شنبه، ۱۹ فروردين ۱۳۸۵

انگاری هميشه دراز و بلند شدن چيزی، باعث زحمت و دردسر! در پست قبلی می‌خواستم به يه چيزی اشاره كنم ولی چون اون مطلب دراز و بلند شد ( حالا شانس آورديم مطلب كلفت نميشه! ) به اين سری حواله‌اش دادم. حالا باز تا اين يكی هم دراز نشده و كارمون رو سخت‌تر از قبل نكرده، بريم سر اصل مطلب.

بنظرم خانم‌ها حالا حالا جا دارند و می‌بايستی كه برای رسيدن به حق و حقوق پرداخت نشده‌شان در خونه، كوچه، خيابون، بيابون، اجتماع، مملكت، قاره و حتی كره زمين داد و بيداد كنند، جيغ بزنند، هوار بكشند، گيس بكشند، وشگون بگيرند، بنويسند، صحبت كنند و ... چون بنا به گفته بعضی از شما عزيزان همه مردها مثل من! انسانی فهميده نيستند كه خودشون مثل بچه آدم به همه اين حق و حقوق نوشته و نانوشته معتقد باشند بنابراين گاهی، برای جا انداختن و يا برداشتن رسم و رسوم و قانونی وضع شده بايد مدتها وقت صرف كرد. بنابراين خيلی خوبه كه خانمها در رابطه با مشكلات و معضلات زنانه خودشون بگند و بنويسند چون قطعاً بيان يه مشكل زنونه از زبون يه خانم كه خودش درگير اونه خيلی اثربخش‌تر از اينه كه منِ مرد كه تا حالا اصلاً اون درد رو لمس نكردم و باهاش آشنا نيستم بخواهم در رابطه‌اش بنويسم. مثلاً من كه هيچ وقت پريود جسمی نميشم كه حالا بخواهم توضيح بدم يهويی چرا خلق و خوم تنگ ميشه و يا دردهای دل و كمری كه اين مواقع مياد سراغ آدم و .... نيش‌تون رو ببنديد و نخنديد چون اتفاقاً اينی كه گفتم يه مثال نبود بلكه دقيقاً همون چيزی كه بنظرم خانم‌ها بايد در كنار تمام فعاليت‌های سياسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فرياد برای آزادی زندانيان گوانتامانا و نداشتن آب لوله‌كشی روستای قره‌تپه ورامين و انرژی هسته‌ای و غيره بايد در رابطه‌اش بنويسند.

اونهايی كه يه كم سرشون توی حساب كتابه ميدونند كه دنيا و ويژگيهای جسمی و روحی و روانی زن و مرد كاملاً جدا و متفاوته. بنابراين برای داشتن يه ارتباط درست و ازدواجی پايدار، بايد كاملاً با ويژگيهای دنيای طرف مقابل‌مون آشنا بشيم. همونجور كه همه‌مون ميدونيم و تجربه كرديم، بلوغ در جامعه ما يه مسئله مخفی و نهفته است. از همون بچه‌گی بهمون ياد دادند كه در رابطه با يه سری برآمدگی و فرورفتگيها نبايد سوال كنيم. انواع و اقسام اسمهای حيوان و اشياء ورايی و ماورايی رو به آلت تناسلی‌مون ربط دادند. جی‌جی و جوجو و لولو و خوخو و كوكو و ... خلاصه كه تا ده سالگی نفهميديم اين صاحب‌مرده‌ايی كه به بدن‌مون آويزون شده و هی تلوتلو ميخوره اسم درست و واقعيش و كاربردش چيه و يا مثلاً چرا ما يه همچين چيزی داريم و مريم دختر همسايه‌مون نداره. همه‌مون بارها وقتی يكی از فك و فاميل يا مادر و خواهرمون بچه‌دار شدند در جواب اينكه، بچه چه جوری بدنيا مياد؟ هيچ جواب قانع كننده‌ايی نگرفتيم. البته توقع هم نيست كه واسه بچه پنج ساله بشينيم و از تقسيمات ميتوز و ميوز و طريقه تخمك‌گذاری و عمل لقاح و ساختمون DNA توضيح بديم ولی توی همون حال و هوای بچه‌گی هم وقتی بهمون می‌گفتند خدا اين بچه رو آورده و گذاشته توی دل مامانت، فهميديم يه جای كار می‌شنگه و اينجوری هم نبوده كه باباهه اين وسط هويج باشه. بنابراين يواشكی چهار انگشت رو مشت كرديم و يه بيلاخ حواله اونی كه اون جواب رو داد، كرديم. دنيای بچه‌گی‌مون به جای شنيدن جوابهای قانع كننده، هی با اين حرفها گذشت كه دختر خوب نبايد با پسر بازی كنه و پسر خوب هم اونی كه هی با شومبولش ور نره و ...

يه كم گذشت و يه روز صبح كه از خواب بيدار شديم، ديديم يه كمی مو از يه جاهايی كه تا اونوقت سفيد و بلوری بوده زده بيرون، سينه‌هامون يه كمی سفت و برجسته شده، يه جای اسمش رو نبر دچار خونريزی شده، يه حس‌های خاصی اومده سراغ‌مون و ... معمولاً دخترها بواسطه ارتباط بهتر با مادرشون و بخاطر اينكه بار اول كه دختر پريود شد يهويی سكته نكنه، يه كمی بيشتر از پسرها در رابطه با بلوع ميدونند ولی فقط و فقط يه كمی. كسب اطلاعات از مادرانی كه خب اكثراً سُنتی و خودشون هم هنوز دنيايی از سوالهای بی‌جواب و باقی مونده از بلوغ دوران خودشون رو بدوش می‌كشند، نمی‌تونست خيلی درست و قانع‌كننده واسه اون ذهن‌های جستجوگر باشه. باز هم هر چه بود ترس و مرز و نزديك نشدن به ديگران و حتی لمس تن و بدن خودمون. بنابراين يه جوونِ دختر و پسر همين جور لنگ در هوا و معلق وسط زمين و آسمون باقی موند با كلی سوالهای بی‌جواب. و اما منابع در دسترس هيچی نبود بجز دو سه تا دوست همسن و سال و چند تا فيلم‌ آنچنانی و والسلام. اكتفا به جوابهای دوست و رفيقی كه خودشون هم هيچی نميدونستند و ديدن يه سری تصاوير اغراق شده آنچنانی باز هم همه‌مون رو گيج و منگ‌تر از گذشته می‌كرد.

شايد الان يه جوون 16-17 ساله كه هنوز دپيلم نگرفته و ازدواج نكرده چندين بار طعم و مزه بابا و مامان شدن رو چشيده باشه! و به مناسبت‌های مختلف و پيدا كردن خونه خالی هی از سر و كول هم بالا برن و همديگر رو تست كنند و هی بكنند و هی بدوزند و هی ببرند و هی وصله و پينه كنند ولی هنوز هم با كوهی از سوالات لاينجل روبرو هستند. در بهترين حالت، شايد فقط تن و بدن خودشون رو شناختند ولی با خصوصيات و اندام و فيزيولوژی طرف مقابل آشنا نيستند. چند سالی ميگذره. حالا ديگه بزرگ شدند، ازدواج كردند زن دارند، شوهر دارند، دو سه تا بچه دارند ولی هنوز خيلی چيزها از همديگه نميدونند. هنوز از خيلی لذتها، بی‌بهره هستند. دو شكم زائيدند ولی هيچ وقت به ارگاسم نرسيدند. اصلاً نميدونند چيه؟ خوردنيه؟! بردنی؟! كردنی؟! مراحل و شكل و شمايلش چه جوريه؟! پونزده سال ازدواج كردند حالا ديگه بچه‌هاشون بزرگ شدند ولی هنوز خيلی از واژه‌ها، كلمات، برخوردها، رفتارها بواسطه جواب درستی كه توی سن بلوغ نگرفتنند براشون يه تابوست و باز هم جرأت ندارند در رابطه‌اش از كسی بپرسند و ...

و اما همه اينها رو گفتم كه بگم، اگه خانمهای بلاگر كه اتفاقاً خيلی‌هاشون هم خيلی خوب و روون می‌نويسند يه كمی سنت‌شكنی كنند و حداقل اينجا راحت‌تر از اجتماع بيرونی و حقيقی باشند و كمی بيشتر از خط قرمزهايی كه به نادرست توی اين مسير قرار گرفته، بگذرند و بيشتر از مسايل مختص خانمها بنويسند شايد با قلم خوب و روون و خودمونی‌شون بتونند تا حدودی مسير اطلاع‌رسانی رو درست و هموار كنند. شايد با سرچ يه سری لغت خاص به يه سری از سايتها و وبلاگها برسيم ولی بنظر يا خيلی تخصصی و تئوريك هستند و يا خيلی چيپ و بی‌ارزش. قبول كنيد كه هنوز هم خيلی از آقايون هستند كه اطلاعات درستی از نحوه و چگونگی ساختمان درونی خانمها، طول دوره، تغيير خصوصيات اخلاقی، نيازها و طرز برخورد رو نميدونند. شايد هنوز حتی خيلی از خانمها باشند كه ندونند نوارهای بهداشتی تامپون چيه، به چه دردی ميخوره و چرا بايد ازش استفاده كرد. بنابراين فكر كنم ديگه به اين نتيجه رسيده باشيم كه صحبت از يه سری چيزها، گستاخی و بی‌شرفی و پُرروگی و پرده‌دری نيست. برای داشتن يه ارتباط خوب و سالم و يه زندگی مستحكم می‌بايستی با پيچيدگی‌های جسمی و روحی طرف مقابل آشنا بشيم. بنابراين فكر می‌كنم همونجور كه دل‌مون برای آزادی كنگو و استقلال غنا به تپش درمياد و ميتونيم چندين صفحه از تخم‌ريزی ماهی‌های سفيد و قزل‌آلا و جوونه زدن بنفش‌ها و نسيم روحبخش بهاری بنويسيم، بد نيست يه كمی هم از خلق و خوی مخفی شده " جنسيت " خودمون بنويسيم. ريشه خيلی از اون اختلافاتی كه پامون رو به دادگاه خانواده می‌كشونه و از قبل ازدواج، بدنبال اين هستيم كه هی قوانين و حق و حقوق رو به سمت و سوی خودمون بكشونيم توی همين ندانسته‌هاست. مطمئن باشيم كه اگه شناخت‌مون از جنسيت مقابل بيشتر بشه و بجای سنگين كردن كفه ترازو از حق و حقوق قانونی و غيرقانونی به دانسته‌هامون اضافه كنيم ديگه هيچ وقت به اون قوانين نيازی نداريم!

۴۴ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

شانست گفته من سه صبح بيدارم. آخه عزيزم نميگي اون خانوم بياد و از اين چيزها بنويسه وبلاگش رو دو روزه به گند ميكشند؟ شايد بهتر باشه يه وب سايتي راه بندازيم مخصوص اطلاع رساني اينجوري. توش نظر خواهي هم نميذاريم. اينطوري شايد كار كنه .
******************************************************************
k1: انار جان شايد هم حق با تو باشه چون قبلاً هم بودند كسانی كه بيشتر در رابطه با اين موارد می‌نوشتند ولی ديگه نمی‌نويسند. البته نه اينكه طرف صرفاً بخواد در رابطه با اين مسايل بنويسه بلكه در لابه‌لای نوشته‌هاش هرزگاهی به اين موارد هم اشاره‌ای كنه. افتتاح يه وب‌سايت اختصاصی اگه خيلی رسمی و مودبانه و اديبانه باشه فكر نكنم خيلی مفيد باشه ولی اگه ادبيات وبلاگی داشته باشه ميتونه پيشنهاد جالبی باشه.

منم با شما موافقم.خانومها خودشون بايد خودشونو نجات بدن. مردها فقط ميتونن به عنوان يه حامي عمل كنن.
******************************************************************
k1: ولی من اصلاً با اين جمله شما موافق نيستم. فكر كنم شما مطلب رو خوب نگرفتيد. من كجا گفتم " خانمها بايد خودشون رو نجات بدند و ما مردها فقط ميتونيم اونها را حمايت كنيم؟!!!

با اجازه به اين پست تون تو "بلاگ نيوز" لينك دادم.
******************************************************************
k1: ممنون از لطف‌تون.

در ضمن اين چيزي كه گفتي -نداشتن معلومات لازم- يه مساله عموميه. زن و مرد نداره. تو جامعه ايران شايد مردها فرصت آزمون و خطاشون بيشتر باشه اما اينطور نيست كه اونا اطلاعات درست داشته باشند و خانومها نداشته باشند يا بر عكس كه خانومها احتياج ندارند بدونند تو بدن آقايون چه خبره. براي همين من نميفهمم چرا خانومها بايد سنت شكني كنند و آقايون نه؟
******************************************************************
k1: اتفاقاً اينبار هم حق با شماست. خانمها هم در مقابل مردها با دنيای ناشناخته‌ای مواجه هستند كه نياز به آشنايی دارند ولی اگر من بيشتر روی خانمها تأكيد كردم چون فكر می‌كنم _ البته شايد هم اشتباه می‌كنم _ اطلاعاتی كه در رابطه با آقايون وجود داره خيلی بيشتر از اطلاعات مربوط به شناخت ويژگيها و دنيای درونی خانمهاست. بنوعی حس می‌كنم خانمها منابع اطلاعاتی بيشتری در دسترس دارند كه بتونند با دنيای درونی آقايون آشنا بشند ولی مواردی " تابو " مختص به يه خانم توی فرهنگ ما خيلی بيشتر بنابراين منابع هم خيلی كمتر هستش.

باهات موافقم ولي به قول انار ( كامنت بالا ) وبلاگش رو داغون ميكنن...هرچند كه هميشه آدما بايد بهاي تابو شكنيهاشون رو بدن و پاش وايسن اگر عميقا به كارشون اعتقاد دارن....نميدونم چند نسل بايد عوض شه و چند نسل بايد تلاش كنن تا اين قوانين مسخره زن بودن و مرد بودن به يك سمت و سو بره اونم عدالته.......
******************************************************************
k1: اينی كه طرف چهار تا مطلب بنويسه بعد قرار بشه وبلاگش رو داغون كنند كه فايده‌ای داره بهرحال نوشتن توی اين زمينه هم شايد يه زيركی‌های خاصی ميخواد كه زياد تحريك كننده نباشه.

نرگس

من كتاب هاي باربارا دي انجليس رو با اينكه تيترهاي بازاري داره خوندم و ديدم خيلي جالبن ولي وقتي بيكي پيشنهاد خوندنشو ميدي انگار فحش دادي!!در صورتيكه در مورد همون مسايل جنسي كه علت بيشتر بحرانهاي خانوادگيه ( طبق آمار موجود طلاق در ايران) به نكات خيلي جالب و ريزي اشاره شده.
******************************************************************
k1:به مورد خيلی خوبی اشاره كردی. منهم چند تا از اون كتابها رو خوندم و بنظرم خيلی از مسايل رو اونجا نوشته و ميتونه راهنمای خيلی خوبی باشه ولی بواسطه اينكه اينقدر كتابهای چرت و پرت و صرفاً بازاری توی كتابفروشها هست كه طرف فكر نميكنه كه شايد يه سری كتابهای خوب هم لابه‌لای اين كتابها پيدا ميشه.

ببين كيوان جان
تو بايد ببيني دقيقا منظورت چيه. اينه كه جهار تا آدم مثل من و تو بشينيم و راجع به نظراتمون تو وبلاگهامون بنويسيم كه خوب نه سنديت علمي داره و نه اصولا من به صرف زن بودن ممكنه از تو بيشتر راجع به بدن زن بدونم. منظورم اينه كه صرف زن بودن به حرف من سنديت خاصي نميده ...حد اكثر در محدوده تجربه شخصي. تنها اثرش ممكنه ساختار شكني باشه كه اونهم خيلي با ظرافت بايد انجام بشه تا خواننده قاطي نكنه و بتونه اصل موضوع رو ببينه نه كلمات رو. اما اگر منظور اينه كه چهار تيكه معلومات به هم اضافه كنيم خوب اون بدون سند و مدرك نميشه. براي همين بايد سازمان يافته تر باشه. حالا ادبياتش ميتونه همين وبلاگي بمونه كه ارتباط برقرار كنه.
******************************************************************
k1: و باز هم دقيقاً حق با تو! ميگم من پيشنهاد می‌كنم در همين راستا تو هم با توجه به جنسيتت و ديدی كه داری و مثل همون وبلاگ قبليت! يه مطلب بنويس. بهرحال اگه قرار باشه كار اصولی انجام بشه بايد خيلی با تحقيق و بررسی باشه. بعدش اولين كامنتت بنا به گفته خودت ساعت 3 صبح بوده الان ديگه حدود 6 دختر مگه تو خواب نداری؟!

shirin

زنده باد كيوان. كاملا موافقم.
******************************************************************
k1: پنداری در رابطه با شما زدم به هدف و دست گذاشتم روی موضوع اصلی!

همه اینایی که گفتی درسته...اما من نمی تونم قبول کنم وقتی مردا با تمام وجودشون بفهمن درد ماهانه یعنی چی اون وقت همشون می شن امامزاده ! بعضی مسائل بین زن و مرد هست که فقط جنبه فیزیکی و جنسی نداره
******************************************************************
k1: ميدونی؟! بعضی كامنتها بجز اينكه برينه به اعصاب و روان آدم هيچ اثر مثبت ديگه‌ای نداره؟! درد ماهانه، امامزاده .... مگه ما گفتيم فقط جنبه فيزيكی و جنسی بين يه زن و مرد مهمه؟!

متأسفانه کیوان جان تو وب‌لاگ شخصی نمی‌شه چنین کاری رو کرد چون هر جور آشغال مریضی (متأسفانه هم معمولا" مذکر) پاش به دنیای شخصی تو باز می‌شه و افتضاح می‌شه راستی راستی.من در مورد سرطان پستان و چه می‌دونم رحم نوشتم اگر بدونی چه کامنت‌هائی هنوز دریافت می‌کنم که اگر فیلترینگ نبود الان کلی همگی خوانندگان وب‌لاگ‌ام مستفیض شده بودند. با دوستی که پیش‌نهاد سایتی مخصوص آموزش‌های جنسی برای مردها و زن‌ها رو داد موافق‌ام.
******************************************************************
k1: شايد پيشنهاد دوم بهتر باشه ولی من هنوز معتقدم كه خانمها ميتونند هر چند كم ولی بنويسند.

انار عزیز سند و مدرک نمی‌خواد اطلاع رسانی. همین‌که خودت اطلاعات صحیح داشته باشی یا از منابعی مطمئن و مطلع کسب‌شون کنی کافیه.

ببخشید - کامنت قبلی از آن بنده می‌باشد.

نه به اون ناز کردنت! نه به اون 100 خط نوشتنت. مرتیکه ای دی اس ال ندارم که....
******************************************************************
k1: اتفاقاً دقيقاً منهم چند دقيقه قبل همين نظر رو داشتم، زنيكه ...

هاله جان
اتفاقا بنا به تجربه من سند و مدرك شش دانگ هم ميخواد. از اين واقعيت كه آقايون يه چيزي دارن و ما يه چيز ديگه يه قدم بري اونورتر اگه شصت تا مقاله علمي شاهد نياري يا تكفير ميشي يا بي آبرو! هيچ كدوم هم نشه حرفت رو نميخرن چون مغزامون رو انقدر شسته اند كه به حرف يه نفر درست نميشه.
كيوان: اتفاقا الان هم نخوابيده ام مال همينه..دارم مينويسم يه چيزي.
******************************************************************
k1: والله فكر نمی‌كنم ديگه اينقدرها هم قضيه جدی باشه. يارو ميزنه همه چيز رو جرواجر و پاره و پوره ميكنه اينهمه مدرك و سند و ادله محكمه‌پسند نمياره ديگه يه كمی از دل درد و كمر درد نوشتن كه نياز به متخصص نداره!

مطلب در خور تاملي است. من به اين مطلب در وبلاگ گل نسرين لينك دادم
******************************************************************
k1: با اين قسمت در خور تامل، خيلی حال كردم.

اتفاقا چند وقت پيش خبر جالبي در اين مورد شنيدم.مثل اينكه اموزش پرورش سنت شكني كرده و يه سري دكتر متخصص رو به مدرسه هاي راهنمايي دوخترونه فرستاده تا تو يه روزاي خاصي به طور خصوصي سوالاشونو در اين مورد بپرسن.البته در كنار يه سري مشكلاتي كه داره كار جديديه.
بعدشم در مورد وبلاگ گفته بوديدبه نظر من اين خانوماي وبلاگ نويسم مشتين از همون خروار.ممكنه همين خانومام اطلاعات كاملي نداشته باشن و اطلاع رساني كسي كه اطلاع كاملي نداره ...به نظرم اين كار توسط يه ادم متخصص البته با يه بيان ساده انجام بشه خيلي بهتر و كاربردي‌تره.
******************************************************************
k1:اولاً اگه آموزش پرورش اينكار رو انجام داده باشه كه كار بسيار خوب و ارزشمنديه. و دوم اينكه من منظورم اين نيست مسايل خيلی تخصصی مربوط به زنان و زايمان رو بنويسيد بلكه يه سری مسايل و دغدغه‌های ساده‌‌تون رو بنويسيد، مطمئن باشيد دونستن همون مطالب هم برای بعضی‌ها مفيده.

هر نوشته بايد هدف دار باشه يعني ما با انجام هر كاري بايد قاعدتا دنبال يه سري هدف هاي خاص باشيم.و اگه كاريو هم انجام مي ديم بايد دنبالش رو بگيريم.تا چند روز مي شه از يه سري چيزاي جزئي نوشت؟ما بايد دنبال هدف هاي بزرگتري باشيم.اگه اطلاعاتي مي خواد داده بشه چرا كامل و علمي نباشه.و گرنه حرفاي خاله زنكيو تو هر محفلي ميشه شنيد.حالا اينجا نه يه جاي ديگه!!در مورد همون چيزاي به ظاهر ساده هم خيليا همون قدري ميدونن كه از مادراشون شنيدن.همونقدر اطلاعاتشون كم و قديميو غير علمي و بعضا غلطه.بايد به اين مسائل ميكروسكوپي تر نگاه كرد و علمي تر باهاشون برخورد كرد البته اگر مي خوايم گام مثبتي تو اين زمينه بر داريم.

ساراs

با همش موافقم به جز جمله آخر: يعني كه چي به قانون احتياج نداريم؟ قانون چيزيه كه براي آدمهاي باسواد و بي‌سواد، بامحبت و سنگدل، آگاه و ماآگاه، عوضي، قانع، وحشي، خنگ، روشنفكر، عاشق، معشوق، غيرتي، بي‌غيرت، فقير و پولدار نوشته مي‌شه و بايد اجرا بشه. حالا چه طرف از جنسيت خودش و جنس مخالف آگاهي داشته باشه چه نداشته باشه بايد يك قانون درست و حسابي و فكرشده در دسترسش باشه تا ازش استفاده كنه.

سلام کیوان جان...
شما نتیجه و چکیدهء یه جلسه سه ساعته با مسئولین وزارت بهداشت و انجمن تنظیم خانواده ایران در مورد بهداشت جنسی رو که هفته پیش برگزار شد دقیقا با ذکر جزئیات در این پست نوشتی...ولی من شما رو توی اون جلسه ندیدم :)
در مورد این قضیه و آموزش به زوجهای جوون و حتی کار در مدارس و همکاری آموزش و پرورش خیلی بحث شد...تقریبا هم همه متفق القول شدن که بیان و به این موضوع طور دیگه ای نگاه کنن که این تابوی غیرموجه از بین بره...
البته همیشه یه سری اصول گرای محافظه کار هستن که بخوان لفظ "جیززه...عیبه...اوخه...بده..." پایدار بمونه تا مثلا حرمت ها حفظ بشه...
خیلی زیبا میشد اگه یه جمله به متنت اضافه میکردی...هر چیزی که سرکوب بشه به روزی تسخیر میکنه...این همون داستانیه که در مورد این مسائل سر جامعه ما اومده...فنری که هر چی بیشتر فشارش میدی بیشتر مقاومت میکنه و بیشتر میخواد خودشو آزاد کنه...
ممنون از این کاری که کردی...از این رک حرف زدنت و از اینکه مسایل جوونا رو دایورت نمیکنی به منطقه چپ پایین تنه ای...
ممنون...

راستی...در مورد مکتب تازه تاسیس ما چیزی شنیدی؟
مکتب سکسیستانسیالیسم( Sexistansialism)...به نظر من معرفي ث.كص به عنوان يه هنر و يه علم ميتونه كار گشا باشه...من عضو فعال اين مكتب و همچنين مبلْغش هستم...

اول اینکه هر چی اومدم بنویسم پاک کردم! چون دیدم انار خانم شب بیدار نوشته یه بار! بعد هم کیوان نمی دونم چرا می گی اطلاعات مربوط به آقایون بیشتره؟ به نظر نمیاد اینطور باشه. مرد هم از دید یه خانم پیچیدگی های خودشو داره! شما بخش مربوط به آقایونش رو شروع کن ما هم راهت را ادامه خواهیم داد ان شا ال لا! در کل "قابل تامل" بود آقا جان! (امروز خوش اخلاقم ها) در مورد این برنامه اموزش و پرورش خوش بین نیستم. اگه قراره بشه مثل اون مزخرفاتی که تو کلاس اجباری قبل از عقد به آدم میگن بهتره نباشه

ولنتاین جان می‌خوای کیوان در مورد سکس و آقایون بنویسه تا سیل دخترها و زن‌های مریض در جستجوی واژه‌های سکسی به وب‌لاگ‌اش سرازیر بشه؟ خیلی بدجنسی. :))

نازي

نوع نگاهتون به مسايل اجتماعي برام خيلي جالبه هميشه از چيزهايي صحبت مي كنيد كه ديگران يا مي بينند و خيلي عادي از كنارش رد ميشند و يا اصلا متوجه چنين معضلي نميشند. متاسفانه به دليل عدم شناخت و آگاهي از جنس مخالف هميشه مشكلاتي پيش مياد بنابراين بايد از منابع معتبر اطلاعات درست گرفت و فكر ميكنم وبلاگهاي خوب و مفيدي مثل شما ميتونه كاملاَ آموزنده باشه.

ليلا

ظاهرا بنظر مياد اين پست مخاطبين خاص داره و اون هم وبلاگنويسان محترم ببخشيد محترمه است . با اين وجود جسارت ! بخرج ميدم و با كسب اجازه از بزرگترا نظرم رو مينويسم . در مورد پديده بلوغ مسلما حق با توست زندگي همه ما قبل از وقوع اين اتفاق و تجربيات شگفت انگيز و گاهي ترسناكش ( بدليل همان عدم اگاهي كه بهش اشاره كردي ) به مراتب ساده تر بود . دختر بچه ها و پسر بچه هائي كه با هم همبازي بوديم با هم شيطنتاي كودكانه ميكرديم و گاهي حتي با تمام توان كتك ميزديم و البته كتك ميخورديم ! هر چند همان دوران بي غل و غش كودكي هم با تعليمات فرهنگي عجيب غريب جنسيتي تحميل شده توسط والدين عجين شده بود گوش همه ما با جملاتي مثل : تو مردي مرد كه گريه نميكنه (خطاب به پسر بچه اي كه حالا فوقش شش سالش بيشتر نبود ) يا دختر خوب بايد خانم باشه (حالا اين خانم بودن هم تفسيرش ميشد سربزير بودن بازي نكردن و بقول ماماناي دلسوز از سر و كول دائي و عمو و بدتر از اون پسراي فاميل بالا نرفتن ! ) اشناست . ولي با وجود همه اين بمبارانها و شستشوهاي مغزي زندگي قبل از بلوغ بازم راحت تر ميگذشت ! تا اينكه اون بلاي اسماني !!! نازل ميشد :"هورمونها " . يكدفعه همه چيز در رابطه با جنس مخالف عوض ميشد اگه دختر بودي ديگه همه پسرا واست فقط همبازيهاي شبيه به هم نبودن با ديدن بعضي ها قلبت تند تر ميزد ! اگه پسر بودي و تا حالا اصلا نميدونستي شهين خانم همسايه هم يه دختر داره حالا ديگه وقت و بيوقت كشيك خونه همسايه رو ميكشيدي ! و به همه اين شگفتي ها اضافه كنيد انبوهي از ندانستن ها را كه دانستنشون حق هر كودكيست كه داره از پل نوجووني عبور ميكنه واسه ورود به دنياي جواني . خب گذشته ها كه گذشته امروز بايد چه كرد ؟!شايد بنظر خودخواهانه بياد مني كه وبلاگنويس نيستم خطاب به دوستان عزيز وب نويس بگم : لنگش كنيد !!!اما بعنوان يك وبلاگ خوان اماتور اعتقاد دارم ميشه بخشي از ناگفته ها را بقول كيوان با مهارت و زيركي مطرح كرد و اين ديگه به هنر اون وبلاگنويس محترم مربوط ميشه . خود من با مطالعه بعضي از وبلاگها بسيار اموختم و مطمئنا اين اموزش در رابطه با مسائل مربوط به ويژگيهاي جسمي جنسي و صد البته فكري و روحي مردان و صد البته همجنسانم خانمهاي عزيز ! بسيار مفيدتر هم هست و فكر ميكنم اين اموزشهاي حتي غير مستقيم واسه بچه هاي جوان بي نهايت مثمر ثمره . قبول دارم ادماي ناسالم و بيمار هم در فضاي مجازي كم نيستن اونائي كه فقط بدنبال سوژه هستن تا سواستفاده كنند و كامنتاي زشت بذارن ! اما همه ميدونيم هر تلاشي جهت فضا سازي مناسب فرهنگي مسلما بها و تاواني داره و در اين مورد هم چاره اي جز ژرداخت اين هزينه نيست . مطمئنا نميشه انتظار داشت يك وبلاگنويس ايراني با شرايط فرهنگي حاكم بر اين فضا بياد بصورت عريان و خيلي باز خاطره تجربه اولين ارگاسم خودشو با ديگران در ميون بذاره ! امانياز ما به شناخت از جنس مخالف و مهمتر نيازمان به شناخت خودمان فقط محدود به موارد جسماني نيست (هر چند بنظر من شناخت جسماني و جنسي بخش بسيار بسيار مهمي رو تشكيل ميده و در واقع اگر با واقع بيني قضاوت كنيم روابط جنسي ما با جنس مخالف مثل ائينه عمل ميكنند ائينه اي كه حالات ذهني و قلب و روح ما هم در اون منعكس ميشه ) اگه حتي در رابطه با شناخت روحيات و روان هم قدم برداشته بشه كاري خواهد بود كارستان و با شفاف سازي اذهان و ايجاد روشن بيني زمينه بمرور براي موارد ديگر هم فراهم خواهد شد .

غریبه

این پستتم نخوندم.ولی چرا دیر آپ می شی؟!

دنياي آدما اصلا شبيه هم نيست...اون بخشه فيزيكيش كه خوب هزار تا كتاب هست كه اگه كسي مي خواسته ميشده تا الان 5 تاشو خونده باشه....بقيه اش كه اتفاقا اصلش هم هست كاملا مثه اثر انگشت اختصاصي است و بايد در برخورد رودررو كشف و ضبط و ارزش گذاري بشه...فرمول نداره..همين.

دوست ندارم بی نام و نشان کامنت بذارم ولی اینبار معذورم

من دقیقاً یه نمونه ی عینی از دخترای این جامعه هستم که البته خیلی هم مثل من نیستن! چون تا جایی که تو این مدت فهمیدم مثل اینکه وسعت اطلاعاتی هیچ کس نمی تونست کمتر از من باشه! شاید خنده دار باشه ولی خیلی از ویژگی ها و خصوصیات جسمی زن را برای اولین بار از زبان دوست پسرم شنیدم!! شاید باور کردنی نباشه. همونطور که مثل خنگا همیشه یه چرا و چطور داشتم و خوشبختانه حداقل از این یه نفر تو زندگیم خجالت نکشیدم و می پرسیدم..
شاید یه روز جسارت این را پیدا کردم تا از ندانسته های قبلی و دانسته های فعلی بنویسم ولی هنوز حتی نمی تونم برای این کامنت آدرس وبلاگم را بنویسم.. شاید باورش سخت باشه که یه دختر تا 20 سالگی حتی از بدن خودش ندونه. لااقل خدا پدر مادر معلم دینی راهنمایی را بیامرزه که بعد از دو، سه سال که از پریود شدنم می گذشت و مادرم حتی توضیحی نداد.. معلم مدرسه ام با توضیحاتی که داد پاسخگوی سوالهام شد و تازه فهمیدم این خونریزی ماهانه چیه.

فرزانه

حيف كه وبلاگ ندارم و اين پست خطاب به من نوشته نشده ...

میثاق

انقدر در و دیوار ماشالله مطالب جنسی و سکسی می باره که یکی در ایران رو باز کنه بیاد تو فکر میکنه اینجا جزیره لختی هاست و ملت هم به هر قیمتی شده با شما خواننده عزیز خواهند خوابید!. سوای اینکه کلا آب در هاونگ می کوبی باید بگم که خدایا من چقدر از این «تامپون» خندیدم!!....عزیز جان «تــَمپان» به فتح «ت» و سکن «م» خیلی آبرومندانه تره!

محفوظ

خب منم يه نمونه ديگه از دخترهاي اين جامعه هستم كه وقتي چندين سال پيش واسه اولين بار پريود شدم داشتم از ترس سكته مي كردم و جرات نداشتم از كسي بپرسم چي شده و يا واسه كسي درد دل كنم و از اون مسخره تر بعد از چند روز كه اون وضع افتضاح روتحمل كردم و تموم شد مدام مي رفتم از بلندي خودمو پايين مي انداختم ميگفتم نكنه حامله شدم و اتفاقي واسم افتاده و خودم خواب بودم خبر نشدم !!! در صورتي كه اگر اون موقع يه دلسوزي بود و يه خرده ما به قول خيلي ها بي حيا بوديم مي رفتيم از يكي مي پرسيدم و اين قده خودمون رو عذاب نمي داديم !! بهرحال اون زمان گذشت و ما با حرفهاي خاله زنكي و شنيدن از هم سن و سالهاي خودمون فهميديم قضيه چيه ولي خب حالا بازم بعد از اون سالها كه به اندازه كافي بالغ شديم هنوز تو اين امور عاقل نشديم و نفهميديم چي به چيه !!

محفوظ

ولي تورو خدا اين ميثاق رو داشته باشيد با اين همه ادعا ها ببينيد تورو خدا تامپون رو چي واسه خودش معني كرده ؟؟؟؟؟؟؟؟

كيوان جان
به نظر من بايد " تابو " ها در اين گونه موارد بايد شكسته بشه و اين مطلب تو شروع خوبي ميتونه باشه.

darya

سلام
من واقعا نميدونم نوار بهداشتي تامپون چيه...اولين بار هست كه اسمشو ميشنوم...خوشهال ميشم كسي راهنماييم كنه....تشكر...

شما چرا چهار انگشت را مشت میکردید؟ توضیح این نکته که خدا این بچه را آورده گذاشته تو دلت مامانت و این نکته که خداوند برای این دنیا سنتهایی را وضع کرده و از ابزار و آلات این دنیا ( نه به اون معنا) برای تحقق اراده خود استفاده میکنه که چندان پیچیده نیست. اگر منظور از هویج همان واسطه فیض الهی بوده است که درست فهمیده بودید وگرنه یه جای بچگی شما میشنگیده!!!

مريم

سلام.
وقتي اين دو نوشته آخرت را مي خواندم دلم ريخت. ياد پسر دو سال و نيمه ام افتادم كه چگونه مي خواهم در آينده يك سري از مسايل را برايش توضيح بدهم. درست مي گويي. ما در مورد ازدواج و زندگي مشترك، يا اصلاً اطلاعات نمي گيريم يا اطلاعات غلط مي گيريم. زندگي مشترك ما به خصوص در چند سال اول، شده سعي و خطا. بچه ها الان از خيلي چيزها خبر دارند كه متاسفانه چون به صورت اصولي و در چهارچوب سالمي، از آن آگاهي پيدا نكرده اند متاسفانه فقط ذهنشان را مشغول كرده.

ای بسوزه پدر تجربه! حالا این تامپون که میگی چی هست؟!؟!؟

الهی بگم چی نشی! اینکه تامپون خودمونه! من فکر کردم انرژی هسته ای تاثیرات خاصی گداشته... اینم لینکش واسه اونایی که دچار سوء تفاهم شدن http://www.youngwomenshealth.org/tampon.html

راستی! 3 روز طول کشید تا پستتو خوندم

این تامپون زنونه است ها! دخترونه نیست! فردا شوهره نیاد بگه باکره نیستی دختره هم بگه تامپون مصرف میکردم

ميشه همين الان شروع كنين به عملي كردن نظرتون؟؟يكه بگه تامپون چيه؟؟

ladan

فقط به اين سبب كه ما از ث.ك.ث زاده شدهايم ,دليل ان نيست كه همه چيز را در موردش بدانيم. تجربه ث.ك.ث كاملا شخصي است .داشتن يك چيز بلند و كوتاه يا تنگ و گشاد مشترك دليل بر داشتن حس مشابه نيست .ث.ك.ث را بايد شخصا لمس كرد .با سرور قبول كرد و قداست ان را تحسين كرد .بايد به وراي ان رفت .نو شتن و كبي برداري از مقا لات و كتابهاي علمي هر چند به زبان ساده راه حل نيست.وبلاگ هم كمك نيست .ث.ك.ث قداست خود را از دست داده ,كيفيت ث.ك.ث سقوط كره و ث.ك.ث ادراك علمي ,سادگي و طبيعي بودنش را از دست داده. با وجود سايتهاي ث.ك.ثي و فيلمهاي ...جايي براي صحبت نيست ,جايي براي درك و لمس بيج و تاب بدن يار نيست ...

علويه خانم

من فكر كنم فهميدم منظور كيوان چيه ... حالا به اين حرفا گوش كنيد : بعضي از دخترا پريودشون منظمه و دقيقا از رو تقويم مي تونن بگن مثلا اين ماه اگه بيستم شدم ، ماه ديگه مي شه هفدهم . ولي بعضيا هم نه . حساب كتاب نداره .اگه جزو گروه دوم باشي كه بايد بري بميري اما اگه جزو گروه اول باشي از دو روز قبلش كسلي ، بي حوصله اي و صد البته عصبي و نگران . چرا ؟ چون ممكنه اون روز امتحان داشته باشي يا يه كلاس مهم داشته باشي كه نشه غيبت كني و از همه مهمتر اينكه نگراني كه چه ساعتي از روز خاله پري ت مي ياد . ( خاله پري كلمه رمز واسه خيلي از دختراست ). اون لحظه ممكنه تو تاكسي باشي يا تو مغازه باشي يا هزار جاي ديگه و خوب اگه نوار بهداشتي هم همرات نباشه كه ديگه نور علي نوره ! همه اينا به كنار اون انتظار لعنتي دو سه روز آخر و كه ديگه نگو . هي منتظري كه پس چرا نمي شي . نود درصد دخترا هم اونقدر درد ، حالت تهوع و استفراغ دارن كه آرزوي مرگ مي كنن . جدي ميگم ! تا تجربه نكرده باشي ، نمي فهمي . خوب طبيعي هم هست . وقتي سطح هورموناي خونت تقريبا به صفر برسه ( استروژن و پرو ژسترون) ، داخلي ترين لايه رحمت شروع به ريزش مي كنه و خوب خونيه كه دفع مي شه . پسرا واسه اينكه متوجه بشن ، تصور كنن يه نفر با چاقو داره يه تيكه از پوستشون رو مي تراشه... هم خون مي ياد . هم درد داره ، هم سلولا كنده مي شن و... سه روز اول پريودي اين روند ادامه داره تا تقريبا از روز چهارم سطح هورموناي خون شروع به طبيعي شدن مي كنه و البته آندومتر رحم ( همون لايه داخليه ) هم شروع به ترميم شدن ... روز هفتم هم ديگه همه چي روبراه مي شه وووووو مي ره تا ماه بعد و باز روز از نو روزي از نو . ( تو اين مدت هزار جور قرص و مسكن و جوشونده و نبات داغيه كه مامانا به خيك دختراشون مي بندن كه اگه اينا نبود كه ديگه هيچي ) اين كه تو اون يه هفته اصولا چرا دخترا سگ مي شن و پاچه مي گيرن رو بقيه ليدي هاي محترم هم كمك كنن و از احساساتشون بنويسن .( به قول يكي از استادامون مرداي با شعور از گل نازك تر به خانومشون نمي گن و رو تخم چشاشون ازشون مراقبت مي كنن ) در ضمن علويه خانوم ( يعني بنده ) پزشكي مي خونم . فكر كنم علمي و مستند نوشتن تا همين حد كفايت كنه . البته اگه خواستين مي تونم مطالب سطح بالاتر زو هم براتون ساده كنم وبگم. خوب ، منظورت همينجوري بود؟
***************************************************************
k1: علویه خانم ممنون از اینکه وقت گذاشتین و نوشتین. بله نوشته اینجوری خیلی دلنشین تره. فکر میکنم اگر شما وبلاگ داشتید این نوشته ها خیلی میتونست به دیگران کمک کنه.بهرحال باز هم ممنون.

يه وبلاگي بود به اسم زن متولد1357 كه يه جورايي توي اين مسايل جولان ميداد اما فيلترش كردن.اگه يكي اين شجاعت را به خرج بده و درمورد اين مسائل بنويسه كه بايد قيد وبلاگش را هم بزنه

مجید

با سلام من مجید 28 سالمه اهل مشهد متاهل اشق زنان بیوه و دختران اوپن هستم و میخوام صیغه کونم

ارسال نظر