گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
از ساعت یازده شب که رسیدم خونه تا الان اینقدر قهوه و چایی و آب خوردم که دارم میمیرم. البته میدونم عطش داشتن من و آب خوردنم چیز خیلی مهمی نیست ولی اینها رو گفتم که یه چُسی اومده باشم و گفته باشم که امشب شام رفته بودیم شاندیز و دلتون نخواد شیشلیک خوردیم. آدم، بیجنبه باشه همینه دیگه. همیشه بحث رو به یه سمت و سو میکشونه که نهایتاً حرف خودش رو بزنه. هر چند اگه همهمون دور هم جمع بودیم نیاز به این همه صغری و کبری چیدن نبود و احتمالاً با یه آروغ قضیه حل بود! بهرحال بنظرم شاندیز از بهترین رستورانهای تهران که اگه کسی کبابخور باشه قطعاً از غذاهای این رستوران لذت میبره. شیشلیکهاش رو از دست ندین که بهتون شیشلیک میده به این درازی!
پنجشنبه ظهر با چند نفر از دوستان بلاگر نهار دور هم جمع بودیم. سه چهار نفری هستیم که معمولاً هر چند وقت یکبار قراری میذاریم و دور هم جمع میشیم و قهوهای میخوریم و گپی میزنیم و غیبتی میکنیم و از در و دیوار میگیم. از بد حادثه اینبار حرف به وبلاگها هم کشیده شد چون معمولاً همیشه از همه چیز میگیم الا از وبلاگ! جالب این بود که تمامی سه چهار نفر دوست عزیز که از جمله بلاگرهای صاحب نام و بلند آوازه این مرز و بوم هستند، متفقالقول اذعان داشتند که وبلاگ بنده بغیر از یه مشت چرت و پرت که فقط باعث میشه میزان اراجیف فارسی در اینترنت بیشتر بشه، هیچ فایدهای دیگهای نداره. یکیشون که دل و جرات و شهامت بیشتری داره و معمولاً خیلی هم رک و صریح حرف میزنه علنی، و بقیه هم در لفافه و جوری که من خیلی دلگیر و ناراحت و دپرس نشم دقیقاً همون صحبتهای دوست عزیز رو بصورت شیک و فانتزی تحویلم دادند و نتیجه این شد که وبلاگ بنده درپیتی بیش نیست. هر چند خودم هم ادعایی ندارم ولی خب اون دو زار انگیزهای رو هم که واسه نوشتن داشتم از پنجشنبه به بعد از دست دادم. البته منهم زرنگی کردم و در حین بحث و جدل به دوستان گفتم از دید بنده، اونها خوانندههای خاص هستند! آقا، این جمله معجره میکنه، چون این رو که گفتم انگاری که روی آتیش شاشیدم! چون وقتی اینجوری هندونه میذاری زیر بغل کسی، طرف هم وَهم ورش میداره و واقعاً فکر میکنه پُخی شده. بنابراین خودش رو یه دگراندیش و صاحباندیشه و روشنفکر میدونه و در یه چرخش 180 درجهای مجبور میشه ازت طرفداری کنه و بگه که البته این نوشتهها برای خوانندههاى عام خیلی خوب و دلنیشنه و قطعاً خیلیها هستند که این نوشتهها رو دوست دارند و تو باید کماکان وبلاگ بنویسی و ....
اسم دوستان عزیز جهت پارهایى ملاحظات پیش خودم محفوظ میمونه، هر کسی مایل بود تا گوشمالیشون بده ایمیل بزنه تا بهش بگم!
چند روز پیش که نوشته بودم دیگه قصد نوشتن ندارم و میخوام در اینجا رو تخنه کنم چند نفری پیغام و پسغام دادند که حاضرند هزینه هاست و دامین یکساله اینجا رو متقبل شوند تا اگه صرفاً بخاطر هزینههای کمرشکن دات کام شدن نمیخوام بنویسم از تصمیمم منصرف شم. دو سه روزی که گذشت و وقتی دوستان متوجه شدند که اون پست شوخی بیش نبود و ارواح عمهام فقط دروغ سیزده بود، همه قول و قرارشون یادشون رفت. شاید اون پست دروغ بود ولی هزینهها که دیگه دروغ نیست! حتماً باید ننهمَن غریبم و کولی بازی دربیارم تا یه خواننده با مرام پیدا بشه و چراغ اول رو روشن کنه؟!
والله ساعت 5/2 نصفه شب. حال و حوصله حاشیه و طول و تفصیل ندارم. خیلی هم تشنهمه. نمیدونم امشب چه مرگم شده. اندازه سه چهار تا مشک، آب خوردم ولی هنوز تشنهمه. آهان یادم نبود آخه امشب رفته بودیم شاندیز، جاتون خالی شام شیشلیک خوردیم. عجب شام خوشمزهای بود. شاندیز رو خیلی دوست دارم. مشهد هم که میرم حتماً به شاندیز سری میزنم. امشب هم که مهمون بودم و حسابی چسبید. آهان ببخشید یادم نبود مثل اینکه اینها رو بالاتر هم گفته بودم! آره الان، هم تشنهمه و هم خیلی حال وحوصله ندارم بنابراین همینجوری یهویی و بدون مقدمه میگم که امشب تولد این وبلاگه و از فردا وارد چهارمین سال نوشتن اراجیف و ازدیاد چرت و پرت در محیط اینترنت میشم. اگه وقتِ مناسبی بود و اساتید، پنجشنبه حالم رو نمیگرفتند و ازم یه کمی تعریف میکردند شاید یه جشن تولد براش میگرفتم و در وصف حالش قلمفرسایی میکردم ولی الان که دیگه نصفه شب و خوابم میاد و خیلی هم تشنهمه. نمیدونم چرا اینقدر تشنهام شده؟! شاید بخاطر خوردن کباب بوده. راستی یادم رفت بگم که امشب رفته بودیم شاندیز، جاتون خالی عجب شیشلیکهایی داره! شیشلیک داره این هوا!
دیوونه شاخ و دم نداره که :)))
آره عزیز می دونم ما لطف داریم ؛)) شیشلیکات کوفتت
تولدت مبارک - دهنام هم هیچ آب نیفتاد چون گوشت دوست ندارم. به من یکی زورت نمیرسه. :)
بازم مبارک باشه. مبادا ننویسی ها کیوان جان، حالمون رو فقط اون مدلی میتونی بگیری.
تولدش مبارك. همينكه آدم بتونه راجع به يه موضوع مثل شيشليك اينقدر پشت سر هم و طولاني بنويسه ، خودش هنره !
در ضمن تو اين گرما تعريف كباب خيلي هوس انگيز نيست !!
آخي تولدت مبارك :)
مبارك باشه ... دلم شيشليك خواست! راستي شانديز كيش هم شيشليك داره اون هوااااااااااا همون كه تو ميدون غروبه، غذاهاش هم خوشمزه است همراه با موسيقي زنده :))
مبارکه
تولدت مبارک. تو کار خودت رو بکن. اینا کی ان باهاشون می ری بیرون؟ من اگه جای تو بودم عمرا با اینا رفت و آمد می کردم. مردم چه پرو ان واله!
شما كه به ميل ها جواب نمي دي!!
سلام كيوان جان.
آقا تبريك مي گم آغاز چهارمين سال وبلاگ نويسي شما رو. شايد به جرات بتونم بگم جز معدود افرادي بودم و هستم كه از اولين روز آغاز شروع به كارت نوشته هات رو دنبال مي كنم و شاهد ترقي فوق العاده ات توي اين زمينه بودم. خوشحالم كه وارد چهارمين سال وبلاگ نويسي شدي. يادش بخير روزها و هفته هاي اول. شما! هميشه پايدار باشي و همين طور سرزنده بنويسي . هر بار كه مي خونم سرحال تر مي شوم و مي خندم .
يه چيز ديگه مي خواستم اين چند روزه بگم اين بود . كه به يك اي بوك در مورد آموزش رابطه جنسي خيلي مفيدي البته به زبان انگلسي برخوردم و به نظر خودم مطالبش خيلي مفيد بود. اگه دوست داشتي بگو بفرستم برات.
مبارک باشه انشاا... صدسالگیش
من اعتراض دارم من هم جزو خواص هستم.اینقدرم کباب نخور یه وقت دیدی مثل من نقرس گرفتی ،ها،گفته باشم
مبارك باشه، اون دوستان عزيز هم سر حرفشون هستند، اي ميل بده تا بررسي كنن!!!
سلام...تولد بلاگت مبارك باشه...
آقا ما سر حرفمون هستيم...فقط من نميدونم چراغ اول رو چه جوري روشن ميكنن...
ما كه نميدونيم شيشليك چي هست؟؟؟ولي همين كه ميگي اين هواست يعني چيز جالبيه...
تولد كنون و شيشليك خورونت مبارك....ايام به كام ...
چیه اینجا جار میزنی!!!! حقوق نگرفته لابد هنوز!
قراره چند نفرو آخر هفته يا هفته بعد انديز مهمون كنيم! تا چشمت در آد
مبارك باشه!
تولد وبلاگت نميخواي همه اونايي كه وبلاگت رو ميخونن ببري شانديز و از او شيشليك اين هوا ها بدي ؟
اگهه ديشب مي دونستم ظرف 15 ساعت بايد نفر 19 بشم براي comment ،يه كمي صبر مي كردم ); بازم تبريك مي گم،تولدت مباركk1-online.com ....اميدوارم در سال چهارم بهتر و بهتر باشي....با آرزوي موفقيت
4 سالگی هم مبارک!!
بحث اين نيست !بحث اينه كه تو هم اونجا خودت رو توجيح كردي هم اينجا داري خودت رو توجيح مي كني( به اونها مي گي خاصند تا حمايتشون رو به دست بياري و به ما كه عام خونده شديم مي گي اين فقط يه حيله بوده!) تو يه سياستمدار فلان فلان شده هستي و تولد اون شيشليك به اون درازيت (!) مبارك ! (هان؟!)
تولد که مبارک باشه . اون که هيچ ، ولي حالا چرا اينقد آب مي خوري ؟
اها! الان که دوباره خوندم دیدم اصلا بحش شیشلیک که کوفتت نمیدونم شد یا نه نبوده! تولد وبلاگت بوده اونم به این درازی...
دليل تشنگيت اينه كه چلوهاي شانديز خيلي شوره! يعني تا حالا كسي متوجه نشده!!؟؟!!!!!
اولا نوش جونت و گوشته رونت.
دوماُ تولدش مبارك
سوماُ بدجوري خودت كف كردي. نديد بديد بازي در آوردي كه شام مهمونت كردن؟
چهارماُاگر يه ذره آبليمو ميخوردي تشنگيت زودي رفع ميشد.
و در آخر: به اونهايي كه حسودي وبلاگت رو ميكنن هم بگو از حسودي بتركين كه حتي اراجيف نويسيت هم طرفدار داره.
اونا حسودن غصه نخور! :دي ... شانديز كجا؟ صدر؟ آقا تولد اينجا خيلي مبارك... اينكه بتوني مخاطبهاي مختلف رو انقدر به بلاگت علاقه مند كني هنر كردي نه اينكه يه چرخه تكراري مخاطب رو هي تكراري تر كني!
سلام. منم مي گم از حسودي شونه. راستش كيوان عزيز خوشحالم كه اينجا از اون وبلاگاي پرمخاطبي نيست كه دنبال جريان وبلاگ نويسي باشه. تو تمام نوشته هات نقد مسئله و موضوع روز جامعه است. همين باعث مي شه كه خيلي ملموس تر بنظر بيان. اينهمه اتفاق افتاده كه وبلاگا خودشون رو پاره پوره مي كنند و آخرش هم هيچي. ديگه زورم مي آد از دلايل خوش اومدن وبلاگت بگم. به هر حال تولد اينجامبارك و شيشليك هم نوش جونت.
سلام مرد شاندیزی، مبارک باشه. راستی، نوش جان. چی؟ یادت که نرفته، رفته بودی شاندیز، شیشلیک خوردی این هوا! جامون خالی!
كاش بي خيال اون پاره ايي ملاحظات ! مي شدي و اسامي اون وبلاگاي داراي مخاطب خاص ! رو لو ميدادي .
بهرحال در اغاز چهارمين سال حضور دلنشين اين وبلاگ درپيت !!! تداومي همچنان پر انرژي و مثمر ثمر را برايت ارزومندم .
ارادتمند : يك مخاطب با كمال ميل عام !
يادم باشه قرار بعدي رو اينجا بذارم!نخورده تشنه اين شيشيليك شديم!
عمو قصه گو نازنينم ،
چهارمين زادروز وبلاگت فرخنده باد.
اميدوارم زادروز آغاز چهلمين سالوبلاگت را بتونم يهت شادباش بگم.
بسي مبارك! پير شيد به پاي هم!
سلام
اين قدر از كباب گفتي كه كباب شدم. آدرس اين شانديز رو يه طوري به من ميدي؟مرسي
خوش به حالتون و قهوه پنج شنبه هاتون و داشتن دوستانتون كه گاهي حرف حساب ميزنن. شوخي كردم. ميدونم زياد برات مهم نيست. منم بختك نيستم كه!!! رفتم بابا چرا فحش ميدي!
تولدت مبارک
حالا نتیجه بحث اون شب این شد که ما که این بلاگ رو می خونیم عامی هستیم حتما" من که کل آرشیوتو خوندم 1 آدم بی شعور , در پیتم.
باشه.........
سهراب ميگه:
و بدانيم اگر k1 نبود زندگي چيزي كم داشت.......
هي ميگي به اين درازي . كو آخه ؟ كدوم درازي بابام جان؟؟ ولي بعد از شوخي آره خيلي خوشمزه اس و اين هوااا. بعدم تولدت مبارك .
به جون خودم خيلي نامردي! البته تولدتم مبارك...
tavallode bachat mobarak
من با اون دوستات موافقم!!.
ياداشت سال گذشتت براي تولدت متفاوت تر بود.فكر كنم خيلي نسبت به گذشته اروم شدين!!
من خيلي فوضوليم گل كرده راجع به اون دوستات! با انسانهاي فهيمي طرفي قربان D:
راستي نگفتي شب شام چي خوردي كه تشنه ات شده بود؟؟؟؟؟؟؟؟
زيبا مي نويسي و هميشه خواندني
از لينك ممنونم
تولد اينجا هم مبارك
حالا خوبه بي مقذمه ميخواستي بگي وگرنه چند پاراگراف ديگه مي نوشتي؟