يكشنبه، ۱۱ دي ۱۳۸۴

ميدونی، دلم واسه يكی تنگ شده ولی نميدونم اون كيه! شدم عينهو وقتی كه آدم گرسنه‌اش‌ هست ولی نميدونه دلش چی می‌خواد. شايد يه جور ويره. يه جور ويـار، يه جور ... هوس نگم بهتره چون وقتی پای دل وسط باشه و دلتنگی، اين هوس ميتونه گند بزنه به همه اون دل‌شوره‌ها و حس‌ها و چشم انتظاريهايی كه خودت هم نميدونی واسه كیه و واسه چیه. حسه ديگه، مثل وقتی كه توی خونه تك و تنها روی مبل لَم دادی و هی منتظری يكی در بزنه. ميدونی قرار نيست كسی بياد ولی تو منتظری. ميدونی قرار نيست كسی بياد ولی تو چشم‌ انتظاری. منتظری و چشم انتظار. چشم انتظاری و منتظر. منتظری و چشم انتظار. چشم انتظاری و منتظر ............

۲۰ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

میفهمم این دلتنگیو. من که میگم یه بغل گرم پیدا کن و برو اون تو . بهتر میشی

دقیقن می فهمم چی میگی
این حسی که به آدم دست میده اینجوریه
دلت تنگه ولی نمیدونی برای کی
دلت نمیخاد کسی رو ببینی ولی همه را میخایی ببینی
من چند وقته اینجوری شدم
مخص.صن از وقتی که اون به ظاهر دوست م بدون هیچ حرفی گذاشت و رفت...
میدونم چی میگی

همين انتظار كشنده يه جورايي انگار زندگي مون رو تعريف مي كنه و اصلا مي شه يه هدف. اميدوارم فقط تموم بشه و چشممون به اون در لامصب سفيد نشه

پدر صاب يچه آدمو در مياره اين چشم انتظاري...
بديش هم اينه كه نميدوني چي ميخواي...
من اين جور مواقع ميرم و جرعه اي آب به صورت ميزنم و سعي ميكنم خودمو بزني به اون راه و ميشينم فيلم Birth رو برای بار دهم نگاه میکنه...
اگه انتظارم بيهوده باشه بازم دلم نميسوزه...لااقل یه حرکتی کردم... :)

توي اين مواقع خوشبخت اون اولين كسيه كه درب خونه رو بزنه ...

تازه بعضي وقتا فكر مي كني كه مي دوني دلت واسه كي تنگه ولي بعد كه مي بينيش مي فهمي نه، اصلاَ اون نبوده... من چون اون پست قبليت رو تازه الآن خوندم الآن جواب مي دم! آخه بعد از اون لكه هاي ننگ قبلي چطور به عقلت نرسيد كه همچين اشتباهي رو مرتكب نشي؟! ... شايد بگم تو عمرم تنها فيلمايي كه حالم رو رسماَ به هم زدن فيلماي داوودنژاد بودن!!! من مي خوام بدونم بعد از اون افتضاح قبلي چه انگيزه اي بهش گفت مجدداَ اين كار رو بكنه اونم دقيقاَ به همون شكل مسخره ي قبل! خوشبختانه من يكي كه از ملاقات با طوطي به اندازه ي كافي درس عبرت گرفتم كه همچين اشتباهي رو نكنم!

میدونم ربطی نداره ولی منم شروع کردم به نوشتن

من كه تا حالا از اين جور دلتنگيا نداشتم, هميشه ميدونستم دلم كيو ميخواد!

ميفهممت.الان دو سه روز و شبيه اين مدلي ام.خل شدم رفت !

Asiyeh

من كه خيلي وقته بي خيال اومدنش شدم!

میثاق

بر خلاف شما و 10 نفر بالا اصلا نمی فهمم از چی حرف میزنی.

وای کیووان چقدر بی تابی میکنی؟! میام دیگه

بستگي داره مورد انتظار كي و چي باشه كه بهش معني انتظار و منتظر بودن رو بده . اون موقها كه جوون بوديم اگه كسي مي خواس بياد بنده منزل صداي آيفون كه ميومد قشنگ ترين معني رو ميداد
ولي بنده الان شخضاَ منتظرم كه يه گل شانسي از وسط زمين بخورم و همه دهنم رو سرويس كنن كه فلاني از وسط زمين ...
باي

narges

ايشالا ظهور ميكنن آقا/ هممون بي تابيم /نمايندشونم كه اومدن كيوان جان بي تابي نكن !!آروم باش اين حالتات ثواب داره خيلي التماس دعا!!

"منتظری و چشم انتظار. چشم انتظاری و منتظر..." و اين داستانيست كه هر چن وقت يه بار تكرار ميشه.

من خواب ديده ام كه كسي مي آيد ..... (فروغ )

و از اين خوابهايي كه تعبير نميشوند متنفرم (اسكارلت)

گاهی همین لحظات انتظار شیرین تر از رسیدنه اون بی تابی اون اضطراب و دلهره بیشتر به آدم میچسبه

حسه ديگه ...كاريش نميشه كرد....

مهرانا

نكنه چشم انتظار مني ؟

همينه!

ارسال نظر