سرزمين ما سرزمين عجيبيه! قوانين و رسم و رسوم و آدمهای خاص خودش رو داره. كارهايی رو كه همه جای دنيا براحتی انجام ميدند اينجا يه تابوست و كارهايی رو كه خيلی جاها اصلاً بهش فكر نمیكنند، اينجا ميشه ارزش. مثلاً بيست سال طول كشيد تا ذهنها و اعتقادات به اين باور برسه كه اگر ساعت رسمی با توجه به طول روز، عقب و جلو كشيده ميشه اين مورد هيچ خللی در اوقات شرعی و وقت نماز خوندن بوجود نمياره، بنابراين چند سالی ما هم مثل همه جای دنيا اينكار رو انجام داديم و وقتی همه دولت و ملت اين مورد براشون جا افتاده بود، در يك چرخش 180 درجهايی امسال اين كار انجام نشد و حتماً خودتون هم ديديد كه چه مشكلاتی پيش آورده. حاشيه نميرم و زودتر ميرم سر اصل مطلب، چونكه متهم به دراز و طولانی نويسی هستم!
چند وقتی هستش كه بعضی از دوستان و بخصوص خانمهای محترمی كه وبلاگ دارند و خيلی هم خوب مینويسند، دارند در رابطه با شرط و شروط عقد و حق و حقوقی كه فكر میكنند سالهاست به ناحق از آنها گرفته شده، توی وبلاگهاشون مینويسند. كاری بسيار خوب و پسنديده. كمتر پيش اومده در رابطه با كارهايی كه يهويی توی وبلاگستان " مد " ميشه اظهار نظر كنم. چون توی يه زمان كم و اندك، اينقدر انتقاد و پيشنهاد و حرف و حديث و بكش و بكش و فحش خواهر مادر، رد و بدل ميشه كه ماهيت و اصل و اساس اون موضوع لابهلای همه اون اظهار نظرها گم ميشه ولی امروز خواستم از اين موضوع سوءاستفاده و يا شايد استفاده كرده و به يه چيز ديگهای اشاره كنم كه خب البته جا داره قبل از اينكه از موضوع اصلی بنويسم، يه كمی هم از همين موضوع ياد كنم. فقط بايد يادمون باشه كه تا وقتی كه ما مردها و زنها به تمام مسايل، اينقدر جنسيتی نگاه میكنيم و همه چيز رو از فيلتر و نگاه خاص خودمون میگذرونيم نمیتونيم خيلی درست و منطقی در رابطه با مشكلات و معضل ايجاد شده حتی حرف هم بزنيم حالا چه برسه بخواهيم راهكار هم نشون بديم.
من قبول دارم در خيلی از موارد، قوانين مردونه است و اتفاقاً كاملاً هم قبول دارم كه بايد قوانين و ديد و نگرش و فرهنگمون كمی تعديل بشه و برابری و مساوات زن و مرد رعايت بشه ( كاری كه البته هنوز هيچ جای دنيا بطور كامل و 100% انجام نشده ) بنابراين اصلاً با اينكه زن هم بايد حق طلاق داشته باشه، حق كار داشته باشه و يا در صورتيكه شرايط ايجاد شد ادامه تحصيل بده هيچ مشكلی كه ندارم هيچ، با كمال ميل هم میپذيرم چون تصور اينكه بخواهم با زنی زندگی كنم كه پس از يه مدتی ( حالا به هر دليلی ) ديگه من رو دوست نداره و حالا زندگیم صرفاً فقط بخاطر اينكه قانون به زنم اين اجازه رو نميده كه از من طلاق بگيره، همچين دست و پا شكسته و تلوتلو خوران جلو ميره حالم رو بد ميكنه. توی زندگی شخصيم بدون اينكه همه چيز مكتوب و ثبت با سند برابر باشه با صحبت و توافقی كه قبل از ازدواج با همسرم داشتم تقريباً همه اين موارد رو رعايت كردم. يعنی بنظرم خيلی از اين موارد حق كاملاً قانونی يه زن و اصلاً هيچ نيازی به صحبت كردن نداره. مثل اينكه ما بخواهيم در رابطه با اينكه زنمون حق داره بدون حضور ما صبحانه بخوره يا نخوره صحبت كنيم! شكر خدا حداقلش تا اينجا، فقط حرف نزدم و شرايط زندگی بگونهای رقم خورد كه همسرم بدون حضور من مسافرت خارجی بره، كار كنه، اگه فرصتی پيش اومد ادامه تحصيل بده و بهش هم گفتم كه هر موقع حتی از ريخت و قيافه من هم خوشت نيومد بنظرم حتی اين مورد هم ميتونه دليلی باشه واسه اينكه تو بخواهی طلاق بگيری و بری دنبال ادامه زندگيت چون معتقدم زندگی بقدری كوتاهه كه نبايد عرصه رو بهم تنگ كنيم و زندگیمون رو تيره و تار كنيم و يا اينكه برای تداوم زندگی به واسطههايی مثل اينكه " حالا اگر جدا بشيم پس تكليف بچهمون چی ميشه؟! حرف مردم رو چيكار كنيم؟! توی خونواده ما تا حالا كسی متاركه نكرده " متوسل بشيم. گور بابای بچه و بابای بچه و حرف و حديث در و همسايه. تا الان هر دوتامون تموم سعی و تلاشمون رو برای داشتن يه زندگی خوب انجام داديم ولی از اين به بعد نمیتونيم. پس، از زندگی قبل و روزها و لحظات باهم بودنمون يه خاطره خوب باقی بذاريم و حالا هر كسی بره دنبال زندگی خودش. بنابراين بنظرم اگه يكی از طرفين حالا به هر دليل محكمهپسند يا غير محكمهپسندی راضی به زندگی نبود، ادامه اون زندگی كاری عبث و آزاردهنده است. حداقلش من خودم نه دوست دارم به كسی تحميل بشم و نه مايلم كسی بهم تحميل بشه. بنظرم بدترين نوع زندگی همينه كه آدمها بهم تحميل و بخواهن همديگر رو تحمّل كنند.
پس من با اين شرط و شروط چه كتبی و مكتوب باشه و چه شفاهی و توافقی، هيچ مشكلی ندارم ولــــــــی بنظرم بعضی از خانمها ( منظورم كسانی هستند كه در رابطه با اين مطلب توی وبلاگهاشون نوشتند ) همه چيز رو يا سياه ديدند، يا سفيد! اينجوری كه من برداشت كردم ظاهراً ميانه و رنگ خاكستریی هيچ وجود خارجی نداره. اينی كه حالا بخواهيم همه خانمها رو مريم مقدس بدونيم و يكدفعه همه مردها رو موجوداتی پست و زبون و قرمساق و هوسباز بدونيم كه بعد از ازدواج زن رو توی خونه غل و زنجير میكنند و اصلاً بهش اجازه نميدند سر كار بره، خونه مامانش بره، با دوستانش بيرون بره، مسافرت بره و ..... يه كمی غير انصافيه. اينی كه خانمها هم حق طلاق داشته باشند خيلی خوبه ولی توی نوشته و پيشنهادات شما، حس ميكنم از ما مردها غولها و جبارسينگهايی ساختين كه به محض اينكه خرمون از پل ازدواج گذشت همهمون نقاب خوشگل و با كلاس و اتيكتی كه تا حالا به چهره داشتيم، برداشته و چهره واقعی و مخفوف و پليد خودمون رو هويدا میكنيم و يهويی همه روح و روان و جسم و جون زن رو تيكهتيكه و پاره و پوره میكنيم! بهرحال همونجور كه تاريخ شاهد جفتكزدنهای پیدرپی ما مردها بوده كه بواسطه يه سری قوانين، لنگ و پاچهمون رو درازتر از گليممون كرديم هيچ تضمينی هم نيست كه اگه قرار شد زن هم در انتخاب شهر محل سكونت دخيل باشه فردا بواسطه سرماخوردن مادرش و برانگيختن شدن عواطف انسان دوستانش، نرينه به تموم زندگی و كسب و كار مرد و مجبورش نكنه شهر و ديار فعلی رو ترك و به شهر محل سكونت مادر جان نقل مكان كنند.
همونجور كه گفتم خيلی خوبه كه اين قوانين تعديل بشه و تا جای ممكن و برای دو طرف حق و حقوق مساوی قائل بشه ولی ما هم يهويی جــوگير نشيم و همه حق و حقوق رو به يك سمت و سو هول نديم. هر چند با همين قانون بظاهر مردونه يكی از دوستان بنده كه تا بحال حتی به كلانتری هم نرفته بود، بواسطه هرزهگی و بیبند و باری همسر گرامیش و شكايت همين خانم نجيب و پاكدامن! دوست بنده مدتی را در زندان سپری و هم اكنون نيز بطور ماهانه در حال پرداختن قسط بسيار سنگين مهريه خودش هست. بنابراين قوانين خيلی هم هوای مردها رو نداره. بنظرم چيزی كه بسيار بسيار مهمتر از اين قوانين تخمی و پُر از عيب و ايراد هستش اينه كه دو طرف در طول مدت نامزدی ( كه بنظرم حتماً بايستی اين دوره وجود داشته باشه ) به يه شناخت نسبی رسيده باشند. هيچ دليلی وجود نداره كه دو تا آدم خوب حتماً بتونند با هم زندگی كنند. يه پسر خيلی خوب و يه دختر خيلی خوب، میتونند با هم زندگی نكنند. میتونند يه مدتی با هم زندگی كنند ولی بعدش دچار مشكل بشن. پس خيلی هم دنبال آدم خوبهای شهر و ديارمون نباشيم بلكه دنبال اين باشيم كه با كسی ازدواج كنيم كه نگاه و ايده و عقيدهاش به زندگی نزديك به نوع نگاه و نگرش ما باشه. البته هدف اصلی من، نوشتن در رابطه با يه موضوع ديگه بود كه بنوعی به اين موضوع هم مرتبط ميشد ولی خب مطلب يه كمی طولانی شد. ظاهراً اونايی كه معتقدند من طولانی مینويسم حق دارند! بنابراين مطلب بعدی ادامه همين موضوع هستش. فقط اميدوارم اگه نظر ميديد باز مجلس رو مردونه زنونه نكنيد و بدون داشتن نگاه جنسيتی و منصفانه نظر بديد.
Comments (29)
چقدر زياد نوشتي...
:)
چشمام در اومد تا خوندم...
ميدوني...تا متاهل نشدم نميتونم نظر بدم ولي در مجموع خوبه...وقتشو زياد كنيد... :)
من دلم نميخواد زن و مرد رو از هم جدا بدونم...و مرد رو برتر...يا زن رو ...به تساوي هم معتقد نيستم...هر چند اين مساله مردونه بودن زياد جالب نيست ولي يه مقداريش لازمه...
Posted by محمدرضا | April 5, 2006 12:28 PM
Posted on April 05, 2006 12:28
متاسفانه اكثر آقايون مشخصا مخالف تساوي حقوق زن و مرد در كشورمون هستند.و تاسف بيشتر از اينكه حتي آنهايي كه ادعا ميكنند با اين موضوع موافق هستند در عمل و هنگامي كه نوبت خودشان ميرسد چيز ديگري را ثابت ميكنند. همسر شما آدم خوشبختي است كه فقط با كلمات و ادعاها روبرو نشده است.
Posted by نگار | April 5, 2006 12:41 PM
Posted on April 05, 2006 12:41
فكر مي كنم همه تو اين مورد رعايت تساويو قبول دارن ولي مشكل ما اينه كه هميشه تساويو با تشابه اشتباه گرفتيم و هيچ فرقيو هم بينشون نذاشتيم.ديگه فكر مي كنم همه موافق باشن كه تو اين مملكت بيدروپيكر هيچ وقت بين زن و مرد تساوي برقرار نبوده...خانوما به جايه اينكه بيان اين مشكلو مطرح و حل كنند به اشتباه ميرن دنبال تشابه و ماهيت اين كارو مي برن زير سوال...تا مشكل ما تو اين مورد حل نشه و به يه درك متعادل نرسيم(يعني از اينور اونور بوم نيفتيم)همين اشه و همين كاسه البته متاسفانه.
Posted by ملول | April 5, 2006 12:46 PM
Posted on April 05, 2006 12:46
سلام . به نظر من ما ملت افراط و تفريط هستيم و من ميترسم كه ايندفعه از اون طرف بام بيفتيم ...............
Posted by محسن | April 5, 2006 12:48 PM
Posted on April 05, 2006 12:48
با صحبتهاي شما كاملا موافقم ...اما متاسفانه يه عده اعم از زن و مرد با خود خواهي خودشون تا جايي كه بتونن به طرف مقابل زور مي گن ...درد اصلي ما همينه كه هنوز نفهميديم دوتا انسان با شرايط و آزادي عملي يكسان مي تونن با هم زندگي كنن بدون اينكه به رئيس در خانواده نياز باشه
Posted by مهزاد | April 5, 2006 12:53 PM
Posted on April 05, 2006 12:53
آقا شما خیلی به نظرم تو این جامعه کمیاب باشین. به خودتون نگاه نکنین. خیلی ها قبل از ازدواج همین حرفهارو می زنن اما موقع عمل که پیش می آد یادشون می ره. به نظر من هم تضمینهای قانونی هرچند ایده آل نیستند و تضمینی برای خوشبختی به حساب نمی آن اما بودنشون بهتر از نبودنشونه.
Posted by از زندگی | April 5, 2006 01:19 PM
Posted on April 05, 2006 13:19
اينا همه حرفايه كه هر آدم منطقي قبول ميكنه كاري هم به جنسيت و اين حرفا نداره وچه بهتر كه تو قوانين ما هم به هين شكل متعادل وارد بشه
ولي خوب يك علتي كه باعث شده بعضي خانم ها احساس بدي نسبت به آقايون در تغيير موضعشون در قبل و بعد ازدواج داشته باشن اينه كه اونا دارن رفتار مردايي رو ميبينن كه يك نسل از اونا عقب تر هستند ولي من فكر ميكنم بالاي 90درصد مرداي حصيل كرده 23تا 25 سال الان با نظراي كيوان 100در صد موافقن
از همه مهمتر از تو تشكر ميكنم كه مثل بقيه مرداي وبلاگستان نقش سيب زميني بازي نكردي و يك واكنشي به اين قضيه نشان دادي چون ظاهرا بعضيا سوراخ دعا رو گم كردن
Posted by امير | April 5, 2006 01:47 PM
Posted on April 05, 2006 13:47
کیوان میدونم یکی کمی دیر شده که اینو بگم ولی اون نهنگه توی پست قبلی احیانا قرار نبود یه جای خاصی خمیازه بکشه؟
Posted by رکسانا | April 5, 2006 02:59 PM
Posted on April 05, 2006 14:59
چون گفتی خانمایی که نوشتن... می خوام بگم کجای حرفای من ضد مرده؟ کجا گفتم همه اقایون؟ کیوان جان صحبت از همون ادماییه که نداشتن یه سری حقوق زندگیشون رو تباه کرده و تعدادشون هم کم نیست!
Posted by ولنتاین | April 5, 2006 03:15 PM
Posted on April 05, 2006 15:15
چه عجب یکی اومد کمک ما! بابا این شرطها خیلی چیزهای عجیب و غریبی نیستند به خدا تو خیلی جاهای دنیا که ملت خودشونو میکشن که اقامتشون رو بگیرن اینها عادیه!
Posted by نیما | April 5, 2006 07:33 PM
Posted on April 05, 2006 19:33
کيوان جان من به عنوان يک طرفدار سر سخت حقوق زنان با شما موافقم. دفاع از حقوقمون يه حرفه ولی بايد حواسمون باشه که از چاله توی چاه نيافتيم و به قولي، بازی نخوريم. اما يه نکته ای هم بگم که فقط به خودت نگاه نکن، من با همين دو چشم خودم بارها و بارها مردانی رو ديدم که قبل از ازدواج و توی همون دوره ی نامزدی قولی رو می دند بعد خيلی راحت می زنند زيرش. بعد که جز می زنی بابا خودت گفتی. می گه: امضا کردم؟ کجا نوشتم؟حرف باد هواست.
خلاصه که در مورد چند بند اين هفت شين من کلی مشکل دارم. شاد باشی و قلمت هم روان. من که ''درازگويی هات'' به دلم می شينه:)
Posted by نازخاتون | April 5, 2006 08:50 PM
Posted on April 05, 2006 20:50
Salam,Bebin Khube Ke Ye nafar bashe Ke Defa Kone,Vali Khub Nist ke Kasii Be Defa Kardane To ahamiat Nade!Khub nist Delsard beshim Amma To in mamleKat fayde nadarE
Posted by mehrnaz | April 5, 2006 11:56 PM
Posted on April 05, 2006 23:56
شخصا اعتقاد دارم وقتي دو نفر در رابطه مخصوصا اگه اون رابطه اسمش ازدواج باشه به اخر خط برسن هْچ قانون نوشته و نانوشته اي قادر نيست اون ازدواج رو حفظ كنه البته ازدواج به مفهوم حقيقي اون كه از نظر من يه ازدواج حقيقي يعني : هم فكر بودن هم حس بودن همدل بودن همخوابه بودن و همخانه بودن ! حالا چند درصد ازدواجهاي جامعه ما اين پنج عنصر را توام دارند ؟؟؟!!! بنابراين كاملا باهات موافقم كه نبايد خود را به طرف مقابل تحميل كرد حال به هر دليلي ! واسه ادامه رابطه بايد هر دو نفر خواهان تداوم اون باشن اما واسه قطعش فقط كافيه يك نفر ديگه نخواد ادامه بده ! مطالبي رو كه در مورد حقوق زنان در ازدواج به سبك ايراني ! در وبلاگها نوشته شده به نظر من بيشتر جنبه اگاهي بخشي داره واسه اونائي كه ازش اطلاعي ندارن و تا اينجا خيلي هم خوبه مشكل اونجائي شروع ميشه كه در بعضي مباحث مطرح شده افراط و تفريط به چشم ميخوره ! من فكر ميكنم بسياري از اين قوانين هم حقوق زن رو ضايع كرده هم حقوق اقايان رو ! حتي همان مهريه كه متاسفانه اين چند سال اخير مثل يك چماق عليه مردان ازش استفاده ميشه و بنظر مياد برگ برنده زنان است بنوعي دود ان به چشم هر دو طرف ميره وقتي مبناي زندگي با تعداد زيادي سكه و .... محاسبه بشه واي به حال...فكر ميكنم اصلاح قوانين موجود توام با فرهنگ سازي سالم براي ازدواج علي الخصوص رواج فرهنگ شناخت صحيح قبل از ازدواج تا حدي ميتونه به بهبود وضعيت فرهنگي و بتبع ان حقوقي هم زنان و هم مردان كمك كنه . فراموش نكنيم ازدواج صرفا يك قرارداد اجتماعي از نوع ساير قراردادها نيست پارامتر هاي فرهنگي اجتماعي احساسي عاطفي جنسي در اون دخيله پس بايد بحث انتخاب را جدي گرفت !
Posted by لیلا | April 6, 2006 12:45 AM
Posted on April 06, 2006 00:45
دوست عزيز نميدونم مطالبي رو كه بيان فرمودين واقعا بهش ايمان دارين يا نه ولي اگه واقعااينجوري باشه شما جزو معدود مردهايي هستيد كه معناي انسانيت رو درست فهميدين.دمتون گرم.ما هيچوقت نگفتيم كه مافرشته ايم و مردها ديو .بين ما هم خوب و بد زياد پيدا ميشه ولي تعداد خوبان شما انگشت شمارند.آقاي كيوان اگه قرار باشه به خاطر برانگيخته شدن عواطف انساني زندگي خود وديگري رونابود كنيم بدون داشتن حق انتخاب هم اينكارو مي كنيم درست مثل خود شما آقايان.گذشته به ما ياد داده تو اين مملكت تا داد و هوار راه نندازي حقتو بهت نميدن به قول معروف بچه تا گريه نكنه شيرش نميدن.يه عمره تو سر زن زدين حالا بزارين يه چند صباحي با آرامش زندگي كنه.در مورد مهريه هم اگه من يه روزي حس كنم كه شريك زندگيم از زندگي با من راضي نيست حاضرم يه پولي دستي هم بهش بدم تا از هم جدا شيم.بهاي قلب و روح من بيش از هزاران سكه مهريه است كه به خاطرش زندگي ديگري رو به گند بكشم.به نظر من ازدواج يه نوع شراكته اگه يكي از طرفين حس كرد كه داره ضررمي بينه و اين شراكت به نفعش نيست ميتونه بدون پرداخت هيچ نوع غرامتي اين شراكت رو بهم بزنه ولي اگه دلايلش به حق باشه نه از روي هوي وهوس.
Posted by فرزانه | April 6, 2006 11:24 AM
Posted on April 06, 2006 11:24
سلام
به نظر من اينكه خيلي از خانم ها فرياد راه مي اندازند و به دنبال گرفتن حق خودشون از آقايون مطالبه مي كنند يك مقدار تو حرفهاشون تناقض وجود داره. دليلش هم اينه كه اگر به تساوي حق زن و مرد اعتقاد داريم مگر مردها براي گرفتن حقشون فرياد راه مي اندازند؟ اگر حق را مسلمن براي خودتون ميدونيد كه بايد داشتنش چيز بديهي باشه نه اينكه به خواهيد خودون رو بكشيد تا بگيرينش.. اما در مورد شرايط ضمن عقد.. اينها به نظر من لازمه فقط به يك دليل اونهم جبران ضعف قانوني كشور ما و تاز ماني كه قوانين ما هم مدرن بشه اما هيچ وقت به عنوان ابزار سود جويي و بهره كشي كه بعضي خانم ها ازش استفاده مي كنن قبولش ندارم... ضمن اينكه فقط براي شرايط بحراني كه ممكنه در هر زندگي پيش بياد اما در حالت عادي دو نفر كه با تفاهم با هم زندگي مي كنن با هم در مورد محل زندگي و تحصيل و بقيه مسائل تصميم ميگيرند.
ببخشيد طولاني شد
Posted by مسافر جنگل | April 6, 2006 12:01 PM
Posted on April 06, 2006 12:01
عجيب بود . واقعا نميشه مرز بندي كرد و گفت كي مقصر تر ؟ مردا يا زنا يا قانون. معتقدم ازدواج بايد توافقي باشه. به شخصه معتقدم زن و مرد اگه رابطه اي دارند دوستانه باشه ديگه مساله نگراني از طلاق گرفتن وترسيدن از حرفها و حديثهاي مردم كه هيچ وقت خدا تمومي نداره مسخره ميشه.زندگي دوستانه زن و مرد يه روزي از اون كيفيت و جلا ميفته و اين طبيعيه . اگه توي ذهنمون اين جا بيفته كه چطور مي شه از يه دوست جدا شد به همون راحتي هم مي تونيم با توافق از همسرمون جدا بشيم.
نمي دونم شايد اين توي ايران زيادي آرمانگرايانه به نظر برسه
Posted by پاسارگاد | April 6, 2006 01:31 PM
Posted on April 06, 2006 13:31
به نظر من اگه داشتن يه حقي واسه اقايون بده و واسه خانومها هم همون حالتو داره در صورتي كه دو طرف آدم باشن مثلا ميگن حضانت بچه با مادر ولي اون پدرم حقي داره و نميشه اونو ازش محروم كرد همونجور كه نميشه مادر رو مجبور كرد به نظرم بايد همه چيز به طور نسبي عادلانه و با توجه به شرايط دو طرف تعيين بشه ...
Posted by haleh | April 6, 2006 02:28 PM
Posted on April 06, 2006 14:28
منم موافقم..اصولا افراط و تفريط توي هر كاري بده....
Posted by yaloosh | April 6, 2006 02:51 PM
Posted on April 06, 2006 14:51
من گاهي فكر مي كنم كدوم يكي از خانمهاي اگر تامين مالي داشته باشه و يه سر ژناه براي زندگي حاضره با شوهرش زندگي كنه؟؟؟؟
Posted by مهسا | April 6, 2006 03:14 PM
Posted on April 06, 2006 15:14
ايول. انصافاً كه خيلي خوب نوشتي. گذشته از مضمون و محتوا بايد دست مريزاد گفت به آن قلم. شاد باشي
Posted by محمد ميرزاخاني | April 6, 2006 08:20 PM
Posted on April 06, 2006 20:20
وبلاگ شادی داری. و همینطور کاملا موافقم با نظراتت.
موفق باشی.
Posted by mah | April 6, 2006 09:06 PM
Posted on April 06, 2006 21:06
آقا كيوان عزيز ... اين نظر من هم هست و اتفاقا داشتم مطلبي در همين زمينه مينوشتم كه شما پيشدستي كرديد !!
راستي ... سالي يه بار كه سر نميزنيد ... .com شدم ... اگه دوست داريد لينك منو عوض كنيد ...
Posted by کرم دندون | April 7, 2006 12:18 AM
Posted on April 07, 2006 00:18
pas nazare man koo?
Posted by nasim | April 7, 2006 12:57 AM
Posted on April 07, 2006 00:57
باور کن من کماکان نمی خونم نوشته هاتو! ولی با نظرت موافقم!
Posted by غریبه | April 7, 2006 10:13 AM
Posted on April 07, 2006 10:13
قضاوتتون فقط شامل مسائل انساني و عاطفيه!!!
حوصله داشتين يه موضوع جالب متوجه شدم كه چه جوري 29-27=1 ميشه!!!
Posted by كدوم راه | April 7, 2006 11:10 AM
Posted on April 07, 2006 11:10
خب راستش خيلی راست ميگی. ازت خوشم اومد.
راستی اگه برم عمل كنم بشم "دخترحاجی" منو ميگیری؟ به خاطر تو حاضرم اين بيست سی كيلو اضافه وزنم رو هم كم كنم. خيلی ماهی! الهی!
Posted by پسرحاجی | April 7, 2006 06:39 PM
Posted on April 07, 2006 18:39
همه اين حرفا واسه اينه كه جلو سو استفاده بعضي از آقايون ( تاكيد مي كنم بعضي) رو كه با استفاده از قوانين يه جورايي حق نامردي دارن يه كم گرفته بشه والا كه اگه زندگي خوب و رو روال باشه مشكلي نيست و قانون گذاشتن احمقانه به نظر ميرسه!
معني اين شروط رو اون زني مي فهمه كه يه سري حقوق اوليه اش ازش گرفته شده. گاهي آدم مجبوره كه همه شرايط رو پيش بيني كنه كه اگه انتخابش( با وجود دوره نامزدي و غيره و ذلك) غلط بود علاوه بر مشكلات انتخاب غلط دچار يه سري بد بختي هاي ديگه نشه!
اين شروط فقط براي پيشگيريه نه اينكه مرداي ايراني همه فلان و بهمانن و خب منكر اين هم نيستم كه بين خانوم ها هم آدم ناتو كم نيست!!
اما يادم نمياد جايي زياده روي ديده باشم تو اين مطالبي كه نوشته شده, اما خب من همه رو شايد نخوندم!!
اينم بگم: نگاه ها جنسيتيه چون مشكلات جنسيتيه! چنين مشكلي چنين نگاهي رو مي طلبه كاريش نميشه كرد.
اميدوارم خيلي جنسيتي نظر نداده باشم!
Posted by مانا | April 7, 2006 10:51 PM
Posted on April 07, 2006 22:51
بنظر مياد آدم خيلي پرحرفي هستي كه اطرافيانت رو به ستوه مياري. بيشتر از نصف نوشته هات زيادي بود و تاثيري در رساندن مطلب نداشت.اميدوارم هرجه زودتر مختصر و مفيد نوشتن را ياد بگيري تا در يك گفتار كوتاه بتوني همه حرفهات رو بزني. آدمهاي پرحرف خسته كننده و كم طرفدار هستند.
Posted by پسرك | April 10, 2006 01:38 AM
Posted on April 10, 2006 01:38
متاسفانه مساله عمده اين خانمهاي وبلاگ نويس تساوي حقوق زن و مرد نيست.بلكه مساله اونها اينه كه:(( تا حالا زور دست آقايون بدوه ديگه بسشونه حالا نوبت ماست كه با استفاده از ابزار قانوني زور بگيم))!
اونجايي كه قوانين مردسالارانه هست داد وفغانشون به آسمون ميره و از تساوي حقوق زن و مرد داد سخن مي دن و اونجايي كه همين سنت تخمي و قوانين مردسالارانه تخمي تر حق و حقوقي بهشون داده يه دفعه پايبند سنت مي شن و حتي بالاتر از اون اين قوانين رو به خدا و پيغمبر نسبت مي دن و ميگن :وا مگه ما مي تونيم رو حرف خدا حرف بزنيم؟؟!! جل الخالق!
مي خوان حق طلاق , سفر, تحصيل, حضانت بچه ها, تععين محل زندگي , گرفتن نصف اموال مشترك و خلاصه همه حقوق انساني مسلم خودشون رو به اجازه چیزایی بیشتر داشته باشن در عين حال از مهريه و نفقه هم نمی گذرن چون خدا پیغمبر گفتن!! این ایمانشون منو کشته!!
Posted by بچه مثبت | April 14, 2006 11:17 AM
Posted on April 14, 2006 11:17