گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
از روز چهارشنبه، شركت تعطيل شد تا با اضافه شدن چند روز تعطيلی بيشتر به تعطيلاتِ عيد، رسماً بريم به استقبال 18-19 روز تعطيلی! اين چند روز آخر سال رو خيلی دوست دارم. ديدن جنبوجوش و سرحالی مردمی كه توی زندگی يوميه و روزانهشون دل خوشی ندارند و همش درگير غم نان هستند، برام هميشه قشنگ و لذتبخش بوده. هميشه از يه سری رسم و رسومهای ايرانی شاكی بودم. حس میكنم با توجه به مقتضيات زمان و مكان بايد يه سری از اين سنّتها از بين بره يا حداقل، تعديل بشه ولی وجود برخی از اين مراسم روح و روان آدم رو تازه ميكنه.
با پنجشنبه آخر سال خيلی حال ميكنم. از اون روزی كه توی يه پاييز نحس، بابام رو سپرديم به آغوش خاك 7-8 سال ميگذره. قبل از بابام، كسانی كه فوت كرده بودند برام اينقدر عزيز و بهم اينقدر نزديك نبودند كه بخواهم پنجشنبه آخر سالم رو كه معمولاً آدم خيلی هم كار داره رو به اونها اختصاص بدم. پيش خودم ميگفتم خب مردهاند، راحت شدند و رفتند پی کارشون ديگه رفتن من سر قبر اونها چه فايدهای داره؟! ولی الان هشت ساله كه هميشه آخرين پنجشنبه سال واسم يه جور ديگهای بوده. نه برای اونی كه رفته و ديگه محتاج كسی نيست بلكه برای خودم كه خيلی بهش محتاجم، پنجشنبه آخر سال و اون لحظات رو خيلی دوست دارم. اين حس و احساس شايد هم تابع هيچ اصول و منطقی نباشه. شايد يه جور تلقين باشه. شايد يه جور دروغ به خود باشه ولی هر چی كه هست واسه منی كه هميشه دنبال قاعده و قانون بودم، خيلی آروم كننده است. همیشه روال و شرايط و اجبار زندگی، غبار فراموشی رو میشونه روی رد پای اونايی كه برات عزيز بودند و حالا دیگه در كنارت نيستند ولی محاله كه روزی اونها را فراموش كنی. توی لحظه لحظه جاهايی كه بايد باشند، جای خالیشون رو حس ميكنی. با هر وزش و نسيمی، يه كمی كه اين گردوغبار ميره كنار دنيایی از خاطرهها هويدا ميشه. خندهها، بوسهها، نوازشها، عيديهای روز اول عيد که ديگه هشت ساله ازشون خبری نيست ...
همون خاطرات خوش ،غنيمته!
حتي تصور اينكه يه روز من باشم و پدر نباشه برام سخته. ولي چه ميشه كرد؟ رسم روزگاره و قانون طبيعت. پدر و مادر هر دو عزيزن. حالا كه پدرت نيست اميدوارم كه ساليان سال مادرت زنده و سلامت باشه و حضورش آرام بخش وجودت. موفق باشي.
همن که بعد از هفت هشت سال این طور صمیمانه به یادشون هستید، ارزشمند است .سال خوبی در کنار بقیۀ عزیزانتون داشته باشید
خدا رحمتوشون كنه... بعضي از آدما حتي بعد از مرگشون هم هميشه تو زندگيمون حضور دارن....پدر كه ديگه جاي خود داره..
من هم مثل شما. دارم با خاطره هاي هر سال خونه خانم جونم زندگي ميكنم مخصوصا لحظه هاي عيد كه ميشه و هميشه همه اونجا جمع بودن و ديگه نه از سمنو پزون خبري هست و نه از سبزه هايي كه واسه همه بچه ها سب زميشد و نه از عيدي هاي خانم جون
و نه از هيچ كدوم از اون خاطره هاي كهنه ا يكه بايد براي هميشه ميموند و چه زود داره از يادم ميره
نوروز مبارك
مثل هميشه خوندن مطالبت دلم رو ارزوند و بگي نگي يه بغضكي هم تو چشمام اورد ..مدتي نبودم اومدن و ديدن تو به عنوان اولين ها و خوندن اين مطلب خوب خيلي اميدوار كننده است
سلام.
جاي خالي ما هم روزي قراره حس بشه؟؟
قراره دل كساني بدون ما بگيره؟؟
ما هم عزيزيم...واسه كساني كه برامون عزيزن؟؟
فردايي كه من نيستم...كاش كسي باشد كه بگويد...يادش به خير...
تا كه بوديم نبوديم كسي...كشت ما را غم بي هم نفسي
تا كه رفتيم همه يار شدند...خفته ايم و همه بيدار شدند
قدر آيينه بدانيد چو هست...نه در آن وقت كه افتاد و شكست
متاثر و متاسف شدم!
خدا رحمتشون كنه... خوشبختانه هنوز براي من پيش نيومده و ان شاا... هيچوقت پيش نمي آد بنابراين اين حسي كه مي گي رو مخصوصاَ با اون ترافيك وحشتناك مسير نمي تونم درك كنم...
چند سالی هست که نه تنها پنجشنبه اخر سال بلکه تقریبا هر دو سه هفته یکبار و گاهی بیشتر علیرغم همه مشغله ها و درگیریهای روزمره حضور در چنین مکانی رو تجربه میکنم کاری که شاید به نظر خیلی ها بیهوده و حتی احمقانه باشه اما الان به این نتیجه رسیدم که این حضور بیش از اونکه برای عزیز رفته باشه واسه ارامش عجیبیه که وقتی برمیگردم در بهترین حال و هوا احساس میکنم یکجور ریلکسی و حس سبکبالی که با هیچ چیز دیگه قابل مقایسه نیس ! حضور در اون فضای ظاهرا حزن انگیز
بهم قوت قلب میده که نه به کامیابیها و شادیها باید غره شد نه در غم از دست دادن ها و ناکامیها از پا در اومد . هیچ شادی و هیچ رنجی ابدی نیست . فقط سایه روشنهای خاطرات گذشته تا وقتی هستی باهات همراهه در مورد اونی که رفته تلخی ها کمتر بیادت میاد اما خاطرات دلپذیر با هم بودنها تو قلبت اونقدر محکم حک شده که میشه یک عمر باهاش زندگی کرد .
خدا رحمتش كنه. مطمئن باش كه آرامشي كه تو از اون كسب ميكني، اونم از ديدن تو كسب ميكنه.
تلخی نبودنش رو همیشه و هر روز احساس کردم و موقع تحویل سال بیشتر از همیشه . و چقدر دلگیرم که دیر به دیر میتون برم سر خاکش . این حسرت همیشگی و تلخ زندگی من 18 ساله که باهامه !؟
روحشون شاد.
آقا کیوان این اولین باره که به وبلاگتون اومدم و از اینکه آدمهایی هستند که احساسات مشابه من دارند آرامش می گیرم . منم پنجشنبه امسال اولین سالی بود که به بهشت زهرا رفتم به عشق عزیزی که امسال از دست دادم. امسال اون اولین نفری بود که به عید دیدنی اش رفتم و اشکهام رو روی مزارش ریختم ولی آرامشی سراغم نیومد نمیدونم چرا؟
اون كامنت دونيه مثل اينكه خيلي سنگين شده باز نشد اينجا ميزارم برات
ooon rooz hosele nadashtam vasat coment bezaram to shabihe yeki az hamin bazigaraye irani hasty roozegare javani ro midiidiii? in axet shabihe ahade shakhsiatet mano yade shohar khaharam mindaze be ye chizaee taasob dary kheili velkharji be khodetam kheili hal midiii badgholi va ....
کیوان من بدون مامان بابم میمیرم!
خدا پدرت رو رحمت کنه کیوان ... برات آرزوی سال خوشی رو دارم در کنار همسرت و هر کی که دوسش داری.
خب راستش من واسه بابابزرگم هم که خیلی دلم تنگ میشه 5 سال یه بار می رم سر خاکش! چون اعتقاد ندارم چیزی اون زیر باشه. امیدوارم پدر جان در آرامش باشه و تو هم با بقیه آدمایی که دوستشون داری خوش باشی:) یعنی چی که شما 4شنبه تعطیل شدین؟ من هنوز سنگر رو دارمD:
سال خوبی داشته باشی ...
من همیشه اینجور موقع ها میمونم که چی باید بگم. فقط میدونم که دنیا پر از این اومدن و رفتن هاست. کیوان جان امیدوارم که این یادآوریهای اجتناب ناپذیر چهره زندگیت رو غم انگیز نکنه...
پيغام شماره 1-كيون كه ميگن خيلي گردو خاك كرده شمايي؟شنيدم حرف كسي رو گوش نميدين و كسي رو هم تحويل نمي گيرين!!!
بساطي راه انداختين اينجا!!!
نوبهار است ، در آن کوش که خوشدل باشي . اميدوارم سال خوبي رو شروع کني و تا آخرش همين جور خوب پيش بري .
سلام شما پنج شنبه آخر سال فقط یادی از اموات می کنی ولی من پنج شنبه هر هفته اين بی معرفتی است اگر یاد رفتهگان بکنی آنها هم یاد شما خواهند کرد کسی که یک عمر سر خاکش رفتم یکبار به خواب همسرم آمد و من را از یک حادثه که قرار بود در آن بميرم آگاه کرد پس ببین آنهایی که رفتند هم زنده اند البته اگر یادشان را در قلبت زنده نگه داری
خدایش بیامرزد ...
من عصر خیلی دلم گرفته بود. امسال عید برای فامیل ما عید همیشگی نخواهد بود ... برات سال خوبی رو آرزو می کنم