

shirin

اوه اوه چيكار كردي با خودت؟!
حالا ببين من چي ميكشم چون به همه اين كلكسيون "زن" بودن رو هم كه اضافه كني ببين چي ميشه. طرف فكر ميكنه كه زن و چه به رانندگي و الخ.....

سلام
واقعاَ بهت حق مي دم!

سلام.
من كه ماشينو فروختم و خودمو راحت كردم از اين اعصاب متشنج رانندگي...
ولي شمايي كه توي اين تهران خراب شده مثل آدم ميروني و طبق قوانين و مقررات رفتار ميكني...وقتي يكي چند تا از گوسفندهاشو ميفروشه و مياد تهران يه ماشين ميخره و رانندگي ميكنه چه توقعي بهتر از اينه؟ ميشه درستش كرد؟؟ به اون آدم بايد اول يه الاغ بدن تا بتونه بفهمه كه فرهنگ رانندگي يعني چي... يادم نرفته اون فحش هايي كه سر روستايي بودن و اون قضيه خوردي ولي فكر نميكنم كسي كه به شهر و اعصاب خودش و ديگران اهميت ميده لااقل دو تا كتاب نخونده باشه...
بر عكسش صدق نميكنه ها...شر نشه واسه ما... :)

چرا اينقدر عصباني !!

بابا خون ...خودتو! كثيف نكن.

بايد از همه انتظار هر كار رو داشته باشي اين حس رو داشته باشي از هيچي ناراحت نميشي

khoobe baaz aakhar kaari kardi ke kasifi too khoonet namoone ;)
PS.-e birabt : man baare avale miaam webloget,cheghadr baamaze ast.oon matlabe paaeen o oon kabaab o ...kholase hamintor daram mikhoonam :D

Bita

:((

بابا چقدر بي تربيت شدي امروز !!

پلي گامي حق مسلم همه مردان مظلوم ايراني است . مهدوي كيا حمايتت مي كنيم .

Fred123

آخ گفتی من رو بگو (که بعد از اخراج از شرکت به همراه 459 نفر دیگه که همه خیر سرمون از متخصصین و کارشناسان این مملکت هستیم و بخاطر انرژی هسته ای که حق مسلم ماست بیکار شدیم )میخواستم برم مسافر کشی.

مي خواي تو همون تبعيض قائل شو و بين خانومها و آقايون فرق بذار سنگين تري!!! خوب جنبه نداري يا رانندگي نكن يا از اتوبان نرو!!!

ليلا

بهت پيشنهاد ميكنم با اين اعصاب قوي و ارامشي كه داري ! بجاي ناسپاسي نسبت به رانندگي اصولي ! شهروندان پايتخت نشين يك بار هم در به اصطلاح خيابانها و بزرگراههاي اصفهان نصف جهان رانندگي كني تا رانندگان نيمه جهاني ! يك حال اساسي بهت بدن ! اونوقت قدر عافيت را خواهي دانست و ديگه ناحق و ناروا ! ملت رو فحش بارون نميكني !

اون ناسزای اسپشیال آقایون چیه؟ شفاف سازی کن لطفاً

ببخشيد ولي من غش كردم از خنده!

برهان آن لحظه تلخ ...

حالا بعد از راننده ي دوازدهم چي ميشه ؟
از اول شروع مي كني به شمردن تا راننده ي دواردهم بعدي؟

......

مهرانا

اينا رو ولش ، بابا تعداد نظرات رو حال كن .

كامنتهای فحش خوارمادر از چاغاله هم بيشتر شد! خيلی پست باحالی بود. دمت‌گرم.

queen

اولين باري كه تصادف كردم يادمه ،‌با يه رنو قراضه زدم به يه وانت صفر تر و تميز. يه چند تا از اون فحش ها رو مستقيما دريافت كردم. آها يادم رفت بگم وانته پارك شده بود كنار خيابون!!!

ارسال نظر