گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
خب ديگه لاغری مفرط و بيش از اندازه تقويم روميزی كه انگاری رژيم دكتر كرمانی رو گرفته، نشون دهندۀ اينه كه يه سال ديگه رو هم به فاك داديم رفت پی كارش! البته برای نوحه خوندن و مرثيه سرايی در رابطه با سال گذشته و ماچ و بوس و فرنچكيس سال بعد، وقت داريم و قطعاً توی روزهای آتی در رابطهاش خواهيم نوشت. آخر ساله و بهرحال وقتش كه آدم كارهای مهمی رو كه انجام داده يه جمعبندی كنه. حضور در اين محيط و فضای اينترنتی كه شايد ديگه خيلی هم مجازی و شيشهای نباشه بهرحال قسمتی از دغدغههای چند سال اخير ما بوده. وبلاگ و اين نوشتهها، شده جزيی از زندگیمون. شده يكی از اعتيادهای خوب و شيرينمون جوری كه اگه دو روز نتونيم به اينترنت وصل بشيم همهمون استخوون درد میگيريم. ( اگه بريم شيشه و حشيش و قرصهای روانگردان استفاده كنيم خوبه؟! ) نوشتن در رابطه به يه موضوعی، گاه ساعتها فكرمون رو بخودش مشغول كرده. خوندن دو خط نوشته، گاه به اندازه دهها كتاب توی زندگیمون اثر داشته. يه كامنت بیريط و عوضی، خيلی وقتها تا چند روز اعصاب و روانمون رو بهم ريخته و پيدا كردن يه دوست جديد توی اين محيط، گاه به رفاقتی طولانی و اثرگذار تبديل شده. بنابراين فكر میكنم كسانی كه جدیتر وبلاگ رو دنبال میكنند شايد به اين نتيجه رسيده باشند كه نقش وبلاگ توی زندگی ماهايی كه كه معمولاً در زندگی روزانهمون از اينترنت استفاده میكنيم، داره ذره ذره بيشتر ميشه و مهمتر اينكه هر كدوم از وبلاگها واسه خودشون يه هويت و شخصيت مستقل دارند.
الغرض، فكر كنم 3-4 سال برای اينكه بخواهی چهره و ماهيت كسی رو بشناسی زمان كمی نباشه! اين همه من نوشتم و هی اينجا رو خطخطی كردم و شما اومديد خونديد، فكر میكنم حالا بعد از اينهمه مدت، شما هم اين حق رو داشته باشيد كه يه مطلب توی صفحه اصلی بنويسيد. در طول روز يه سری خواننده همينجوری بواسطه قضا و بلا و سرچ و لينك از اينجا سر درميارند، يه مطلب رو ميخونند و باهاش حال نمیكنند و ميرند دنبال كار و زندگیشون ولی خب هستند كسانی كه اصلاً كاری به اين كارها ندارند، به اين محيط علاقه دارند و هر روز طبق عادت ميان و اين نوشتهها، كامنتها و حتی آرشيو رو هم میخونند. مخاطب من همينها هستند. شايد بيشتر از 98% دوستانی كه اينجا رو میخونند اين سعادت رو داشتند كه ريخت و قيافه من رو نبينند! اتفاقاً فكر میكنم اينجوری قضاوت راحتتر و منطقیتر هم باشه. قيافه خوشگل و Baby Face من شايد هيچ وقت ماهيت پليدم رو مشخص نكنه! بنابراين حالا يه خواهشی ازتون دارم.
قطعاً با خوندن از پشت يك سوم، يه ذهنيتی نسبت به كيوان پيدا كرديد. خيلی دوست دارم بدونم شمايی كه اونور اين مانيتور قرار گرفتهايد و با خوندن بعضی از اين نوشتهها خنديديد، شايد گريه كردين، ناراحت شدين، خوشحال شدين، از مطلب خوشتون نيومده و زير لب فحشی دادين و ... كيوان رو چه جور آدمی میدونيد؟! مثلاً فكر میكنيد اين آدمی كه كله پاچه رو خيلی دوست داره و خيلی وقتها از لنگ و پاچه آدميزاد مینويسه، معمولاً به مسايل اجتماعی نگاه تند و انتقادی داره، سينما، تئاتر، كتاب رو دوست داره و از شلوغی و آدميزاد خوشش نمياد و ... آيا واقعاً يه شخص خيلی پُرروه يا برخلاف اون چيزی كه مينويسه آدم كمرو و خجالتیيه؟! جداً برام خيلی جالبه كه بدونم با خوندن اين نوشتهها شما چه برداشتی ازم داشتين. اگه فحش خواهر مادر ندين، خوشحال ميشم برداشت و ذهينتی كه از كيوان بدست آوريد، حتی اگه خيلی منفی و منفور هم باشه بدونم. بنابراين لطف كنيد و هر برداشتی كه از خوندن اينجا در رابطه با شخصيت كيوان بدست آورديد، بطور مفصل و بلند بالا توی كامنتها بنويسيد. بخاطر همين قضيه موضوع مطلب بعدی رو از همين الان مشخص میكنم، كيوان از نگاه شما! و دفعه بعد من چيزی نمینويسم، بلكه تمامی نظرات شماست كه توی پست بعدی به يادگار باقی ميمونه.
والله کیوان من یه نظر نمیدم ولی همشو هم باهم الان نمیگم! اجالتا همین بس که کیوان که انقدر پیگیر لنگ و پاچه ملته هنوز نمیتونه این بلاگشو یه کار کنه این مشخصات من سیو شه...تازه خیلی هم کینه ای
من الان نزديك يك ساله كه اينجا رو ميخونم. به نظرم اومده كه اگه دور و اطرافم بودي ارزش اينو داشتي كه وقت بزارم ببينم ميتونيم دوست باشيم يا نه. به نظرم كمي مذهبي اومدي. از سنت هاي ايران عزيز هم تو كله ات يه چيزايي هست. اما خوبيش اينه كه با خودت و دنيا رو راستي و من براي اين خيلي احترام قائلم. سعي ميكني فكر كني و از دنياي اطرافت بي تفاوت نميگذري. زنت رو هم دوست داري.
از خيلي وقت پيشها وبلاگت رو ميخونم. يعني از همون موقع كه توي بلاگ اسكاي مينوشي. راست ميگي خيلي وقتها با نوشته هات خنديدم. خيلي وقتها اشك نشست گوشه چشمهام و .... هر چي كه هست، اينجا و اين نوشته ها رو خيلي دوشت دارم ولي فكر كنم تو دنبال اينها نبودي پس ميرم سراغ برداشتي كه توي اين چند سال ازت پيدا كردم.
كيوان يه آدم جدي، تا حدودي خشن، منطقي كه اگه بتوني باهاش رفيق بشي قطعا يه رفاقت خوب و دوست داشتني باهاش خواهي داشت. يه كمي سنت شكن، آدم خيلي رك و راست كه بعضي وقتها شايد اين رك بودنش يه كمي آدمها رو هم برنجونه ..... خصوصيات خوب و بد كه زياد داري! نميدونم تا همينجاش رو هم درست گفتم يا نه؟! پس من فعلا چيزي نميگم و صبر ميكنم ببينم نطر ديگرون چيه.
حدود یک سال می شه که وبلاگت رو می خونم. از نوشته هات خوشم میاد. از دیدی که داری و دقتی که تو خیلی مسائل داری. بعضی اوقات چیزایی می نویسی که تا حالا راجع بهش فکر نکرده بودم یا از یه دید دیگه قضیه رو نگاه کرده بودم ، اینا برام جالیه. به نظرم آدم جدی میای ولی بین دوستای خودت صمیمی و شوخی. اون اولا که نمی شناختمت از یه سری نوشته هات کلی حرص می خوردم و عصبانی می شدم ولی الان اینطوری نیستم. به کامنت هایی هم که جواب می دی کلی می خندم و اون روز راجع به هر مسئله ای که گفته باشی و یه طومار هم جواب داشته باشم نمی تونم کامنت بذارم جوابت بعضی اوقات خیلی ضایع می کنه. روراستی. به نظرم نه چندان پررویی نه کم رو. (کم رو تر چیزی هستی که می نویسی) کلا ً آدم جالبی هستی و وبلاگت هم همینطور!
من تازه وبلاگتو كشف كردم. هر وقت ميام اينجا يه دل سير مي خندم. اگر جهان واقعي بود فكر مي كنم كه جزو اكيپ دوستاي من بودي. نوشته هات با وجود اينكه علمي و دقيق نيست( لزومي هم نداره كه باشه!) اما خيلي راحته و آدم راحت ارتباط برقرار مي كنه. دست آخر اينكه نويسنده خوبي هستي...!
تقريبا يك ساله كه با تو و نوشته هات آشنا شدم...به نظرم يه آدم ريز بين در مسائل اجتماعي و البته شلخته در امور شخصي هستي...در مجموع شخصيت جذابي داري..ولي اگه آتيشت پر كسي رو بگيره ديگه واي به حالش!این مطلبت نشون می ده جنبه ات زیاده!...راستی یه چیز جالب نمی دونم تبلیغ جدید مانیتور سامسونگ رو دیدی یا نه ...من که تا دیدم گفتم این مرده مثل کیوانه ...ولی نمی دونستم چه جوری به خودت بگم که دیدم حالا بهونه کافی دارم!
کیوان به نظرم یه شخصیت منتقد با یه دید دقیق نسبت به دور و برشه، با یه قلم توانا ! شاید خیلی از مواقع با دیدت و نظراتت موافق نبودم ولی همیشه باعث شده اون موضوع را از یه زاویه دیگه هم بررسی کنم! کیوان به نظرم شخصیت رکی داره. خیلی میهندوسته! چیزی که تو نوشتههات برام جالبه مخلوط کردن دید سنتی با دید مدرن نسبت به مسائل مختلفه! این بهترین هر دو طرف را گرفتن و ازش یه مسیر گرفتن برام جالبه! به نظرم تا حدودی کم حوصله است و زود از کوره در میره! ;) (no offence )
خوب فکر نکنم کسی به اندازه من نوشته هاتو خونده باشه خودت که می دونی من همه آرشیوتو رو کامپیوترم آف لاین دارم آرشیو بلاگ خودم رو ندارم که مال تو رو دارم!!!
کیوان شخصیتی مغرور در عین حال دوست داشتی از افراد کم سن و سال تر از خودش زیاد خوشش نمی آد به ظاهر فردی تنبل و از زیر کار در رو این لنگو پاچه هم که می گه بیشتر برای جلب توجه خوانندگانه وگرنه تو خط ها نیست تو بلاگ اسکای هی پست خالی می فرستاد که جزو آخرین به روز کرده ها باشه همیشه تا آمارش بره بالا در نتیجه عاشق شهرت و محبوبیت عاشق کلاس گذاشتن و سینما رفتن نقد کردن فیلم ها ی مختلف از دید خودش و فقط به خاطر قدرت نویسندگی و صمیمیتی که تو نوشته هاشه من از وقتی که اینجا کلید خورد دارم نوشته هاشو می خونم.
قلمت قشنگه، نگاهت جالبه، جامعه رو خوب میشناسی و خوب نقد می کنی، اگه یه جاهایی خیلی به سنت می چسبی بجاش خیلی وقتا هم مستقل فکر می کنی، دوست داری اگه قضیه تلخه یه جوری بگی که تلخیش روی ادم رو ترش نکنه، همسرت رو خوب می شناسی ، عشق ورزشی، اهل فیلمی، یه وقتایی خیلی لوس می شی، یه وقتایی انقدر توضیح می دی که می ری رو اعصاب آدم ، اهل مسافرتی، یه مرد ایرانی خوش فکر که اگرچه تربیت سنتی روش تاثیر زیادی گذاشته اما میونه اش با مدرنیته خوبه... دیگه چی بگم؟ قابل احترامی، کیوان از پشت یک سومی، وبلاگت آبیه، یکم چاقی، قدت بلنده، خوشت میاد آمار همه چی رو دراری، اهل نوستالژی و غذای خوب و ...
کیوان آدم جالبیه . سعی می کنه تا جایی که ممکنه خودش رو موظف کنه اونجوری رفتار کنه که چیزایی که ازش انتقاد میکنه رو به سمت درست هدایت کنه . یا حداقل خودش کننده اول باشه . آدمی که نسبت به خونواده و مسائل خانوادگی خیلی متعهد به نظر میاد ... اما در کل خودش خیلی گنده دماغ باید باشه ... از خودش زیاد خوشم نمیاد .... نمی دونم چرا ولی تو مدتی که با وبلاگ نویسای زیادی سر و کار داشتم کیوان یکی از یوبس تریناش بوده ... خیلی سعی کردم که وبلاگش رو هم نخونم ... ولی بعدا متوجه شدم نمی تونم از نوشته هاش صرفه نظر کنم ... به خودش کاری ندارم اما از قلمش لذت می برم .... اینه که یکی از وبلاگهای هست که الان بیشتر از یکساله که مرتب می خونمش . ولی خوب آدم همیشه نظرش نمیاد که رد پا بزاره که آی خوندم آی خوندم ...
شاید یکی از دلایلی که مرتب می خونم هم همین یوبسیش باشه ، آخه نیشت که خودم نیستم !!!! اینه که از آدمهایی که یه کمی شباهت به خودم دارن خوشم میاد :دی
من خودت رو نمی شناسم که بگم آدم خوب/بدی هستی. تابحال هم چیزی ازت نخوندم که این ذهنیت خنثی رو تحریک کنه. راجب نوشته هات فقط حرف می زنم و به صفات شخصیت مطلقا کاری ندارم. متاسفانه/خوشبختانه سبک رومانتیک و احساساتیت من رو به گریه نمی اندازه ولی معمولا اگر کمتر حاشیه بری به زیرک ات (نه در جوک گویی و حاشیه رفتن و بلکه) در انتخاب موضوع میخندم. همینطور متوجه شدم گاها در دمای اتاق و فشار جو بدون اطلاع از سایر اعضای اتاق و باقی دنیا (و شاید بدون ارائه راه حل جایگزین) بیخودی غر میزنی (شاید بشه اسمش رو گذاشت "درددل")...ولی اونچه که واضحه اینه که با خودت روراستی و صادق و باز هم نه بخاطر اینکه از روابط جنسی نوشتی یا احساس کردی در سطر 4 باید فحش بدی. شاید این تنها صفت اخلاقی باشه که بتونم روش حساب کنم. (:
hata age 100 sal ham kasi weblog benevise be nazare man daghighan shenakhte nemishe.hodoode 3 mahepish bood ke etefaghi sar az 35 dar avordam va khosham oomad, akhare hafte arshivetoon ro khoondam. bad baz ham etefaghi inja ro peida kardam va didam inja ham minevisid, khob man faghat 3-4weblog ro vaght mikonam donbal konam vali be har hal inja va 35 ro tooye favorites khodam gozashtam,negahe jalebi darid vali oonjaie ke sedaghat rang mibaze az rooye ejbar albate be soorate tablo baraye man moshakhase. hanooz arshive inja ro nakhoondam hanooz, badan mostadeltar inja nazar migzaram.
كيوان از نظر ظاهري :
(اون چه كه ما خونديم ازش تو وبلاگش)
× قدش بلنده
× babyface
× عينك برانكويي مي زنه !
× كلاه اليور تويست هم سرشه
كيوان و امارتش :
خونه اش يه جاييه كه خيلي برف مياد همسايه اشون هم چند تا گوزنن .
كيوان و مسافرتها :
× من شمالم - من از شمال برگشتم
× من مشهدم - من از مشهد برگشتم
× من كيشم - من از كيش برگشتم
× حالا تركيه ام و بر مي گردم
كيوان و عشق ديجيتال :
× دوربين ديجيتال
× ام پي تري پلير
× كول ديسك و امثالهم
كيوان و خواننده ها :
× اكثرا گوگوش من جمله وقتي كه از راي دادن به رياست جمهوري داره بر مي گرده
× ابراهيم تاتليس
× يه بار هم به مارك آنتوني افتخار داد و ازش خوشش اومد و اونو به خاطر يه آهنگ بخشيد !
كيوان و سينما :
نود و نه درصد فيلما رو مي بينه
× با داوود نژاد خيلي بده
× با كيميايي زيادي خوبه (چرا؟!!)
كيوان و لينكها :
× غير ممكنه روزنامه شرق رو فراموش كنه و بهش لينك نده
× بي بي سي فارسي (هر چي هم ما مي گيم فيلتره به رو خودش نمياره)
× پرستو
× فرناز
×كيوان 35 درجه
× خورشيد خانوم
(راستي موضوع نهنگ چيه ما نفهميديم)
كيوان و نوستالوژي :
× اكثر شبها خواب دوستاش تو كاپوچينو رو مي بينه
× بارونو دوست داره چون بارون مياد عكس ميندازه يه شعري هم ميذاره زيرش ميندازه تو وبلاگ
× همه فك و فاميلش و دوستاش يا رفته اند يا دارن ميرن فرنگ بعضي وقتا هم يادي از فرودگاه و چمدون و رفتنا مي كنه
× كافه 78
كيوان و سلامتي :
× چشماش ضعيف شده رجوع شود به عينك برانكويي
× سينوزيت داره
× همش هم سرما مي خوره
كيوان و مدرنيته :
(شايد اشتباه كنم ولي) اولين بار زماني به اين وبلاگ معتاد شدم كه نوشته بود كه آره "اگه فكر مي كني درسته بزن بشكون سنتهاي غلط رو كه همه بزرگ شدنها از همين شكستنها و شكسته شدنهاست " كه البته خيلي خوشم اومد ولي بعدها كه بيشتر ازش خوندم احساس كردم خودش چندان به اين چيزي كه گفته عمل نمي كنه (بازم نمي دونم ولي فكر مي كنم اينجوريه)
كيوان و نظرخواهي عموووووومي :
همه رو بسيج مي كنه كه آي ملت بياين راجع به فلان موضوع نظر بدين و بلاگ نيوز و صبحانه و سردبيرخودم و ... همه هم بهش لينك مي دن و 500 تا كامنت مي گيره ولي در پست بعدي يا نظر خودشو با زيركي (بخون بدجنسي شيطنت آميز..اي پليد :ْx) نميده يا اگه ميده همه رو غافلگير مي كنه بس كه خالي مي بنده و محافظه كاري بيش از اندازه اش قابل تحمل نيست (با عرض پوزش)
ولي خوبي هايي هم هست كه غير قابل انكاره:
× قلم خودموني و گرم و صميمي
× انگار سالهاست اين آدمو ميشناسي
× با انواع و اقسام كنايه و استعاره و ضرب المثل و نمونه هاي زنده و مرده !!... تا مغز استخون حاليت مي كنه چي داره مي گه
× جوابايي كه به كامنتا ميده در بيشتر موارد از خود مطلب پست شده باحال تره
× اگه يه روز تصميم بگيره كه ننويسه من يكي احساس مي كنم يكي از دوستاي خيلي خوبمو از دست دادم
× يادم نمياد با اين وبلاگ اشك ريخته باشم ولي زمانايي كه پشت مانيتور قايم مي شدم يا دستمو جلو دهنم مي گرفتم تا بقيه خنده امو نبينن كم نبوده
از پشت يك سوم يكي از وبلاگهاي محبوب منه :ْْْْْْx
كيوان بسيار عزيز از اونور مانيتور !! يه خسته نباشيد بلند خدمتت عرض مي كنم اميدوارم هميشه شاد باشي :)
خب من الان دو سه سالي مي شه كه وبلاگت رو هر روز چك مي كنم واگه مطلب جديدي نوشته باشي با جون و دل ميخونمش , به نظرم آدم خوش مشربي مي ياي , خوش پوشي و به شكمت هم خيلي اهميت مي دي , ظاهرت آرومه ولي درونت پر از شيطنته و آدم دوست داشتني هستي و به خانواده و خانمت خيلي اهميت مي دي و ذهن روشني داري , مسائل رو خوب حلاجي مي كني و اومممممممممممم ديگه چي بگم در كل دوست داشتني هستي خب اين از محاسنت و اما اون روي سكه ات , از اون بچه پروهاي تهروني هستي كه خيلي از شهرستانيها خوشت نمي ياد و يه خرده لوسي .
كيوان اينجا كيوان اونجا.كيوان همه جا.
هيچ وبلاگي نيست كه لينكه شما نباشه.چه شخصي(مثل وبلاگه خودم)چه فمينيستي چه....
فكر كنم اهل شر به پا كردن باشين.تو اين يه ساله كه ميخونم وبلاگاونو فهميدم.
اگه سرما نخورده باشين هميشه شادين.گاهي با نوشته هاتون حرص در ميارين و گاهي هم ادم از خوندنش سير نميشه.
مهم ترين ويژگي هموني بود كه اول گفتم.كيوان اينجا كيوان اونجا.....
I think K1 is a real sample of Iranian reach boy (mayeh dar!) that has not any problem but his enjoing life.
مهربون و دوست داشتني ...
زندگي باهاش ميتونه خيلي لذت بخش باشه ...
يكم هم بدجنس و خرابكار!!
موضوعاتي كه براي هر كسي ممكنه اتفاق بيافته به شيوه اي كه خاص خودته بيان مي كني. فكر مي كنم آدمي هستي كه در معاشرت ها هميشه موضوعاتي براي صحبت كردن داري.تمثيل و توصيف هاتوي نوشته هات جالبند
آقا من فکر می کنم شما دو تا وبلاگ دارید که یکیش رو با اسم مستعار خرزوخان می نویسید درسته اینهم آدرسشه قضاوتش با خوانندگان این وبلاگ است www.khorzookhan.blogspot.com
يه كم شبيه خودم البته محافظ كار تر
آدمي كه خط قرمز براش خيلي اهميت داره، رك و بي پروا، عاشق سفر و تنبل( اين چيزهايي بود كه از خوندن وبلاگت بدست آوردم)
نميدونم چرا ولي هميشه به نظرم مغرور مي اومدي . شايد به اين خاطر كه الان 3-4 ماه هست كه به وبلاگت سر ميزنم و برات كامنت مي ذارم . اما دريغ از يك جواب . حتي اون موقعي كه گفتي مي خوام بيام اصفهان و من مشتاقانه بهت ژيشنهاد دادم كه اصفهان رو مثل يه ليدر ( كه شغل قبلي من بود ) بهت نشون بدم ولي به اين كامنت هم جواب ندادي . اما من برا اين چيزا و نيست كه به اينجا ميام كه اگع بود ديگه نبايد مي اومدم . دليلش فقط نوشته هات و نثر عاميانه و البته هوشمندانه اي كه بكار ميبري . قرار بود نظرمو راجع به تو بگم ولي بيشتر شبيه گلايه شد . ببخشيد .
اصولا در دنياي مجازي كاملا بدون رودروايستي صحبت مي كني. و اينكه سوال كردي ما خوانندگانت چطوري در مورد تو در دنياي واقعي فكر ميكنم از دو حالت خارج نيست يا اول اينكه در محيط واقعي شخصي نسبتا آروم و ساكتي و يه كم خجالتي كه حرفهايي كه تو گلوت گير مي كنه اونجا نميتوني بگي اينجا ميگي يا اينكه همونجوري كه بيرون هستي اينجاهم همونطوري هستي ولي من فكر ميكنم از اونجايي كه آدمي هستي كه نسبتا اعتماد به نفس خوبي داري گزينه دوم درست تر باشه. البته خيلي جاها مراعات ديگران رو در دنياي واقعي ميكني. بعضي وقتها تلخ ميشي كه با يه من عسل هم نميشه خوردت ولي بعضي وقتها با خوندن مطالبت احساس خوشايندي بهم دست ميده
ديگه؟! بعدا ميگم
هه هه كامنتا چقدر باحال بودن. بعضياشون دقيقاً نظر من هم بود!
من هم جز يه بار يادم نمياد كه نوشته هات ناراحتم كرده باشه ولي گاهي باخواهرم اونقدر خنديديم كه حساب نداشته. به نظرم شخصيت خودت با ايني كه تو وبلاگت انعكاس دادي 180 درجه فرق داره حتي بيشتر!!بيبي فيس هم فكر نمي كنم اصلاَ باشي و فكر كنم خيلي خوش تيپ.( به هر حال درازي ديگه همين كافيه!!)
جوابايي كه به كامنتها ميدي خيلي معركه است گاهي فكر مي كنم اگه هميشه بخواي به كامنتها جواب بدي ويزيتت چند برابر ميشه.
بعضي مسايل رو كه عقل جن هم بهش نمي رسه رو خيلي باحال به گند ميكشي.
آهان يه چيز ديگه هم اينكه خوشم مياد اينه كه با اينكه آدم امروزي هستي به ارزش ها پايبندي و فكر نكردي اگه بايد مدرن باشي بايد به سري ارزشها رو به گند بكشي مثل خيليا كه فكر ميكنند حتماً بايد از يك طرف بام افتاد. اين رو من خيلي در تو تحسين ميكنم. تعادل!!
زيادي ازت تعريف كردم اشكال هم زياد داري اما نمي دونم چرا دوست ندارم بهت بگم. شرمنده!
راستي انگار يكي از خواننده هات هنوز قضيه مقنعه تو مشهد رو فراموش نكرده. آقا يكم دست به عصا تر بنويس خب!!
يه راستي ديگه: هر كيواني گردوِ؟؟
بعد از یکسال خواندن وبلاگت این اولین باری هستش که مزاحم میشم و کامنت می نویسم.(چون اصلا عادت ندارم) و اما نظر من
کیوون یه جوون خیلی معمولی هستش ,به ایران علاقه مند اما تا حدی نا راضی,احساس میکنم منصف هستش و البته لجباز
خوشبختانه واقعیت گراست
اهل تعادل در زندگی
و شاید اندکی محافظه کار
در ضمن می شه حدس زد که هم آب زیر کاه هستش و هم راز دار.
در پایان باید بگم بیشتر اوقات از نوشته های روزمره وبلاگش لذت میبرم
همیشه نوشته هات رو خوندم درصد کمی از اوقات بوده که حال نکرده باشم.وبلاگ جزو همون هایی که روزی چندبار چک میکنم ببینم چه نظرهایی گذاشته شده.عیب ها رو هم نمیگم من پر عیب ترم.دفعه اوله بعد این همه مدت کامنت میذارم.موفق باشی
به شدت، به شدت، به شدت!! به شدت؟؟ ممم به شدت، آره به شدت محافظه کار
ويچ ایز گود!
خوب بالاخره بايد به رنگ خاکستری-آبي وبلاگش بياد :)
پی اس: يعنی از اون پيام تبريک که برای شروع وبلاگه "از پشت يک سوم" نوشتم دو سال ميگذره؟
شخصيت بيرون گرا داري.اهل مطالعه هستي. خيلي اجتماعي و خوش مشربي و اعتماد به نفست هم خوبه. و دوست هم داري كه ازت تعريف كنند كه خب كي دوست نداره؟ يه كمي هم به اونچه كه داري قانع نيستي و فكر ميكني كه استحقاق بيشتر داشتن رو داري كه من هم فكر ميكنم داري.معمولا هم راجع به همه چي يه چيزي داري كه بگي كه خب اينهم خوبه. شاد و سرافراز باشي و قلمت پايدار. كتايون.
الان که کامنتای بقيه دوستان را خواندم متوجه شدم نسبت به اکثريت حاضران حرفه ای در اينجا که مدت زمان زياديه وقايع اتفاقيه ! از پشت يک سوم رو پيگيری ميکنند من شايد از همه کم سابقه تر باشم و بنظرم امد بايد بچه پررو ! باشم که به عنوان يک عضو جديد راجع به اين موضوع شايد در ظاهر کم اهميت اما به واقع مهم نظر بدم ! اما بعد به اين نتيجه رسيدم احتمال داره صاحبخانه بتونه با مقايسه نظرات قديمی ترها با خوانندگان جديد و يا حتی رهگذران گاه و بيگاه در مورد خودش و نوشته هاش به نتايج جالبی برسه !
من وبلاگنويس نيستم اما به وبگردی علاقه مندم و البته مقوله وبلاگ و وبلاگ نويسی و اينکه چه عواملی باعث ميشه ادمها نه تنها پشت شيشه که بنظر من پشت يک ديوار بلند پنهان بشن تا بتونن با صدای بلند فکر کنن بحث مفصل هفتاد من کاغذه اما من به عنوان يک وبلاگ خوان اماتور و نه حتی حرفه ای اين فضا رو دوس دارم مدت کمی است که هر روز به اينجا سر ميزنم و الان که به مرور دارم ارشيو را مطالعه ميکنم از خودم در تعجب هستم که چرا دير اينجا رو کشف کردم ؟!
در مقايسه با بسياری از وبلاگهای ديگه کاملا مشهوده که نويسنده اينجا واسه مطالب علاقه و انرژی صرف کرده و وبلاگ و وبلاگنويسی بخش مهمی از زندگيش شده و اين تحسين برانگيزه .
نکته ديگه ای که در اينجا برام جالبه تفکر جاری حاکم بر محتوای اونه هر چند ظاهر ان با شوخ طبعی و بذله گوئی پوشش داده شده است .
البته ميدونم اين نظر خواهی بيش از انکه راجع به وبلاگت باشه و نکات ضعف و قوت ان راجع به برداشتی است که من خواننده از شخص و شخصيت وبلاگنويس در ذهنم ايجاد شده پس بعد از اين مقدمه طولانی ! برم سر اصل مطلب .
کيوانی که اينجا مينويسه به نظر من انسانی است :
اهل تفکر و تحليل گری و نقادی
با هوش
دارای شعور اجتماعی و نکته سنج نسبت به پديده های فرهنگی
روشن بين
اميخته ای از سنت گرائی و مدرنيته
رک گو و صريح اللهجه
صميمی
گاهی وقتا بدجنس ( البته از نوع بی ازارش !)
تا حدی شيطون ( البته کمتر از اونی که بنظر مياد )
زبل خان !
و سرانجام مردی که در پشت اون ستاره حلبی ! با قلبی که اگه از طلا نباشه لااقل ميشه رو نقره ! بودنش شرط بندی کرد !
ديگه چی بگم؟ نسبت به تازه وارد بودنم چوب خطم بيش از حد مجاز هم پر شد !
سلام. خوب اگه این سوال رو مثلاً حدود 1 سال پیش (که تازه اینجا رو پیدا کرده بودم) میپرسیدی احتمالاً میگفتم خیلی باحال مینوسی و من هر دفعه نوشته هات رو میخونم کلی میخندم و از این حرفا (یادمه اولین متنی که خوندم آخراش نوشته بودی آدم میمونه و یه هویج تو دستش که نمیدونه باهاش چی کار کنه؟!، اون موقع هنوز به نوشته هات عادت نداشتم و مطمئن نبودم که درست متوجه شدم یا نه اما به هر حال خیلی خندیدم!) اما خوب اگه الان بخوام جواب بدم باید بگم که خیلی وقته که نوشته هات مثل اونوقتا برام جالب نیست یعنی فکر میکنم تا حدودی تکراری شده، اما اینکه چرا میخونم به خاطر اینه که فکر میکنم معتاد شدم مثلاً هر وقت میبینم آپ دیتی حتماً باید باز کنم و بخونم اما بعد از خوندن میبینم چندان چیز خاصی رو هم از دست نمیدادم و هچنان روز به شب میرسید (!) اگه نمیخوندم. البته منظورم همه نوشته هات نیست، در کل عرض کردم! (حالا شاید یه روز ترک کردم اما به قول خودت از شیشه و حشیش که بهتره!) اما راجع به خودت خوب به نظر میاد آدم رک و صریح و در عین حال تا حدودی شوخ طبع باشی ولی فکر نمیکنم در زندگی عادیت خیلی این ها جزو صفات برجسته ات باشه! نمی دونم چرا این حس رو دارم یعنی فکر میکنم دوست داری که اینطوری باشی. کلاً همیشه خیلی میگی آدم انتقاد پذیری هستی و دوست داری دیگران ازت انتقاد کنن ولی در عمل اینطور به نظر نمیاد! مثلاً یکی از خواننده هات نوشته بود من گاهی میترسم برات کامنت بگذارم ضایعم کنی!!! به هر حال آدما سه دسته ان اونایی که انتقاد پذیرن، اونایی که دوست دارن انتقاد پذیر باشن و اونایی که انتقاد پذیر نیستن. خوب آدم جزو گروه دوم باشه خیلی بهتره تا گروه سوم! آهان راستی یه چیز دیگه: به مناطق سوقالجیشی(!) زیاد گیر میدی. فکر میکنم گاهی به این مقولات اشاره کردن جالب و بامزه و تا حدودی سکسی باشه ولی استفاده بیش از حد در هر چیز دیگه اصل مطلب رو بیمزه میکنه! یعنی همون تعادل رو که یکی از دوستان اشاره کردن داری به نظرم تو این زمینه اصلاً نداری! البته به قول معروف وبلاگ خودته و هرچی هم دلت بخواد میتونی توش بنویسی و یک ضربدر اون بالا هست که هر کی بخواد میتونه یک کلیک روش بکنه و ... اما خودت خواسته بودی وگرنه من چندان هم قصد گفتن این حرف ها رو نداشتم.
خوب حالا که نگاه میکنم میبینم هیچ تعریفی از وبلاگت نکردم با این که جای تعریف هم کم نداره البته بقیه دوستان لطف کردن و گفتن پس من دیگه بیشتر از این طولش نمیدم فقط اینکه مسلماً اگه ذهنیتی که از یک نفر تو ذهنم دارم خوب نباشه به وبلاگش معتاد نمیشم!
آها! راستی، عاشق کامنتی!!
من سالي يه بار اتفاقي از روي لينكي چيزي ميام اينجا . هر دفعه هم مي گم ايول يادم باشه بازهم به اينجا سر بزنمو يادم مي ره . اما از همون چند تا چيزي كه خوندم احساس مي كنم آدم فول انرژي هستي كه زود هم قاطي مي كني و در ضمن زود هم دلخور مي شي .
من حدود یکی دو سالی هست که این وبلاگو میخونم و یکی از عواملی که باعث شد خودم هم وبلاگ بنویسم وبلاگ تو بود، از نظر فیزیکی که توصیفاتی رو از خودت خونده ایم و تو ارکات هم یه چیزایی رویت شد ولی از نظر شخصیتی و روحی هنوز به شناخت درستی نرسیدم ، هر چند من اینگونه برداشت کردم که میونت با جوونتر از خودت زیاد خوب نیست ! در کل از پشت یک سوم یکی از وبلاگها یی که در صورت تعطیلیش ، جای خالیش واسه همیشه احساس میشه . و از نظر من دوران طلایی از پشت یک سوم به نوشته هات تو بلاگ اسکای و اوایل همین سایتت برمیگرده .
به نظر من شخصی که کله پاچه دوست داره و اون زبون گوسفند رو که حدود 90 % درصد شباهت به زبون انسان داره با ولع میزاره تو دهنش و اون ابه کله پاچه رو که با دماغ و محتویات لای دندون گوسفند ودرون بینی ان پخته میشه رو فورت میکشه و یا چشم ان رو که 80 درصد شبیه چشم انسان میجوه نمیتونه شخصیت جالب داشته باشه بیخود نیست که خیلی از کله پاچه متنفرند .
هر روز هاينجا رو مي خونم خيلي وقته بعضي وقتا برلت كامنت گذاشتم تو هم بعضي ها رو جواب دادي اينقدر بگم كه وقتي فهميدم تو هم هواي رفتن از اين زباله دوني رو كردي به هر كي مي شناختم و تو رو بهش معرفي كرده بودم گفتن يه كيوان بود كه هر روز با خوندن حرفاش كار رو شروع مي كردم اون هم داره مي ره هيچ وقت نفهميدم چرا به هر كي تو اين دنيا دل بستم زرتي گذاشت رفت حالا هنوز داغ "سيا جون"(سياه مثل مرگ رو مي گم مي شناختيش؟)به دلم مونده كه تو هم مي خواي بري و لابد ديگه نمي نويسي
اين رو بدون به هر حال كه من خيلي با اين وبلاگت حال كردم به خصوص تو زمان هاي تنهايي شدشد و دلتنگي اين شعرو بهت تقديم مي كنم چون مثل يك دوست خوب دوستت دارم:
دوست من ديدنش آسان نبود/پنجره اش رو به خيابان نبود/ دوست من منظره بسته اش /طارمي پر گل ايوان نبود/با من و تو فرق زيادي نداشت/او فقط اين گونه پريشان نبود/طرح زميني بزنم دوست را /دوست من هيچ جز انسان نبود/بد خبران آن چه از او گفته اند /با دل خوش باورمان آن نبود/من پي دريوزه جسمم اگر/او پي دريوزگي جان نبود/دامنه اي داشت پر از آبشار/منتظر رحمت باران نبود...
بعد از دیدنت، جوادترین نویسنده ای که دیدم!!!!!!
يه ادم كه دوست داره بقيه از دانسته هاش ،داشته هاش و افكارش با خبر باشن ولي تموم اينا رو توي پوششي از تواضع بيان ميكنه.يه ادم متجدد نه اونقدر كه مد پرستي رو شعار كنه نه اونقدر كه براي گذشته ها و گذشتگان ارزش و احترام قائل نشه.از پرو پاچه گفتنش هم دليل بر اينه كه اين سبك حرف زدنو دوست داره چون رو در رو و بيرون ار اين دنياي مجازي اونقدر مودب هست كه كسي باورش نشه اين بلاگ مال اونه.
کیوان خوب.فالش خوب. مادرش خوب. پدرش خوب. قد و بالاش خوب. زنش خوب. بختش بلند. گیسوش کمند. کارش خوب.وبلاگش خوب............ کسی دیگه ای نیست بخواد فالش بگیرم.
نوشتنت خوبه كه اين همه طرفدار داري.جذاب مي نويسي. ولي والا من زياد نيست كه وبلاگتو مي خونم واسه همين نمي تونم چيزي بگم .
مردي با رگه هاي مرد سالاري(بحث نباشه لطفن اين منحصر به يك نفر نيست .ديوارها همه جاي دنيا هست).شوخ اما عصبي ميشه واي.احساساتي اما با قابليت هاي بالاي خشونت.نمي دونم چرا منو ياد دائيم كوچيكه مي ندازه .ها چيه؟؟؟ .البته براي من مثل بابا بزرگ هم بوده ..نميدونم چرا .شايد چون با وجود سن و سالش دل جواني داره. ديگه الان تايژم نمياد والا يك كتاب راجع به هر آدمي و خصوصياتش ميشه نوشت.
اين همه آدم نظر دادن. ديگه برو خودت رو درست كن بابا! ولي از شوخي گذشته، من فكر نكنم بشه يه آدم رو فقط با نوشتههاش شناخت. آدم تمام رفتارهاي اجتماعيشو نمينويسه و اگر هم بنويسه، بطور غير ارادي لحن جانبدارانه نسبت به خودش داره. درسته كه برخلاف خيلي از وبلاگ نويسا، راحت مينويسي و نقاط ضعف خودت رو هم خيلي راحت بيان ميكني ولي با همه اين حرفا نميشه شناخت كاملي از تو بدست آورد. البته فكر نكنم تو هم همچين انتظاري داشته باشي. اما برداشت من از تو با توجه به نوشتههات، يه آدم روشنفكره كه تو عقدههاي روشنفكري غرق نشده و هنوز هم از كله پاچه و سيراب شيردون خوشش ميياد. آدمي كه دنيا رو سياه و سفيد نميبينه بلكه به نظرش هميشه اون طيف خاكستري غالبه. نوشتههات روان و تاثيرگذاره. ولي نميدونم چرا تو بعضي از نوشتههات يه دفعه خيلي كمر به پايين ميشي؟ دليل خاصي داره؟ البته احتمالا برات مهم نيست ولي ممكنه اينجوري عده كمي از خوانندههات رو كه خيلي اصولگرا (نه به معناي سياسي ها من زن و بچه دارم!) هستند از دست بدي. در كل روحيات خودم رو خيلي بهت نزديك احساس ميكنم. بخاطر همين تو وبلاگ فزرتيم بهت لينك هم دادم. دوست دارم تو سال جديد مطالبت رو هم بخونم. از همين جا سال نو رو هم بهت تبريك ميگم.
اول اولش اينطوري شناختمت: " تو كاپوچينو مي نويسه ولي بلاگ هم داره، تو بلاگش يه وقتايي بي ادبي مي نويسه ولي خيلي بامزه مي نويسه، بهت پيشنهاد مي كنم بخونيش " چندوقت خوندمت ولي چون خيلي جاها تند مي رفتي و من باهات مخالف بودم ديگه كمتر بهت سر مي زدم. تا اينكه كم كم توام رنگ و بوي نوشته هات عوض شد و طوري شدي كه من بي تعارف مي تونم بگم پسري رو به اندازه ي تو منطقي و روشنفكر نديدم. و خوبيش اينه كه مطمئنم فقط حرف نمي زني و شعار نمي دي بلكه واقعاَ حرفي كه از دلت برمي آد رو مي زني. اصلاَ هم از اين نمي ترسي كه نظرت مخالف همه باشه يا باعث بشه خيلي ها جبهه بگيرن و بهت بدو بيراه بگن. بي تعارف بگم، به خاطر شجاعتت و فهم و شعورت تحسينت مي كنم. مي دوني الآن آخه همه روشنفكر نماهاي جامعه مون فقط همين رو بلدن كه بيان از زمين و زمان و مملكت و دولت و دين و اسلام و حجاب و مردم و ... فقط غر بزنن و شعار بدن، اونم بدون هيچ منطقي ولي تو هم به موقعش غرت رو مي زني، هم اگه لازم باشه از دين و مملكت دفاع هم مي كني( غيرمستقيم) از اينكه اصلاَ جوگير نمي شي خيلي خوشم مي آد. حالا اين همه خوبيت رو گفتم يه بدي هم بگم! اينكه يه كم بلاگهاي ديگه رو كم تحويل مي گيري، يه كم كه چه عرض كنم دو سه كم! البته من بلاگ خودم رو اصلاَ نمي گم ها، ولي آخه ديدم تو بلاگهاي ساير خواننده هات هم نظر نمي دي. براي من كه تو رو يه كم مي شناسم اين موضوع كاملاَ حل شده ست، اگه حل نشده بود دو سال خواننده ت نمي موندم ولي كسي كه نشناسدت فكر مي كنه از غرورته... خوب خيلي حرف زدم، ببخشيد! فقط بلاگ تو هميشه برام جذاب و خوندنيه ، توهم در اين دوسالي كه مي شناسمت خيلي تغيير كردي و اين تغيير واقعاَ عالي بوده... بهت تبريك مي گم
کم حرف، درون گرا، روشنفکر( از نظرمن)، مهربان، ناسیو نالیست و.....
در ضمن فکر کنم شوهر خوبی هم هستی.
سلام کیوان خان
منم یه سالی هس وبلاگتو می خونم.برم سر اصل مطلب:یه آدم قد دراز که بر عکس گفته های وبلاگش هیچم دست و پا چلفتی نیس.ولی تنبل هستش.با تنهایی وخانومش خیلی حال می کنه.ولی انگار با فامیلش زیاد حال نمی کنه.چون انگار از نظر سطح فرهنگی خودشو بالاتر تر از اونا میدنه.از همکارای شرکتشم بالکل بیزاره.(چقدر چال کرده بود زمانی که mp3 player خریده بود که دیگه صداشو نو تو سرویس نمی شنوه.)یه کمم زیادی اعتماد به نفس داره.بعضی وقتا فکر می کنی خواننه رو به ...ش هم حساب نمی کنه.از اون آدمایی که تو جمعای دوستانه کلی طنزن ولی طنز جدی.همه رو اس می کنن ولی هیشکی اونا رو اس نمی کنه.ما که ازش خوشمون می یاد و هنوزم وبلاگشو می خونیم.تازه عشق شمالم هس.تا ولش کنن تو ویلاس و داره یا فیلم نیگا می کنه یا مجله می خونه.تازه شم عشق گیر دادن به ابزار آلات کاف داره و سریع حواله می فرسته برای اونا.
ایشالله که خودتو بهتر بشناسی و هر روز بهتر از دیروز. دینگ دینگ
من چند ماهی میشه که اینجا رو ÷یدا کردم
خوشم مییاد .یه خورده به کمبود عفت کلام مبتلا هستید.روان مینویسید.یه نقاد خیلی خوب هستید.دنیا رو فقط در طبقه متوسط خلاصه کردید .خیلی وقته که می خوام بپرسم شغلتون و تحصیلاتتون چیه و همینطور خانمتون که انگار خیلی هم دوسش دارید.به ظر میرسه یه خورده به خودتون مغرورید که بد هم نیست.و اینکه من الان لینکتون میکنم.خب؟
نمیدونم دقیقا چند ساله اینجا رو پیدا کردم، ولی از همون اول اقلا باید هفته ای یکبار به اینجا سر بزنم. اولین بار اونقدر از مطالبتون خوشم اومد و خندیدم که بقیه به سلامت عقلم شک کردند!
کیوان به نظر من، یک آدم باصداقت،اهل مطالعه وهنر،فوق العاده حاضرجواب،در مورد خانومها برعکس اکثر آقایون منصف،خوش گذران،خوش تیپ،گاهی زیادی راحت!،کمی منحرف در گذشته و امروز سربراه،خانواده دوست،شکمو،تنبل و گاهی زیادی بی ادب است.(ببخشید)
منم وقتي ديدمتون باور نميكردم اين كيوان از پشت يك سوم ! به نظرم شما آدمي هستيد كه خيلي تلاش ميكنه آگاهيش از جامعه و چيزايي كه دور وبرش ميگذره بيشتر و بيشتر باشه . شمال و خيلي دوست داره و به نظرم خيلي هم مغروريد ! اينو به خوبي ميشه از چهره تون خوند با يه جذبه عجيب غريبي كه منو مجبور كرد خيلي با احتياط سلام عليك كنم !اما بدون اغراق ميگم نوشته هاتو وطرز نگاه تو خيلي دوست دارم عليرغم اينكه گاهي خيلي بي ادبي مينويسيد اما اين موضوع آزار دهنده نيست . راستي به نظر مياد خيلي هم رك هستيد و نظرتونو هرچي باشه ميگيد بدون اينكه براتون مهم باشه ديگران چي فكر ميكنن و چي ميگن !؟
اگر فحش ها رو و تنبلیت رو کم کنی مثل خودم هستی.
1-اگه كسي كيوان رو نشناسه و براي اولين بار آخرين پستش رو بخونه مي فهمه كه خيلي آدم خلاقي هستش چون من كه نديده بودم هيچ وبلاگ نويسي تا حالا اين كار باحال و هيجان انگيز كرده باشه
2-اصولا دوست ندارم راجع به كسي قضاوت كنم همونطور كه ناراحت ميشم اگه كسي راجع به من قضاوت كنه چون ميدونم يه چيزايي هست كه به غير از خود آدم كس ديگه اي ازش خبر نداره
ولي خوب وقتي كسي خودش بخواد قضيه فرق فوكوله
3-كيوان يك آدم روشنفكر مذهبي كه بعضي وقت ها سوپاپ روشن فكري اش خيلي تنگ ميشه
فوق العاده ذهن طنز پرداز و ريز بيني داره و كلا سعي ميكنه همه چي با دقت ببينه اما چيزاي خوب بيشتر به خاطر بسپاره
آدم خانواده دوست و مهربوني
كه بر خلاف خيلي از ما مردها احساساتش رو خيلي خوب بيان ميكنه و فكر ميكنم تو اين مورد (بيان احساسات)خيلي براش مهم نباشه كه بقيه چه قضاوتي ميكنن
4-از همه جالبتر براي من اينه كه يه حس صميميت و هم ذات پنداري عجيبي با كيوان ميكنم كه خيلي كمتر بشه بين 2تا مرد پيش بياد(ميدونم كه با توجه به خصوصيات فيزيكي كيوان فكر بد نمي كنين)و احتمالا اين حس خيلي ديگه از خواننده هاي وبلاگ داشته باشن و فكر كنم به خاطر اين باشه كه كه كيوان تا اونجا كه ممكنه خودش پايين مياره تا براي همه قابل درك باشه
5-ميگم كيوان جان حالا كه اين همه از خواننده هات نظراتشون رو راجع به تو نوشتن كاش شما هم راجع به اين نظرات نظرت رو بگي و همينطور راجع به با حالترين كامنت هايي كه برات گذاشتن
راستي فكر كنم اگه ميخواستم راجع به خودم نظر بدم نميتونستم انقدر زر بزنم
واي انگار خيلي دير شده........ولي خب
1-چي بگم آخه؟راستش ميدونم چه شكلي هستي،بيبي فيس رو كه احتمالا شوخي ميكني!
2-قدت كه فوق العاده خوبه،خوش استايل و خوش تيپ هم که هستی،اما راستش من عینکتو زیاد دوست ندارم،آخه بدون عینک یه چیز دیگه ای!
3-اما شخصیتتو دوست دارم،درسته که ادا و اصولت زیاده(درست مثل اکثر ما ها)،اما خب مشخصه که خیلی هم پررو نیستی و خود خودت دوست داشتنی تری!
4-روابط شخصیت هم برام خیلی جالبه و اگه واقعا همین مدلی باشی،خانومت باید خیلی خیلی محترم باشه که اینجوری و به صورت مسالمت آمیز تحملت میکنه!
6-با جنبه(تقریبا)، بد جنس (خیلی زیاد)هستی و یه خرده فراموش کار ،قهوه،میوه،روزنامه،کاپوچینو ،والیبال،گوگوش و شهیار قنبری رو دوست داری،میل هاتو زود جواب میدی ،مودب تر از تو وبلاگت هستی و غرغرو (شدیدا) ،اهل نوستالزی و ....
7-منم مثل مرجانه خیلی مشتاقم جریان اون " نهنگ " معروف رو بدونم ! و البته اینکه آیا هنوز هیچ برنامه ای واسه بچه دار شدن نداری؟؟؟
8-فعلا همینا، خوش باش..
آسیه
باز هم من يه مقدار عقبم :(
من كه مدت زيادي نيست كه اينجا رو ميخونم بنابراين نميتونم نظر درستي بدم اما ميخواهم دو تا سئوال بپرسم.
1- يادمه تو يه پستي نوشته بودين كه دوست دارين بتونيد احساس اطرافيانتون رو بدون اينكه خودشون به زبون بيارن درك كنيد و توجه بيشتري نسبت به اطرافيانتون داشته باشين و .... خيلي دوست دارم بدونم موفق شدين يا اينكه پيشرفتي داشتين يا نه. چون من كه پيشرفتي نداشتم :(
2 - يه پست داشتين با عنوان " هستم ولي كم تر " به علت مسئوليت جديد شغلي بود. يه پست هم بعد از اون داشتين راجع به يه گزارشي كه الآن حافظه ياري نميكنه كه قرار بود راجع به چي باشه. ميخواهم بدونم اوني كه كنار گود وايستاده بود و ميگفت لنگش كن ، خودش تو گود چه كرد ؟ ( اينو ميخواهم بدونم كه بفهمم خودم چقدر احتمال داره برم تو گود و كاري از پيش ببرم ! )
يه كم از نظرات رو خوندم و هوس كردم منم همون يه ذره اين رو كه از كيوان پشت يك سوم دستگيرم شده بنويسم!
فكر كنم آدم محافظه كاري باشه ! البته شايد نه در زندگي مجازي اش. اما احساس ميكنم در زندگي واقعي اش محافظه كار باشه و عمرا َ اين حرفايي رو كه اينجا اينقدر راحت ميزنه همينطوري بشه ازش شنيد!
اگه بخوام روراست باشم بايد بگم از اينكه چند بار توي پست هات از شمال ايران بد گفتي ازت رنجيده شدم اما هميشه وبلاگت رو مي خونم چون منو ياد پسرداييم مي اندازي . كيوان از نگاه من جذابيتش در اينه كه ميتونه همه رو از خنده روده بر كنه بدون اينكه خودش لبخند بزنه و من خيلي اين روحيه رو دوست دارم .