شنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۴

توی چند تا پست قبلی اينقدر غرغر كردم و نق زدم كه فكر كنم هم حوصله شما سر رفت و هم حوصله خداوندگار! سالهای پيش اين موقع‌ها سه بار برفِ پشت‌بوم رو هم پارو كرده و پونزده بار با كون خورده بوديم زمين ولی امسال اينقدر برف و بارون نيومد كه حالا بخاطر همين چُس‌مثقال بارونی كه اومده كلی خوشحاليم و نذر و نياز كرديم. البته اگه خدا همه دعاهامون رو ولو با چندی تأخير اجابت ميكرد احتمالاً تا الان يه قانون وضع شده بود كه خاتمی می‌تونست چهار تا چهار سال ديگه هم رئيس جمهور باقی بمونه!

و اما، تغيير و تحول چه توی ديد و نگرش آدميزاد باشه و چه توی زندگی و سيستم و محيط‌ كاريش، هميشه سخت و مشكل بوده و عمدتاً با واكنش منفی آدمها روبرو ميشه ولی با شرايطِ دنيای فعلی و رشد سريع تكنولوژی، قطعاً اونهايی بَرنده‌اند كه بتونند خودشون رو با شرايط محيطی وفق بدند و بدون جبهه‌گيری در مقابل اين عوامل با موج رهسپار بشن. ولی خب از اونجايی كه ما ايرانيها هميشه خودمون رو هُدهُد شونه بسر و عقل كـُل همه كائنات ميدونيم و از اونجايی هم كه هميشه دوست داريم خودمون همه چيز رو لمس و تجربه كنيم و هيچ وقت از تجربه خوب حتی همسايه ديوار به ديوارمون هم استفاده نكرديم اين شده كه از قافله عقب مونديم كه هيچ، الان ته صفِ جهان سومی‌ها داريم ميزنيم توی سر و كله خودمون.

خريدهای آنلاين اينترنتی ديگه توی آخرين روزهای باقی‌مونده از سال 2005 چيز خيلی عجيب غريب و حرف تازه‌ايی نيست. چند سالیه در كشورهای پيشرفته كه سيستم‌های بانكی و كارتهای اعتباری درست و حسابی دارند اينگونه خريدها، كاملاً رايج شده و جا افتاده. از رژ لب و لباسهای كوتاه و بلندِ زير و رو گرفته تا خريد خودروی شخصی و رزرو بليط‌های قطار و هواپيما و كشتی. مثلاً چند روز پيش بواسطه مسافرت يكی از عزيزان به انگليس ( نه بابا ديگه منهم اينقدر خوش‌شانس نيستم كه دوباره همسر عزيز و گرانمايه به مسافرت رفته باشه و باز يه مدتی من رو تك و تنها بحال خودم رها كرده باشه! ) و اصرارشون برای اينكه سوغاتی چی بياره كه بدردم بخوره، من براحتی تونستم از سايت‌های Next و Marks & Spencer كه لباس‌هاشون رو دوست دارم ديدن كرده و براحتی اون چيزی رو كه دوست دارم انتخاب و با پُررويی هر چه تمام‌تر كد و شماره و ساير مشخصات رو بدم تا وقتی اون بنده خدا زحمتی هم ميكشه و چيزی خريد ميكنه حداقل به اين تن و بدن نافُرم و خارج از استاندارد بخوره. ولی فعلاً با توجه به آماده نبودن بستر خريدهای آنلاين توی مملكت خودمون، شركتهای ايرانی ( بجز موارد بسيار معدودی ) هنوز وارد اينگونه خريد و فروش‌ها نشدند ولی قطعاً بزودی اجبار و نياز، همه اونها رو با كتك و پس‌گردنی و پرداخت هزينه گزاف به اين سمت و سو رهنمون خواهد كرد. هر چند توی مملكتی كه وقتی يك سال شمسی‌ش رو سال " تكريم مشتری و ارباب رجوع " نامگذاری می‌كنند، قطعاً ارائه سرويس‌های اينترنتی بهترين نوع تكريم ميتونه بشمار بره و بايد خيلی زودتر از اينها وارد اينوع ارائه سرويس ميشدند.

مثلاً، فكر كنم در حال حاضر تنها سينمايی رو كه ميشه بليطش رو مثل بچه آدم چند روز قبل و از طريق اينترنت رزرو كرد و تقريباً خاطر جمع بود كه بدون صف و خون و خونريزی و اتلاف وقت ميشه رفت و يه فيلم رو تماشا كرد، ‌سينمای عصر جديد. كاری خوب، قشنگ، به‌روز، با كلاس كه تكريم مشتری هم به بهترين شكل و تقريباً بدون پرداخت هزينه آنچنانی انجام شده. جداً آدم متأسف ميشه از مديريت سينماهای فلسطين، فرهنگ و ... ديگه خوب‌هاش كه اينه وای بحال بقيه‌اش. نه يه وب‌سايت درست و حسابی دارند و نه يه سيستم رزرويی كه با شكل و شمايل زندگی فعلی همخونی داشته باشه. سينما فلسطين رو كه حتماً بايد سر يك ساعت بخصوصی بهشون تلفن كنی كه خب وقتی سرشون شلوغ باشه ( كه روزهای تعطيل هميشه هست ) يا تلفن رو جواب نميدند و يا دائماً اشغاله. فرهنگ هم كه مثل اين دخترهای 14-15 ساله اينقدر ناز و ادا داره كه انگاری ازش توقع همبستر شدن و ازاله بكارت كردی! تلفنی رزرو نميكنه و آدم بايد دو روز قبل خودش پاشه بری جلوی سينما و ديگه خودتون ميدونيد اين روزها مرخصی گرفتن و معضلات اين اَبر شهر و نبودن مسئول مربوطه و قيف و قير و ...

همراه و همگام شدن با تكنولوژی نياز به مقدماتی داره ولی داشتن يه سايت كه نشون‌دهنده فيلم‌های در حال اكران، ساعت پخش و رزرو اينترنتی باشه اونهم توی تهرانِ پايتخت و موقعی كه ديگه 7-8 سالی از رايج شدن اينترنت واسه عموم گذشته و ديگه خيلی از دختر و پسرهای نابالغ هم روزی چند بار به اينترنت وصل ميشن، يعنی اينقدر سخت و پيچيده و غامض و دشوار؟! والله بخدا اينها ديگه به شرايط سياسی و اجتماعی و بازار بورس نيويورك و بلاتكليف بودن اسرائيلی‌ها و انتقال‌شون به آلاسكا و همزيستی با اسكيموها و اعزام تيم ملی فوتبال به جام جهانی ربطی نداره. اينها يه آدم لايق ميخواد كه بتونه درك كنه توی سال 1384 و توی اين همه دود و ترافيك و كار و بدبختی نميشه يكبار سه‌شنبه تا دم در سينما رفت و بليط رزرو كرد و يكبار هم پنج‌شنبه رفت و فيلم رو ديد. هر چند توی مملكت ما پيدا كردن يه مدير لايق كه بتونه يه سينما رو اداره كنه و همزمان شلوارش رو هم بالا نگهداره و دو سه تا تپه نريده هم باقی گذاشته باشه، كار همچين راحتی نيست.

۲۰ نظر از کاربران             » شما هم نظر خود را بگویید

مثل همیشه بهترین بود...
آقا اگه یه نیگاهی به این وبلاگ در پیت ما بندازین دعا می کنم که آنلاین مارکتینگ تو ایران همه گیر شه!!
*********************************************************************
k1: آقا ممنون از لطف شما. چشم يه نگاهی به وبلاگ درپيت شما ميندازيم!

خوانیدم همچون سایر پست های دیگرت که هر روز سر می زنیم و می خوانیم و بسی حقیقت است ....
********************************************************************
k1: و خوشحالم كه در اين محفل شما پيوسته حقيقت را می‌كاويد و می‌يابيد!

سحرناز

از نگاه دقيق و ريزبينت به مسايلی كه دور و برمون هست و همه هم براحتی ميبينند ولی دقت نمیكنند و ازش عبور می‌كنند خيلی لذت ميبرم. اينهايي كه ميگي عين حقيقته و حتما يادآوريشون ميتونه اثربخش باشه. با توجه به اون سايتها حدس ميزنم آدم خيلي خوش تيپي هم باشي. موفق باشي.
***********************************************************************
k1: سحرناز خانم شايد اونجايی كه گفتين نگاهم دقيق و تيزبين تا حدی درست گفته باشين ولی اينی كه حدس ميزنيد آدم خوش‌تيپی باشم يقين بدونيد كاملاً اشتباه كردين!

Morteza

آقا قالبت تو موزیلا بد فرم بده درستش کنن.
*********************************************************************
k1: چشم!

تا وقتي سينمايي مثل سينما فرهنگ مطمئنه كه ميتونه مشتري هايش رو دو بار بكشه تا اونجا ، واقعا َ احساس نياز نميكنه ! همه اين چيزها در بازار رقابتي و تجارتيه كه رشد ميكنه .
**********************************************************************
k1: والله فهم و شعور مديريتی هم خوب چيزيه! حتماً كه نبايد شرايط بحرانی بشه كه ما بفكر بيفتيم.

متاسفانه اینترنت هم مثل خیلی محصولات دیگه تکنو لژی اون کاربرد درست رو نداره. کمتر شرکت معتبر ایرانی رو می بینی که سایت داشته باشه یا اینکه یه سایت درست کردن ماهی یه بار گردگیریش هم نمی کنن. عصرجدید هنوز از خیلی جهات بهترینه. اما حیف که بچه های کوچیک رو راه می دن و ...
*******************************************************************
k1: والله من فكر می‌كنم مشكل بچه‌ها نيستند بلكه پدر و مادرشون. همين الان اين بزرگترها موقع فيلم ديدن اينقدر زر ميزنند كه فيلم ديدن با خيال راحت و در سكوت شده يه آرزو!

با با مرام!
**********************************************************************
k1: ما اينيم ديگه. گفتم كه حتماً سر ميزنم.

موافقم

پسر گلم بنده يك اعتقادي دارم و اون اينه كه هر تكنولوژي وارداتي قبل از ورود به مملكت ما فرهنگش رو توي گمرك جا ميذاره! اينطور نيست آيا؟ ما فرهنگ خريد آنلاين داريم كه آرزوشو داشته باشيم؟/ ضمناَ لينك شما مدتهاست توي خواندني هاي وبلاگ من خاك كه نه آب و هوا ميخوره
**********************************************************************
k1: بهرحال بايد كار رو از يك نقطه شروع كرد. ديگه فكر نمی‌كنم خريد آنلاين خيلی هم نياز به تشريفات و فرهنگ خاصی داشته باشه. نهايتاً طرف بليط رزرو ميكنه ولی بعدش كنسل ميكنه. موقع خريد كردن هم كه بايد كارت اعتباری داشته باشه.
بله متوجه لينك خودم شدم حالا من بايد كار خاصی كنم؟!

آقا سلام. لب مطلب رو با كلي صغري كبري چيدن آخر گفتي جوون! نمي دوني ما ساكنين اين ابر شهر وحشتناك يه وقت ذي قيمت واسه مون مونه و بس!!/ از هر چه بگذريم نوشته هاتون رو دوست مي داريم.
*******************************************************************
k1: يه سری كارها نياز به مقدمه داره يهويی نميشه هولش داد از جمله همين مطلب!

فقط کاش عصر جديد يه کم به سر و وضع سالن و صندلی هاش هم می رسيد بعد ديگه عالی می شد. خوب اين هم از غرغر من:) همش که نمی شه صاحب وبلاگ غر غر کنه:)
*******************************************************************
k1: توی اين چند سال خيلی از سينماها بازسازی شده كه اتفاقاً اين مورد هنوز در رابطه با عصر جديد اتفاق نيافتاده. آره راست ميگی صندلی‌های عصر جديد اينقدر زپرتی كه هر لحظه امكان داره زير باسنت له بشه!

pegah

www.gishe.com, you may find it useful dude!
******************************************************************
k1: yes , thanks!

نه بابا! فقط خواستم در جهت رسانه بودن وبلاگ اطلاع رسانی کرده باشم. همین :)

شما ظاهرا با مساله بكارت مشكل زيادي داريد..من نميدانم ربط رزور بليط سينما با ناز وكرشمه يك دختر كه ازش درخواست ازاله بكارت !! شده چيه... درست اين يك مثال است. ولي عجيب و بيربط و كمي سطح پايين است .. مي دانم اگر ناراحتم مي توانم اين وبلاگ را نخوانم ولي خواستم كه گفته باشم. كه لال از دنيا نروم :)
********************************************************************
k1: والله من كه از هفت دولت آزادم چون اصلاً مادرزاد باكره نبودم. همينجوری كه خودتون هم گفتين اين يه مثال بود كه اگه قرار به ايراد گرفتن باشه، ميشه از هر چيزی كه اينجا نوشته ميشه ايراد گرفت. فكر ميكردم ناز و ادا و منهدم شدن بكارت ميتونه به درك راحت مطلب كمك كنه چون اين روزها شكر خدا همه توی اين مسئله متخصص شدند. بهرحال اگه بجايی از وجود شما برخورد ببخشيد نمی‌دونستم اين يك قضيه كمی سطح پايين باعث رنجش خاطر شما می‌َشود!

خیلي خوشم اومد! خوب زديد تو حال اين سينما فرهنگ! با اون همه دبدبه و كبكبه هنوز سيستم خريد بليطشون اين قدر افتضاحه! تمثيل واقعا جانانه اي در موردشون زديد. دمت گرم:)

فهم و شعور مديريتي ؟ شوخي ميكنين ! اينجا ايرانه هاااااا ! ابتكار كه هيچي ، حتي تقليدگر خوبي هم نيستيم :(

البته از اونجايي كه من برعكس همه خانوما به طور كلي از خريد متنفرم برام فرقي نمي كنه كه اينترنتي باشه يا بازاري!! ولي در مورد سينما آي گفتي! چقدر من بابت اين موضوع حرص مي خورم مخصوصاَ از دست اين سينما فرهنگ!! به قول خودت آخه مگه آدم بيكاره دوبار بلند شه اين همه راه رو بره و معطل شه؟؟!! تازه وقتي هم كه مي ري انقدر بايد صف وايستي كه اندازه ي خود سانس فيلم مي شه!!! حالا اين صف هيچ ربطي هم به وقت خاصي از روز نداره ها! ساعت 12 ظهر هم كه بري يه كيلومتر صفه!!

برای خريد آنلاين کتاب اين سايت هم خوبه . من چند بار ازش کتاب خريدم .
http://www.adinehbook.com

سر آن ندارد امشب که برآيد آفتابي / تو خود آفتاب خود باشو ....

سلدا

با نظر دخترك موافقم. منم چون گفتي ازشون خريد كردم.

ارسال نظر