دوشنبه، ۲۶ دي ۱۳۸۴

هوا سرده. واسه صبحونه يه نصفه بربری و يه دونه از اين خامه‌های شركت پاك كه سالهاست عكس يه گاو در حاليكه داره توی يه مرتع خوش آب و هوا علف ميخوره، گرفتم و نون بربریی رو كه ديگه سردِ سرد شده گذاشتم روی برگه A4ی كه صورتجلسه مورخه 19/10/84 روش نوشته شده. جلوی اسم بنده كه جزء حاضرين در جلسه هم بودم نوشته " بازنگری و بررسی فرايندهای مديريتی و شاخص‌های حياتی " و تاريخ اجرا هم 3/11/84 زده شده. هی‌ياَاَااَااَ كی ميره اين همه راه رو؟! بازنگری و بررسی فرايندهای مديريتی و شاخص‌های حياتی. چه عنوان پُر ابهت و باشكوهی. كسی ندونه فكر می‌كنه من افلاطونم و ماها داريم اينجا شاتل هوا می‌كنيم. يه تيكه از نون بربريی رو كه عينهو لاستيك شده و لامصب هر چی ميكشی كـَنده نميشه، با هر بدبختی كه شده ميكـَنم، جوری كه كِتفم بابت اين كشمكش درد ميگيره و تيكه پاره‌پوره شده نون رو ميكُنم توی خامه و همونجوری زير چشمی تقويم روميزی رو نگاه می‌كنم. دقيقاً يكهفته از جلسه گذشته و من بايد تا هفته ديگه همين موقع، فرايندهای مديريتی و شاخص‌های حياتی رو بازنگری كنم و اين يعنی زرشك! درصد كار تا همين الان كه دارم با يه دست بربری را می‌كِشم و با اون يكی دستم افليج‌وار تايپ می‌كنم 0% و اگه اوضاع بهمين منوال پيش بره توی جلسه بعدی احتمالاً خشتك بنده رو بطور سرپا جِـرواجـر خواهند كرد.

خوش بحالت آقا گاوه. خوش بحالت كه بی‌خيال دنيا و روزگار، نه ميفهمی فرايند چيه و نه زندگی و علفزارت شاخص حياتی داره. خودتی و دو تا شاخ و يه دم و خيلی كه مرد باشی يه سری اندام‌های چسبيده به پايين تنه‌ات. اصلاً غمت نيست. جلسه تشكيل بشه يا نشه؟! اورانيم، غنی‌سازی بشه يا نشه؟! سن فحشاء روز‌به‌روز پايين‌تر بره يا نره؟! دوباره جنگ شروع بشه يا نشه؟! برات فرقی نداره پرونده بره شورای امنيت يا بره زير دست آقای مدير. پلاك ماشينت زوج باشه يا فرد. مارادونا رو بچسبی يا غضنفر رو. اصلاً حاليت نيست و نميتونی بفهمی واسه يه لقمه نون چه باسنی بايد ازت پاره شه. نميتونی بفهمی غم نان يعنی چی؟ با سيلی صورتت رو سرخ نگه داری يعنی چی؟ توی اون مرتع نه تبعيض نژادی هست و نه نگاه جنسيتی. نه پسر 16 ساله همسايه معتاده و نه دختر 17ساله بلوك روبروی، تَـه‌اش باد ميده و نه زن آقای حجت ... الله‌اكبــــر! اونجا همه ماء‌ماء‌ها يه جوره. همه جفتك‌ها يه شكله. همه تاپاله‌ها يه رنگه. اونجا همه نگاه‌ها يه معنی داره و نبايد واسه هر نگاهی يه تفسيری كنی. نبايد هی به خودت دروغ بگی. انشالله كه گربه است اونجا معنی نداره. پسره معتاده، شك نداری. دختر ميذاره، شك نداره. نگاه‌ها و سلام‌عليك زن آقای حجت بی‌دليل نيست، شك نداری... الله‌اكبر!

اونجا اگه يه گاو پريد روی يه گاو ديگه، تا موقعيكه اونها با هم هستند هيچ گاوی بخودش اين اجازه رو نميده كه بخواد به يكی از اين گاوها چپ نگاه كنه. اونجا همينكه علفی باشه و آب جوبی كه لبی تر كنید شما را بس است. شما گاويد و واسه خودتون حريم و حرمت داريد و اونوقت ما انسانيم و مثلاً ارواح عمه‌مون اشرف مخلوقات و به هيچ موجود ماده دوپايی رحم نمی‌كنيم. پير باشه، جوون باشه، مريض باشه، مجرد باشه، متأهل باشه، حامله باشه، پريود باشه، يائسه باشه، چادری باشه، مانتويی باشه، با بچه، بی بچه، با پول، بی پول، با زور، بی زور.... همينكه ماده باشه و نبضش بزنه، قضيه حله. انسانيت رو همراه با حجب و حياء خورديم و يه آب خُنك هم قلوپ قلوپ روش و شديم نمايندگان خدا در روی زمين. نماز صبح رو بچسب كه بايد بلند بخونی و ح، يی كه بايد از ته حلقت دربياد و سين و صادی كه بايد زبونت لای دندون‌هات باشه و... ای بابا، كاشكـی فقط همين‌ها بود. آقا گـاوه حرف واسه گفتن زياده ولی بگـذريـم. بگذريم كه اين " بگذريم " خيلی‌ها جاها بدردمون خورده. بگذريم كه اگر نبود اين " بگذريم " تا الان سه بار قبض روح شده بوديم... اينبار هم بگذريم!

۲۵ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

سلام كيوون
خدا بگم چي كارت نكنه . خودت كه مي دوني اينجا چقدر كار دارم . ولي يه جوري مي نويسي كه وادار ميكني بشينيم و كار و كاسبي رو بيخيال بشيم و بتمرگيم و بخونيم
راستي 4شنبه حتماَ زودتر بيا اونجا. قراره تصميماتي اتخاذ بشه در مورد حضورت...
باي

یک دوست

گاو ترازگاومی خای بیا نوع آمریکاییش روببین.اونجاحداقل خانم آقای فلانی به توچشمک میزنه اینجا یهو یه روزمیبینی خودآقای ...داره بهت چشمک میزنه.

پاسارگاد

راستش خدمتون عارضم که
برای شخص بنده یه سوال پیش اومده واون اینکه این گاوای زبون بسته که اگه حرفهای ما دوپا ها حالیشون می شد که بهشون نمی گفتیم گاو که...
فکر می کنم خیلی دلت گرفته بود که به گاوها بسنده کردی .بابا جان اگه دلت گرفت یه پست توپ توی وبلاگت بذار.
یه فاجعه !!موقعی که داشتم نظر می دادم رئیسم مچمو گرفت فکر می کنی اگه با یه کره خر درد دل کنم سبک بشم؟

مهرداد

سلام . ماكه مياييم خونتون اون بلوك روبروييه رو نشونمون نميدي.راستي بابت شام شيك اون شب هم ممنون!!!

ميترا

بقيه رو نميدونم ولي اين پستت اينقدر قشنگ بود و با حس و حال اين روزهامون همخوني داشت كه جدا از خوندنش لذت بردم. دقيقا درست و بجا گفتي. تقريبا همه نوشته هات زيباست ولي بعضي هاشون عالي و بي نظيره. من كه خيلي خيلي اين نوشته ها رو دوست دارم.

جانا سخن از زبان ما مي گويي ...:)

خيلي تند بود...
هنوز دارم فكر ميكنم...
به جز بگذريم چيزي ميشه گفت؟
فكر كنم اگه قرار باشه تغييري صورت بگيره اول بايد خودمونو عوض كنيم...
ان الله لا يغير قوم حتي يغير بانفسهم
نميدونم والا...

نه بابا. اوضاع بدتره. همین که ماده باشه، کافیه. حتماً لازم نیست که نبضشم بزنه!!! حریم و حرمت کیلو چنده کیوان جون؟! دلت خوشه ها. ولی یه سوال دارم: یعنی کار کردن و تلاش برای زندگی، حالا هر چقدر هم که یه زندگی معمولی باشه، یا همون تلاش برای یه لقمه نون، اینقدر دردآور و وحشتناکه؟!!!
یه چیز دیگه! خوب وقتی آدم ماشاالله هزار الله‌اكبر رشيد و بلند بالا، خوش‌تيپ و قيافه و خوش‌پوش هم باشه!!!، زن آقای حجت حق داره نگاه ها و سلام علیکش یه جوری باشه :)))
راستی میبینم که حسابی لو رفتی! میشه بگی شام شیکتون چی بید؟! :))

سلام
ببخشيد شما خونتون كجاست؟

سلام
ببخشيد شما خونتون كجاست؟

همه مشکلمون از اينه که قوه تفکر داريم و تکلم . تمام غم انسان از دانستن است .

اگه به جاي صحبت كردن با گاو روي خامه بشيني فرآيندهاي مديريتي و شاخص هاي حياتي ت رو بررسي كني درصد پيشرفت كار 0 نمي شه!!

حالا من ساعت 3 نصفه شب خامه و نون بربری از کجا بیارم کوفت کنم؟
الهی ....
پ.ن بنده هنوز در حال خوندن آرشیو شما هستم....

sss

فیلم سنگسار در ایران اگر قلبتان ضعیف است نبینید
http://khorzookhan.blogspot.com/2006/01/brutal-execution-in-iran.html

دو تا شاخ رو سرم سبز شده!

حيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا.....

sahar

لطفن آدرس سايت سي.ان.ان رو در قسمت لينك بذارين تا همه برن راي بدن.نبايد بذاريم ايران را از جام جهاني حذف كنن.http://edition.cnn.com/2006/WORLD/meast/01/13/iran.nuclear/

نه تنها خوش به حال گاوه بلكه خوش به حال هر چي خره تو دنياست.

با عرض شرمندگی از آدمیت بعضا حتی اگه نبضش هم نزنه قضیه حله !!!

Asiyeh

بلانسبت اون گاو محترم بيچاره ي خوش عكس!

آقا بسيار عالي بود
اول فكر كردم وب نوشت راجه به فوتباله بعد كه خوندم ديدم تو آفسايدم!
با گاوه درد دل مي كردي

اينقدره جالب بود برام
يه دستنوشته مشتي بود به قول بچه حراستي ها

اگه حالي بهت دست داد معني نگاه ها رو فهميدي و چه مي دونم تمام حروف رو درست ادي كردي ... اخوي..... التماس دعا!

راستي آخرش چند تايي زدي زياد مردونه اش كردي .. اصلا ترسيدم نظر بنويسم!

اين عنوان قلنبه صلنبه اي كه آوردي اصلا معلوم نيست چيه؟
آدمي زادش كف كرد تا بفهمه ! پس اينقدر با گاو ور نرو...! ميگن كيوان گاو بازه ها...!

ولي بذار بگن، به ميان دو پاي گاو!

حرفت نمكي .. نمكت نمك پرورده كن...
حرفت درست ... دستت رله...
قلمت سبز ... يك كم ادب رو رعايت كني چاپش هم مي كنن

نمي خواي؟
نمي كنن؟!!
بازم به ميان پاي گاو...!

سلام کیوان جان.
من همچنان در حال مطالعه هستم. وبلاگ قبلیتو هم دارم میخونم.
یه خواهش ازت دارم.این مطلبی که در مورد صابئین نوشته بودم خیلی برام جالب بود . اگه یه وقتی بازم در این مورد چیزی دیدی بازم در موردش بنویسی خوشحال میشم .
من قبلا هم اسمشون رو شنیده بودم ولی اطلاعاتم خیلی کم بود

راستی خوش به حال آقا گاوه.
تازه خیلیهای دیگشو نگفتی....

ايليا

اين دنياي آدمهاي نامرد!!!!!!

سلام .ميشه گفت : بگذريم كه گذشتن نكوست !
ميشه گفت : بدرك !
و....

ارسال نظر