يكشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۴

:: تركيه از خيلی وقت پيشترها گامهايی رو برای وارد شدن به جامعه اروپايی برداشته و خودش رو يه كشور كاملاً اروپايی ميدونه ولی بنظرم هنوز خيلی جاها مشكل داره و نتونسته بطور اساسی و ساختاری مملكت، فرهنگ و آدمهاش رو درست كنه. ولی خب برخلاف اون چيزی كه فكر می‌كردم تركها اصلاً آدمهای جوكی نبودند! بنظر آدمهای ساكت و آرومی هستند كه سرشون توی لاك خودشونه. ظاهراً همه جای دنيا ملت بدنيا ميان كه راحت و بی‌دردسر زندگی كنند ولی ما ايرانيها بدنيا اومديم كه همه كار كنيم جزء زندگی. يه توپی كه به تير دروازه ميخوره و يه حرفی كه وزير فلان جا و آروغ ناشتايی كه فلان نخست وزير كشور آفريقايی ميزنه، ميشه تموم فكر و ذكر و حرف و حديث همۀ ملت هميشه در صحنه!

:: مجموعاً دخترهای ترك رو خوشگل‌ و خوش‌تيپ‌تر از پسرهاشون ديدم. انصافاً كه توی اين چند روز من حتی يه خانم رو هم نديدم كه لباس جلف و زننده‌ای پوشيده باشه. به جرأت ميتونم بگم لباسهايی كه دختر خانم‌های هموطن می‌پوشند خيلی خيلی ث.ك.ثی‌تر از لباسهايی كه اون بنده خداها می‌پوشند! اينجا يه سری خانم‌ها يه لباسهايی می‌پوشند كه وای وای وای، تموم دين و ايمون و چهل سال عبادت و راز و نياز و نماز شب آدم رو به باد ميده!

:: توی آنكارا پيدا كردن كسی كه بتونه دو كلوم انگليسی صحبت كنه، يه چيزی در حكم كيمياست! خدا وكيلی ما ايرانيها در مقابل تركها از لحاظ دونستن زبان انگليسی و ميانگين هوش و IQ اقليدس هستيم. همسر گرامی بنده تركی بلد نيست ولی زبان انگليسی‌ش خيلی خوبه ولی بغير از رزپشن هتل اصلاً نتونست با كس ديگه‌ای انگليسی صحبت كنه. منهم كه تركی بلد نيستم، انگليسی هم كه خب بلد نيستم، تركها هم كه اصلاً فارسی نمی‌دونند بنابراين خودتون ديگه ميتونيد حدس بزنيد چه بلبشويی شده بود! البته من با ديدن وضعيت زبان انگليسی تركها بخودم اميدوار شدم. فكر می‌كنم در همين حدی كه من انگليسی ميدونم اگه برم تركيه، ميتونم اونجا يه آموزشگاه زبان بزنم و تافل تدريس كنم!

:: اختلاف ساعت تهران با آنكارا 5/1 ساعته. شب بازی چلسی _ بارسلون زودتر رفتم هتل تا بازی رو ببينم. سی كانال تلويزيونی رو بيشتر از سيصد بار، بالا و پايين كردم ولی دريغ از يه كانالی كه يه نفر رو با شورت ورزشی نشون بده. در عوض يه كانال بود كه تموم اين سه چهار روزی كه من اونجا بودم داشت مسابقه اسب‌دوانی تركيه رو پخش ميكرد. من نمی‌دونم مگه تركها چقدر اسب دارند كه نزديك به 90 ساعت همينجور لاينقطع، اسب و حيوونی رو نشون ميدادند كه داشتند از موانع می‌پريدند؟! ظاهراً اونجا هم مثل خيلی از كشورهای اروپايی، مسابقات فوتبال زنده رو از كانالهای خصوص نشون ميدند بنابراين يه سری از PUBها هستند كه مسابقات مهم رو نشون ميدند تا اينجوری مشتری جلب كنند و خيل مشتاقانه كه روونه اونجاها ميشه و اتفاقاً ديدن مسابقۀ فوتبال توی اينجور جاها لذت خاص خودش رو هم داره.

:: اينی كه آدم ميتونه يه شلوار جين ترك رو توی تهران به قيمت حدود 30_35 هزار تومن بخره، يه جور معجزه است! پنداری قيمت رخت و لباس توی استانبول و اونهم فقط بصورت خريد كلی و از توليدها، مقرون بصرفه است وگرنه شلوار MAVI رو كه من آنكار قيمت كردم 100 لير، يعنی تقريباً 72هزار تومن ميشد. ظاهراً توی دنيا هيچ كشوری وجود نداره كه وقتی ما ميريم اونجا و قراره خريد كنيم و می‌خواهيم پولها رو به هم تبديل ‌كنيم، ريال رو در مقابلش سربلند و سرافراز ببينيم!

:: تركها خيلی چايی می‌خوردند، سيگار می‌كشند و توی ترافيك بوق ميزنند! كباب تركی رو خيلی دوست دارم بهمين خاطر اين چند روز بيشتر مواقع دونر كباب و كباب تركی خوردم كه خب البته با اون چيزی كه آدم توی تهران و ستارخان به اسم كباب تركی ميخوره خيلی فرق داره! خوبيش اين بود كه اكثر رستورانها قهوه و چايی و نسكافه هم داشتند، منهم كه معتاد اين موارد مشروع، ولی بديش اينه كه اونها بلافاصله بعد از خوردن غذاشون، سيگارهاشون رو چاق می‌كنند و از قرار معلوم هيچ محدوديت مكانی هم واسه سيگار كشيدن ندارند و ميتونند هر جايی كه دلشون خواست سيگار بكشند و حق و حقوق شهروندی و اينجور مسايل يه جورايی يعنی پشم!

۱۶ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

کیوان از حوری پری ها بگو!
***************************************************************
k1: پنداری تو یه جات میخاره ها؟!

یه کم بیشتر اگه تو ترکی بمونی به جک بودن این جماعت هم میرسی! مثلا تو ترکی اگه یه ماشین به آدم بزنه، جناب آدم مقصره!
تو استامبول خیلی‌ها انگلیسی بلدن تو بازار هم پر از ایرانیه! خدا نیاره اون روزی را که گیر یه فروشنده ایرانی بیفتی!!!

به نظر من حقشه كه بره عضو اتحاديه اروپا بشه! آخه جوك هاي اروپايي خيلي بيمزه است...! خود همين داستان كلي جوكه

خیلی جالب بود. اما تو استانبولش هم حتی فروشنده ها انگلیسی بلد نیستن و قیمت اجناسشون رو که می پرسی روی ماشین حساب نشونتون می دن :) اما اون چند تا کلمه ترکی ی شکسته پیکسته ای که من بلدم توی اون سفر جون من و همسفرام رو نجات داد!!
*****************************************************************
k1: ظاهراً باید یه سفر هم برم استانبول فکر میکنم کلاً حال و روز اونجا بهتر باشه.

سلام
خدائیش خیلی بامزه نوشته بودی. اون قسمتی که راجع به انگلیسی و تافل و این حرفا بود، کلی منو خندوند مرسی:)
****************************************************************
k1: خواهش میکنم!

پاسارگاد

جل الخالق.تا حالا اون چیزایی که درباره ترکا می گفتن رو باور نکرده بودی .حیف اونهمه هزینه نبود؟

يكي بره كورش رو بيدار كنه
ما داريم وارونه دنيا حركت مي كنيم

shirin

اين موضوع ارزش ريال در برابر پولهاي ديگه رو نگو كه دلم كبابه! هفته پيش دوبي بودم و هر بار كه اين درهم رو در 250 ضرب ميكردم كلي حرص ميخوردم و ....نميدوني چه غبطهاي ميخوردم به اونايي كه يورو خرج ميكردن
*************************************************************
k1: خب تو هم جای درهم با خودت یورو میبردی!

به نظرت توي اين پيشرفت ترکيه موفقتر بوده يا دبي ؟ ( با توجه به اينکه هر دو رو ديدي )
****************************************************************
k1: هر دو گامهای پیشرفت رو برداشتن، نه یک گام بلکه چندین و چند گام! آنکارا از لحاظ بافت شهری و اجتماعی یه جورایی مثل خود تهرانه. بطور کل میشه ترکیه رو در یه اشل کوچک در آنکارا دید. سنت در کنار صنعت و تکنولوژی که خیلی هم عیان و پیدا نیست. ولی در دبی شما نمونه کاملی از یه زندگی مدرن و لوکس و مرفه رو می بینید. از لحاظ تکنولوژی دبی بسیار پیشرفته تر از آنکارا و خیلی از شهرها و کشورهای دیگه است ولی خب شما در دبی دقیقاً حس میکنید همه چیز مصنوعی و تصنعیه. جلوی هتل خیلی خوشگل و قشنگ و گلکاری شده است ولی پشت هتل برهوته! بهرحال دبی با شکل و شمایل فعی ظرف 20 سال گذشته ساخته شده ولی بهرحال سطح استاندارد زندگی در دبی بسیار بالاست.

ساتین

به پرت و پلا : نه تو ترکیه بلکه تو تمام کشور های متمدن دنیا اگه ماشین به آدمی بزنه و اون آدم در محل های مجاز مثل خطکشی عابر پیاده نباشه آدمه که مقصره.این قانون مملکت ماست که جوکه و بهمین دلیله که آدمها مثل گاو و گوسفندا همه جا وسط خیابونها و زیر پل عابر پیاده ولو هستند. ضمنا ای کاش یک دهم اون انضباط مردم ترکیه رو در کار و محیط های کاری مردم ایران داشتند.هنر مردم ما فعلا در جوک ساختن از قومیت ها خلاصه شده و غافلند که خودشون چه تصویری از کشورمون دارن ارائه میدن
***************************************************************
k1: فکر کنم منهم یه جورایی با نظر شما موافق باشم.

ليلا

توصيفاتت جالب بود در نهايت به نظر من عليرغم بسياري از پيشرفتائي كه داشته اما تهش رو كه نگاه كني هنوز يكجورايي فرهنگ كشورهاي اسلامي و درونمايه هاي سنتي كشورهاي در حال توسعه برش حاكمه !
***************************************************************
k1: به نکته بسیار خوبی اشاره کردین منهم میخواستم همین مسئله رو بگم ولی راستش جرات نکردم!

خوب تقريباَ همه اينايي كه گفتي رو مي دونستم. به طور كلي مي شه گفت كه همه مي خوان خودشون رو به بهترين شكل نشون بدن ما هم باور مي كنيم! ... راستي اگه فكر كردي با آدماي جوكي روبرو مي شي خوب اشتباه مي كردي!!
****************************************************************
k1: کاشکی زودتر گفته بودی دیگه من این همه راه رو تا اونجا نمیرفتم!

توی ترکیه از هر جایی نباید خرید کنی. یه جاهایی هست که می تونی همون جین هفتاد و دوتومنی رو با قیمت پونزده شونزده تومن بخری. نمی تونم این طوری بهت آدرس بدم اما مراقب باش سرت کلاه نذارن. یک بنداز بندازی اونجا که وامصیبتا.
آخ گفتی دنر کباب. آخ گفتی. دلم رفت برای دنر کباب. ای خدا من دنری می خوام.
قبل از رفتن می گفتی دو کلوم ترکی باهات کار می کردیم. یاد گرفتنش خیلی سخت نیست. دوست داشتنی هم هست در ضمن. اینم از رگ ترکی ما.

گاهي وقتا انقدر شيرين مي نويسي آدم دلش مي خواد جفت لپات رو بكشه. كلي خنديدم از نوشته هات. اما خدمت اون دوستي كه گفته همه جاي دنيا عابر پياده ال و بل. تا اونجايي كه من مي دونم و پرسيدم در سوئد هرچند كه فرهنگ بسيار بالاست و مردم مثل آدم از خيابون رد مي شن اما اگر راننده اي به پياده بزنه هرجاي خيابون كه باشه راننده مقصره نه عابر پياده.پدر راننده رو هم در ميارن.


در مورد دوبي كيوان مثالي كه در مورد هتل زده رو بسيار مي پسندم و اين كه در دوبي همه چيز سطحي ست. اما اينكه استاندارد زندگي در دوبي بالاست اصلا موافق نيستم. در دوبي سيستم برده داري مدرني رايجه كه متاسفانه به خاطر زيركي سردمدارانش اصلا ديده نميشه يا اصلا مردم توي اين باغها نيستن كه بخوان بفهمن. كيوان بازم مجبورم مي كني تو وبلاگ خودم ادامه اش بدم. اي لعنت بر شيطان.

من هميشه کيوان رو ميخونم. از پشت يک سوم، حدود هفت هشت ماهی است که تو ليست بلاگ رولينگ وبلاگ منه. منتها نميدونم اين وبلاگ من چه هيزم تری به اين بشر (کيوان) فروخته، که با اينکه چند بار بهش ايميل کردم، بازم جواب نميده و اضافه نميکنه!!! کيوان جان، گود لاک!! هميشه برات آرزوی موفقيت ميکنم

yilmaz

سلام
خيلي خوشحال شدم كه خاطرات شما در سفر به تركيه خوندم ولي كاش يكمي منصفانه مي نوشتيد من يك مهندس هستم و مدتي در تركيه زندگي كردم با اينكه جهان سوم هستند ولي جزو كشورهاي صنعتي گروه 20 هستند بدون داشتن حتي يه قطره نفت و گاز . من نديدم تركها به كسي توهين بكنند يكي را خر يكي را سوسمار خور و يكي را وحشي بنامند. ولي ما ايراني ها با اينكه دنيا ما را ادم حساب نمي كند ولي باز هم غرور كاذب داريم و خودمان را بهترين ادمهاي دنيا مي دانيم دادش من همچين خبري نيست دنيا ايراني ها را به عنوان مردمان وحشي و بي فرهنگ مي دانند و قرار نيست كه شما چون زبان تركي بلد نيستيد تركها و تركيه جاي بدي باشد كاش ما هم يكمي فرهنگ و ادم بودن را تركها ياد مي گرفتيم . شما با پاسپورت تركيه مي توانيد همه جاي دنيا حتي بدون ويزا مسافرت كنيد ولي با پاسپورت ايران حتي كشورهاي عربي با ايراني ها مثل كارگران بنگلادش و ساير كشورهاي فقير و مثل خلافكارها برخورد مي كنند.

ارسال نظر