گفتوگو با داریوش فرهنگ کارگردان نمایش گالیله
كی اين تئاتر رو ديده؟!
استقبال کم نظیر از تئاتر گالیله
با هنرمندی امین تارخ، داریوش فرهنگ، رحیم نوروزی
كنسرت علی لهراسبی در روزهای آخر بهمن
چند تا از آهنگهاش رو دوست دارم
بهترينهای ادبی در 30 سال اخير (روزنامه بهار)
بهترين كه نداريم ولی خب ميتونه مرجع خوبی باشه
مروری بر رمان «بیچيزها» | عشق بعد از برجهای فروريخته
اصولاً مريم خانم مهتدی كتابهای خوبی معرفی میكنه
چـالـوس، يکی از چهار جادهی زيبای جهان
چالوس خوشگله ولی بخدا، نه ديگه در اين حـد!
:: خواستم خدمت دوستانی كه توی پست قبلی فرمودند كمتر نق بزنم، برف خيلی هم خوبه، قشنگه، خوشگله، نعمته، دستكش دست كنم و شال گردنم رو وردارم و برم بيرون خونه برفبازی كنم، جيغ بزنم، شادی كنم، بیخيال دنيا يه آدم برفی درست كنم و جای دماغش يه هويج بذارم بگم كه در جريان باشند كه بواسطه بارش همين برفی كه شما خيلی ازش حمايت میكنيد و با ديدنش روحيهتون تلطيف و همه حسهای رمانسی و شاعریتون يهويی ورقلمبيده ميشده عرض كنم، ماشينم توی پاركينگ خونه مونده و دو سه روزه پياده طی طريق میكنم. ميدونم باور نمیكنيد ولی بجون خودم راست ميگم و حاضرم بهتون نشون هم بدم ( منظورم برف و ماشينی كه توی پاركينگ حبس شده است، نه چيز ديگه رو! ) بهرحال ميدونم اين هم مشكل خودمه. اين همه محل توی تهران است و وقتی آدم ميره وسط بـَر و بيابون سكنی میگزينه و همنشين شغال و روباه و گرگ و خرس و گوزن ميشه ديگه بايد منتظر چنين روزهايی هم باشه، اين قبول ولی اينكه باسن آدم به صندلی ماشين عادت كنه و اونوقت مجبور بشی توی اين سوز و سرما بدون ماشين گـَـز كنی از اون دردهايی كه خودتون بايد لمسش كنيد و گفتن و نوشتن در رابطه با دردهای اون ناحيه اصولاً فايدهای نداره و فقط نياز به تجربه شخصی داره.
:: چند وقت پيش يه دونه از اين كلاه نمیدونم چی چيهها كه شبيه كلاه اليـور تويست خريدم. اولش كه گذاشتمش سرم همه خنديدند و گفتند، كيوان خيلی مسخره شدی، اين رو كه نمیخواهی سرت بذاری؟! و وقتی گفتم اتفاقاً بواسطه سينوزيتی كه دارم تصميم گرفتم كلاه رو بذارم سرم تا كمتر باد به پیشونیم بخوره همه فكر كردند شوخی میكنم. خب اولش يه كمی هم سخت بود و نگاهها، روم سنگينی ميكرد ولی الان مدتیه كه از كلاه استفاده میكنم و اتفاقاً خيلی از دوروبريها نظرشون عوض شده و بجای واژه " مسخره " از واژه " چه بهت مياد " استفاده میكنند. بهرحال بايد اين موضوع رو توی خودمون تقويت كنيم كه با رعايتِ احترام به قانون و شهروند و دين و سنت، اونجوری كه دوست داريم زندگی كنيم. كون برهنه يا با بيكينی كه نيومدم توی خيابون، وسط چله زمستون كلاه گذاشتم سرم، اين كه ديگه مغاير با اهداف و آرمانهای انقلاب و موازين عرفی و شرعی نيست؟! هست؟!
:: گشادی سوراخ گوش سمت راست كماكان بقوت خودش باقی است. هی میكنم توش و هی درمياد ولی خب انصافاً چه فازی ميده اين MP3 Player. هر چی كه كمتر سر و صدای آدميزاد و چيزهايی كه از آدمی در مياد بشنوی راحتتر و ريلكستری. اون رو ميكنی تو گوشت ( البته ببخشيد، منظورم همون گوشیهای دستگاه MP3 Player وگرنه اونی كه شما فكر كرديد توی گوش كسی نميره! ) داشتم میگفتم، میكنی توی گوشت و ديگه بیخيال همه صداهای موجود در فضا كه خيلیهاش مزاحم و آلاينده است فقط به موسيقی گوش ميكنی. كلاه اوليور تويستی كه سرم، از اين گوشی جينگوليها هم كه توی گوشمه، قد و بالا كه ماشاالله هزار اللهاكبر رشيد و بلند بالا، خوشتيپ و قيافه و خوشپوش هم كه هستم فقط اگه يه كمی رنگ پوستم روشن و چشمهام هم سبز يا آبی بود ديگه محال بود كسی باورش بشه من بچه همين محل هستم!
اولا: اين كلاه اوليور تويستي كه گفتي يعني چه؟
دوما: به نظر من اگه آدم همه اش هم صداي موزيك تو گوشش باشه مخش پوك مي شه!!
ننه اسفند دود كن چشت نزنن!
:: هر کسی از ظن خود شد یار من . برف برای بعضی ها خوبه برای بعضی ها نه .
:: هر کسی از ظن خود شد یار من . کلاه به نظر بعضی ها مسخره است به نظر بعضی ها نه .
:: هر کسی از ظن خود شد یار من . بعضی ها فکر می کنن تو گوش همون که گفتی میره بعضی ها نه .
دنیای نسبی برای همه خوبه بعضی هم نداره.
کلی خوشحال شدم یکی دیگه هم پیدا شد که سوراخ گوشش ایراد داشته باشه! از بس هر وقت اومدم با یکی شریکی آهنگ گوش بدم این گوشی افتاد و دستم انداختن داشتم از خودم نا امید می شدم. ولی هیچ وقت یادم نمی موند اشکال از کدوم گوشمِ. حالا از وقتی دیدم فقط من اینطوری نیستم دقت کردم اشکال از همین گوش راست ِ.
نه بابا! بگير منو! خوشگل!!! ( البته نه از اون بگير ها ها! ذوق نكني).
فكر مي كردم تازگيا با سرويس ميري سر كار. مردم چه شايعه هايي كه درست نمي كنن!
ما هم اگه برف بياد كوچه مون مسدود ميشه و خيابونمون به علت شيب زياد بسيار خطرناك و لغزنده ميشه و نه حتي با ماشين كه پياده هم نميشه بيرون رفت. بايد با هليكوپتر بريم! بد نبود اگه عكس اين كلاه اوليور تويستي رو ميذاشتين.چون من هيچ تصوري از اين كلاه ندارم.در ضمن گوش شما عاديه. چون من هر كسيو ديدم با گوشي اين هدفون ها مشكل داشته!
آره خیلی سوز داره آدم ماشینش بخوابه پیاده طی طریق کنه فحش هم بخوره...
كمتر دل ببر نيمه شبي برادر!
قسمتی از یک نوشته مربوط به کتاب عادت میکنیم باعث شد چیزی که چند ماهی هست که مثل بغض توی گلوی من مونده و داره خفم میکنه و نمیتونم هم درموردش با کسی صحبت کنم بیشتر یادم بیفته.
چند روزی میشد که داشتم با خودم کلنجار میرفتم که لااقل حرفشو بزنم . هر چند آرومم نمیکرد ولی بازم از اینکه درد دلمو به یکی بگم شاید حالمو بهتر میکرد. ولی نمیدونم چرا این بغض لعنتی بازم برگشت سر جاش.
خوش به حال اونائی که میتونن مثل قدیمیای من حرفشونو بریزن بیرون.
این جور وقتاست که میگم خوش به حال نویسنده ها.
اين پستتو هنوز نخوندم كه نظر بدم ببخشيد.
بابا جون منكه گفتم اون كلاه بهت مياد و تازه وقتي يقه كاپشنتو بالا ميدي، كلي جيگر ميشي.
يه تو آدم نميشي هيچ وقت يه من!
امتحان پايان ترم جوشكاري رو به اميد 8.5 كه استاد قراره 10 بده دادم و اومدم خونه...
خب مثلا ترم آخرم...نميدونم اين چه وضعيه....
ولي باور كن اين پستتو كه خوندم لبخندي كه دو روزه يادم رفته چه شكليه روي لبام اومد...
نه تنها لبخند بلكه طوري خنديدم كه اهل خونه فكر كردن من خل شدم و واسه خودم تو اتاقم تنهايي جك ميگم و ميخندم...
مرسي كيوان جان...واقعا ممنون...روحيه م عوض شد...
حرف اونايي رو كه ميگن كلاه بهت نمياد رو DIVERT كن همونجا كه میگی تو گوش كسي نميره...
:)
شاد باشي...
باي...
:))))))))))))))))))))))))))))))))))
(فكر كردم اگه نظر ندم فكر مي كني لالم!)
پاك شدي عزيز دل برادر ، مي گما يه شلغم ببند به دستت چش نخوري يوقت ! ميگم خانمت حسودي نكنه رقيب عشقي پيدا كرده ؟؟؟ آخه ( قد و بالا ماشالا هزار الله اكبر رشيد .................... ) .
خب پدر جان اگه مثل من خوش سلیقه بودی کلاه برت می خریدی و کج رو سرت می ذاشتی که همه فکر کنن هنرمندی! البته منظورم این نیست که الان هنرمند نیستیا. همین که من بجای نامه نوشتن دارم واسه تو کامنت می ذارم یعنی هنر! شوخی کردم. اینم خوشگله:)) برفاتون آب شد؟
با هزار بدبختی یه نظر توپ دادم که ثبت نشد.
دوباره خدمتتون عارضم که به گمانم برفی که در حوزه استحفاظی شما آمده در برابر برف پارسال حومه ما( رشت) مجالی برای گفتمان نداره.
در باره گشادی سوراخ گوشتان به نظرم کمکی پنبه مشکل کار شما را رفع و رجوع میکند تا علاوه بر نشنیدن صداهای درب و داغان دنیای پیرامونتان لذت گوش کردن با mp3 player هم مضاعف می شود.
زیاده عرضی نیست
آقا ماشين ما قابل شما رو نداره، تا پايين بيا ماشين منو ببر!!! :دي ... در ضمن تو دانشگاه ما همه پسرا از اين كلاها مي ذارن، نگران نباش!
عزيزم جديداَ خبر رسيده كه گوش دادن با گوشي گوشو ضعيف ميكنه ... پس فردا مجبور شدي به گوشت عينك بزني نگي نگفتي ... مردم سوژه جديد پيدا ميكنن
... به ما هم سر بزن تازه كاريم
اتفاقا هر چی عجائب غرایب تر باشی بیشتر کیف داره چون ملت اینجوریان کهتا یه چیز جدید میبینن خیال میکنن مده اینا جا موندن. زود میدون همونو میپوشن. تو فقط فوری برم چند تا رنگشو بخر که یهوئی دیدی قحطیش تومدها...
راستی تو که گفتی خیلی وقتا با سرویس میری سر کار خوب این چند روز برفیم روش تازه ام پی تریت هم که همراهته . در حال رانندگی که دیگه نمیتونی ریلکس کنی با هدفون موزیک گوش کنی.
راستی این کلاهه رو میشه عکسشو بذاری ما هم ببینیم چه ریختیه؟
ازون کلاه های کیوون برره نباشه یه وقتی!!!
سلام. انقدر اين سوراخ اون سوراخ مي كني، منم كه بچه مثبت هي ياد سوراخ دماغ مي افتم و محتويات رنگارنگش!!
بابا انقد از هيكلت تو پستهاي مختلف گفتي يه عكسي بذار ببينيمت چه ريختي هستي؟
يادمه يه دوره كه علاقه ي شديدي به شير داشتم ، يه كم كه تشنه ام مي شد يه دونه از اين شير يه ليتري مي خريدم همون وسط خيابون تمومش مي كردم ! اين يكي ديگه مثل اون كلاهه نيس كه بعد از يه مدت عادي شه و چ بگن چه قدر بهم مي آد ! ولي هر چي غر مي زنن من از رو نمي رم ! تنها طرفدارمم مادر بزرگمه كه بيست و چهار ساعته مي گه : شير براي سلامتي آدم لازمه !!!
اگه كلاهم واسه سلامتي لازمه ، مادربزرگم حتما از طرفدارانش خواهد بود ! همياري نمي خواي ؟!
منم يه دونه از اين كلاها دارم كه سرم مي ذارم تازه باهاش سر ساختمون هم ميرم و با عمله بنا سرو كله مي زنم .
سلام , من امشب تو رو كشف كردم!!!!!منظورم اينه كه داشتم دنبال يه مقاله يه فارسي در مورد مديريت منابع انساني ميگشتم كه تو و وب لاگت از دل گوگل در اومدين .در مورد اون نوشته ات همونجا يه چيزي نوشتم و بعد كنجكاو شدم بقيه يه ابعاد وجوديت و كشف كنم ,حالا كه كاملا كشف شدي !!!,ميخوام ازت تعريف كنم اونم جدي :قلمت فوق العاده اس ,به قول محمد رضا دلم و شاد كردي ,اونقدر خنديدم كه نگو/در ضن ميدونم اونجا خيلي سرده ولي يه چيزي به اسم بخاري ,شومينه,شوفاژ,(هر وسيله اي كه گرما توليد كنه)وجود داره
قابل توجه : من تو هند ام ,الان زمستون اينجا هم هوا بخصوص شب ها و اول صبح اونقدر سرد كه تا نبيني باور نمي كني,برف نداريم ,ولي سوز تا دلت بخواد ,
با اين وجود هيچ وسيله يه گرمازايي تو خونه اين هندي ها پيدا نميشه!!!!!!باز يه نون بخور صد تا خيرات كن.
خوش بحالت خانم گاوه. خوش به حالت كه بي خيال دنيا و روزگار،نه مي فهمي فرايند چيه.......................اونجا اگه يه گاو پريد روي يه گاو ديگه،تا موقعيكه.......... .نماز صبح ...... . راست مي گي بگذريم. اگه نگذريم ميشيم گاوكش.
چند وقت ديگه كه هوا گرم شه دلمون براي يه ذره سرما تنگ ميشه...