گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
اصلاً فكر نمیكردم خوردن نيمكيلو چاغاله بادومی كه ديگه يه كمی هم از نوبرونَهاش گذشته و اگه يارو يكهفته ديگه هم صبر ميكرد و دندون رو جيگر میگذاشت احتمالاً میتونست برامون بادوم بچينه و بصورت آجيل توی مغازه تواضع عرضه كنه بقراره هر كيلو چاغاله سه هزار تومن، اينچنين دل و روده آدمی رو دگرگون و منقلب ميكنه! پنداری سرديم كرده. يعنی من كه اصلاً هيچ وقت فلسفه سردی و گرمی خوردنيها رو نفهميدم ولی با اين دلپيچه و دلتون نخواد اسهالی كه الان گرفتم گويا اين قديمیها همچين بد و بيراه هم نمیگفتند. انگار كه ما وظيفه داريم، بر حسب شكستن سنتهای غلط هر چی رو كه آدمهای بالاتر از پنجاه سال بهمون ميگن، برعكسش رو انجام بديم. حالا شايد اون بندهخداها يه جاهايی يه گيرهای سنتی و مذهبی و اجتماعی و فرهنگی داشته باشند ولی ديگه اينجوری هم نيست كه هيچی حاليشون نباشه و هر چی ميگن اشتباه محض باشه. يارو استاد دانشگاهه و فوق تخصص داره و واسه يه قوم نسخه تجويز ميكنه ولی چون بابامونه و بغل موهاش يه كمی فلفل نمكی شده و كرواتهای قديميش يه كمی پهنتر از اين كروات ژيگولیهای جديده، هيچ كدوم از حرفهاش رو قبول نداريم. انگاری كه ما دوست داريم همه چیزها رو خودمون با سعی و خطاء تجربه كنيم و هميشه وظيفه داريم كه گوش به حرف هيچ بزرگتری نديم و برای تموم حرفهای درست و غلطشون يه شيشكی ببنديم. آخه يكی نيست بگه كاردخورده وقتی بهت ميگن نبايد اينهمه چاغاله بخوری خب راست ميگن ديگه. گاو باشه دلپيچه ميگيره. ميشينی جلوی اين مانيتور صاحبمرده و هی با اين و اون چت ميكنی و الكی واسه ملّت خالی میبندی و ظرف يه ربع، نيم كيلو چاغاله بادوم، بالقوه بادوم رو ميخوری و وقتی هم بهت ميگن يه چایی نبات بخور تا دل درد نگيری ميگی، مرسی من چايی ميل ندارم قهوه میخورم! خاك توی اون سرت با اين كلاس گذاشتنت.ميمردی جلوی اون شكم صاحب مردهات رو بگيری كه الان اينجوری دولا دولا و بدو بدو توی مسير توالت _ كاناپه نمونده باشی؟!
:: وقتی كه من ميگم اين جماعت همين روزمرهگيهايی رو كه مربوط به دل و كمر و ناخن و كوچه و خيابون و لنگ و پاچه و ترافيك و ماست و دوغ و عطسه و آروغ رو كه خيلی جاها ميشه انگ مزخرف نويسی بهش چسبوند رو دوست دارند اونوقت شماها ميگيد نه! در رابطه با متن قبلی اون جاهايی كه مربوط به خودم بود رو بهتون حق ميدم چيزی ازش سر درنياورده باشيد چون اصلاً خودم هم نفهميدم قضيه چی بوده و چی نوشتم! ولی لابهلاش يه چيزهایی از مرحوم سهراب سپهری خدابيامرز كه نوشته بودم. ميگيم مال من سنگين بود و دركش سخت و نتونستيد بخوبی حسش كنيد، ديگه مال سهراب كه سبك و راحتالحلقوم و شهره خاص و عام هستش، حداقل يه چيزی در رابطه با شعرهای اون مینوشتيد. حالا ببينيد اگه همين جماعت دوستداشتنی كه ماشالله همه هم دكتر مهندس و دارای تحصيلات آكادميك هستند در رابطه با همين مطلب چاغاله بادوم و دل دردهای شبونه من سه برابر مطلب قبلی نظر ندادند. اين خط اينهم نشون!
من نظر مي دم تا روي همه اونايي كه ادعاي روشن فكري مي كنند و ژست مزخرف مي گيرند كم بشه.( خودم هم تحصيل كرده ام ها)
گفتی چاغاله... خواستم برات دو خط شعر بخونم اونم از از اون شعرها .... ولی چون آخرش خط و نشون کشیدی اصلا نمیگم تا از خماری بمیری
راستش منهم خيلي از مطلب قبلي سر درنياوردم ولي حس قشنگي توش بود كه هر كسي ميتونه يه برداشتي ازش بكنه. اونجور نوشته هات رو دوست دارم ولي مطالبي كه ابنجوري چاغاله بادومي مينويسي جدا خيلي قشنگ و دلنشينه چون آدم اونها رو كاملا حس كرده.
راستي با اجازتون منهم فوق ليسانس دارم.
هههههههه از دست تو كيوان ، اين رييس ما فكر مي كنه من خل و چل شدم هي پشت كامپيوتر ريسه مي رم. جايي نبات زياد نخور گرميت مي كنه بعدش بايد عرق كيالك بخوري تا گرمي نبات رو بگيره ولي باز دوباره سرديت مي كنه ...
چه میکنه! این چاغاله ...
واقعا ،واقعا،باهاتون موافقم (البته در مورد نظردادن ملت نه خوردن چاغاله)من ميفهمم چي ميگي ولي نميخوام براي آروم كردنت قصه حسين كرد شبستري رو بگم.اون خلا همه چي آدمو ميگيره پس ديگه نظرمظر كيلو چنده.ولي خودمونيم ها تو ولايت ما چاغاله ارزونتره(كيلويي هزار)
از سياستت خوشم اومد چون اينطوري در لفافه منع كردي همه تحريك ميشن يه چيزي بگن
از يك طرف ديگه مگه خودت تو پست قبلي نگفتي همه حقيقت رو نميشه گفت چون خيلي ها نميفهمن پس حالا ديگه چه توقعي داري همه بيان يك نظر بدن اين ديگه كاري هم به دكتر مهندس بودن نداره خيلي از ما ها دوست داشتيم نقاش بشيم يا نويسنده يا...
اما توي اون خلا هايي كه برامون پيش ميومد فقط بهش فكر ميكرديم اما بعدا جسارت عملي كردنشون رو نداشتيم فقط به خاطر اينكه اون پاييني ها كمتر برامون هورا نكشن اومديم دكتر مهندس شديم پس توقع زيادي نميشه از ما دكتر مهندسا داشت
اراجيف من چون پست قبليت رو امروز خوندم طولاني شد
ميرم 39 تا نظر به پست قبلي ميدم كه با كمتر از 150 تا كارت راه نيوفته! چطوره چاغاله بادوم؟
ولی چون بابامونه و.... و كرواتهای قديميش يه كمی پهنتر از اين كروات ژيگولیهای جديده... چقدر اين تيكه رو دوست داشتم....دلم گرفت....
من خجالت مي كشم بگم از اين موضوع هم سر در نياوردم, فكر كنم مشكل از يه جاي ديگه است !
نه بابا خالي بستم , اين قضيه گوش نكردن و كار خود رو انجام دادن ديگه واسه همه ملموس و محسوسه
بلاگستان همين است كه هست !!!
ببخشيد ولي اسهال اينجوري درمون داره،واي به روزي كه آدما اسهال زبون مي گيرن و يبوست مغز...سلامت باشيد...همين.
آقا داشتي ميخوردي ياده منم ميكردي!!اينورا از اينجور چيزايه خوشمزه پيدا نميشه.وقتي ميگي چاقالا بادوم ياده بچگيام ميافتم
ميشه زور نزني كه مطلب بنويسي؟! خدا بگم اون مخاطب هاي خاصت رو چي كار كنه...آخه آقاجون هر چيزي جاي خودش...زير مطلب هايي كه راجع به "چاقاله بادوم" و" جوش" و "چيزهاي دراز و بلند "مي نويسي (خوصوصا اين آخري !) يه دنيا شيريني ,حرف و فلسفه ي عميق خوابيده كه گاهي از فلسفه "زندگي در اكنون" (Size the day) سهراب هم تازه تر و ملموس تر هست!
بابا بهونه! ( ;
واي كيوان بذار اون مطلبت رو بخونيم بعد يكي ديگه پست كن! من هنوز داشتم فكر مي كردم چه كامنتي واسه اون يكي بذارم اومدم ديدم اي بابا...
زيادي زرنگ بودنم هم دردسريه ها!!!
فكر كنم يه دفعه ديگه هم از اين بلاها سرت اومده بود. در مسير كامپيوتر دستشويي اون دفعه كار مي كردي! تو نمي خواد از نصايح بزرگترا پند بگيري از تجربيات خودت هم عبرت بگيري خوبه!!
اونايی كه خوردی احتمال زياد چاغالهی زردآلو بوده!
(خداييش هر چی خواستم جلو خودمو بگيرم كامنت ندم، نشد. ميدونی چاغاله، كلهپاچه، چايي، قرمهسبزی، ديزی؛ اينا چيزايی نيست كه يك ايرانی اصيل! به اين سادگيها از كنارش بيتوجه رد بشه!!!
آخه درد دل شبانه كه كامنت نميخواد،فقط گوش شنوا ميخواد!
:)) منم داشتم به همين فكر مي كردم كه نظر در مورد چاغاله بيشتر خواهد بود ...