دوشنبه، ۳ بهمن ۱۳۸۴

همچين حال خوش و درست حسابی ندارم. آدم وقتی سرما ميخوره از دل و دماغ ميوفته. تبت خوب ميشه سردردهای وحشتناكت شروع ميشه. سرت خوب ميشه سوراخ دماغت كيپ ميشه. سوراخت باز ميشه، گوش‌هات بسته ميشه. گوش‌هات خوب ميشن، گلو دردت شروع ميشه. گلو درده خوب ميشه، استخوون درد ميگيری. استخون‌هات .... لامصب يهويی همه درد و بلاهای مختص سرماخوردگی با همديگه وارد بدنت نميشن كه بعد از دو سه روز گوره‌شون رو گم كنند و برند پی كاره‌شون. جفت سوراخ دماغت بسته است و هر بار كه فين ميكنی اندازه دو سه كيلو يه چيزهای سبز رنگ تو مايه‌های گشنيز و جعفری و ترخون از توش درمياد. گلوت عفونی شده و بواسطه سه راهی گوش، حلق، بينی كه عينهو سه راهی سلفچگان ميمونه، گوش‌هات هم سنگين شده، بدنت هم سست و كرخت شده و همه اينها باعث ميشه خلق‌و‌خوی سگی بگيری. اين وسط يهويی پريود روحی روانی هم بشی و نصفه شبی يه رفيق، يه آشنا، يه دوست، يه مسافر غريب هم به پُستت بخوره و بفهمی كه اونهم حال و روزش همچين درست و ميزون نيست و دلش لَـك زده واسه ... بگذريم! ما كه از بچه‌گی، خودمون روضه و مصيبت بوديم و مجلس ختم‌مون تكميل بود، فقط گريه‌كن نداشتيم. خلاصه كه حالم از ريخت و قيافه اين روزهام بهم می‌خوره. حس می‌كنم خيلی كثيف و ژولی‌پولی شدم و اصلاً دوست ندارم برم جلوی آينه. ای خاك عالم تو سر من كه جنبه دو روز مريض شدن رو ندارم. انگاری كه سالهاست مبتلا به طاعون و سل بودم همچين ريش و پشمم دراومده كه بيا و ببين.

دو ماه پيش در حاليكه هوا 28 درجه سانتيگراد بود و هنوز داشتيم بستنی ليس ميزديم و با تی‌شرت توی خيابون راه می‌رفتيم، شهرداری يه مانور راه انداخته بود، بقول خودش مانور شادی و مقابله با برف. مانوری كه بيش از 70-80 تا ( شايد هم بيشتر ) لودر و گريدر و بولدزر راه افتاده بودند وسط خيابون و قدرت‌نمايی می‌كردند و واسه برفی كه نيومده بود شاخ و شونه و واسه مُرده هفت‌تير می‌كشيدند. پريشب ( شنبه شب ) برف ظرف ده دقيقه چنان سطح اتوبانهای امام علی، بابايی و لشگرك رو عينهو آينه كرد كه ديگه تردد محال و ناممكن شد. اونجا دقيقاً ميشد به مديريت شهری و قدرت مانور دستگاه‌های اداری كه از ده روز پيش خبر داشتند قراره چنين برف بياد، پی برد. بولدزر و گريدر و برف‌روب بخوره توی فرق سرشون، دريغ از يه مأمور شهرداری و يه فرغون ماسه و يه بيلچه نمك. ماشين بود كه توی برفها گير ميكرد و ليز می‌خورد و احتمالاً مسئولان متعهد و باوجدان هم زير كرسی نشسته بودند و داشتند تخمه می‌شكستند و گندم و شاهدونه بو داده می‌خوردند و با دوربين‌های مدار بسته سطح خيابون‌های تهران رو كنترل ميكردند. وقتی هنوز آلبالو گيلاس روی درختهاست مانور مقابله با برف راه ميندازند، خب معلومه وسط چهله زمستون ديگه نای تكون خوردن ندارند.

بواسطه سطح ليز و لغزنده اتوبان، منهم ماشين رو بی‌نصيب نذاشتم و يه طرفش رو به فاك دادم. البته من مقصر نبودم ولی بهرحال هر چيزی يه شروعی داره و بعد از چند سال رانندگی، برای تصادف بايد از يه جايی شروع می‌كردم و چی بهتر از يه شب سرد و يخی زمستونی. آدم پولداری نيستم ولی اينكه بخواهم واسه يه تصادف وسط خيابون يقه چاك بدم و شلوارم رو دربيارم و خواهر مادر بابا رو سرويس كنم، توی مرام و مسلكم نيست. البته اگه يارو زر زيادی بزنه و پُرروگی كنه شايد با مشت و لگد هم بزنمش ولی ماشين خورد كه خورد، فدای سرم كه خورد. مقصر طرف بود و خيلی هم اصرار داشت وايستيم تا افسر بياد و كروكی بكشه تا من بتونم از بيمه‌اش استفاده كنم. گفتم آقا جون، من ميرم تو دوست داری واستا! توی اين برف و بوران اگه تا ده دقيقه ديگه به يه سرپناه نرسيم، گرگ همه جامون رو خورده انوقت تو می‌خواهی زنگ بزنيم افسر بياد؟! ماشينم بيمه بدنه هست و دو روزه درگير كارهای اون هستم. ظاهراً بيمه بدنه هم بدون كروكی نهايتاً تا سقف 120هزار تومن پرداخت ميكنه و همون مشكلات خاص سيستم‌های اداری كه ديگه صابونش به تن و بدن همه‌مون خورده. بهرحال‌ عيبی نداره جوونم، كار می‌كنم، بقيه‌اش رو هم خودم از جيبم ميدم.

۱۱ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

خيلي مخلصيم جوون :)
ميتوني يه كروكي ساختگي درست كني تا بتوني باقيشم بگيري...بگو ماشينم كنار خيابون بوده اومدن بهش ماليدن و رفتن...
ما كه اين كارو كرديم چون يارو در رفته بود...بيمه هم تقريبا همه خرجشو داد...هر چند فرانشيزي كه كم كرد رو خدا از هشت سوراخشون بكشه بيرن...

خوب فدای سر و گوش و همه اون جاهایی کهه آدرس دادی

از من میشنوی دنبال همون 120 تومن هم نرو . من پارسال یه تصادف داشتم ، یک ماه می رفتم بیمه و می اومدم ، تازه جالبی
قضیه اینجا بود که دایی خودم توی یه شهر دیگه رییس بیمه بود و توی هر بخش کارم با یه تلفن به دایی جان راه می افتاد باز با این
حال دهنم سرویس شد ، اگه مبلغش بالا نبود اصلا دنبالش نمی رفتم .

چون اون اطراف بودم كاملاَ حستو درك ميكنم. ببين با اين مديريت بحران، بلاهاي آسماني با ما چه ميكنن. اين كه نعمته

کیوان؟؟ خب همه وقتی بیمارن مثل تو می‌شن!‌ خوف می‌شی مادر جان. اگه شهرداری به موقع عمل کنه باید تعجب کنی. امیدوارم بیمه آسیا نباشی. چون ما یه همچین عمل انسان دوستانه‌ای رو انجام دادیم اما آسیا خیلی راحت گفت بدون کروکی حتا بار اول پرداخت نمی‌شود. ما هم کار کردیم و از جیب دادیم!‌

شنبه شب وقتي منم تو اون برف گير كرده بودم ياد تو افتادم، چرا؟؟!! ... از همه جا هم بدتر همين طرف ما بود... تو اتوبان يك ژان گولر بازي هايي ديدم كه نگو!! ماشين جلوييم يهو سر مي خورد كاملاَ برمي گشت رو به من!!! خيلي ها تصادف كردن، غصه نخور، منم جاي تو بودم احتمالاَ وانمي ستادم چون مي خواستم هر چه زودتر برسم خونه!

سلام كيوون جون:) از هر كي سينوزيتش رو عمل كرده پرسيدم بعد از عمل هم به نوعي دوباره دچارش شده. خودم سينوزيت دارم و تقريبا مي دونم چي مي كشي.(به حادي سينوزيت تو نيست ) سعي كن با آنتي بيوتيك هاي قوي و شستشو با آب نمك طبي و بخور دادن و فين هاي زياد و اساسي درمانش كني. هميشه هم كلاه و هدبند سرت كن. شنا در آب سرد ممنوع.
يه آنتي بيوتيك جديدي اومده شايد بهت كارگر شد. متاسفانه چرك سينوس ها جاييه كه رگ هاي خوني ازش رد نمي شن كه آنتي بيوتيك زود اثر كنه.
مي شه 5 تومن!
براي تصادف هم ... فداي يه تار موي سبيلت:) من هم تصادف كردم هم سه بار مفت مفت جريمه شدم. برچشم بد لعنت!

valentinein_2005@yahoo.com
آدرس یاهو منه. واسه مسنجر هم ایضن!

Marjaneh

بابا مايه دار !

بيمه نوعي پشم محسوب مي شود و اصولا شركت هاي بيمه جهت ايجاد اشتغال راه اندازي شده اند نكته جالبش اينجاست وقتي مي خواي بيمه بشي خيلي قشنگ با هات برخورد مي كنن آدم كيف مي كنه ولي وقتي مي خواي ازشون پول بگيري انگار زدي باباشو كشتي حالا ارث باباشون رو مي خواي

shirin

حالا منو بگو كه بي خبر از همه جا پشت چراغ قرمز واستاده بودم و زرتي از پشت زدن بهم و تازه خانوم زير بار نميرفت كه مقصره! خلاصه داستان كشيد به شوراي حل اختلاف و .........دهنم صاف شد!

ارسال نظر