سه شنبه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۴

امسال تقارن محّرم با بهمن باعث شد اين هفته چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه و شنبه تعطيل رسمی باشه. اين چند روز كه هوای تهران خيلی خوب بود و هر موقع كه از خواب بيدار شديم خورشيد رو خوشحال و خندون سينه‌كش آسمون ديديم ولی بنابر پيش‌بينی سايت يـاهـو ظاهراً از همين فردا كه قراره ما بريم مسافرت تا چند روز آينده هوا بارونیه. اينهم از شانس خوب ماست! الان هم ابرها همچين همديگر رو سفت و سخت بغل كردند كه هيچ روزنه‌ای بين‌شون وجود نداره و پنداری واسه ديدن خورشيدخانم ديگه هيچ جای اميدی نيست. هر چند نه ميشه به اين سايتهای هواشناسی اطمينان كرد و نه به آب و هوا و ابرهای گيلان و مازندران. چند روزی تعطيله و اين بهترين موقعيت واسه دور شدن از تهران و كار تكراری و روزمرگی‌هاست. من رو هم كه ولم كنند مطابق معمول از شمال سر درميارم. خُب بخاطر اينكه با بَر و بَچ و قوم و خويش بيشتر دور هم باشيم قرار شد من ديگه ماشين نبرم و همه با دو سه تا ماشين بريم. از همين الان ميدونم عمده حرفها و جر و بحث‌های اين مسافرت، در رابطه با شورای امنيّت و بحث غنّی‌سازی هستش. راستش عادت ندارم در رابطه با چيزهايی كه نميدونم اظهار نظر كنم. اين چند وقته، معلّم و كارگر و بقال و عمله و دكتر و نونوا و خياط و ساندويچی و دلّاك و راننده و شاطر و آب‌حوضی و خلاصه همه و همه شدند متخصص غنّی سازی اورانيم و آدم سياسی و ديپلمات. يارو تا حالا هواپيما سوار نشده ولی همچين راحت اوضاع و احوال سياسی دنيا و شورای حكّام رو آناليز می‌كنه كه پنداری داره در رابطه با آفتابه خونه‌شون صحبت ميكنه. به نظرم اين موضوع يكی از مهمترين مسايلی است كه ايران توی اين بيست سی ‌ساله اخير درگيرش بوده و بايد به بهترين شكل ممكن و فقط توسط آدمها و متخصصين و اينكاره‌ها حل و فصل بشه. بنابراين اينی كه تلويزيون دوربين رو ببره ميون جمعيّت و اونوقت همه آدمها و با يه طيف خيلی وسيع از لحاظ ريخت و قيافه و سليقه و تحصیل و سواد، متفق‌القول خواهان اورانيم و پتاسيم و منگنز باشند يه كاره چرت و غير عقلايی بنظر ميرسه. خيلی از اينهايی كه ميگن ما اورانيم می‌خواهيم فكر می‌كنند اورانيم يه چيز خوردنيه و با توجه به اين نكته كه مفت باشه كلفت باشه، چنين خواسته‌ايی دارند وگرنه والله بخدا من خودم اصلاً نميدونم اين اورانيم چيه و چيكار ميكنه؟! اصلاً غنّی بشه يا نشه چه فرقی با هم ميكنه؟! اصلاً چه جوری غنّی ميشه؟!

راستش من فقط نگرانم. نگران خودم. مادرم. زنم. زندگيم. خونواده‌ام. دوستان و همه ايران و ايرانی‌ها. دوست ندارم يكبار ديگه يه جنگ ديگه رو تجربه كنيم. حس ميكنم شرايط فوق‌العاده حساسه و تصميم‌گيری توی اين موقعيت نياز به خيلی عوامل داره. نگرانم و دوست دارم بدون هيچ واكنش نظامی و تحريم و خون و خونريزی همه چيز ختم بخير بشه. يه مدت سر چيزهايی كه نداشتيم بايد ميجنگديم و الان سر چيزهايی كه داريم. دوست دارم اين چهار صباح عمر رو در كمال صلح و آرامش و امنيّت زندگی كنم و توی اين مملكت ديگه جنگ و خونريزی نبينم. برام هم هيچ فرقی نميكنه چی قراره غنّی بشه. برام هيچ فرقی نميكنه چرا اون 27 تا كشور عليه ما رأی دادند و چی شد كه اون سه كشور ديگه موافق ما بودند. ماها آدمهای سياسی نيستيم كه بخواهيم به اين چيزها فكر كنيم. كار ما چيز ديگه و جای ما جای ديگه است. ما بايد ياد بگيريم چه جوری راحت و بی‌دغدغه زندگی كنيم و رجال سياسی بايد در رابطه با مسايل اينچنينی تصميم بگيرند و زمينه رفاه و امنيت رو واسه همه ملت فراهم كنند. بنابراين نه دوست دارم و نه سواد و علمش رو دارم كه بخواهم در رابطه با انرژی اتمی و آژانس بين‌المللی بحث و صحبت كنم.

شمال هم اين چند روز مراسم عزاداری و سوگواری بنابراين همه جا بسته است و ديگه بعيد بدونم حتی از شهرك بخواهم بزنم بيرون. قبلاً به هوای روزنامه و كافی‌نت مجبور بودم آق‌دايی رو تكون بدم ولی از قرار معلوم اينبار شعاع حركتی محدود به دور و بر ویلا و داخل شهرک ميشه و مطابق همه سنوات گذشته، خوردن و خوابيدن در اهم كارها قرار ميگيره. چند تا فيلم و يكی دو تا مجله و يه كتاب، ره‌توشه اين مسافرته. درگيريهای زندگی اينقدر زياد شده كه ديگه آدم وقت نميكنه يه كمی بخودش برسه. صبح تا شب عينهو يه حيوونی كه واق واق ميكنه و اسمش هم سگه همش مجبوری بدويی و پاچه بگيری بنابراين يه همچين اوقاتی بهترين موقعيت واسه اينه كه يه كمی ‌هم بخودت برسی. يه قسمتهايی از بدنم اگه ياری كنه حتماً روزی يكی دو ساعت ورزش و دويدن و قدم زدن هم جزء برنامه اين چند روزه هست. البته اگه اون قسمتها ياری كنه. از همين الان كه ساز ناسازگاری رو داره میزنه!

۲۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

اولا كه اول شدم, ثانيا مگه بده اين همه مردم چيز فهم داريم تو اين مملكت؟؟؟

داداش خيالت تخت جنگي نيست!
اما بدبختي هست!

اينجا همه عادت كردن راجع به هر چيزي اظهار نظر كنن. نه اينكه بد باشه ها، ولي بهتره هركس فقط در مورد تخصص خودش صاحب نظر باشه... كيوان، اينايي كه تو گفتي رو منم مي خوام ولي از اينكه يه آينده ي خوب رو به زور ازمون بگيرم هم حرصم مي گيره... به شمال سلام برسون بگو ما رو هم بطلبه!

آسیه

خوش بگذره...ما كه نگران هيچي نيستيم،تو هم نباش.نهايتش...

آهاي...پس حس ناسيوناليستي چي ميشه؟؟؟
يه نوشته از مصدق خوندم شايد ببيني بد نباشه...درسته كه مال خيلي سال پيشه ولي به نظر من كاملا درسته...:
" ... ملت ايران هرگز به شرايطي كه با استقلال سياسي و اقتصادي و شرافت ملي آن سازگار نباشد تن در نخواهد داد..."

دست به دعاييم برای صحت انشاالله

ishalla ke az jang o mang khabari nist!khoda be kheir begzaroone :) safar bekheir! khosh begzare havarTA

آقا كيوان يا كامران مي بخشيد شما چرا همش به اينو و اون گير ميدين واينقدر تحقير آميز برخورد ميكنين. اون از گير دادن به پر و پاچه ي مردم و اين هم از اينكه چرا ملت نظر ميدن. هر كسي تو زندگيش يه تخصص داره ولي مطمئنن در مورد دو تا چيز تو زندگيش نظر داده حالا چرا هسته ايش به بقال ربط نداره وقتي شما نگرانيت حمله و جنگ دوباره ست. فكر نميكني عكس العمل مردم اينطوريه و عكس العمل شما بيشتر وبلاگي؟! البته جسارته ها. شما ميگي عادت نداري در مورد چيزهاي غير تخصصيتون يا نداشتن اگاهي كامل نظر بدين و چطور در مورد جامعه شناسيه مردم كه چطور نظر ميدن نظر ميدين؟ حتي صحبت در مود آفتابه ي خونه هم تخصصيه و نميشه دست كم گرفتش و نسبتش داد به جامعه عوامي كه شما با بقال و كارگر و ... تعريفش ميكنين انگار. يعني برداشته منه و ممكنه درست نباشه. و نظر ديگه اي كه شايد باز هم در تخصصتون ناشه و ارائه كردين اينه كه صحبت در مورد مسائل هسته و يا استفاده يا عدم استفاده ش با چه معياري سياسيه؟ كه شما ميگين وارد سياست نميشين. من فقط دوستانه خدمتتون عرض ميكنم. و گرنه شما بيگن ماست سياه و يا اصلن بگين سفيده (يعني كلن حق با شما باشه) من حرفي ندارم. نگي اين يارو ديگه كيه؟! اگرم چيزي ميگم براي اينه كه سوال برام پيش اومده كه چرا اينطوري حرف ميزنين و تحليل ميكنين و اينقدر من لينك شما رو اينطورف و اونطرف ميبينم. لابد بايد چيزاي جذاب و يا خوبي بگين. التبه منم قضاوت نكردم هنوز و قصد دارم متنهاي بعديتون رو هم بخونم و حتمن دارم اشتباه ميكنم. مخلصانه عرض كردم.

یک دوست

درموردمطلبت نظری نمی توانم بدهم.فقط بایدصبرکردتاببینیم چه می شود.جالب اینکه گفتید هر ننه قمری درایران مفسرسیاسی شده ماهم هرشب دست کم دریکی ازکانالهای صداوسیمای بلادکفر(آمریکا)چهره جدیدی میبینیم که به تفسیروضعیت ایران وبررسی راههای مقابله بارزیم سمج آن ارائه می دهد.جالب اینکه برخی آنقدراطلاعات سطحی ازایران کنونی دارندکه گوش دادن به حرفهایشان جنبه تفریح برایمان پیداکرده.این چندروزکه مسئله چاپ کاریکاتوردرروزنامه دانمارکی هم اضافه شده وضعیت مضحک ترشده.دوست عزیز. خاتمی اگرهیچ کارنکردبینش سیاسی درجامعه ایجادکردکه حتی یک جوان دبیرستانی ماازخیلی ازاین کارشناسان کشکی اینهابهتر تحلیل سیاسی میکند.

راستش به نظرم اين حرف خيلي شعار گونه مياد كه" هر كي فقط راجع به تخصصش نظر بده" يعني يه بقال نبايد راجع به اينكه ديگران حق دارن به ما زور بگن يا نگن نظر بده؟ اين كه يه بحث مثلاَ راجع به چگونگيه غني سازي نيست كه تخصصي باشه اين موضوع بيشتر داره به يه چيزي تو مايه هاي عرق ملي تبديل ميشه كه براي خيليا مهمه.
مثكه زيادي نظرات مشعشعانه صادر كردم. شمال هم خوش بگذره.

بی خیال عجالتاً! کجای شمالی؟ روتونو ببینیم!!!

ممو

اقا من با هاتون موافقم ، تمام طول هفته هوا آفتابی و خوبست دقیقا اخر هفته ما که می شه می خوای بری تفریح کنی هوا بده .... همیشه همین طور بوده .... باز خوبه شما این شمال را دارید ... دوست هم دارید که باهاش برید .... ما اختیارمون دست این مسئولان پیست ها است که به محض امدن یه قطره از آسمان تفریح ما را تختته می کنند ... و باز دوباره شنبه هوا آفتابی می شه ....

ممو

اقا من با هاتون موافقم ، تمام طول هفته هوا آفتابی و خوبست دقیقا اخر هفته ما که می شه می خوای بری تفریح کنی هوا بده .... همیشه همین طور بوده .... باز خوبه شما این شمال را دارید ... دوست هم دارید که باهاش برید .... ما اختیارمون دست این مسئولان پیست ها است که به محض امدن یه قطره از آسمان تفریح ما را تختته می کنند ... و باز دوباره شنبه هوا آفتابی می شه ....

خوبه كه آدم گاه گداري هم اين سگ دو زدن هاي الكي رو ول كنه و به خودش برسه .

bahar

salam
teflak hamsare aziz ke maghame sevom ra dar delet dareh!!!!!!!!!!!!!!

mahsa

khosh bashid

سلام مهندس جان... جالبه كه براي تائيد گرفتن از مردم، راهپيمائي 22 بهمن رو ملاك قرار دادن... كه از سالها پيش به عادتي براي تفريح و خريد و سرگرمي و ... گروهي از مردم تبديل شده!.. عوامفريبي جالبيه! اگر راست ميگن توي اينترنت نظرخواهي كنن

ba dorood . besyar ziba bod. bayaniyei darim agar negahi beyandazid sepasgozarim.

به شددددددت موافقم! اورانيوم رو از جدول مندليف توي شيمي دبيرستان يادمه :))) خوب خوش گذشته پس حسابي. نكنه توي شمال هم همسايه هستيم؟!

اما بعضي ها از جنگ خوششون مياد!!!

سلام و عرض ادب در وكنيم اول
خلي شلوغ پلوغي
دمت گريس و مازوت و گازويل و هر چي روغنه كه استادي توي نقد و طنز.
من كي باشم اصلا ازت تعريف در وكنم باقلبا

آلبالو

مسافرت خوش بگذره

يك نكته كه توي همه طنزهات رعايت در مكولي و من براي خودم آموزش وشد اينكه
اول خواننده رو گرم مي كني براي شنيدن اصلش و مهم نيست اولش چي باشه
بعدش مياي با يكي دو جمله خيلي سريع مي بري سر اصل مطلب و داغش مي كني موضوع رو مثل اينكه: تلويزيون دوربين رو مي بره سمت جمعيت افشار مختلف
واي كه چه اشاره ها و نكته هايي توش نهفته است

مفت باشه كلفت باشه
دلم خوشه ميام مي خونم يه روزي بياي به ما هم سر بزني يا با خواننده هات تماس بگيري.

خيلي حال در مي كنم . من كه اينطور بيد
بقيه رو بي خيال

آقا دمت مازوت و گريس و گازويل و همه چي

خلاصه ايشا ا.. جنگ منگي هم خبري نيست و از بد بختي هم خبري نيست..


يا علي

ارسال نظر