گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
جداً كه پریشب و در شب چهارشنبه سوری چه كردند جوونهای سلحشور اين مرز و بوم! اين نوگلان تازه جوونه زده. اين عزيزان خوشگل و مامانی، روی هر چی تكاور و چريك و كماندو بود رو، سفيد كردند. پریشب نمونهای از جنگهای خيابونی، بيابونی، منظم و نامنظم در جای جای اين مرز و بوم به چشم میخورد.
خواستم دو خط از وحشگيری ( فكر كنم با كلی تخفيف از اين واژه استفاده كردم ) بنويسم ولی ديدم باز متهم ميشم به اينكه آدم سنتی، دگم، يُبس و عقبموندهی هستم. البته شايد هم دوستان راست ميگن، اينها جوون هستند و لازمه جوونی همينه ديگه. چند وقت پيش وقتی از سر و كله و طرز لباس پوشيدن و برخورد بعضی از همين نوگلان نوشتم، با چند نفر از دوستانی كه خب خيلی هم قبولشون دارم كلی صحبت كردم هر چند من قانع نشدم ولی اونها هم دلايل خاص خودشون رو داشتند. ظاهراً اينجوری كه اونها میگفتند الان توی مرحله گذر هستيم و بايد همه اينها رو تجربه كنيم. حالا گذر از كجا و رسيدن به كجا رو من يکی نميدونم. آهان... پنداری گذر از سنّت و رسيدن به مدرنيته است. والله بخدا من اصلاً نميدونم اين مدرنيته، مدرنيتهی كه الان چند وقته مد شده و ورد زبون جماعته اصلاً چی هستش. اگه بهش برسيم اوضاع و احوالمون چه جوری ميشه. الان كجای مدرنيته قرار داريم؟! اون تابلوهای نقّاشی تخيلی كه يه سری رنگهای اجقوجقِ در هم آميخته شده توشه مگه دروازههای ورود به مدرنيته نيست؟! هيچ كدوم از اين واژههای قشنگ و دهنپُركن و روشنفكر مابأنه رو نميدونم ولی ميدونم كه بواسطه اين مرحله گذر، داريم سرپوش ميذاريم به خيلی از ناهنجاريها و گـُه كاريهای يه قسمت مهمی از زندگیمون. البته خب مرحله گذره و ما هم چون جوونيم و با جوون بايد مطابق با الگوهای درستِ تربيتی كه دارای استانداردهای ايزو 2000 هم باشه، برخورد بشه تا فردای روزگار خدای نکرده، گوش شیطون کر، دچار سرخوردگیهای خونوادگی، اجتماعی نشه بنابراين بواسطه همين تفكر، ما میتونيم معاملهمون رو در هر دو دست گرفته و بطور سرپا بشاشيم به تموم جامعه و مملكت و اصول انسانی و قراردادهای اجتماعی. والله بخدا راست ميگم هااا، یادتون باشه ما جوونيم!
بهرحال برای گذر از مرحله گذر، بايد هزينه پرداخت كرد. فقط اميدوارم كه پرداخت اين بهاء به گونهای نباشه كه از اين مرحله هم بگذريم، آتش به هر خرمنی بندازيم، انگشت به هر باسنی برسونيم، هر تن و بدنی رو زيارت بنماييم، از هر ديوار راست و كج و ماوجی بالا بريم و همه جماعت رو هم با همون اسلحه يه چشممون ببينيم و برونيم! و يه روزی وقتی رسيديم به سن پنجاه سالگی و يه غروب دلگير زمستونی كه دم شومينه نشستيم و داشتيم به گذشته فکر ميکرديم پيش خودمون بگيم، جداً كه ريديم با اون جوونی كردنمون.
اگه با این حرفها قراره جوونی سرخورده بشه، همون بهتر که سرخورده بشه تا پدر ملت رو دربیاره.
اصلا هم دگم نيستي. وحشيانه مال دقيقه اولش بود. اينا گندش را درآورده بودن. فرهنگ شادي كردنمون هم مشكل پيدا كرده.
وحشيگري و ميدون جنگ صبحونه شون بود ماشاا...!!! راستي چقدر زود پست جديد گذاشتي! ببين خوب شد تو پست قبلي خودت به نيم فاصله ها اشاره كردي من هي مي خوام بگم موقعيتش نمي شه! چرا تو قسمت نظرخواهي هاي تو نمي شه از نيم فاصله استفاده كرد؟؟!! اعصاب آدم خورد مي شه! اين قسمت نظرخواهي ت هم نوبره والا! نه اسم و مشخصات آدم رو نگه مي داره نه نيم فاصله ها رو مي گيره نه تو محل مي ذاري به شكايت هاي ما! خيلي باحالي!
اون رنگهاي اجق وجق ربطي به مدرنيته نداره شايد به پست مدرن ربط پيدا كنه . بعدش اصلا اين اتفاقها چه ربطي مدرنيته داره.
اين ملت فرهنگش مشكل داره اونم خيلي، اونم اساسي، اونم بدجور
در مورد نظرهاي پست قبل همه رو نخوندم غير از چند تارو كه مي شناسمشون از همه مختصر و مفيدتر نظر هزار و يك روزنه بود :دي
گربه چكمه پوش هم راست گفته چرا اينجا مشخصات و نگه نمي داره؟
اين يس و نو كه واسه حفظ مشخصات گذاشتي يعني كشك ديگه
كيوان من خيلي باهات موافقم هم درباره لباس و سر و وضع و هم بقيه چيزها . متايفانه در حاليكه توي حياط آپارتمان دوستم چهارشنبه سوري راه انداخته بوديم باز از تركش بعضي از اين وحشي ها در امان نموندم و گوش راستم سوخت . هنوز نمي تونم رويش بخوابم فقط چون يارو براي خنده و مسخره كردن يك كپسولي زير پاي من انداخت و من متوجه نشدم و تركشش گوشم را داغون كرد.اگه مدرنيته اينه كه ريدم بهش. اگر مرحله گذار اينه كه به اون هم ريدم...
ما ها خوب بلديم عزاداري كنيم ولي شادي كردن رو ياد نگرفتيم...
من خيلي از خل و چل بازياي چهارشنبه سوري رو دوست دارم اما وقتي يه تركش باعث شه چشم يه دختره بياد كف دستش ترجيح ميدم اون روز رو هر جا كه هستم تا قبل از عصر برگردم و خيلي امن تو خونه بشينم و فيلمي ببينم!
چي بگم ؟ بايد مثل همه فيلسوف بازي در بيارم ؟
راستي دارم آرشيوهاتو مي خونم ... ببينم اينجا چه خبره !!!
ما به طرز وحشتناكي داريم جووني ميكنيم...احمقانه است...نميدونم بعدها چي داريم براي بچه هامون تعريف كنيم.
اين نظر فقط براي تست نوشته شده است!
اون لغت وحشيگري دقيقا مصداق رفتارهاي شب چهارشنبه سوريه حتي اونائي كه تو خونه هاشون نشستن از تركش امواج وحشت و سر و صدا مصون نبودن اما اينكه چرا عليرغم همه سختگيريها و بگير ببندها باز هم اين داستان هر سال وحشتناكتر ميشه نميشه بطور يكطرفه و بدون ريشه يابي اين بچه ها رو محكوم كرد .
کیوان اگه این دگم بودنه.... منم باهات موافقم