دوشنبه، ۱ اسفند ۱۳۸۴

4shanbesori.jpg

چهارشنبه سوری يكی از بهترين فيلم‌های ايرانیه كه توی اين چند سال اخير ديدم و اين بهترين بودنش، نه بخاطر بازی خوب هنرپيشه‌هاش _ كه خب انصافاً هم خوب بازی كردند _ بلكه بخاطر پرداختن به مشكل و معضلی بود كه اين روزها حقيقتی است كه متأسفانه وجود خارجی داره و شايد هم يه جورايی داره اپيدمی و همه‌گير ميشه. داستان فيلم در رابطه با زندگی‌های مخفيانه و غير رسمی‌يه كه به موازات خيلی از زندگی‌های قانونی يه زن و شوهر ايرانی وجود داره. خيانت واژه خيلی قشنگی نيست كه بشه به اين ارتباطات اطلاق كرد ولی خب واقعيت اينه كه خيلی مواقع اين ارتباطات وجود داره، رشد ميكنه، يه مدت بعد ريشه ميدونه و وقتی شاخ و برگ ميده اونوقته كه ديگه قطع كردنش خيلی سخت ميشه. انصافاً هم كه اصغر فرهادی بخوبی به اين مسئله پرداخته و ايكاش دستش يه كمی بازتر بود تا ميتونست اين مسئله رو بيشتر بررسی و تجزيه تحليل كنه تا مشخص بشه شروع اين معضل از كجا ناشی ميشه. ايكاش ميشد سرچشمه‌های اين رودخونه گل‌آلود رو معلوم كرد.

تا اواسط فيلم ميشه، مژده _ هديه تهرانی _ رو زنی شكّاك و بدبين دونست و همۀ حق و حقوق رو يه‌ طرفه به مرتضی _ حميد فرخ‌نژاد _ داد....

[ اولش مجبور شدم دو سه خطی در رابطه با داستان بنويسم ولی چون همين چند خط نوشته يه جورايی كل ماجرا رو مشخص ميكنه و توی چند تا كامنت اول فقط فحش خواهر مادر بهم ندادند، بنابراين اين قسمت رو حذف كردم تا شكل و شمايل داستان معلوم نباشه و كسانی كه ميخوان نظر بدند در راستای موضوع اصلی، يعنی زندگی‌های غير رسمی نظرشون رو بنويسند ]

... در آخر فيلم از وقتی كه بقصد ترك سالن سينما از روی صندلی بلند ميشی و شال و كلاه ميكنی تا وقتی بری و به دم در ماشين برسی مطابق هميشه! از زبون خيلی از خانم‌ها اين جملات كه " شما مردها همه‌تون همينجوريد. اصلاً جنس‌تون خرابه. جون به جون‌تون كنند بدذات هستيد و ... " ميشنوی. من به بقيه آقايون و خانم‌ها كاری ندارم ولی خودم در آخر فيلم نتونستم مجرّم و گناهكار رو بشناسم. نمی‌دونم حق با كی بود. مژده؟! مرتضی؟! نسرين؟! آيا واقعاً خيانتی انجام شده؟! آيا اصلاً مجرمی وجود داشته؟! آيا می‌بايستی .... و خيلی از آياهای ديگه كه از جمعه شب كه فيلم رو ديدم تا الان باهاشون درگيرم.

داستان فيلم حقيقتی است پنهان. اگه قراره سرمون رو بكنيم زير برف و هی با شعارهای جنسيتی همديگر رو متهم كنيم كه آره همۀ مردها هيز و چشم‌چرون و خاك تو سر هستند، اونها سيرُ مونی ندارند و شلوار كون‌شون كه دوتا و زير سرشون كه بلند بشه به تناسب چيزهای ديگه‌شون هم بلند ميشه و از اين حرفهای صد تا يه غاز و بند تنبونی، اينجوری به نتيجه‌ای نمی‌رسيم و مسلماً قافيه رو باختيم. توی تاريخ اينی كه خيلی از مردهای ايرانی هيز بودند و فقط اكتفا به همسر خودشون نكردند و هی با اين و اون جفتك انداختند ثبت شده. بنابراين اينگونه روابط وجود داشته، وجود داره و مطمئناً وجود هم خواهد داشت. متأسفانه در رسم و رسوم و فرهنگ و سنّّت ما بهرحال بنوعی هرزه‌گی آقايون تعريف شده و حل شده است ولی من اصلاً قصد حمايت از اين قانون نانوشته رو ندارم البته شايد روزگاری فقط وقتی آقای خونه شلوارش دو تا ميشد يه زندگی غير رسمی در كنار زندگی رسمی و قانونی خود دست و پا ميكرد و هرازگاهی سری و دمی به خمره ميزد ولی صد افسوس هم اكنون براحتی ميشه خانم‌های متأهلی كه زير سرشون بلند شده و ارتباطی آنچنانی دارند رو هم ديد. نه اينكه قبلاً نبوده، بوده ولی متأسفانه الان خيلی بيشتر از اونیه كه ميشه تصور كرد. تو رو خدا باز داد و بيداد نكنيد كه چرا مردها هر غلطی كه می‌خوان ميتونند بكنند ولی زن بايد بشينه توی‌خونه و غذا درست كنه و كون و كهنه بچه رو بشوره؟! در فرهنگ ما به اشتباه مرد هر غلطی ميتونه بكنه ولی كمتر ديده بوديم بعضی از خانم‌های متأهل نيز اينچنين بتازونند!

امروزه بواسطه عدم برخورد درست و منطقی با اين ناهنجاری _ داشتن زندگی‌های غير رسمی _ و فقط اكتفا كردن به يه سری حرفهای خاله زنكی و عدم ريشه‌يابی درست، شاهد زندگی‌هایی هستيم كه خيلی وقتها به اولين سالگرد نميرسه، زندگی‌هايی كه خيلی زود تموم آمال و آرزوهای پسر و دختر متلاشی ميشه، زندگی‌های كه زن و مرد در كنار هم هستند، با هم زندگی می‌كنند، شام می‌خورند، مهمونی ميرن، شب كنار هم می‌خوابند ولی فقط بواسطه وجود بچه و حرف مردمه كه متاركه نكردند و بنوعی طلاق خاموش گرفتند. باز هم اونها كه متاركه می‌كنند وضعيت‌شون بهتره و بنوعی تكليف خودشون رو با زندگی مشخص كردند ولی اون طلاق‌های خاموش و تحمل كردن همديگه سخت‌تر از هر سختيه. مطمئن باشيم خيلی از اونايی كه هر روز توی دادگاه‌های خانواده دنبال پرونده‌شون پرسه ميزنند و خيلی از همسرانی كه هنوز با هم دارند زير يك سقف زندگی می‌كنند ولی سالهاست همديگر رو لمس نكردند، يه روزهايی عاشق و معشوق هم بودند. بنابراين بايد اين عشق و علاقه تداوم داشته باشه كه اگه نباشه خيلی چيزها زير سوال ميره. به نظرم وقتی پايبندی يه زندگی همش به واسطه‌ها وابسته ميشه اون زندگی نباشه خيلی بهتره. پس چهارشنبه سوری رو حتماً ببينيد _ قراره برم و دوباره ببينمش _ و قبل از اينكه فلسفه وجودی زن و مرد رو زير سوال ببريم و هی صورت مسئله رو پاك كنيم، يكبار كلاه خودمون رو قاضی كنيم و يه نگاهی به خودمون بندازيم، شايد علّت اين جفتك‌ زدنهای عاشق قديمی رو توی وجود خودمون ديديم!

۳۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

بهت یاد ندادن زود نری فیلمو واسه کسی تعریف کنی؟
*****************************************************************
k1: نه، ياد ندادند!

دیشب هم یکی تقریبن واسه من تعریفش کرد اما روم نشد بگم آخرش رو نگو!
****************************************************************
k1: .منهم آخرش رو نگفتم اونهايی كه گفتم تازه وسطش بود

mast

حالا بايد همه فيلمو از اول تا آخر تعريف مي كردي؟!!
******************************************************************
k1: اي بابا من همش نيم خط از فيلم رو نوشته بودم كه اون رو هم پاك كردم!

Marjaneh

خيلي كار بدي كردي كه تعريفش كردي ... خيلي ها هنوز نديدنش ...خوب شد كه من ديدم چون اگه اينا رو خونده بودم مطمئنم مزه اش حسابي رفته بود !
********************************************************************
k1: خب ظاهراً تعداد اعتراض‌ها داره زياد ميشه!

لیلا

کلی مطلب نوشته بودم ظاهرا همش پريد ! من خودم خيلی عشق فيلم هستم و مشتاقانه منتظرم اين فيلم اينجا هم اکران بشه (من اصفهان هستم ) و اتفاقا خوشم مياد داستان فيلم رو از قبل بدونم گرچه احتمالا اين از اون فيلمهاست که بيشتر از يک بار خواهم ديد .در مورد اين سوژه هم فکر می کنم طرحش جسارت اميزه در اين فضای سرشار از پنهانکاری و ريا !
راجع به موضوع خيانت چون من خودم مطلقه هستم زياد باهاش برخورد داشتم ! بيشتر پيشنهاداتی که واسه رابطه و دوستی بهم شده از جانب اقايان متاهلی است که با نهايت اعتمادبنفس در پاسخ من راجع به تعهد نسبت به همسرشان اين را حق طبيعی !!! خود ميدانند که خارج از چارچوب خانواده هم ارتباط داشته باشن حالا بعضی ها بصراحت و بعضی ها با هزار جور اسمان ريسمان بهم بافتن راجع به معايب و اشکالات همسرشان ! تاکنون به اينگونه پيشنهادات پاسخ مثبت نداده بودم اما يکبار دچار اشتباه شدم ويکی از اين حضرات با زبان و حرافی مخم رو زد !!! البته بلاخره سرم به سنگ خورد و ادم شدم ! اما درس بزرگی از اين رابطه کوتاه مدت گرفتم و به اين نتيجه رسيدم که اصولا شخصی که به همسر خودش خيانت ميکند ادم قابل اعتمادی نيست و بدنبال رابطه سالم هم نيس فقط يک سرگرمی و بازيچه ميخواد . ميدونم تعدادی از خانمها و حتی دختران خيلی جوون درگير روابطی از اين نوعند و اکثرا هم برای نيازها و علیالخصوص پر کردن تنهائيشون ولی راستش فکر می کنم ارتباط با مرد متاهل نه تنها تنهائی ادم رو پر نميکنه که برعکس بعد از مدتی بيشتر احساس تنهائی ميکنی و البته نميشه مردان رو يکطرفه محکوم کرد تا وقتی ما زنها خودمان به اين روابط تن بديم اين داستان ادامه داره .راجع به خانمهائی که متاهلند و خيانت ميکنن قضاوتش واسه من سخته چون مواردی که پای درددلشون نشستم همگی مدعی بودن که از شوهرشان بی توجهی می بينن و يا شوهره با ديگران ميپره و اونا دارن به خيال خودشون تلافی ميکنند ( البته به نظرم اينا هم توجيه قابل قبولی نيس).با شما موافقم که اين مسئله بايد از نظر فيزيولوژی و روانشناسی و جامعه شناسی مورد ريشه يابی و تحليل قرار بگيره و با قضاوت و نتيجه گيری من و ما اين معضل که متاسفانه در فرهنگ ايرانی پنهانکاری تشديدش هم می کنه حل نميشه . باز هم از شما برای طرح اينگونه سوژه های جالب ممنون خوشحالم که بقول خودتان هر چند دير اما بلاخره وبلاگتان را کشف کردم . شاد باشی
****************************************************************
k1: شما دقيقاً به موضوع خوبی اشاره كرديد. برای شناخت بهتر بايد به مسايل فيزيولوژی، روانشناسی، جامعه شناسی‌و خيلی چيزهای ديگه دقت كرد. بهرحال ممنون كه از تجربيات‌تون هم برامون نوشتيد.

يه تفكر عميق همراه با يه تاسف عميق تر

من از نقدت ممنونم ولی بازی ها اصلا تعریفی نداشت
*******************************************************************
k1: ولی من از بازی هنرپيشه‌ها هم خيلی خوشم اومد.

فکر مي کنم اين مسئله اي نيست که مختص به ايران باشه . مي شه به همه جاي دنيا تعميمش داد ، ولي خوب چيز خوبي هم نيست !!
*******************************************************************
k1: بعيد بدونم توی كشورها و فرهنگهای ديگه قضيه به اين شدت و جدت باشه.

مي خواستم كلي نظر كارشناسي بدم ... ولي حسش نيست!

راستي شما رسم نداريد بازديد پس بديد؟!

.......v///…..........
………(•)(•)/……..
.. ooO¤(_)¤Ooo…
...acrid.blogfa....
من ایــــنــــجا بودم
....Oooo..............
.....(....)...oooO...
......)..(....(....)....
.....( _ )....)..(.....
...............( _ )....
...جعل این امضا...
نشانه بی فرهنگی
جاعل می باشد!
.........................
من و مادر کنار دار قالی
همیشه روز و شب مشغول کاریم
در این تنها اتاق خانه باید
میان باغ قالی گل بکاریم

ولی فرش اتاق ما بجز یک
گلیم کهنه چیز دیگری نیست
تمام زحمت روز و شب ما
خداوندا برای خانه ی کیست؟!

همیشه با نخ خوشرنگ باید
ببافم بوته ها را غنچه ها را
تمام نقش قالی های ما هست
پر از گلهای رنگارنگ و زیبا

ولی یک روز نقشی میکشم من
که شاید بهتر از نقش باشد
ببافم با دو دستم فرشی آن روز
که نقشش خانه ای بی فرش باشد
****************************************************************
k1: دستت درد نكنه چه گل و بلبلی كشيدی اينجا و چقدر اين كامنت‌دونی رو خوشگل كردی!


آسیه

من كه انگار يك 12-10 سالي دير اين چيزا رو فهميدم.خيلي هم دير شده..
******************************************************************
k1: نه بابا ماهی رو هر موقع از آب بگيری تازه است!

خیلی از این پست تون خوشم اومد. بله. موافقم. مسئله ی خیلی ها در زندگی امروز ماست.

نكته اين فيلم هم مثه خيلي از دردهاي كهنه اي هست كه وجود داره و فراموش شدن. تا زماني كه كسي دست روي اين موضوع ميذاره و تازه آدم به خودش مياد و به ياد اون زخم كهنه ميفته. بهترين كار همون پيشنهاد خودته" قبل از اينكه فلسفه وجودی زن و مرد رو زير سوال ببريم و هی صورت مسئله رو پاك كنيم، يكبار كلاه خودمون رو قاضی كنيم و يه نگاهی به خودمون بندازيم"
*******************************************************************
k1: تو هم كه هر موقع ميخواهی نظر بذاری ورميداری نصف مطالب خودم رو كپی ميكنی!

چون هنوز فیلم رو ندیدم نمیتونم حرفی بزنم ! اما در کل حرفات رو در مورد این مشکلا قبول دارم و کلی هم از کلمه طلاق خاموش که گفتی خوشم اومد.
گناه و اشتباه جنسیت نداره ! هر دو میتونن به یه اندازه مقصر باشن.
وقتی محیط خونه نتونه اینقدر گرم و قشنگ و صمیمانه باشه ! وقتی یه طرف نتونه طرف دوم رو جذب کنه ، وقتی . . . پس میشه گفت هر دو به یه اندازه مقصرن ! بحث هوس و تنوع طلبی چیزه دیگه ای که باز هم ربطی به جنسیت نداره.

کیوان دیروز تو و بلفی هر دو به این مساله اشاره کرده بودین. خیلی بهش فکر کردم. درسته که در همه جای دنیا اتفاق میفته. اما تو ایران داره به یه قضیه عادی تبدیل میشه. متاهل های قدیمی ادعا می کنن ازدواجشون اجباری و از روی رسم بوده و حالا می خوان عشق رو تجربه کنن اونهم 10 ها بار!! جدیدترها یه جور کلاس گذاشتن می دونن و اینکه بگن از خانمشون حساب نمی برن. چون شخصن با زنی که به همسرش خیانت کرده برخورد نداشتم نمی دونم چی بگم اما معمولن بهونه اینه که بی توجهی یا خیانت دیدن.پشت خیانت هزاران دلیل اجتماعی و روانشاناسانه وجود داره. اما اگه بخوام بی تعارف بگم مردمان ایران بنا به هزاران دلیل اشکار و پنهان دارن به سوی نوعی بیماری جنسی پیش می رن... امیدوارم در اشتباه باشم
*******************************************************************
k1: در اشتباه نيستی به نظرم داری درست هم فكر ميكنی ولی به نظرت روش درمان چيه؟! حداقل واسه تجويز برای يه جمع كوچيك و خودمونی؟!

فيلم رو ديدم ... بازي ها زيبا بود اما بعضي جاها ديالوگ ها اعصاب آدم رو خورد ميكرد ... مخصوصا مرتضي ...
در باره موضوع هم به نظر من بايد ايراد رو توي زنه پيدا كرد ... حتما يه جايي كه بايد راه ميداده نداده كه مرده رفته سراغ زن همسايه (چقدر هم زشت بود !!)
******************************************************************
k1: اگه بخواهيم خيلی بچه‌گونه و عاميانه به قصيه نگاه كنيم دقيقاً همينه كه گفتی.

شيرين

اول برم فيلم رو ببينم بعد ميام نظر ميدم.
البته ميدونم كه در مورد فيلم نظر نخواستي بلكه در مورد سوژه فيلم نظر خواستي.
بايد بگم تجربه بهم ثابت كرده كه زود نسخه نپيچم و به يه چوب نزنم. بايد توي اون شرايط و موقعيت بود. من هيچ كدوم رو مقصر نميدونم و به هر دو طرف حق ميدوم.
عشق و علاقه درختيه كه نگهداري و ابياريش از كاشتنش مهم تره.
به صرف اينكه طرف عاشق من بوده نميشه ازش انتظار داشت كه سالها اين احساس رو تمديد كنه! و از همه مهم تر انسان موجوديه به شدت تحت تاثير محيط و شرايطي كه توش قرار ميگيره بنابراين موجوديست متغيير. اين يه واقعيته كه قابل انكار نيست .
*******************************************************************
k1: خب با توجه به جميع جهات چه بايد كرد؟!

سلام.
يه روز يه سوال از خودم پرسيدم...به نظر ساده ميومد ولي واسه پيدا كردن جوابش كلي فكر كردم...
فرق "بي وفايي" با "خيانت" در چيه؟
ميدوني...هر جا حرف از خيانت مطرح ميشه يه جنبه جنسي هم مطرحه...
راستش اين فيلم اون جوري كه بايد به نقش مخرب اون زن توي رابطه زناشويي تاكيد نكرده بود...
هر چند تكه هايي ازش پيدا بود...اينكه مدتيه غذا درست نكرده يا اينكه دنبال بچه ش از مدرسه نرفته...
ولي نقش خيانت مرد ( نه بيوفايي...خيانت) خيلي پر رنگ و آبدار جلوه داده ميشه...
قشنگ بازي كردن هر دو نقش اول هم يه نكته مهم فيلم بود...
زن تو جامعه ما نميتونه رابطه خارج از ازدواج داشته باشه ولي مرد...شايد...اين ضقيه همون فنريه كه هر چي بيشتر فشارش بدي بيشتر مقاومت ميكنه...
فرق تاهل با تعهد اينجا مشخص ميشه...
خوش باشي...
***************************************************************
k1: بهرحال نگه داشتن هر چيزی تو شرايط معقول و منطقی و نرمال كار سختيه.

واقعا فيلم خوبي بود... بازيها و داستان فيلم. عالي بود.

من دو روز همراه مريض بودم توي بيمارستان. تو يه اتاق 6 تخته تنها همراهي كه شوهر و دوست پسر به طور همزمان نداشت من بودم! بقيه خانم ها همه شوهر+چند بچه+دو سه تا دوست پسر داشتند كه شوهراشون ساعت ملاقات مي آمدند و دوست پسراشون هم خارج از ساعات ملاقات!! براي من كه خيلي جاي تعجب داشت... موندم كه دنيا داره به كجا ميره!
*****************************************************************
k1: البته شايد قضيه اين قدرها هم كه شما ميگيد شور نباشه ولی متاسفانه حقيقتی كه خيلی مواقع وجود داره. راستی شما كدوم بيمارستان خوابيده بوديد؟! ميگفتيد ميومديم ملاقات!.

آراد

این فیلم دیدم.
حرفهایی رو که گفتی خانوما میگفتن بعد از فیلم رو من هم شنیدم:(همه مردها همینجوریند,......)
دوباره اون شب کلی اعصابم بهم ریخت
دوست داشتم با لگد بزنم تو دهن اون دختره که وقتی داشتم از سینما می اومدم بیرون پشت سرم داشت به یکی میگفت 100% مردا اینجورین.
همیشه تو زندگی سعی کردم به1 چیزایی پایبند باشم و بودم
دوره لیسانس تو اون دانشگاه با اون وضع با اینکه کلی معروف بودم , می تونستم هر غلطی کنم , نکردم ,دوره فوقم همینطور
پارسال زمستون بود که با 1 مثلا" دختری آشنا شدم , اینو بگم که اول اون اومد جلو نه من,عاشقش شدم....................
تصور می کردم حالا که دیگه 26 سالم شده ,آدمی شدم,دیگه همه دارن بهم میگن آقای دکتر ,وقتشه به ازدواج فکر کنم .
ازدواج با اون آشغال با اون عوضی ج....
چقدر قشنگ اون 2 ماه بازی کرد , داستان گفت , چقدر زیبا از آینده میگفت آینده ما..........
تویی که اینقدر راحت نسخه مردا رو بطور کلی می پیچی دوست دارم 1 لحظه حال من رو درک میکردی وقتی فهمیدم شوهر داره با 1 پسره 4 ساله......................
شوهری که فقط 3 ماه بود برای کاری رفته بود لندن...............
فقط یادم فریا می زدم .... آخه میدونی خیلی درد داشت.
هنوز بعد از 1 سال نمی فهمم چرا اون دیگه؟
با اون چهره زیبا , با اون تحصیلات , با اون شوهر فوق العاده ایده ال, با اون ثروت ,.......
ولی من , 1 ساله همیشه حالت تهوع دارم
حالت تهوع از یادآوری تک تک اون روزها , از دیدن اون جاههایی که با اون رفتم ,تئاتر شهر ,سینما فرهنگ,میلاد نور,سوپر استار,سرخه...
حالت تهوع دارم از دیدن هرچی دختره...
نمی دونم کی خوب میشم.شاید هیچ وقت
آره حالم بده , دوباره زخمم سر باز کرده.....

راستی 1 سوال کیوان خان ؟ اونو بعد از فیلم بین اون خانومایی که داشتن به مردا بدو بیراه می گفتن ندیدی؟آخه خیلی بازیگر بود خیلییییییییییییییییییییییییییی
*******************************************************************
k1: نمی‌دونم بايد چی بايد بگم، متاسفم.

همين كه تو خوشت اومده يعني شاهكاره!! در اولين فرصت برم ببينمش... ظاهراَ چه خوب كاري كردي كه داستان رو تعريف نكردي... طلاقهاي خاموش، همون چيزيه كه من مجرد رو از ازدواج كردن مي ترسونه...
*******************************************************************
k1: ميترسی يا خواستگار نداری؟!

آرمان

من نمي فهمم چرا اين قدر قضيه رو گنده مي كنين؟ اين طبيعت آدميزاده. ازدواج هم يه رابطه فوق مزخرف و غير انسانيه. هيچ دو تا آدمي رو پيدا نمي كني كه پنج سال، نه ده سال چش تو چش هم زنگي كنن و از ريخت همديگه بيزار نشن. دو تا دوست همجنس كه تعهدي هم نسبت به هم ندارن (اونايي كه چند سالي تو خوابگاه بودن مي فهمن) به سختي مي تونن بيش از يكي دو سال كنار هم دوام بيارن. حالا اين قرارداد اجتماعي مسخره با اين همه قيد و بند نفسگير كه جاي خود داره. علتش رو در اين پيدا كنيد. در اين كه رابطه ازدواج (تو اين سرزمين) به مسخره ترين، پرهزينه ترين، غيرانساني ترين و احمقانه ترين رابطه دنيا تبديل شده...
****************************************************************
k1: ظاهراً شما اصلاً با فلسفه ازدواج مشكل داريد؟! بهرحال اينهم عقيده‌ايست و قابل احترام. بهرحال وقتی قرار شد كسی ازدواج نكنه ديگه تأهل و تعهد و خيانت و مهر و وفا هم معنی نداره!

یه مقدار با نظرت موافقم و خیلی زیاد نه..شاید درست نباشه هنوز که هر چقدر هم مرد زیرآبی بره و روابط چند گانه و جانبی در کنار زندگی اصلیش داشته باشه زن تا اینکار رو میکنه حالا به هر نحوی و با هر شدتی سریع همه انگشتها به طرف اون نشونه میره و متهم صد درصد شناخته میشه... تو هم یه مردی مثل بقیه و به هر حال به اینکه قبول داری که جنستون خرابه ولی باز هم نمیخوای حتی تصور کنی که یه زن هم میتونه جنسش خراب باشه چون اگه باشه هزار تا انگ دیگه بهش زده میشه پس منصفانه قضاوت نمیکنی... من فیلم رو دیدم و به نظرم اون حالتهای عصبی و استرسهای مژده به خاطر زندگی و عشق به شوهرش ولی وقتی آخر فیلم رو میبینی و لحظه ها و جمله های اول فیلم که مرتضی می گفت رو یادت میاد میبینی چقدر راحت دروغ میگفت و چقدر راحت قسم میخورد حتی به جون عزیزاش پس حق داری که چندشت بشه از هر چی قسم و توجیه و توضیحه .. ادعای عاشقی همیشه راحته ولی اینکه چقدر بهش عمل میکنی مهمه ..
حرف اگه بخوام بزنم زیاده پس بهتره دیگه ادامه ندم
خوش باشی
******************************************************************
k1: ممنون بابت انتقادات‌تون ولی قبل اينكه شما يادآوری كنيد ما مردها جنس‌مون خرابه كه من خودم به اين نكته نه چندان ظريف اشاره كرده بودم!
راحله خانم بنظر من در رابطه با اين مسئله شايد ديگه درست نباشه كه دنبال مقصر ( از لحاظ جنسيتی ) بگرديم بلكه حقيقت اين است كه اين معضل وجود دارد و می‌بايستی بدنبال راهكار درست باشيم و اين ممكن نيست مگر اينكه چند بعدی به مسئله نگاه كنيم. ( فيزيولوژی، روانشناسانه، مسايل اجتماعی و جامعه ‌شناسی و .... ) بهرحال شايد مژده برای ابراز عشق و پايداری زندگيش می‌بايست به راه‌های ديگه‌ای متوسل ميشد. قصدم جانبداری از زن و مرد نيست يقينناً در اينگونه موارد هر دو مقصرند پس ديگه درصد خطا زياد مهم نيست.

عجيب اين مساله داره تو جامعه رشد مي كنه... رشد بي رويه....
****************************************************************
K1: مگه رشد با رويه هم داريم؟!

لادن

..من غریبه با این موضوع نیستم از بچگی دعوا پدر و مادرم وحرفها و حدیثها هنوز زنده و قوی است و این دردناک بود چون این موضوع کاملا دو درفعه بود ...تصوری که از این زنها داشتم و تنفری که در من بود و هست ادامه داشت تا با زوج جوان(دوست دختر و پسر)اشنا شدم .حدودا 19 ساله و 25 ساله که 2 سال بود از اشناییشان می گذشت .از تفا همی که با هم نداشتن ودعواهای تمام نشدنی واسارت تمام مدت دختر در خانه و در واقع عشقی که شاید بود ولی بسیار کم رنگ بود واین حس که چرا ادامه می دهید .....دردناک و چندش اور بود وقتی فهمیدم که پسر دارای همسر جوان و پسری 2 ساله است ....دیدن زندگی و پولی که خرج می شد....دیدن صورت کم سن و سال دوستم و تصور نازیبایی که از این زنها داشتم ...من را به فاصله گرفتن و ندیدن و نشنیدن واقعیتی که وجود داشت مجبور کرد .حرفهایی که همیشه دلم می خواست به این افراد بزنم و تفی که ...حیف.....واقعا فکر نمی کنید ما زنها مقصریم وقتی با اگاهی از وجود زن و بچه به رابطه مخفیمان ادامه می دهیم ...ما به دنبال جه می گردیم ...
****************************************************************
k1: بهرحال قضاوت در اينگونه موارد بسيار سخت است. شايد نكات ظريفی وجود داره كه ما آنرا نمی‌بينيم. همه ما شاهد چنين ارتباطات بوده‌ايم ولی روش و درمان ان كاری سخته. نه فقط خانم بلكه آقا هم مقصر است و نه فقط آقا بلكه خانم نيز مقصر است..

اصلن خیلی خوبه که میای تو کامنت دونی! واسه جمع خودمونی؟ نمی دونم واقعن! فقط یه نکته: شاید اگه آقایون بین خودشون و حتا تو جمع خانوادگی انقدر به شوخی این مساله زن دوم و سوم رو چیپ نکنن و عادی نکنن ، و وقتی یکی با افتخار تعریف کرد دختر خوشگل سرخیابون رو سوار کرده که عجب هلویی بود، دوست اون اقا تشویقش نکنه و نگه ایول عجب مارمولکی هستی تو! ، شاید شاید اونم یه لحظه ته دلش بگه همچین شیرین کاری هم نبوده!! مشکل اینه که دنبال دخترا افتادن موجب افتخار و کلاسه متاسفانه. در مورد خانما بهش فکر می کنم اما کمتر زنی رو سراغ دارم که اگه از عشق همسرش مطمئن باشه با مرد دیگه ای بره. تو پیشنهاد بهتری داری؟
*****************************************************************
k1: بهرحال اينجور شوخی‌های كه بقول شما توی‌جمع‌های خانوادگی خيلی هم رايج شده قبح و زشتی‌ عمل رو از بين ميبره. ظاهراً وفای خانم‌ها اينجور مواقع بيشتره و اگه يه همسر خوب و مناسب داشته باشند به زندگی پايبندتر هستند پنداری بر اساس يه سری خصلت و خلق و خوی‌های مرد بايد اول يه فكری به حال اين موجودات بكنيم!

ليلا

كامنتدونيت مشكلي داره ؟!
****************************************************************
k1: من كه باهاش مشكلی ندارم، شماها رو نميدونم.

" من مجرد" فكر كنم يعني "من نوعي" !!!!

بايد با ديد بازتري به يك زندگي نگاه كرد و واقعا با تمام وجود احساس كرد كه نيمه يك زندگي هستي و با لرزيدن تو تمام زندگي مي لرزد

ليمو

راستش من از زبون کسي دارم مينويسم که خودم يک دوره دوست داشتن, رابطه با ديگري و بازگشت رو تجربه کردم. نظرات رو خوندم. کمي يک طرفه بود و بيشتر رنگ و بوي اينو داشت که اين کار جنبه منفي داره. خوب اين جور نظر دادن يک کم طبيعيه چون ما تازه داريم پله هاي اول دموکراسي فردي رو تجربه مي کنيم! ديدم يک جاهايي بحث سر چرايي اين موضوع است که خوب تا يک حدي دلايل اونو ميتونيد روي اين وب سايت در بخش دلايل خيانت بخونيد: http://www.mardoman.com/family/index.aspxولي در مورد چرايي شيوع اون توي جامعه, خوب تا حدي ميتونه به خاطر دوران گذار توي جامعه ما باشه. كه بايد اجازه داد يك چيزايي تجربه بشه و حتي تا ممكنه ده سال ديگه زناي ما بيشتر از مردا از اون ور بام بيافتند. بعد كه اين دوره رو طي كرد و زناي ما هم به يك توانمندي رسيدند,جامعه به يك حالت تعادل ميرسه و يا نه, اينكه به مرحله اي ميرسه كه هر كس حق انتخاب داره... از طرفي ميخوام بگم زندگي آدم , فراز و نشيب هاي زيادي داره و هيچوقت تا توي اون شرايط قرار نگيري نميتوني براي ديگران دستور العمل بدي که کدوم خوبه کدوم بده! مهم اينه که موندن توي اينجور رابطه ها از سر انتخاب باشه نه ناچاري. چرا اون ديگري که مورد خيانت (گرچه اين وازه رو دوست ندارم) قرار گرفته توي اون رابطه مونده؟ نه اينكه از سر ناتواني. نيازمندي و ناداني است؟ پس بهتر نيست بيشتر توانايي هاي خودمونو بالا ببريم كه اگر ديگري اينكار رو با ما انجام داد و ما انتخاب كرديم كه توي اون رابطه مثلثي بمونيم يا ازش خارج بشيم با آمادگي باشه تا بدون آمادگي و غصه خوردن. روي انتخاب تاكيد مي كنم چون مي دونم كه خيلي ها كه توي رابطه به ظاهر سالم خانوادگي موندند بر اساس چيزايي كه تفكرات خانواده, جامعه, دين, اخلاق, نيازمندي, نا آگاهي و ناتواني به اونا تحميل كرده! شايد اگه اونا هم در شرايط ديگري بدون در نظر گرفتن اينها قرار بگيرند مي تونند آدم ديگري باشند. شايد بگين اخلاق چيز خوبيه. درسته ولي معيارهاي اخلاق هم در حال تغييره , و استاندارد نداره. چرا كه تا 50 سال پيش دوست پسر داشتن توي جامعه ما همينقدر قبح داشت كه الان اين موضوعي كه داريم روش بحث مي كنيم داره. 20 سال پيش عرف جامعه يك دختر محجوب رو مي پسنديد, حالا محجوب بودن يك معيار چندان مطلوب نيست. خلاصه من متاسفانه جايي نيستم كه بتونم اين فيلمو ببينم و اين نظرم بيشتر بر اساس كامنت هاي اينجا نوشتم. به اميد روزي كه تك تك آدما اونقدر آزاد باشند كه بتونند انتخاب كنند...

ليمو

بك موضوع ديگه رو جا انداختم و اون اينه هر كدوم از اين روابط بهايي داره و فردي كه توي اون رابطه قرار ميگيره بهاشو ميده... اگر كسي مي خواد مجرد بمونه, بچه داشته باشه يا نداشته باشه, همخونه داشته باشه يا ازدواج كنه قرار بهاي اونو بده. ما بايد بدونيم كه اگر توي يك رابطه قرار نگرفتيم به خاطر چي بوده؟ به دليل اينكه دستمون نرسيد و براي همين براي ديگران بد ميدونيم؟ يا به دليل اينكه حاضر نيستيم بهاشو كه ممكنه حتي در كمترين حالتش طرد شدن از جامعه دوستان باشه بديم؟ روزي ما ميتونيم بگيم به يك رشدي رسيديم كه بتونيم هر دوستي با هر طرز تفكري كه ممكنه انتخاب ما نباشه رو كنار هم داشته باشيم در حاليكه به اون چيزي كه توي ذهنمون داريم پا بنديم.

shirin

فيلم رو ديدم. چيزي كه تو بهش اشاره كردي بيشتر در مورد وجود رابطه خارج از ازدواج يه خانوم متاهل به نظر مياد. كه در مورد اقايون و سوژه فيلم كه چيز تازه اي نيست و هر روز هم داريم ميبينيم هم ميشنويم!
من فكر ميكنم هنوز زمانش نرسيده كه موضوع رابطه مثلثي داشتن يه خانوم تو سينماي ما مطرح بشه و مسلما خيلي از عوام بر نميتابند و احتمالا اجازه اكران هم نخواهد گرفت. ولي فكر بدي نيست كه توي همين وبلاگها در موردش حرف زد.
با نظر ليمو هم موافقم.بايد ديد اگه توي اون شرايط خاص قرار گرفتي اونوقت عكس العملت چيه؟ بهاشو ميدي يا نه؟ ميدوني اين طرف يه تعهده و اون طرف يه عمر كه داره ميگذره و ديگه تكرار نميشه. تصميم توي ماندن و نديدن اونچه كه ارزوشو داري با كسي كه فكر ميكني همونيه كه عمري دنبالش بودي و چشم بستن ... و رفتن و پشت پا زدن به تعهدي كه فكر ميكني دست و پاتو بسته ، كار اسوني نيست.
مخصوصا اگه از ادمهايي باشي كه معتقدي فقط يك بار به دنيا ميايي و فقط يك بار فرصت زندگي داري.

n

سلام.آقا جون اسم پانته آ بهرام توي فيلم سيمين بود نه نسرين!
ولي واقعا فيلم اعصاب خرد كني بود.من واقعا از زندگي مي ترسم.
البته هر چي خدا بخواد همون ميشه...

واقعا فيلم خوبيه بيشتر از اين نميگم چون هر چي تو ذهنم بود راجع به اين فيلم خالي كردم تو وبلاگ غراضه’ خودم

ايران نيستم كه فيلم رو ببينم واسه همين خيلي دلم سوخت...ولي در مورد چيزهايي كه گفته بودي من با اين جور روابط مشكلي ندارم نميدونم كتاب زهير رو خوندي يا نه ولي در اون هم يه جورايي همين مطلب عنوان شده بود....متاسفانه طلاق در فرهنگ ما چيز بدي است حتي بدتر از خيانت! خب وقتي علاقه بين دونفر وجود نداره چطور ميشه انتظار داشت كه هر دو به زندگي وفادار بمونن؟؟ اصل اولي كه بايد باشه نيست!! پس بقيه اصول توجيه پذيره!! واسه من توجيه پذيره كه وقتي يه زن و مرد به جايي ميرسن كه ديگه جز حرف روزمرگي حرف ديگه اي واسه گفتن ندارند هر دو برن و قسمت خالي وجودشون رو با يكي ديگه پر كنن و چه بهتر كه طلاق بگيرن!! ولي توي اجتماع ايراني اين قابل قبول نيست متاسفانه!

ارسال نظر